تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۱  ، 
کد خبر : ۸۷۷۴۲

امام خامنه‌ای رهبری بی‌نظیر است

فؤاد پورعبادی اشاره: همزمان با حمله اخیر رژیم صهیونیستی به نوار غزه به لبنان رفته بودم. تقریباً اواخر هفته دوم جنگ بود که برای گرفتن وقت مصاحبه به دفتر شیخ نعیم قاسم، معاون دبیر کل حزب‌الله لبنان رفتم. پس از انجام مقدمات و هماهنگی‌های لازم، قرار شد فردای آن روز حدود ساعت 11 برای انجام مصاحبه به دفتر وی بروم اما حدود 2 ساعت قبل از موعد مقرر سه فروند موشک توسط افراد ناشناس از مناطق جنوبی لبنان به مناطق شمالی سرزمین‌های اشغالی پرتاب شد و همین موجب آماده‌باش کامل حزب‌الله شد. چرا که هر لحظه ممکن بود ارتش صهیونیستی پرتاب این سه موشک را بهانه قرار دهد و یک بار دیگر به لبنان حمله کند. به حالت آماده‌باش درآمدن حزب‌الله، موجب لغو شدن مصاحبه ما با شیخ نعیم شد اما یکی از کارکنان دفترش سوالات ما را گرفت و قول داد که در سریع‌ترین زمان ممکن مصاحبه را با معاون سیدحسن نصرالله انجام دهد و پاسخ‌ها را برای‌مان ارسال کند. وقتی به تهران برگشتیم حدود یک ماه و نیم، هر روز برای گرفتن پاسخ با لبنان تماس می‌گرفتیم. پافشاری ما بالاخره نتیجه داد و حدود یک هفته پیش جواب مصاحبه به دستمان رسید.

*سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد. جایگاه فعلی جمهوری اسلامی ایران را در منطقه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**ایران انقلابی توانست به دولتی بزرگ، مهم و تاثیرگذار در منطقه و همچنین به رمز و نماد ملت‌های مقاوم در برابر استکبار جهانی و به مانعی برای تاثیرگذاری این استکبار بر آزادی‌های سیاسی کشورها تبدیل شود. انقلاب اسلامی ایران توانست با این تجربه کوتاه خود در این سه دهه به جایگاه و موقعیت مهم و تاثیرگذاری دست یابد به طوری که هیچ طرح یا نقشه‌ای در منطقه اجرا و عملی نمی‌شود مگر اینکه جمهوری اسلامی عزیز نقشی اساسی و محوری در آن داشته باشد.
ایران برای خود شعار نه شرقی نه غربی را برگزید و توانست در اجراء تطبیق و پایبندی به این شعار موفق شود و همچنین توانست به کشوری با ویژگی‌های منحصر به فرد تبدیل شود به طوری که هیچ کس نمی‌تواند جایگاه ایران را بین نظام‌های سیاسی و ملت‌های منطقه انکار کند. این مساله از آن جهت اهمیت دارد که منطقه را به اداره خود قادر می‌سازد و به دور از تاثیرات بین‌المللی که آزادی، ثروت و جایگاه آن را سلب کرده است، توانا می‌کند.
ایران انقلابی امروز الگو و الهام‌بخش و تجربه‌ای متشعشع و درخشان است که پرچمدار اسلام بوده و توانسته این مضمون و فعل را به طور کامل و دقیق عملی و اجرا کند به طوری که با عصر جدید نیز همخوانی داشته باشد و در برابر مشکلات و موانع ایستادگی و مقاومت کند.
*نقش انقلاب اسلامی ایران و رهبران آن در به وجود آمدن جنبش‌های اسلامی در منطقه بویژه لبنان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**بدون شک بر همان آشکار است که پیروزی انقلاب اسلامی عزیز در ایران تغییرات عظیم و گسترده‌ای را در منطقه به وجود آورد. پیش از آن، ملت‌های منطقه آزار و اذیت‌های فراوانی دیده و سختی‌های بسیاری را چشیده بودند به طوری که احزاب، اندیشه‌ها و دیدگاه‌های مختلف و گوناگونی چه از مناطق دیگر و چه از تولید و ساخت داخل، در عرصه قد علم کرده بودند اما هیچ یک از این‌گونه تحرکات رنگارنگ و مختلف نتوانسته بود تغییری جدی و اصلاحات عملی و اساسی ایجاد کند، در حالی که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تمام جنبش‌ها، شخصیت‌ها و گروه‌های مختلف به سمت آن روی آوردند و از آن درس‌ها آموختند و الهام‌بخش آنان شد و می‌توانم بگویم، جنبش اسلامی معاصر، شادابی، گستردگی، جایگاه و اعتبار خود را مدیون انقلاب اسلامی است. جنبش اسلامی این جایگاه خود را پس از سال‌های طولانی تلاش و فعالیت انقلاب اسلامی برای گسترش دین مبین اسلام به دست آورد.
