محمد پهلوانی
ادعای دیگر روزنامه اعتماد ملی مبنی بر ترسیدن آقای توکلی و اصولگرایان از عواقب انتخاباتهای آینده و استناد به انتخابهای اخیر و بیان اینکه "مردم در 3 انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا و مجلس خبرگان رهبری، انتخابات نظام مهندسی و اتاق بازرگانی نشان دادهاند که مجددا به اصلاحطلبان اقبال کردهاند" نیز خالی از اشکال نیست. نویسنده محترم و همچنین اصلاحطلبان و رسانههای منتسب به آنها بلافاصله بعد از انتخابات 24 آذر به جهت آنکه میدان رقابت را واگذار نکنند و با تکیه بر ترفندهای ژورنالیستی و با بهرهبرداری از کثرت رسانههای نوشتاری که در اختیار دارند به صورت هماهنگ ندای پیروزی سر دادند و حال آنکه واقعیت امر به گونهای دیگر بود.
ـ یکی از تبلیغات بسیار گستردهای که اصلاحطلبان بر روی آن بسیار مانور دادند آن بود که چهار نفر از نامزدهای مورد حمایت آنها به شورای شهر تهران راه پیدا کردهاند. حال آنکه در واقع سه نفر از نامزدهای آنها به شورای شهر راه یافته بودند چرا که رای قهرمان مردمی و ملی کشور جناب آقای ساعی را نباید به حساب اصلاحطلبان واریز کرد. جناب آقای هادی ساعی یک چهره مردمی و ملی است که غالب واجدین شرایط تهرانی فارغ از گرایشات سیاسی به ایشان رای دادهاند. مضافا اینکه عملکرد صدا و سیما در پخش مسابقه ایشان در ایامی که از لحاظ قانون انتخابات، پخش هرگونه تصویر له یا علیه نامزدهای انتخاباتی ممنوع بود را نباید در جهتگیری آرا بیثمر دانست. این مدعا که آرای آقای ساعی به خاطر موفقیتهای ورزشی او بود، با ملاحظه آرای جناب آقای علیرضا دبیر نامزد کاملا مستقل و بدون پشتوانه حزبی تائید میشود. آقای هادی ساعی با اخذ 384 هزار و 358 رای به عنوان پنجمین منتخب مردم تهران انتخاب شد و جناب آقای علیرضا دبیر نامزدی که تا اواسط ایام تبلیغات بخش قابل ملاحظهای از مردم تهران از نامزد بودن ایشان مطلع نبودند، با اختلاف 2 رتبه از آقای ساعی با اخذ 306 هزار و 809 رای به عنوان هفتمین منتخب مردم تهران برگزیده شد.
ـ همچنین آرای اصلاحطلبان در حالی بود که متاسفانه اصولگرایان به خاطر برخی مسائل و سوءتدبیرها با سه فهرست در عرصه انتخابات شوراها در تهران حضور یافتند که تاثیرات فراوانی را در شکست آرای اصولگرایان داشت، اما اصلاحطلبان با لیست واحد در انتخابات حضور پیدا کرده بودند.
ـ مضافا اینکه برخلاف دعاوی فعالان و رسانههای اصلاحطلب در انتخابات خبرگان رهبری نیز به مراتب شرایط نامطلوبتری از شوراها داشتند. برای اینکه در تهران و اغلب شهرهای دیگر هیچیک از نامزدهای اختصاصی اصلاحطلبان مورد اقبال و عنایت مردم برای حضور در مجلس خبرگان رهبری قرار نگرفتند و ادعاهای پیروزی 40 یا 70 درصد(1) اصلاحطلبان در مجلس خبرگان رهبری صرفا شانتاژ خبری کذب بود.
به علاوه آنکه نویسنده محترم ستون سرلوحه باید مستحضر باشند که نظام مهندسی و اتاق بازرگانی... ارتباطی به ملت و توده مردم ندارد چرا که این انتخابات کاملا تخصصی و کمگستره است. با همه احوال در این دوره نیز ریاست اتاق بازرگانی به جناب آقای خاموشی واگذار شد که این امر دلیلی محکم بر چینش آرای اتاق بازرگانی است.
مضافا اینکه کاربری معکوس واژگان نیز از لحاظ منطقی پسندیده نمیباشد. چرا که تعمیم آرای مردم تهران به کل کشور و ادعای آنکه "مردم" به اصلاحطلبان اقبال کردهاند گرفتاری در چنبره مغالطات است و این نوع ارائه تحلیل به کار بستن مغالطه تعمیم شتابزده (hasty generallzation) است.
در بخش دیگر، ایشان ادعای بسیار جالبی را مطرح می کنند که به "رای مردم نیز احترام بگذارید و نتیجه هر چه بود تمکین نمایید. ما در گذشته چنین کردهایم. رای و نظر مردم را بر جان خریدیم"!!
این ادعای ایشان با سیره عملی اصلاحطلبان در تضاد و تناقض است. چرا در هفته دوم انتخابات ریاست جمهوری 84 به مجرد آنکه اقبال ملت ایران را نسبت به آقای دکتر احمدینژاد یافتند، از سنگینترین هجمهها، اکاذیب و... علیه ایشان بهره جستند. پس از آنکه رای ملت نمایان شد و آقای احمدینژاد با رای قاطع ملت بر مسند خدمتگزاری نشست، اصلاحطلبان در صحت انتخابات تردید کردند و دعاوی غیر مستند خود را با بهرهگیری از کثرت رسانهایشان به صورت گسترده منتشر ساختند. چنانچه جناب آقای مهدی کروبی در نامهای سرگشاده(2) به آقای خاتمی چنین کردند. مفهوم قواعد "دموکراتیک" و تمکین به رای ملت پس از انتخابات سال 84 معنایی بس غریب دارد. معلوم است که صحبتهای آقای بهزاد نبوی مبنی بر اینکه "هیچکس احمدینژاد را رئیسجمهور نمیداند، هیچکس حداد را رئیس مجلس نمیداند، یک چنین فردی الان رئیس مجلس ماست. اینها را من تشبیه میکنم به آقای حیدری مجری تلویزیون که با گوشیای که در گوشش هست هدایت میشود. رئیس مجلس و رئیس جمهوری ما این جوری هستند"(3) و دهها مورد دیگر در تحلیلها، بیانیهها، مصاحبهها و روزنامههای مدعیان اصلاحات، نشاندهنده بیاعتنایی آنها به رای واقعی مردم است. بنابراین برای دعاوی دموکراتیک اصلاحاتیان و دیگر شعارهایشان فرهنگ لغت جدیدی نگاشته شود!
با توجه به سیره رفتاری اصلاحطلبان و بویژه ادبیات حاکم بر روزنامه اعتماد ملی که ماهیت خود را در واکنش به مقاله آقای دکتر احمد توکلی و نیز در واکنش به مطالب مستند کیهان متجلی ساخته است، میتوان چنین نتیجه گرفت که دعاوی و شعارهای اصلاحطلبان فقط بر مدار شعار و مصلحتهای موقت سیاسی و انتخاباتی میچرخد و حقیقتا به صورت خلق و ملکه نفسانی آنها در نیامده است. البته این هشدار برای اصولگرایان نیز مطرح است که از تطابق گفتار و شعارهایتان با عمل حراست کنید وگرنه...