تاریخ انتشار : ۲۳ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۲  ، 
کد خبر : ۸۸۵۹۲

دبی؛ خاستگاه جنگ سرد نوین ایالات متحده

نویسنده: ایراچرنس چکیده: در راستای تلاش‌های گسترده دولت آمریکا به رهبری بوش در جهت براندازی دولت ایران، وزارت امور خارجه ایالات متحده، با تقویت دفتر خود در دبی و استخدام کارشناسانی آشنا به زبان فارسی، تاکنون اقدامات متعددی را به انجام رسانیده است. نویسنده ضمن مقایسه این اقدامات با جنگ سرد قرن بیستم دولت آمریکا علیه حکمرانان مسکو که از دفتر خود در شهر «ریگا» اهداف خویش به ویژه حمایت از سازمان‌های غیردولتی و برقراری ارتباط با مخالفان دولت شوروی را پی‌گیری می‌کردند، خاطرنشان می‌کند که این اقدامات همزمان با تغییر استراتژی دولت بوش علیه ایران، از برخورد نظامی به سوی جنگ سرد بی‌پایان می‌باشد. در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که اگر جنگ سرد دولت آمریکا در قرن بیستم به جنگ فاجعه‌آمیز ویتنام منتهی گردید، سرانجام این جنگ به کجا ختم خواهد شد؟

بی‌تردید کمک‌های دولت بوش به حکومت دبی، دلایل متعددی دارد. اگرچه همواره «تصاحب پول بیشتر» به عنوان دلیل اصلی مطرح می‌شود، اما قطعات دیگری از این پازل وجود دارد که در درازمدت، نقش مهم خویش را نشان می‌دهند. براساس گزارش واشنگتن پست، معاون وزیر امور خارجه ایالات متحده، نیکولاس برنز، اخیراً اظهار داشته که نمایندگی وزارت‌خارجه، تعداد کارکنان خود را در این منطقه افزایش خواهد داد، همان‌طور که این سیاست را مورد سایر کشورهای همجوار با ایران نیز در جهت کنترل فعالیت‌های تهران در پیش گرفته است. وی پایگاه تجاری دبی را همتراز با پایگاه جاسوسی «ریگا»ی ایالات متحده در منطقه «لاتویا» در دوره جنگ سرد که برای نظارت بر عملکرد اتحاد جماهیر شوروری تأسیس شده بود، دانسته است، زیرا در دهه سی میلادی (39 - 1930) ایالات متحده سفارت‌خانه‌ای در شوروی نداشت. پایگاه ریگا، چیزی بیش از یک ایستگاه استراق سمع بود، همان‌طور که آقای برنز نیز این نکته را می‌داند. چرا که در آن دوره، جورج کنان و گروه دیگری از دیپلمات‌های آمریکایی، مبانی ایدئولوژیک جنگ سرد ایالات متحده را در چهار دهه بعد بنیان نهادند.

در جلسه مطبوعاتی سوم مارس 2006 میلادی، سخنگوی وزارت‌خارجه آمریکا، آدام ایرلی اعلام نمود که وزارت‌خارجه، بخش مربوط به مسائل ایران را تأسیس نموده است. به علاوه، برای اثربخشی بیشتر این اقدامات، وی از در نظر گرفتن مناصب جدیدی برای کارشناسی این مسائل خبر می‌دهد تا این کارشناسان علاوه بر آموزش زبان فارسی، در پایتخت‌های استراتژیک مورد نظر دولت آمریکا فعالیت کنند. البته همان‌طور که از قبل نیز قابل پیش‌بینی بوده است، شهر دبی یکی از این مناطق می‌باشد. منطق فراسوی این اقدامات این است که دولت آمریکا تلاش می‌کند تا همانند دوره جنگ سرد که گروهی از متخصصان مسلط به زبان روسی را در اختیار داشت، در ده، پانزده و یا بیست سال آینده نیز گروهی از کارشناسان مسلط به زبان فارسی را برای کنترل مسائل مختلف مرتبط با ایران، در اختیار داشته باشد.

