تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۱  ، 
کد خبر : ۸۸۳۹۹
سناریوهایی برای ایران جهت مقابله با راهبردهای پیچیده آمریکا

آمریکا و مهار ایران (بخش دوم و پایانی)


عباس ملکی / معاون اسبق وزارت امور خارجه 

در بخش نخست این مقاله که پانزدهم مردادماه به چاپ رسید به این پرسش پاسخ داده شد که رفتار آمریکا در قبال ایران در پرونده هسته‌ای بر چه پایه‌هایی استوار است؟ اینک در بخش دوم راهکارهایی که ایران را می‌تواند بر بقای خود مطمئن‌تر سازد مطرح و بررسی می‌شود.

در برابر راهبردهای پیچیده و در عین حال بنیان‌برافکن آمریکا برای ایران و برنامه‌ریزی مبتنی‌بر بودجه و زمان مشخص به نظر می‌رسد که نظام سیاسی ایران باید برای حفظ ایران، بقای خود و رسیدن به دوره توسعه پایدار دارای راهکارهای متعدد، متفاوت از لحاظ مدت و همچنین برنامه‌ریزی اقتضایی باشد. ذیلاً به چند مورد مهم از دیدگاه خودم اشاره می‌نمایم:

الف ـ برنامه‌ریزی برای ادامه مذاکرات:

مذاکرات برای ایران در دو سطح قابل پیگیری است؛ اول در سطح انرژی هسته‌ای و دوم عراق. ایران تاکنون در روند مذاکرات با محوریت عراق موفق بوده است. در مورد مذاکرات هسته‌ای نیز در دو بخش امکان ادامه مذاکره وجود دارد؛ اول در بخش پنج عضو دائم شورا به‌علاوه آلمان. به نظر می‌رسد که نماینده گروه اروپا یعنی خاویر سولانا و دفتر او درپی تحقیر و یا اعمال سیاست‌هایی مبتنی بر نابودی ایران نیستند. این گروه به دنبال رسیدن به یک راه‌حل آبرومند برای هر دو طرف یعنی ایران و اروپا هستند. بخش دوم به مذاکرات ایران و آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای باز می‌گردد. مروری بر کارنامه محمد البرادعی نشان می‌دهد که اگرچه او در مقاطعی واقعیت را آنطور که باید و شاید نگفته است، اما در یک نگاه کلی او معتقد است که ایرانیان در فعالیت‌های هسته‌ای خود به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیستند و تنها ممکن است در امور متعارف خود تخلفات جزیی از جمله عدم‌گزارش به آژانس را داشته باشند. اگر از تهران به جهان نگاهی بیفکنیم، جهان به پنج بخش تقسیم می‌گردد:

ـ آمریکای شمالی و اسرائیل

ـ اتحادیه اروپایی

ـ روسیه و کشورهای بجامانده از شوروی

ـ چین و هند

ـ کشورهای جهان سوم از جمله کشورهای عربی

در ارتباط با پرونده هسته‌ای ایران به صورت روشن، آمریکای شمالی مخالف هرگونه برون‌رفت معقول و صلح‌آمیز ایران از این بحران است. ایالات متحده آمریکا می‌پندارد که موضوع غنی‌سازی اورانیوم و راه‌اندازی راکتور آب سنگین و فعالیت‌هایی از این دست موقعیت خوبی را فراهم آورده است تا جهانیان به ماهیت رژیم ایران و نیات جنگ‌طلبانه و دسترسی به سلاح هسته‌ای پی برند. بدین جهت معتقدم که شروع هیاهو و ادامه تبلیغات علیه ایران در زمینه مسائل هسته‌ای یک پروژه از قبل تعریف شده از طرف گروه‌های حامی اسرائیل در واشنگتن بود و اطاله بحث و بررسی درباره آن در شورای امنیت نیز در راستای همین برنامه‌ریزی است. بنابراین منفعت ملی ایران حکم می‌کند که هرچه زودتر این موضوع را از دستور کار شورای امنیت ملل متحد و پس از آن از دستور کار شورای حکام آژانس حذف نماید. روسیه در عین حال که تاکنون در مورد ایران و حفظ منافع این کشور گام‌هایی را برداشته و به دلیل اینکه روابط نزدیک با این کشور به‌نفع ایران است، اما موضوعات متعدد و متنوع مابین روسیه و غرب امکان پشتیبانی کامل و درازمدت روسیه از ایران را کمرنگ می‌سازد. نکته دیگر آن است که در مسیر دسترسی ایرانیان به فناوری هسته‌ای یکی از کشورهایی که در آینده بازار خود را در ایران از دست می‌دهد، روسیه است و این با منافع درازمدت روسیه سازگار نیست. بنابراین از روسیه نباید انتظار داشت که تا انتهای این مسیر با ایران همگام باشد. چین و هند و دیگر کشورهای آسیایی اگرچه متحدان جدید و بازارهای تقاضا برای انرژی ایران در دهه‌های آینده هستند، اما چین نمی‌تواند دست از قراردادهای کامله الوداد خود با آمریکا دست بردارد و هند نمی‌تواند از همکاری‌های هسته‌ای نظامی با آمریکا چشم بپوشد. کشورهای جهان سوم تاکنون حمایت خود را از مواضع ایران کم‌وبیش در قالب گروه غیرمتعهد‌ها ابراز داشته‌اند، اما ظرفیت‌ این کشور‌ها در برخورد با سیاست‌های تهاجمی آمریکا علیه ایران محدود است و از سوی دیگر هرگونه پیشرفت ایران در دسترسی به همه ابعاد فناوری هسته‌ای گامی دیگر در جهت ارتقای وضعیت ایران به قدرت اول منطقه‌ای است که این امر موجب نگرانی کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس می‌گردد. به همین دلیل کشورهای عربی از محدود ساختن دسترسی ایران به تکنولوژی هسته‌ای خشنودند و از طرف دیگر برای آنکه بتوانند با عوارض همسایگی با یک ایران قوی مقابله نمایند، از هم‌اکنون خود به دنبال دستیابی به فناوری هسته‌ای هستند.

