اخبار بر قدرتمند شدن دوباره گروه طالبان در افغانستان حکایت دارد و حتی برخی گزارش ها حاکی از آن است که طالبان هم اکنون بر حدود 70 درصد خاک افغانستان تسلط دارد.
تحولات جاری افغانستان بیانگر این هشدار برای غرب است که همه چیز به نقطه صفر و به زمان قبل از لشکر کشی آمریکا به افغانستان در سال 1380 نزدیک می شود . نکته مهم این است که حمله نظامی آمریکا و متحدینش به افغانستان به شکست منجر شده و صرف هزینه های سنگین مالی انسانی و نظامی غرب در افغانستان حاصلی در برنداشته است.
نکته مهم تر این است که آنچه در افغانستان می گذرد تاییدی بر این واقعیت می باشد که دوران پیشبرد اهداف غرب در سایه تهاجم نظامی و به کارگیری سلاح های پیشرفته به پایان رسیده است و غرب باید این تصور و برداشت ذهنی را که می تواند با تکیه بر زرادخانه اش به اهداف و امیال خود در نقاط مختلف جهان جامه تحقق بپوشد تغییر دهد.
شرایط در افغانستان به هیچ وجه برای آمریکا و دولت مورد حمایتش در این کشور مناسب نیست و هم اکنون بحران افغانستان به عنوانی میراثی شوم پیش روی باراک اوباما قرار دارد و وی در برابر اینکه چگونه با این بحران برخورد کند متساصل مانده است . آمریکا از یکسو اعلام کرده است حدود 30 هزار نیروی تازه نفس به افغانستان اعزام می کند و از سوی دیگر هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا از مذاکره و گفتگو با گروه طالبان حمایت کرده است . این برخورد متناقض سردرگمی سیاستگذاران دولت جدید آمریکا را مورد تایید قرار می دهد.
حامدکرزای رئیس جمهور افغانستان که اکنون هم از سوی طالبان هم از جانب آمریکا و هم از سوی مردم افغانستان تحت فشار است شرایط بغرنجی را سپری می کند. افزایش قدرت طالبان طبیعتا موقعیت کرزای را تضعیف کرده است و این شرایط فضا را برای افزایش انتقاد و حملات به دولت در داخل افغانستان مهیا نموده است .
یکی از مواردی که بهانه منتقدین کرزای است تا دولت را زیر حملات تند قرار دهند فساد اداری گسترده در ادارات و سازمانهای دولتی است .
از سوی دیگر آمریکائیها و متحدین غربی آنها نیز از چندی قبل انتقادات خود علیه کرزای را تشدید کرده و وی را به بی کفایتی در اداره بحران متهم نموده اند. بدیهی است که مقامات ناتو می کوشند برای شکست خود در افغانستان توجیه و دلیلی بتراشند تا خود را از زیر ملامتها و فشار افکار عمومی کشورهای خود رها سازند و در این بین بی کفایت معرفی کردن کرزای شاید بتواند تا حدودی به آنها در این مسئله کمک کند.
طالبان که در جنگ سال 1380 به شدت تضعیف شد اکنون به موقعیتی رسیده است که پیشنهاد مذاکره از سوی دولت افغانستان را رد می کند. سران طالبان اعلام کرده اند در صورتی با دولت وارد مذاکره می شوند که نیروهای غربی از افغانستان خارج شوند.
گرچه در مورد اینکه چه کسی و یا کشوری حامی اصلی طالبان است هنوز ابهام وجود دارد ولی آنچه که محرز شده است برخی کشورهای خارجی و منطقه هم از لحاظ اطلاعاتی و هم مالی این گروه را پشتیبانی می کنند.
در مورد هویت « طالبان » باید گفت گروهی از شبه نظامیان افغانستان هستند که دارای عقاید مذهبی افراطی بوده و وابسته به مکاتب حنفی و وهابی هستند . این گروه برای نخستین بار در مهر 1373 با تصرف برق آسای منطقه « اسپین بولدک » ولایت قندهار افغانستان خود را مطرح ساختند و به سرعت با شعار « جهاد با شرک و کفر » پیروان زیادی در افغانستان و منطقه مرزی پاکستان پیدا کردند. طالبان در ادامه در کمتر از یکسال و نیم سه چهارم خاک افغانستان را تصرف کردند . در شهریور 1375 کابل را نیز با اندک مقاومت تحت سلطه خود در آورده و حکومت خود را با نام « امارت اسلامی » تشکیل دادند و ملا عمر رهبر این گروه نیز خود را « امیرالمومنین » نامید.
کشورهای پاکستان امارات متحده عربی و عربستان اولین و تنها کشوری بودند که طالبان را به رسمیت شناختند که همین امر می تواند تا حدود زیادی ردپای حامیان اصلی این گروه را مشخص سازد. طالبان پس از تسلط بر افغانستان با پیش گرفتن رفتارهای افراطی چهره ای بسیار خشن و غیر واقعی از اسلام به نمایش گذاشته و به اعمالی دست زدند که به شدت هم از سوی اکثر مسلمانان و هم از سوی جامعه بین المللی تقبیح شد و همین مسئله بهانه و زمینه لازم را برای لشکرکشی آمریکا به افغانستان فراهم ساخت .
جرج بوش با سواستفاده از فضای تنفر جهانی از طالبان و البته با هدف محقق ساختن مقاصد امپریالیستی آمریکا به افغانستان حمله کرد که شکست این اقدام هم اینک مسجل شده است و این گروه افراطی با بهره برداری از انزجار مردم افغانستان از اشغالگری و حضور بیگانگان سوار بر موج شده و به صحنه بازگشته است .