اما در لبنان بر هیچ کس پنهان نیست که حزب‌الله با بیعت و لبیک گفتن گروهی از افراد دینی و مومن به آرمان‌های امام خمینی (قدس‌سره‌الشریف) تاسیس شد و به وجود آمد، پشتیبانی و حمایت امام(ره) و رهبری ولی فقیه از لحظه اول تاسیس حزب‌الله وجود داست و حزب‌الله نیز از روش، تجربه و اندیشه‌های انقلاب و نیز از نگاه و دیدگاه روشن امام خمینی(قدس‌سره‌الشریف) استفاده زیادی کرد و بهره بسیاری برد و می‌توان گفت، حزب‌الله توانست راه آزادی، نقش حقیقتی و جایگاه واقعی خود را به برکت الهام گرفتن از انقلاب اسلامی و گرایش و راه استقامت و صبر به دست آورد و این در حالی است که همزمان، آزادی برای مردم و توانایی مقاومت در برابر اشغالگران را نیز به دست آورده است.
*رمز و راز واقعی پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(قدس‌سره‌الشریف) را چه می‌دانید؟
**راز اصلی پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)، وجود ارتباط صادقانه با خداوند متعال و نیز پیروزی و حرکت براساس راه و روش اسلاک اصیل محمدی است زیرا مشکل اصلی که بسیاری از اصلاح‌گرایان و رهبران با آن مواجه شدند این بود که برداشت درستی از اسلام واقعی نداشتند یا اگر به برداشت درستی رسیدند، لوازم و ابزار مورد نیاز و شرایط برای آنها فراهم نبود و نیز جرات و شهامت کافی و در کنار آن عشق اللهی که بتواند اعتماد به نفس برای دستیابی به پیروزی الهی را به ارمغان بیاورد، نداشتند. از همین رو می‌‌توان گفت این پیروزی بزرگ از آرزوی پیامبران بود و به دست امام خمینی(ره) به ثمر رسید و این به معنی آن است که آنچه امام خمینی(ره) انجام داد و راه و روشی که سیر کرد همان راه درستی است که رهبران مختلف و ملت‌های گوناگونی می‌توانند طی کنند تا ان‌شاءالله تعالی به پیروزی دست یابند. البته با در نظر گرفتن برخی شرایط موجود که در هر زمان وجود دارد.
*نقش اندیشه امام خمینی(ره) در بیداری جوانان در جهان عرب و جهان اسلام را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**امام خمینی(ره) توانست با راه و روش کامل و جامعه خود، اسلام را زنده کند. در گذشته با یک دیدگاه اسلامی تک‌بعدی مواجه بودیم به طوری که یک دسته‌ای از افراد به اسلام به دید یک دین تعبدی که فقط برای عبادت کردن است نگاه می‌کردند و دسته‌ای دیگر به آن از دید سیاسی می‌نگریستند و اما دسته سوم می‌پنداشتند که داشتن اخلاق و رفتار و مرام اسلامی در معاملات و داد و ستدها اساس دین مبین اسلام است اما امام خمینی(ره) آمد تا به همگان بگوید که اسلام یک دین کامل و متکامل است، چه در نماز، عبادت، سیر و سلوک، سیاست و... هیچ تفاوتی میان این ابعاد قائل نیست بلکه حق همه آنها را ادا می‌‌کند، یعنی «سیاست عین دیانت ماست و دیانت عین سیاست ماست» و هیچ اختلافی میان آن نیست و این امر ما را به وحدانیت حقیقی و واقعی می‌رساند. این اندیشه امام خمینی(ره) در میان جوانان جهان اسلام و جهان عرب منتشر شد و آنان یک تجربه جدید را مشاهده کردند و برداشت تازه‌ای را درک کردند به طوری که گرد و غبار و برچسب‌های بد و توهین‌کننده را از دین اسلام کنار زد، چه آن دسته که توسط مستکبران به وجود آمده بود و چه آن برداشت‌های نادرستی که از اسلام شده بود یا حتی آنهایی که نابجا فهمیده شده بود. امروز ما می‌بینیم که جنبش اسلامی در جهان عرب و جهان اسلام فعالیت و شادابی گسترده‌ای دارد و دارای دیدگاه روشنی است که با عصر حاضر همخوانی و برداشت‌های درستی از تعالیم اسلامی دارد، بدون اینکه آسیبی به آن تعالیم وارد کند یا آن را مورد ضربه قرار دهد و حتی بدون اینکه در لاک خود فرو برود و از میدان و عرصه دور شود. این قدرت و توانمندی را امام خمینی(ره) به جهان عرب و جهان اسلام بخشید.
*اندیشه امام خمینی(ره) چه نقشی در وحدت اسلام یا فراهم کردن زمینه برای آن داشت؟
**بدون شک بسیاری به یاد دارند نخستین کسی که اندیشه وحدت اسلامی را با این قدرت و تلاش و فعالیت گسترده طرح کرد، امام خمینی(ره) بود. ایشان این اندیشه را با اعلام هفته وحدت اسلامی در روز میلاد پیامبر(ص)، عملی ساخت به طوری که اهل سنت می‌گویند پیامبر(ص) 12 ربیع‌الاول متولد شد و شیعیان می‌گویند 17 ربیع‌الاول، از همین رو امام(ره) از روز 12 تا 17 ربیع‌الاول را هفته وحدت اسلامی نامید و آن را هفته‌ای برای شادی میلاد پیامبر(ص) برگزید تا از این طریق بتواند با کمک گرفتن و اقتدا به پیامبر اسلام(ص) اختلافات را به طور عملی و اجرایی از بین ببرد.
جمهوری اسلامی همچنین پس از پیروزی انقلاب همواره به برگزاری کنفرانس‌های گسترده و عدیده‌ای تحت عنوان «کنفرانس وحدت اسلامی» اقدام ورزیده است به طوری که تاکنون حتی یک سال هم نبوده که ما شاهد برگزاری این کنفرانس نباشیم و در آن اهل سنت و شیعیان را گردهم می‌آورند و از شخصیت‌ها و چهره‌های اسلامی که در گذشته در زمینه وحدت فعالیت کرده‌اند، دعوت می‌کند و به آنان اهمیت ویژه‌ای می‌دهد و نیز نشست‌هایی برای علمای دینی و اندیشمندان از مذاهب مختلف اسلامی بویژه از ایران برگزار می‌کنند تا با یکدیگر آشنا شوند و به گفت‌وگو بنشینند به نظر من هیچ کشوری در جهان تاکنون چنین کاری و به این حجم و با این جدیت مانند جمهوری اسلامی ایران انجام نداده است، از همین رو می‌توان گفت، اندیشه امام خمینی(ره) درباره وحدت اسلامی که آن را در نوشته‌ها، اظهارنظرات و سخنرانی‌های ایشان می‌بینیم و در متن کتاب‌هایش وجود دارد و نیز در مواضع ایشان نمودار می‌شود، نشان می‌دهد که موضوع وحدت اسلامی یکی از مسائل اصلی و اساسی نزد ایشان بوده و به «واعتصموا بحبل‌الله جمیعا و لاتفرقوا» اهمیت ویژه‌ای می‌دادند.