البته باید به خاطر آورد که آمریکا در راه تحقق خواسته‌هایش، سرمایه‌گذاری هنگفتی را در شوروی سابق انجام داد و علاوه بر آن، با استفاده از افراد مختلف و مراوده‌ با سازمان‌های غیردولتی (NGO) آن کشور، نسبت به اجرای طرح‌های خویش اقدام نمود. لذا اینک نیز دولت آمریکا می‌کوشد که تجارب پیشین خود را در مورد ایران نیز به کار گیرد. شایان ذکر است که هیچ یک از این طرح‌ها محرمانه نبوده است. این افراد، تنها به ذکر حقایقی می‌پردازند که رئیس آنها خانم رایس تمایل به افشای آنها دارد. آنان خواهان آنند که جهانیان دریابند، دولت ایالات متحده برای یک جنگ سرد جدید علیه حاکمان مذهبی ایران آماده می‌شود.

از سوی دیگر، خبرنگار شبکه بی‌بی‌سی پل رینولد معتقد است که خانم رایس شخصاً درصدد آن است که جنگ نوین سرد دولت آمریکا را علیه ایران به راه اندازد. اما مشخص نیست که آنان تا چه زمانی صبر خواهند کرد، چرا که سرنگونی حکومت کمونیست شوروری، 50 سال به طول انجامید.

البته می‌توان همه این اظهارات را تنها یک بلوف سیاسی دانست تا دولت ایران از فعالیت‌های خود در زمینه انرژی هسته‌ای دست بردارد. هرچند احتمال زیادی وجود دارد که اوضاع به گونه‌ای دیگر در حال رقم خوردن باشد. چرا که عده‌ای معتقدند، هدف اصلی ایالات متحده از این اقدامات، تغییر رژیم سیاسی حاکم بر ایران است. بدین ترتیب، کشمکش داخلی اعضای دولت بوش در مورد چگونگی برخورد با دولت ایران در دو دوره اول و دوم ریاست جمهوری بوش، به نفع حامیان مقابله جدی با این کشور رقم خورده است. لذا اگرچه در رسانه‌های ذکری از تغییر رژیم ایران از سوی دولت آمریکا به میان نمی‌آید، اما آنان به دنبال این امر هستند که مقاومت دولت مذهبی ایران را در هم شکنند.

چندی پیش، دیک چنی در اجلاس کمیته مربوط به بررسی مسائل آمریکا- اسرائیل اعلام نمود که دولت متبوعش، راه‌حل‌های همسو با زبان زور را در جهت سرنگونی دولت ایران با جدیت دنبال می‌کند. برنامه مربوط به تغییر رژیم سیاسی حاکم بر ایران، یک واقعیت فانتزی مربوط به آینده نیست. مجله «تایم» نیز با ذکر این مطلب که این برنامه‌ها در دست اجراست، می‌نویسد: «دیک چنی در نظر دارد تا با حذف نخبگان و دانشجویان ایرانی به خاک آمریکا، ارائه برنامه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی برای مردم ایران و در نهایت، حمایت از مخالفان سیاسی موجود در ایران، اهداف خود را پی‌گیری نماید. برای این طرح‌ها نیز در مجموع 85 میلیون دلار بودجه اختصاص یافته است.» اما قسمت اعظم این بودجه به کدام بخش از کشورهای همسایه ایران اختصاص یافته است؟ پاسخ این سؤال، دبی می‌باشد.

براساس گزارش نشریه «آسیا تایمز»، گروه‌های ناشناس آمریکایی با دارا بودن منابع مالی هنگفت فاش نشده، درصدد هستند که با آوردن مخالفان سیاسی حکومت ایران به شهر دبی، فرآیند تغییر رژیم سیاسی ایران را سرعت بخشند. همچنین گفته می‌شود که تعدادی از کارشناسان حاضر در دبی، کسانی هستند که در سرنگونی دولت صربستان به رهبری اسلوبودان میلوشیویچ نیز حضوری فعال داشته‌اند. از سوی دیگر، به گفته یکی از ایرانی‌های شرکت‌کننده در یکی از همایش‌های آموزشی این طرح، در میان مدرسان این دوره‌ها،کارشناسان آمریکایی حضوری پررنگ دارند.در این میان، کارل‌رو معتقد است که جمهوری‌خواهان برای کنترل کنگره در سال 2006 میلادی، نیازمند ایجاد یک «تهدید علیه امنیت ملی آمریکا» هستند. هرچند تردیدی وجود ندارد که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی، باید منتظر تحولات بیشتری بود. به علاوه، امروز دیگر مسئله عراق برای دولت حاکم بر آمریکا اهمیتی ندارد. گروه القاعده و جنگ آمریکا علیه تروریسم نیز دیگر جذابیتی برای مردم آمریکا ندارد.

ایران کشوری است که می‌تواند به عنوان یک دشمن تمام عیار به شمار آید: کشوری بزرگ، با موقعیتی استراتژیک، دارای فن‌آوری هسته‌ای و تحت رهبری مسلمانانی کاملاً محافظه‌کار. لذا نومحافظه‌کاران حاکم نمی‌توانند هدف بهتری را در جهت ایجاد هراس و ناخرسندی در میان مردم آمریکا در سال‌های آینده داشته باشند. البته یک جریان فکری عقلایی در حال گسترش می‌باشد که براساس آن، گفته می‌شود، نومحافظه‌کاران تأثیر خود را در اداره ایالات متحده از دست داده بودند، اما با آمدن خانم رایس به صحنه سیاست، آنان مجدداً کنترل اوضاع را در دست گرفته‌اند. طرح راهبردی وی با عنوان «جنگ سرد بی‌پایان» در مقابل ایران، گزینه نرم‌ و انعطاف‌پذیری در مقایسه با رویکرد جنگ طلبانه‌ای است که نومحافظه‌کاران در سال‌های گذشته در پیش گرفته بودند.

استراتژی جدید رایس را به سختی می‌توان از راهبردهای پیشین دولت آمریکا ممتایز ساخت. به علاوه، به یاد بیاورید که رامسفلد و دیک‌چنی در پاییز 2001 میلادی اعلام کرده بودند که جنگ علیه تروریسم، شباهت بیشتری به جنگ سرد در مقایسه با جنگ جهانی دوم دارد. البته خانم رایس هم در همان زمان و در یک مراسم عمومی اعلام نموده بود که «وی در آرزوی دوره‌ای همانند سال‌های 1945 تا 1947 میلادی است که در آن زمان، رهبران آمریکا یک توازن جدید قدرت را به سوی دستیابی به آزادی بنیان نهادند.»

در خلال آن سال‌ها، ایده‌های فکری ارائه شده از سوی کینان و دوستانش در مؤسسه ریگا (Riga) بر سیاست خارجی دولت ایالات متحده سایه انداخته بود.

آنان ضمن همراهی با دین آچیسون که معمار سیاست‌های نوین در حال شکل‌گیری این کشور بود و بعدها به عنوان مؤثرترین وزیر امور خارجه ایالات متحده در طول تاریخ این کشور شناخته شد، توانستند قدم‌های مؤثری بردارند. اینک نیز خانم رایس درصدد آن است که از دبی به عنوان ریگای عصر حاضر بهره گیرد. البته کاندولیزا ممکن است که بخواهد جنگ سرد پیشین را دنبال نماید، جنگی که در ریگا آغاز شد و به ایجاد بحرانی به نام «ویتنام» منتهی گردید. باید این نکته را نیز به خاطر داشته باشید که دین آچیسون پیر در میان عقلایی بود که در نهایت از لیندون جانسون خواستند که نیروهایش را از خاک ویتنام خارج نماید، چرا که ایالات متحده قادر نبود برنده این جنگ شود. و اینک راهی را که رایس شروع کرده و شهر دبی کشور امارات را به عنوان پایگاه آن برگزیده است، می‌تواند در نهایت به فاجعه‌ای وخیم‌تر منتهی شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات