سیدمحمد شفیعی مازندرانی
نقش انگلستان در حجابزدایی
نقش استعمار پیر ـ انگلیس ـ در کشف حجاب بسیار روشن است. برای نمونه به عبارات ذیل توجه کنید:
«در مسألۀ بیحجابی زنان باید کوشش فوقالعاده به عمل بیاوریم، تا زنان مسلمان، به بیحجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند. باید به استناد شواهد و دلایل تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنیعباس بوده است و از سنّت اسلام نیست. مردم، همسران پیامبر (صلیالله علیه و آله) را بدون حجاب میدیدهاند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی دوش به دوش مردان، فعالیت داشتهاند.
پس از آنکه حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشقبازی و روابط نامشروع تشویق کنند و زنان غیر مسلمان، کاملاً بدون حجاب در میان آنان ظاهر شوند، تا زنان مسلمان از آنها تقلید کنند.» (1)
سفر رضاخان
رضاخان در 12 خرداد 1313 عازم ترکیه شد و کمال آتاترک، که او هم دستنشانده استعمار بود، از شاه ایران تجلیل شایستهای به عمل آورد. رضاخان مجذوب سیاستهای اسلامزدایی رهبر ترکیه شد و قول داد سیاست مبارزه با مذهب را در ایران دنبال کند و در نطق خود گفت: به واسطه برداشتن خرافات مذهبی در سلطنت من، امیدوارم هر دو ملت بعد از این، با یک روح صمیمیت متقابل، دست در دست هم داده منازل سعادت و ترقی را طی کنند.
وقتی او به ایران برگشت، تصمیم گرفت کشور را از لحاظ ظاهر به پای ترکیه برساند، تغییر کلاه، کشف حجاب، تأسیس دانشگاه با فرهنگ غربی، تمام اینها سوغات و ارمغان غرب بود، که از ترکیه به وسیله رضاخان در ایران به اجرا درآمد.(۲)
حرکت رضاخان
محمود جم، نخستوزیر شاه میگوید: پس از آنکه شاه مرا به سمت نخستوزیری منصوب کرد و کابینهام را با دستور شاه تشکیل دادم و مراسم معرفی وزرا انجام شد، وقتی خواستیم از حضور مرخص شویم، اعلی حضرت به من امر کردند: شما اینجا بمانید؛ کار مهمی دارم... .
بعد از سکوت و گذشت زمانی، اعلی حضرت رودرروی من ایستاد و فرمود: این چادر و چاقچورها را چگونه میشود از بین برد؟ دو سال است که این موضوع فکر مرا مشغول داشته، از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار میکنند، دیگر از هرچه زن چادری بود بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت ما است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید به احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد. من مدتی است به این فکر هستم که زن ایرانی در این قفس سیاه، دست و پایش را بسته است. اگر زن، امل و نفهم و محبوس باشد، چطور میتواند نسل خوب و شایسته پرورش دهد؟
عرض کردم: صحیح میفرمایید قربان! زن را باید از اندرون، بیرون کشید و زنجیر اسارت را از پای او برداشت.
فرمودند: چطور است این تحول را از اندرون دربار شروع کنیم؟ من فکری کردم و به عرض رساندم: اگر اجازه بفرمایید در روز افتتاح دانشسرای مقدماتی تهران، علیا حضرت، ملکه و علیا حضرت، شاه دختها، به اتفاق اعلی حضرت، در محل جشن حاضر شوند. ضمناً به همه بانوان وزرا و رجال دستور خواهیم داد که بدون حجاب در این جشن حضور یابند. این عمل، اولین قدم برای رفع حجاب خواهد بود. و زمینه برای اجرای نیات و مقاصد شاهنشاه و از بین رفتن چادر و چاقچور است.
اعلی حضرت گفتند: به شرط آن که موضوع، در هیأت دولت مطرح و تصویب شود، فکر خوبی است. همین حال بروید، در این باره فکر کنید که طرح لازم را بریزید. این انقلاب بزرگ باید با فکر و تدبیر صورت گیرد و این اصلاحات انجام پذیرد.
من موضوع را با همکاران خود در میان گذاشتم و گفتم اعلی حضرت مصمم هستند که به هر قیمتی شده این مشکل اجتماعی را از بین ببرند. پیشنهاد شد که وزرا در این باره 24 ساعت فکر کنند و دنباله مذاکرات و اخذ تصمیم به جلسه بعد که قاعدتاً در حضور اعلی حضرت تشکیل میگردد، موکول شد.
در جلسه بعد اعلی حضرت نیم ساعت صحبت کردند و از مزایا و اثراتی که کشف حجاب در پیشرفت مملکت خواهد داشت، مطالبی اظهار داشتند... و بعد افزودند: شرکت همه و دختران من در جشن افتتاح دانشسرای مقدماتی باید سرمشق برای همه زنان و دختران ایرانی مخصوصاً خانمهای شما وزرای مملکت باشد.
ممکن است در ابتدا این عمل سر و صدا و جنجال زیادی به پا کند؛ ملی به هر حال کاری است که باید انجام شود، ما با هوچیبازی و تعصبهای خشک نمیتوانیم کاروان ترقیات مملکت را عقب نگه داریم! زن باید از این چادر سیاه آزاد شود!
اقدامات خشونت بار رضاخانی
بالاخره رضاخان و دستگاه حاکمه او برای اجرای مأموریت نسخ فرهنگ دینی ملت مسلمان ایران در راستای کشف حجاب، اقدامات خشونتباری را انجام دادند که بخشی از آن به این شرح است:
1. محصلین دختران مدارس، از داشتن چادر و محجبه بودن، ممنوع شدند.
2. کلیه کارگزاران حکومتی در هر منطقهای موظف شدند همراه با همسرانشان بدون حجاب در مراسم و مجلس حاضر شوند.
3. معلمان زن، مجبور به حضور در کلاسها بدون داشتن حجاب بودند.
4. استانداران، فرمانداران و بخشداران، موظف به انعقاد مراسم متعدد به دعوت از روحانیون و تجار و افراد صاحب نفوذ، به آن مراسم، همراه با زنان خود بدون حجاب گردیدند.
5. به نیروهای شهربانی دستور داده شد که با توسل به قوه قهریه، حجاب را از سر زنان مسلمان بردارند و حتی روسری نیز ممنوع شد.
6. کلیه دارندگان وسایل مسافرت، از قبیل قطار و وسایل درون شهری مانند ماشین و درشکهها اجازه نداشتند خانمهای با حجاب را سوار کنند و گاهی آنان را مورد تمسخر قرار میدادند.
برخی از افراد که خود ماشین داشتند و مخالف برنامه کشف حجاب نیز بودند، جرأت سوار کردن دختران و خواهران با حجاب را نداشتند.
مبارزه با حجاب برتر
در خاطرات صدرالاشراف آمده است: در اتوبوس، زنان با حجاب را راه نمیدادند و در معابر پاسبانها با نهایت بیپروایی و بیرحمی از اهانت و کتک زدن به زنهایی که چادر داشتند فروگزاری نمیکردند.
حتی بعضی از مأمورین بخصوص در شهرها و دهات، زنهایی که پارچه روی سر انداخته بودند اگر چه چادر معمولی نبود، از سر آنها کشیده، پاره پاره میکردند و اگر زن فرار میکرد او را تا توی خانهاش تعقیب میکردند و به این هم اکتفا نکرده و اتاق زنها و صندوق لباس آنها را تفتیش کرده، اگر چادر از هر قبیل میدیدند پاره پاره میکردند، یا به غنیمت میبردند.(3)
در کتاب معارفالرجال آمده است: رضاخان موقعی که وزیر جنگ بود ـ در زمان سلطنت احمد شاه قاجار ـ به نجف اشرف رفت و علمای بزرگ آن روز نجف از قبیل آیات: سیدابولحسن اصفهانی، میرزاحسین نائینی، میرزامهدی پسر آخوند خراسانی، سید محمدعلی طباطبایی آل بحر العلوم و شیخ جواد جواهری را یک شب، دو ساعت به طول فجر مانده در حرم حضرت امیرمؤمنان (علیهالاسلام) جمع کرد و آنها با او درباره اوضاع ایران صحبت کردند. این مذاکرات در موقعی بود که زمینه خلع احمدشاه از سلطنت و روی کار آمدن رضاشاه در ایران فراهم میشد. علمای نامبرده در کنار ضریح مطهر حضرت امیر (علیهالسلام) با تأکید از او عهد و پیمان گرفتند که اگر به سلطنت رسید، در تمام رفتار و حرکاتش تابع نظر علما باشد و در مجلس شورای ایران پنج نفر از مجتهدین مبرز نظارت بر مصوبات مجلس داشته باشند و مذهب رسمی ایران مذهب جعفری باشد و او همه این عهد و پیمانها را قبول کرد و قول داد که همیشه تابع علمای اسلام باشد ولی وقتی که بر اریکه سلطنت نشست و بر اوضاع مسلط شد، تمام عهد و پیمانها را نادیده گرفت و مخالفت کرد.(4)
کلام امام خمینی (ره)
حضرت امام خمینی (ره) در دیدار با بانوان قم فرمودند: در زمان رضاخان که شاید اکثر شما یادتان نباشد ما شاهد چه صحنهها بودیم. در همین قم و نسبت به بانوان محترم این قم و در همه شهرها نسبت به بانوان محترم شهرها، این به تبع از کسانی که تعلیم به او میدادند به اسم کشف حجاب هتک حرمت اسلام، هتک حرمت مؤمنین، هتک حرمت بانوان ما را چقدر کرد و مأمورهای او با خانمها و با مخدرات ما چه کردند، چه سلوک و روسریهای آنها را ما شاهد اینها بودیم و شما هم شاهد این پسر بودید که به اسم این تمدن بزرگ با این مملکت چه کرد؟ (۵)
حضرت امام خمینی (ره) همچنین در دیدار با نماینده زنان مشهد یادآور شدند:
اصل و اساس بر این بود که انحراف درست کنند. اساس بر اصلاحات نبود، اساس این بود که نگذارند یک مملکتی رشد بکند و لهذا از آن میفهمیم که آن کشف حجابی که رضاخان به تبع ترکیه، به تبع غرب و مأموریتی که داشت، آن بر خلاف مصلحت مملکت بود و ما دیدیم که عضو فعالی که کار از او میآید، آنکه در این نهضت خدمت کرد، شماها بودید. به همین وضعی که الان این جا حضور دارید و با همین وضع که در خیابانها ریختید و به نهضت کمک کردید.(6) ادامه دارد...