در این میان به نظر من گروهی که عمیقا می‌تواند موقع و موضع ایران را در پرونده هسته‌ای درک نماید، اتحادیه اروپاست. اروپا می‌داند که ایران در پرونده هسته‌ای خود تا چه اندازه پیشرفت نموده است، چون اکثر دستگاه‌های در اختیار ایران اروپایی است. این گروه می‌فهمد که کشورها همچون انسان‌ها به احترام نیاز دارند و انگیزه ایران برای ادامه پروژه هسته‌ای به معمای هویت ایرانی و تنازع مابین استقلال و وابستگی وابسته است. به این معنا که گرچه ایرانیان به دنبال پیشرفت از طریق حفظ عدم‌وابستگی و استقلال هستند، اما این بدان معنا نیست که ایران می‌تواند در انزوای کامل و به دور از هرگونه روابط با دیگر واحدهای سیاسی به کار خود ادامه دهد. ژئوپلیتیک ایران، اندیشه‌های انقلاب اسلامی و فرهنگ عمومی ایرانیان ارتباط، تعامل و رفت‌‌وآمد را مابین کشورها تشویق می‌نماید. تجربه فعالیت‌های متعدد و تعاملات موفق و ناموفق اروپایی‌ها با ایران از ابتدای مواجهه سنت و تجدد تا انقلاب مشروطیت، از برآمدن پهلوی تا ملی شدن نفت، تسلط آمریکا در صحنه سیاسی ایران و عکس‌العمل ایرانیان در شکل انقلاب اسلامی، تنازعات سفارتخانه‌ای مابین ایران و فرانسه و ایران و انگلستان، قضیه سلمان رشدی و آنگاه توافق خرازی ـ کوک و راه‌اندازی مجدد روابط مابین انگلستان و ایران، اروپا را به این نتیجه رسانده که برای واحدی به نام ایران همیشه موضوع شناسایی، احترام، استقلال تصمیم‌گیری و درک ابهام برآمده از فرهنگ و سنت ایرانی همان اندازه مهم بوده است که منافع اقتصادی، فرصت‌های تکنولوژیک و ارتقای موقعیت نظامی. به همین دلیل به نظر می‌رسد که آن بخش از جهان که ایران، مردم آن و نظام جمهوری اسلامی را به خوبی می‌شناسد و در کوران تجربیات 400 ساله معاصر و به‌خصوص 30 ساله مابعد انقلاب به ظرافت‌های کار با ایران آشنا شده است، اروپا می‌باشد. اروپا در حالی که دارای تنوع افکار راجع‌به ایران است و در عین حال که از طرف گروه‌های فکری و سیاسی برای مقابله با ایران تحت فشار است، اما ایران را در همسایگی خود می‌بیند. هرگونه تغییر و تحول در مواضع ایران بر منطقه قفقاز، دریای خزر و آسیای مرکزی تاثیر خواهد داشت. اروپا، ایران را به‌عنوان یک عرضه‌کننده مطمئن نفت و گاز می‌شناسد و می‌داند که اروپا بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران بوده است. تعامل با ایران برای اروپا به معنای باز شدن درهای ورود به افغانستان، عراق و مناطقی همچون بام دنیا در منطقه آسیای مرکزی بزرگ یا خراسان بزرگ است.

ب ـ آنچه در صحنه هسته‌ای می‌تواند رخ دهد:

به نظر می‌رسد که شورای امنیت قطعنامه دیگری را در مورد برنامه هسته‌ای ایران صادر کند و توسط آن مجددا خواستار تعلیق فعالیت‌های غنی‌سازی ایران شود. احتمال می‌رود که البرادعی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یک دوره مهلت (تایم‌اوت) یک تا سه ماهه برای فعالیت‌های ایران و قطعنامه شورای امنیت را به صورت دوطرفه ارائه دهد. ایران به دانش و آگاهی در موضوع هسته‌ای دست یافته و این مرحله غیرقابل بازگشت است؛ بنابراین برای برون‌رفت از این مساله راه‌حل‌هایی می‌تواند ارائه گردد. ایران می‌تواند جهت دریافت سوخت موردنیاز خود برای نیروگاه‌های هسته‌ای و همچنین اورانیوم غنی‌سازی شده مورد استفاده در بخش‌های صنعتی و پزشکی تضمین عینی و واقعی دریافت دارد. این تضمین می‌تواند از چند روش حاصل گردد:

1- ترتیبات هسته‌ای چندملیتی

مهم‌ترین موضوع در حال حاضر دسترسی ایران به سوخت هسته‌ای مورد نیاز برای فعالیت‌های متعارف صنعتی و همچنین ایجاد اطمینان در کشورهای دیگر از جمله کشورهای صنعتی از عدم‌انحراف ایران از فعالیت‌های صلح‌آمیز است. ایران می‌تواند پروژه مشترکی با کشورهای اروپایی برای تولید سوخت هسته‌ای ایجاد کند. این پروژه می‌تواند در قالب کنسرسیومی متشکل از شرکت‌های تولید سوخت در اروپا با ایران باشد. به خوبی مشخص است که اروپاییان در چرخه تولید سوخت هسته‌ای از دیگر کشورها از لحاظ تکنولوژی جلوترند. نسل جدید سانتریفوژهای مشهور به پی 2 که دارای محور دو پاره و قابل انعطاف است، دیگر کشورها از جمله ایالات متحده آمریکا را به همکاری با شرکت‌های اروپایی جذب نموده است. پروژه مشترک ایران می‌تواند تنها با شرکت‌های اروپایی از جمله اورنکو باشد که در این صورت نقش کشورهای سه‌گانه آلمان، هلند و انگلستان بیشتر می‌شود. این مشارکت، فروش و یا اجاره دادن سانتریفوژهای جدید به ایران را می‌تواند شامل شود. یکی از مثال‌های این کار مشارکت اورنکو و شرکت خدمات انرژی لوئیزیانا در ایالت نیومکزیکو آمریکاست. در این مشارکت بخش‌های حساس سانتریفوژهای اورنکو با یک دیواره خلأ از محیط جدا شده است و کارکنان محلی نمی‌توانند به برخی از قطعات سانتریفوژ دسترسی داشته باشند. بنابراین تعویض و یا تعمیر قطعات در انحصار اروپا می‌ماند. در این کنسرسیوم می‌تواند روسیه نیز مشارکت نماید. یکی از اقتصادی‌ترین راه‌ها برای فعالیت‌ تجاری این کنسرسیوم استفاده از زیربناها و تاسیسات ایران است. ایران در سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری در فناوری هسته‌ای دارای کارگاه‌های مجهز به سالن‌ها و زیربناهای مناسب برای تولید سوخت هسته‌ای است. همچنین ایران از لحاظ نیروی انسانی ماهر نیز در وضعیت مناسبی است. کنسرسیوم مزبور می‌تواند از این تاسیسات استفاده نماید و سانتریفوژهای پیشرفته‌تر را به آن اضافه نماید. مطابق محاسبات جفری فوردن از موسسه تکنولوژی ماساچوست، با 200 تن گاز هگزافلوئور آمونیوم و با داشتن 50 هزار سانتریفوژ با حدود 230 نفر مدیر و کارشناس می‌توان 5 میلیون واحد کار مجزا کیلوگرم در سال تولید نمود که غذای 42 رآکتور 1000 مگاواتی است. هرگونه کاهش در مقدار گاز و یا تعداد سانتریفوژ‌ها هزینه‌ها را بالا می‌برد. هزینه بهینه برای چنین کاری 8/2 میلیارد دلار است که به 7 سال زمان احتیاج دارد. فاز اول این پروژه 18 ماه طول خواهد کشید. این تعداد سانتریفوژ اگر به‌صورت سری با یکدیگر وصل شوند می‌توانند در تولید اورانیوم غنی شده با غلظت بالا مورد استفاده قرار بگیرد. اورانیوم غنی شده بالا نیز می‌تواند در تولید سلاح هسته‌ای به کار رود. یکی از نگرانی‌های غرب از چنین فعالیت مشترکی می‌تواند رفتار یکجانبه ایران پس از نصب تاسیسات باشد. احتمال ملی کردن چنین صنعتی در آینده دور از نظر کشورهای غربی نیست. یکی از روش‌هایی که می‌تواند تضمین بیشتری به کشورهای دیگر دهد کاهش انعطاف سانتریفوژهای مزبور برای تولید اورانیوم با غلظت بالاست و یکی دیگر کاهش عمر استفاده از هر دستگاه می‌تواند باشد. مطابق یکی از پیشنهادات هر سانتریفوژ می‌تواند دارای بلبرینگی در انتهای محور و در نقطه اتصال با بدنه باشد که باید از آلیاژ مخصوص و با شکاف میکرونی که انحصار تولید آن در حال حاضر در اختیار اروپا می‌باشد.

2- غنی‌سازی در خاک روسیه

یکی دیگر از راه‌های اعتماد‌سازی برای ایران در زمینه هسته‌ای توافق بر سر تولید سوخت نیروگاه‌ها در کشوری غیر از ایران است. سال 1989 در فاصله رحلت امام خمینی و انتخابات ریاست جمهوری، آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی به عنوان سخنگوی مجلس شورای اسلامی از اتحاد جماهیر شوروی دیدار نمود و پایه‌های روابط جدید ایران و شوروی و سپس روسیه را در چارچوب «برنامه تجارت و همکاری درازمدت» مابین دو کشور پی‌ریزی کرد. در اوت 1992 قرارداد ساخت نیروگاه هسته‌ای و استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای مابین دو کشور امضا شد. در این قرارداد، چرخه سوخت هسته‌ای، بازفرآیند سوخت مصرف شده و همچنین آموزش کارشناسان هسته‌ای ایران در انستیتو فیزیک مهندسی مسکو در نظر گرفته شده بود. در ژانویه 1995 سازمان انرژی اتمی ایران و شرکت روسی زاروبژ اتم ارگوستروی قراردادی مبتنی بر اتمام کار ساخت نیروگاه بوشهر و اضافه نمودن سه رآکتور هسته‌ای دیگر به آن امضا نمودند. در 2005 مجددا روسیه و ایران قراردادی برای بازگرداندن سوخت استفاده شده در بوشهر امضا کردند. منافع سیاسی و اقتصادی روسیه از همکاری با ایران مشخص است. ایران تنها کشوری است که با همکاری خود با روسیه به نظم جدید جهانی به رهبری آمریکا نه گفته است. همچنین منافع اقتصادی و مالی همکاری اتمی روسیه و ایران برای مسکو جذاب است. ایران نماینده آن طرز تلقی از اسلام است که با افراط‌گرایی وهابی و پان‌ترکیسم ترکیه در خارج نزدیک روسیه مخالفت می‌نماید. با این همه به تدریج، روسیه علی‌رغم شعار پشتیبانی از ایران تا به آخر، از ابتدای 2006 در تهیه و تدوین قطعنامه‌هایی علیه ایران با غرب همکاری نمود و به آنها رای مثبت داد. همچنین روسیه در مورد پرداخت صورت‌حساب‌های مالی پروژه بوشهر از ابتدای 2007 تحفظ خود را نشان داد. در 2006 روسیه با پیشنهاد مشخص به ایران برای ارسال مواد اولیه سوخت از ایران به روسیه و سپس آماده‌سازی آن جهت استفاده در رآکتورهای اتمی در خاک روسیه برای ایجاد تضمین از اینکه ایران تنها به اورانیوم کمتر غنی شده دست پیدا می‌کند به میدان آمد.

3- روش اروپایی

اروپا در مساله هسته‌ای ایران دارای دو دیپلماسی دو ستونه است؛ از یک طرف آنها خواهان مذاکره با ایران هستند و از طرف دیگر از ابزار تحریم شورای امنیت ملل متحد علیه ایران استفاده می‌نمایند. اروپایی‌ها برای پایان دادن به بحران هسته‌ای ایران بر خود نمی‌نازند چرا که علی‌رغم آنکه توانسته‌اند در اکتبر 2003 به موافقتنامه تهران، در نوامبر 2005 به توافق پاریس و در عین حال به قطعنامه‌های 1696 و 1737 و 1747 دست یابند، اما همچنان این موضوع یکی از پرونده‌های لاینحل سیاست خارجی اروپای واحد است. در تابستان 2005 اروپایی‌ها به ایران پیشنهاد کردند که در برابر مصالحه بر سر پرونده هسته‌ای ایران، اروپا حاضر است که مزیت‌های تجاری برای ایران وضع و گفت‌وگوهای امنیتی را با ایران شروع نماید. بسته مشوق‌های اروپا برای ایران عبارت بود از تضمین تامین سوخت هسته‌ای، همکاری مابین اوراتوم سازمان تامین سوخت هسته‌ای اروپا و ایران، فروش رآکتورهای آب سبک به ایران، رآکتورهای تحقیقاتی، ساختار امنیت منطقه‌ای، قرارداد تجارت و همکاری مابین ایران و اروپا و عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی. ایران به این بسته مشوق‌ها پاسخ مثبت نداد. اروپایی‌ها به دنبال آن هستند که در عین حال که با ایران مذاکره می‌کنند در عین حال زبان محکمی با ایران داشته باشند. اروپا در اوت 2005 گفتمان سیاسی و همچنین مذاکرات تجارت و همکاری را به علت از سرگیری غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران معلق گرداند. در عین حال اروپا همچنان در مبارزه با قاچاق مواد مخدر، عملیات نجات، بازگشت افغان‌ها به افغانستان، ابتکار اروپا در دموکراسی و حقوق بشر با ایران همکاری می‌نماید. اروپا به دنبال ابتکاری است که به کشورهایی که از راه‌اندازی چرخه سوخت منصرف شوند پیشنهاد ارائه سوخت می‌دهد؛ ایران می‌تواند از این ابتکار منتفع شود.

4- بانک سوخت

یکی دیگر از راه‌های ایجاد اطمینان تشکیل یک بانک سوخت بین‌المللی است. این بانک می‌تواند به تمامی کشورها سوخت موردنیاز آنان را بفروشد. این بانک تحت‌نظر آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای خواهد بود. کشورهایی که از این بانک سوخت دریافت می‌کنند، متعهد می‌شوند که معاهده عدم‌گسترش سلاح‌های هسته‌ای و موافقتنامه‌های وابسته را رعایت نمایند و سوخت استفاده شده را به آژانس بازگردانند. این بانک‌ تنها می‌تواند از دادن سوخت به کشورهایی استنکاف نماید که شورای امنیت ملل متحد آن را تصویب کرده باشد.

5- حالت انتظار گرم

یکی از حالت‌هایی که برای پرونده هسته‌ای ایران متصور است آن است که اگر همزمان با تعلیق تحریم‌ها ایران فعالیت غنی‌سازی خود را متوقف نماید و سپس به هر بهانه‌ای تحریم‌ها و یا تضییقات دیگر مجددا برقرار شود، راه‌اندازی مجدد مجموعه سانتریفوژها و دستگاه‌های وابسته نیاز به هزینه و زمان دارد. خصوصا آنکه برخی از انواع سانتریفوژها در حالت خاموش و غیرچرخشی، احتمال شکست، خستگی و همچنین جابه‌جایی مولکولی در آنان بیشتر است. به همین دلیل یکی از مثال‌های کلاسیک برای مقابله با چنین خطاهایی در مرکز غنی‌سازی پورتموس آمریکا اتفاق افتاد. در سال 2000 شرکت غنی‌سازی آمریکا که به تازگی خصوصی‌سازی شده بود، تصمیم گرفت تا مرکز غنی‌سازی پورتموس را از مدار خارج نماید، زیرا در آن سال آمریکا دارای دو کارخانه غنی‌سازی بود، در حالی که تقاضا در حد محصولات یکی از این دو کارخانه بود و لاجرم آن دیگری باید تعطیل می‌شد. وزارت انرژی آمریکا که هنوز مالکیت پورتموس را داشت و در عین حال آنها را به شرکت غنی‌سازی آمریکا اجاره داده بود، تصمیم گرفت که از طریق حالت انتظار (استندبای) گرم تولید این کارخانه را متوقف کند و درپی بازاریابی برای محصولات آن برآید. به همین دلیل تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از خراب شدن دستگاه‌ها آنها را همچنان در حالت چرخشی نگاه دارند، اما به‌جای آنکه گاز هگزافلوراید آمونیوم به دستگاه‌ها تزریق شود، هوای خشک و گرم تزریق گردد تا دستگاه‌ها زنگ‌زدگی نیز پیدا نکنند. پس از آن وزارت انرژی آمریکا تصمیم گرفت که مجددا این کارخانه را راه‌اندازی نماید و تولید خود را به ظرفیت نامی یعنی 3 میلیون واحد کار مجزا در سال رسانید. این روش هزینه‌بر است زیرا تقریبا همه کارگران و مهندسان باید در کارگاه باشند و حقوق دریافت کنند.

6- حالت انتظار سرد

در این روش کل سایت تعطیل می‌گردد، همه دستگاه‌ها با هوای خشک پر می‌شود و بازرسی و کنترل دستگاه‌ها به‌صورت دوره‌ای انجام می‌شود. دستگاه‌هایی برای ارسال علائم هشداردهنده مبنی‌بر ورود رطوبت و نم در کارگاه نصب می‌شود و اورانیوم‌های تولیدی نیز باید از کارگاه خارج شود. در صورت تصمیم برای راه‌اندازی مجدد سایت این کار به حدود دو سال زمان نیاز دارد.