ایشان همواره این گفته را تکرار می‌کرد که: «وحدت به ما قدرت می‌دهد و این وحدت به حضور تمام مذاهب نیاز دارد.» امام خمینی(ره) به آنانی که به این مساله اهمیت نمی‌دادند، توجهی نمی‌کرد و حتی درباره علت رفتار برخی افراد که مانع وحدت اسلامی می‌‌شدند سوال می‌کرد زیرا معتقد بود که این کار بر مذاهب و اندیشه‌های افراد تاثیر نمی‌گذارد بلکه بر گام‌های عملی برای مقابله به مشکلات و موانع گوناگون تاثیر منفی می‌گذارد؟
*رابطه بین حزب‌الله و جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری امام خمینی(ره) و دبیر کلی سیدعباس موسوی را چگونه ارزیابی می‌کنید و گسترش و توسعه این رابطه در مراحل بعدی را چگونه می‌بینید؟
**شیهدی سیدعباس موسوی (رضوان‌الله تعالی علیه) از نخستین فرماندهان و رهبرانی بود که به ایران سفر کرد و هیچ سفری نبود که سیدعباس موسوی به ایران برود و در آن به دیدار امام خمینی(ره) نرود و این کار همواره تکرار می‌شد تا بر این رابطه تاکید کند و از آن بیاموزد. از همین رو امام نیز اهمیت ویژه‌ای به لبنان و موضوع مقاومت در برابر رژیم اشغالگر اسرائیل می‌داد و همواره رهنمودهایی را برای ثبات و دادن اطمینان به پیروزی ارائه می‌کرد و به عدم تسلیم شدن در برابر مشکلات و سختی‌ها اصرار می‌ورزید و به توکل و اعتماد بر خداوند متعال دعوت می‌کرد و اطمینان می‌داد که پیروزی از آن مومنان است.
پس از اینکه امام خمینی(ره) رحلت کرد و امام خامنه‌ای (حفظه‌الله) رهبری و ولایت را تحویل گرفت، مسیر اهمیت دادن به حزب‌الله و حمایت و پشتیبانی از آن را ادامه داد، همانطور که در زمان حیات امام خمینی(ره) نیز همین کار را می‌کرد. از همین رو رابطه حزب‌الله با امام خامنه‌ای (حفظه‌الله) نیز به همان شکل ادامه یافت و همین امر به ما انرژی و قدرت معنوی و تربیتی جدیدی داد تا بتوانیم مسیر صحیح و صراط مستقیم خود را ادامه دهیم. اعتماد بسیار زیادی نیز به رهبری حزب‌الله و رهبری سیدحسن نصرالله وجود داشته و همین امر موجب افزایش این اعتماد و رابطه دوستان، صادقانه و خالصانه مین حزب‌الله و جمهوری اسلامی ایران شده است.
*امام خمینی‌(ره) را برای‌مان در یک جمله و امام‌ خامنه‌ای (حفظه‌الله) را نیز در یک جمله توصیف کنید.
**امام خمینی(قدس‌سره) زنده‌کننده این دین در قرن بیستم و در عصر حاضر و امام خامنه‌ای (حفظه‌الله) رهبری بی‌نظیر است که توانست با عزت دینی، میدان را درنوردد.
*علل و عوامل به وجود آمدن روشی جدید در جهاد یعنی عملیات‌های استشهادی چیست و بفرمایید تاثیر این نوع عملیات‌ها بر روند مبارزه علیه رژیم صهیونیستی چه بوده است؟
**با به وجود آمدن و تاسیس حزب‌الله و آغاز حرکت جهادی علیه دشمن صهیونیستی باید به فکر راهی برای مبارزه می‌افتادیم که دشمن را به درد بیاورد و آن را متحمل خسارتهای بسیار زیادی کند. با توجه به اینکه تعدادمان کم و تجهیزات‌‌مان محدود است، از همین رو از آن جهت که جوانان حزب‌الله جزو آنانی هستند کهنه تنها به جهاد و شهادت ایمان دارند بلکه عاشق آن هستند، بر آن شدیم، راهی را انتخاب کنیم که به شهادت نزدیک‌‌تر باشد بویژه اینکه موجب دستیابی به اهداف مطلوب و موردنظر نیز بشود. این مساله از نظر بزرگان و فقها نیز جایز است. از همین رو اندیشه عملیات‌های استشهادی با ایمان به خدا و رسالت و نیز جهاد در راهش انسجام یافت و با توجه به اینکه براساس آرای فقها، این کار اقدامی شرعی به شمار می‌رود، از همین رو برادران، با زیر نظر گرفتن جوانان و تربیت آنها براساس ایمان، افرادی را که رغبت داشتند جان خود را در راه تقرب به خداوند متعال تقدیم کنند شناسایی می‌کردند. واقعیت این است که تعداد این جوانان که آمادگی این کار را داشتند بسیار زیاد بود اما از آن جهت که این نوع عملیات‌های استشهادی باید از پیش طراحی شده و برنامه‌ریزی‌شده باشد تا بیشترین خسارت و تلفات را بر دشمن وارد کند، تعداد عملیات‌های استشهادی که با استفاده از خودروی بمبگذاری‌شده انجام می‌شود از سال 1982 تا 2000 از 10 عملیات فراتر نرفت. البته برخی از عملیات‌ها هجومی و برخی نبردها و کشتارها خود نوعی عملیات استشهادی به شمار می‌رود اما بدون خودروهای بمبگذاری‌شده انجام می‌شود زیرا نزدیک بودم مجاهدان به دشمن مانع از استفاده خودرو می‌شود و به دلیل وضعیتی که در به وجود آمدن عملیات‌های استشهادی در راه خداوند متعال و با این روش جان بر کفی، تاثیر گذاشت بخشی جداناپذیر از تربیت اسلامی جهادی و از اجازه علمای دینی و فقیهان است و همین تاثیر بسیار زیادی بر رژیم صهیونیستی گذاشت زیرا هیچ کاری نمی‌تواند با این استشهادیون بکند. رژیم صهیونیستی بمباران می‌کند و می‌کشد تا بقای حیات و زندگی آنان را تهدید کند اما اگر فردی خودش جهاد را پذیرفته و قربت‌‌الی‌الله خواهان شهادت است و اصلا به دنبال بقای حیات و ادامه زندگی نیست، درا صورت ابزار تهدید دشمن از بین می‌رود و وزنه به طرف مقاومت برمی‌گردد و جبهه به نفع او می‌شود، بنابراین دیدیم که مقاومت اسلامی در لبنان توانست دشمن را بلرزاند و او را شکست دهد و بر اعتماد به نفس مردم بیفزاید و بر تمام تلاش‌های دشمنان غلبه کند.
*آیا می‌توانید علل معنوی و دلایل غیرمادی پیروزی مقاومت اسلامی حزب‌الله در جنگ 33 روزه 2006 میلادی بر دشمن صهیونیستی را شرح دهید؟
**نباید فراموش کنیم که علت و عامل اصلی و پشت پرده پیروزی بزرگ الهی حزب‌الله در جنگ 33 روزه 2006 خود خداوند عزوجل بوده که در قرآن کریم می‌فرماید: «و کان حقا نصرالمؤمنین؛ بر ماست که مومنان را پیروز کنیم» و در آیه‌ای دیگر نیز می‌فرماید: «یا ایهالذین آمنوا ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم؛ ای کسانی که ایما آورده‌اید، اگر نصرت و پیروزی را از خداوند بخواهید، خداوند نیز شما را ثابت قدم خواهد کرد». ما نیز معتقدیم که نیروهای مقاومت آنچه را که داشتند و در حد توانشان بود، با امکانات محدودشان ارائه کردند و خداوند متعال نیز قلب مومنان را پایدار و تثبیت کرد و ترس را در دل کافران انداخت و به مومنان کمکی کرد که ما از آن آگاه نیستیم اما آنچه ما می‌دانیم این است که پیروزی‌ای که به دست آمد شبیه یک معجزه بود و این چیزی است که ما به آن ایمان داریم.
جوانان ما در جبهه احساس می‌کردند که فرشتگان به آنان کمک می‌کنند. آنان در حالتی آرام با وجود تمام بمباران‌ها و ویرانی‌ها آرامشی تمام داشتند. آنان گاهی با برخی حوادث و وقایع غیرقابل پیش‌بینی و نیز تعجب‌برانگیز مواجه می‌شدند که به دور از تصورشان بود، از همین رو به دشمن حمله می‌کردند و ضربات سنگینی به آنان وارد می‌آوردند و تعدادی از‌ آنان را می‌کشتند، با وجود اینکه اگر با دید مادی به آن حوادث نگاه کنیم می‌بینیم که به هیچوجه قابل انجام دادن و عملی نیستند.
این از توفیقات خداوند سبحانه و تعالی و از الطاف خفیه‌ای بود که ما آن را در طول جنگ احساس و لمس کردیم. جوانان ما حمایت و پشتیبانی پیامبر اکرم(ص) و ائمه(علیه‌السلام) را احساس می‌کردند، از همین روز این مساله را نمی‌توان توصیف کرد بلکه فقط می‌توان آن را احساس کرد.
*آیا وجه تشابهی بین حمله رژیم صهیونیستی علیه لبنان در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه علیه غزه وجود دارد، وجه تشابه مقاومت در این دو نبرد چگونه بود؟
**تشابه بین حمله رژیم صهیونیستی به لبنان و غزه، به اهداف این رژیم ارتباط دارد یعنی کشتن و از بین بردن روح مقاومت و محو کردن هرگونه اعتراض به اشغالگری و تسلط و تجاوز و اشغالگری رژیم اسرائیل بر سرزمین‌های اسلامی. از همین رو وقتی رژیم صهیونیستی به لبنان حمله کرد، می‌خواست حزب‌الله را نابود کند و خودشان هم اعلام کردند که می‌خواهند مقاومت را پایان دهند و خدای‌ناکرده اگر به این هدف دست می‌یافتند، اندیشه مقاومت در منطقه از بین می‌رفت. همچنین هنگامی که وارد جنگ غزه شدند، هدف‌شان کشتن روح مقاومت بود و بدون شک این مساله تاثیر بسیار بزرگی در داخل فلسطین گذاشت زیرا فلسطینیان در برابر سرزمینی بودند که به طور کامل اشغال شده بود، از همین رو آنان را در برابر مساله‌ای دشوار و واقعه‌ای سخت قرار داد و اگر پیروز می‌شدند مقاومت‌شان ادامه می‌یافت و اگر خدای‌ناکرده شکست می‌خوردند، مقاومت به طور کامل از بین می‌رفت و برای اینکه دوباره به وجود می‌آمدند، باید مشکلت بسیار سخت و دشواری را تحمل می‌کردند، خداوند را شاکریم که دشمن صهیونیستی در هر دو جنگ شمست خورد و بر همگان آشکار است که مقاومت همچنان در لبنان و فلسطین دارای روح جهادی است. وجه تشابه مقاومت در لبنان و غزه این بود که مقاومت در لبنان توانایی وارد کردن بیشترین خسارت را بر دشمن داشت و با جرات، شهامت، اعتماد به نفس، صبر و اراده حرکت می‌کرد و مقاومت در غزه نیز دارای روحیه ایستادگی، آمادگی برای از جان‌گذشتگی و استقامت بود و ما مقاومتی را در لبنان و غزه شاهدیم که دارای تفاصیل و جزئیات زیادی است که روش و دیدگاه کلی آن در مواجهه و مقابله با دشمن یکی است و این یک مساله مهم است زیرا این همان روح مقاومت اسلامی است که بحمدالله انتشار و گسترش آن در منطقه آغاز شده است.
*برای اینکه اینگونه حملات علیه فلسطین و لبنان و دیگر سرزمین‌های اسلامی تکرار نشود، اعراب و ملل اسلامی چکار باید بکنند؟
**تا زمانی که رژیم اسرائیل غاصب و کینه‌توز در منطقه وجود دارد ضمانتی وجود ندارد که اینگونه حملات تجاوزها تکرار نشود اما اعراب و امت اسلامی باید همواره از مقاومت حمایت و پشتیبانی و با طرح‌های صهیونیستی مقابله کنند و تمام تلاش خود را به خرج دهند تا این غده سرطانی موجب تخریب منطقه نشود و این به جهاد، صبر و سازندگی نیاز دارد تا بتوان با این مشکل بزرگ که موجب نگرانی منطقه است، مقابله و مواجهه کرد.
*بدون شک جنگ دیگری علیه لبنان رخ خواهد داد. با توجه به اینکه ارتش صهیونیستی در جنگ‌های 33 روزه و 22 روزه شکست خورد، پیش‌بینی می‌کنید جنگ بعدی چه زمانی رخ خواهد داد؟
**فقط خدا می‌داند که چه زمانی رخ می‌دهد اما می‌توانم بگویم تا زمانی که رژیم اسرائیل وجود دارد و دارای دیدگاه‌های تجاوزگرانه‌ای است، این به معنای آن است که ما باید همیشه آماده باشیم، چه در لبنان و چه در غزه و بدون شک این آمادگی ما زمان جنگ بعدی را به تاخیر می‌اندازد و به دلیل ترس ارتش صهیونیستی از مقابله و رویارویی با مقاومت، زمان آن نزدیک نخواهد بود. در هر صورت هر چقدر که ما قوی‌تر باشیم همانقدر احتمال تجاوز آنان کمتر می‌شود بویژه اینکه ارتش صهیونیستی به دلی ناتوانی در از بین بردن مقاومت، دچار ناامیدی و سردرگمی شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات