دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور ـ عضو هیات علمی دانشکده روابط بینالملل
هر چند که جنبه های تصویری دیدار چاوز و اوباما و دادن کتاب »رگ های باز« نوشته ادواردو گالینو Edurdo Galeano توسط رئیس جمهور ونزوئلابه ریاست جمهوری آمریکا در اجلاس سران کشورهای آمریکای لاتین در بندر اسپانیا در جزیره کارائیب نشین ترنیداد و توباگو در آخرین روزهای فروردین ماه، بیشترین توجه های رسانه ای را به خود جلب کرد، اما دیدارها، سخنان، و نحوه تعامل اوباما با بیش از 30 نفر از روسای دولت های آمریکا لاتین و همچنین اقدامات او قبل از این سفر را می توان در سطح عمیق تری مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و این پرسش را مطرح کرد که به طور کلی سیاست خارجی اوباما درباره آمریکای لاتین چیست؟
عناصری از این سیاست قطعا تداوم سنت های تاریخی روابط ایالات متحده آمریکا و کشورهایی قاره لاتین می باشد که با دکترین مونروئه پنجمین رئیس جمهور آمریکا در 1823 تا به امروز ادامه دارد. اما تحلیل سیاست خارجی اوباما در رابطه با آمریکای لاتین در برگیرنده عناصری از نگاه وی به مجموعه کلان تعاملات بین المللی آمریکا می باشد، لذا دقت در رفتار اوباما در مناسبات با آمریکای لاتین تا حدودی روشن کننده تصویر حرکت های دیگر آمریکا نیز می باشد.
دیدار اوباما از مکزیک، حضور او در پنجمین اجلاس سران آمریکای لاتین با تم »امنیت« بخشیدن به آینده شهروندان از طریق توسعه ثروت انسانی، امنیت انرژی و پایداری محیط زیست و همچنین دستورالعمل اوباما به وزرای خارجه، خزانه داری و بازرگانی آمریکا درباره رفع برخی از محدودیت ها در روابط بین آمریکایی هایی کوبایی تبار و اقوام خود در کوبا مورخ 13 آوریل 2009 را می توان با عنوان گفتمان آمریکای لاتینی اوباما مفهوم بندی کرد. در این گفتمان سه رویکرد قابل توجه وجود دارد که عبارتند از: »نقدگرایی«، »ترمیم گرایی« و »نهادگرایی«.
اوباما در مجموع سیاست خارجی گذشته آمریکا در رابطه با آمریکای لاتین را به نقد کشیده است. اوباما صراحتا از عدم جوابگویی سیاست های آمریکا در 40 سال گذشته در خصوص کوبا و شکست آنها سخن می گوید. او فراتر رفته و می گوید رفتار پیشین آمریکا با اشتباهاتی همراه بوده و این رفتار تولید عدم اعتماد کرده است در عین حال اوباما در سخنرانی خود در اجلاس سران تاکید کرد که در گذشته نباید قفل شد و از گذشته باید عبور کرد. نقد گذشته پذیرش اشتباه و گذر از مسیرهای نادرست پیشین دومین رویکرد اوباما در گفتمان سیاست خارجی در رابطه با آمریکای لاتین را روشن می کند و آن ترمیم گرایی است.
در گفتمان اوباما، ترمیم نه فقط امکان پذیر بلکه ضروری است و حتی با چالش هایی همراه می باشد که نباید آن چالش ها را مانع ترمیم دید. روح ترمیم گرایی بر تمام سخنان و رفتارهای اوباما در سفر آمریکای لاتین مخصوصا در خصوص آن دسته از کشورهایی که آمریکا با آنها مساله دارد. مانند کوبا و ونزوئلابرجسته بود. در یک ارزیابی کلان، بی تردید اوباما در جهت ترمیم رابطه مخصوصا با این دو کشور به طور نسبی موفق بود. رهبری کوبا، درخواست اوباما را در مورد سیاست تعامل گرایانه جدید، با دید مثبت برخورد کرد و ونزوئلاو آمریکا به اعزام سفیرهای فراخوانده شده دست زدند. اینها محصول و دستاوردهای روش اوباما در ترمیم گرایی است. کارلوس رانجل Carlos Rangel نویسنده اهل ونزوئلا، کتابی با عنوان »آمریکای لاتینی ها: رابطه عشق و تنفر با آمریکا« دارد. اگر توصیف او را دقیق قلمداد کنیم، اوباما در این سفر توانست تا حدودی تنفر ایجاد شده از بوش را ترمیم کند، به گونه ای که در تاریخ روابط آمریکا و آمریکای لاتین کمتر نمونه ای از آن را می توان سراغ گرفت.
سرانجام، سومین رویکرد در گفتمان اوباما، نهادگرایی است. اوباما در نگاه به آمریکای لاتین، نه فقط در قالب روابط دوجانبه بلکه از قاعده مشترک و سرنوشت مشترک و تقویت نهادهای منطقه ای سخن گفت. شایان ذکر است که مجموعه گسترده ای از نهادهای منطقه ای در قاره آمریکا با فعالیت های گسترده وجود دارد که سازمان کشورهای آمریکایی موسوم به (OAS) فراگیرترین آنهاست. حضور اوباما در این اجلاس، توام با برجسته کردن نهادگرایی در سیاست خارجی آمریکاست نقدگرایی، ترمیم گرایی و نهادگرایی در گفتمان اوباما با چالش هایی در درون و برون آمریکا روبه رو است. هر چه هست در کنش و واکنش بین گفتمان اوباما و چالش ها، پویایی جدیدی در منطقه آمریکای لاتین قابل مشاهده است.