این روش برای ایران از آن‌رو پیشنهاد می‌شود که در دوره معینی که ایران درپی اعتماد‌سازی است، گاز به دستگاه‌ها تزریق نمی‌گردد، اما در عین حال ایران می‌تواند اشکالات دستگاه‌ها به‌خصوص زمانی که آنها با یکدیگر در اتصال قرار می‌گیرند را مرتفع سازد و دانش خود را در مورد عملکرد آبشارها، طول عمر قطعات، شکست فلزات، ارتعاشات و بخش‌های الکتریکی دستگاه بالا ببرد. این اطلاعات برای ساخت سانتریفوژ در آینده نیز حائز اهمیت است.

7- تعلیق کوتاه‌مدت

نهایتاً یکی از مهم‌ترین راهکارهایی که هم‌اینک می‌تواند مدنظر قرار گیرد، بازگشت دو طرف به مفاد توافقنامه لاریجانی ـ سولانا است که در سپتامبر 2006 امضا شده است. در این زمینه اطلاعات مختلفی درز پیدا کرده بود که واشنگتن پست 23 فوریه سال جاری اطلاعاتی بیشتری از آن منتشر کرد. براساس بند هشتم این توافقنامه در صورت مرتفع شدن تحریم‌های سازمان ملل، ایران موافقت خواهد کرد طی یک مدت زمان دو ماهه به‌صورت داوطلبانه، غیرالزام‌آور و موقتی استقرار آبشارهای بعدی را تعلیق کند. این توافقنامه می‌تواند به‌عنوان راهی آبرومندانه برای جمهوری اسلامی مورد اجرا قرار گیرد. آنچه برای ایران می‌تواند به‌عنوان برخی از مشوق‌ها مورد لحاظ قرار گیرد عبارتند از:

1- شروع مجدد مذاکرات مابین ایران و اروپا در مورد توافق تجارت و همکاری که بخشی از تلاش اروپا برای تسهیل بازرگانی مابین اروپا و مناطق مختلف جهان است.

2- مذاکرات مجدد مابین ایران و اروپا در مورد منشور انرژی. اروپا نیازمند انرژی برای بالا بردن رشد اقتصادی خود و به‌خصوص اعضای جدید این اتحادیه است. منشور انرژی به ایران امکان می‌دهد تا در برخی از ابتکارات اروپا از جمله مسیرهای انتقال انرژی از این مزیت برخوردار شود.

3- برای آمریکا بهترین گزینه نداشتن هرگونه سانتریفوژ توسط ایران جهت غنی‌سازی اورانیوم است. برای ایران شاید تعداد بی‌نهایت یک آرزوی آرمانی باشد اما تعداد سانتریفوژ بهینه در تاسیسات نطنز می‌تواند تابعی از متغیرهای عمده مانند تعداد آبشارهای لازم برای تولید سوخت جهت استفاده در نیروگاه‌ها، تحلیل هزینه و سود غنی‌سازی و همچنین موضوع اعتمادسازی در سطح جهانی باشد. نظری اجمالی به این سه متغیر امکان کمتر بودن سانتریفوژها از 1200 عدد (8 آبشار) و امکان بیشتر بودن آن از 60 هزار عدد (360 آبشار) را نمی‌دهد، اما عدد بهینه تقریبی با توجه به آنکه در حال حاضر ایران تنها برای استفاده داخل نیاز به سوخت دارد می‌تواند به حدود 50 هزار باشد و با توجه به نیاز ایران برای اعتمادسازی در سطح جهان و با کشورهای مختلف می‌تواند این عدد کاهش پیدا کند. دانش هسته‌ای فراچنگ ایران شده است و از این پس موضوعات سیاسی مرتبط با این موضوع و اقتصادسنجی آن بیشتر تاثیر‌گذار است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات