تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۱  ، 
کد خبر : ۸۸۱۴۳

چرا پاکستان خطرناک است؟


سپردن منطقه سوات به دست افراط گرایان در پاکستان، مسأله اى است که نمى توان به سادگى از کنار آن گذشت. در ۱۶ فوریه ،۲۰۰۹ دولت مرکزى پاکستان توافقنامه اى را با گروه افراط در منطقه سوات به امضا رساند که به آنها اجازه داد تا با توجه به قوانین شریعت در این منطقه به حکمرانى بپردازند.
به گزارش دیپلماسى ایران نیروهاى طالبان به مدت بیش از دو سال بود که در راستاى برقرارى سیستمى جدید در دره سوات، این منطقه را به آشوب کشیده بودند. شرط اصلى دولت مرکزى پاکستان براى امضاى این توافقنامه، خلع سلاح نیروهاى افراطى در منطقه سوات بود. اما شرایط حتى در این راستا نیز حرکت نکرد و درحالى که یوسف رضا گیلانى نخست وزیر پاکستان در آمریکا به سر مى برد، آصف على زردارى رئیس جمهور پاکستان پس از فشارهاى هم حزبى ها و قانونگذاران کشور بدون توجه به عدم خلع سلاح افراط گرایان در این منطقه آیین نامه را امضا کرد. اعلام این توافق بعد از تایید پارلمان توسط رئیس جمهور در پاکستان اولین موفقیت براى جریان افراط است. تا امروز تمامى پیروزى هاى جریان افراط در پاکستان جنبه نظامى داشت و اکنون این یک موفقیت سیاسى براى آنها به شمار مى رود.
آنها با تکمیل کردن پیروزى هاى نظامى اکنون به پیروزى سیاسى دست پیدا کرده اند، خصوصا که جغرافیاى این پیروزى سیاسى خارج از مناطق قبیله اى است و در حقیقت یک مکان نزدیک به پایتخت است. سوات تنها ۱۶۰ کیلومتر با اسلام آباد فاصله دارد. منطقه اى است زیبا و توریستى که امروز حتى مدارس دخترانه آن تعطیل شده است و قوانین شریعت در آن اجرا مى شود. این حادثه تقریبا همان اشتباهى که یک بار در منطقه موسى قلعه هلمند اتفاق افتاد که هم حکومت مرکزى افغانستان و هم برخى از کشورهاى غربى پشت این تفکر بودند و بعدها همگى فهمیدند که این مسأله اشتباهى بیش نیست و هزینه هاى زیادى را به مردم افغانستان و منطقه تحمیل کرد. امروز هنوز معلوم نیست این اشتباه دولت هاى غربى و دولت مرکزى در پاکستان چه حجمى از منطقه را تحت تاثیر قرار خواهد داد و بهاى این اشتباه را چه کسانى و چگونه پرداخت خواهند کرد. چرایى این توافقنامه را مى توان به دو مسأله مربوط دانست: اول اینکه دولت مرکزى اکنون بسیار ضعیف است ضعف دولت مرکزى مى تواند اصلى ترین دلیل این توافقنامه باشد. عده اى بر این عقیده اند که این ضعف دولت مرکزى به زودى دولت را از پاى در خواهد آورد و این ۶ ماهه آخر حیات دولت مرکزى پاکستان است.
پاکستان کشورى است هسته اى که فروپاشى دولت مرکزى آن هم در شرایطى که جریان افراط خود در سرزمین هایى از این منطقه حکمرانى مى کند مى تواند بسیار خطرناک باشد. مسلما نه تنها دولت هاى غربى بلکه هیچ یک از کشورهاى جهان نمى توانند جهانى را تصور کنند که طالبان با در دست داشتن سلاح هاى هسته اى، هر کجا که بخواهد لشگر خود را پیاده کند. من فکر نمى کنم که حتى اگر تسلیحات هسته اى پاکستان به دست طالبان بیافتد، بخواهد از آن استفاده کند، بلکه به راحتى مى تواند نیروهاى خود را هر کجاى دنیا که بخواهد پیاده کند و جنگى را که علیه جهان آغاز کرده است به نفع خود به پایان برساند. این مسأله درگیرى ذهنى کشورهاى غربى هم هست اما با توجه به حرکت هاى غلط غرب در گذشته در این منطقه مى دانیم که آنها تاکنون نتوانسته اند شناخت درستى از آنچه در افغانستان و پاکستان مى گذرد به دست آورند و همچنان به اشتباه هاى خود ادامه مى دهند، بنابراین تعجبى نخواهد داشت که حرکت بعدى آنها نیز در راستاى همین برداشت هاى غلط باشد. نگاه سطحى به مسائل این منطقه به خصوص پس از جریان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ سبب شد تا همواره برنامه ریزى هاى داخلى و خارجى در پاکستان با شکست روبه رو شود.
این شکست ها همراه با یک مدیریت ضعیف چه از طرف دولت مرکزى پاکستان و چه از طرف دولت هاى خارجى حاضر در منطقه سبب شد تا وضعیت روز به روز وخیم تر شود. نگرانى در این خصوص آنجا فزونى مى یابد که در این صفحه شطرنج مهره دیگرى براى دفاع باقى نمانده است و با یک حرکت اشتباه، شاه بازى کیش مات مى شود. دومین دلیل حوادث اخیر درک نادرست برخى از کشورهاى غربى از شرایط موجود در منطقه، بخصوص در پاکستان و افغانستان است. آمریکا با حمله به افغانستان براى نابودى طالبان این منطقه را وارد جریانى کرده است که مقابله با آن روز به روز دشوارتر مى شود. پس از این توافقنامه برخى با بیان این مطلب که امضاى این توافقنامه به بازسازى طالبان در این منطقه و نفوذ دوباره و بیشتر در افغانستان منجر خواهد شد از آن انتقاد کردند، اما با توجه به آمارى که وجود دارد طالبان و یا همان گروه افراط چه خود را بازسازى بکنند و چه نکنند، در آنجا داراى قدرت و توانایى است. بخشى از این قدرت، قدرت خودشان است و بخشى هم مربوط است به برنامه هاى اشتباهى که طرف مقابلشان در این مدت پیاده کرده است و باعث تحریکشان شده است. مسأله اى که بیش از بازسازى طالبان در منطقه خطرناک است این واقعیت است که طالبان یک گروه و یک تفکرى است که تنها به منطقه سوات بسنده نخواهد کرد و پس از مدتى مسلما سهم بیشترى از این کیک را طلب خواهد کرد. در این شرایط است که وضعیت منطقه بیش از گذشته رنگ وحشت به خود مى گیرد. در واقع نزدیکى به اسلام آباد یعنى نزدیکى به سلاح هاى هسته اى پاکستان.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات