تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۷  ، 
کد خبر : ۸۸۷۵۶

مسلمانان در اروپا (کشور فرانسه)


علی نورایی یگانه
مسلمانان فرانسه بیشتر عرب‌اند، اما شامل ترک‌ها، آفریقایی‌‌ها، پاکستانی‌ها و حتی فرانسویان گرویده به اسلام نیز می‌شود. مسلمانان فرانسه را می‌توان در سه سطح هویتی تقسیم‌بندی کرد:
اول، سطح هویت قومی که ویژگی آن و زبان زادگاه است مثلا زبان ترکی، عربی و ... یا کشور زادگاه مسلمانان.
دوم، ملیت که داشتن گذرنامه معتبر مثلا داشتن گذرنامه فرانسوی، الجزایری و ... از مشخصه‌های آن است.
سوم، هویت مذهبی و اسلامی که شامل همه گروه‌ها، اقوام و فرق مسلمانان فرانسه می‌شود.
در گذشته اصطلاح مسلمانان فرانسوی فقط به قوم هارکی‌ها (سربازان الجزایری وفادار به فرانسه) و فرزندان آنان اطلاق می‌شد. هم اکنون 30 درصد از مسلمانان ساکن فرانسه از اخلاف اینان هستند که در الجزایر متولد شده‌اند. جمعیت مسلمانان فرانسه به دلایلی چون مهاجرت، قبول تابعیت، تولید و تحصیل کودکان خود به خود موجب کسب تابعیت فرانسه می‌شود، در حال افزایش است.
تمایل برای کسب تابعیت فرانسه به خصوص در میان مسلمانان مغربی، برخلاف سایرین یعنی ترک‌ها، پاکستانی‌ها، مالی‌ها و ... بالاتر است؛ زیرا این سه گروه هم قصد بازگشت به کشورهایشان را دارند و در حال حاضر هم چندان نگران استحاله خود در جامعه فرانسه نیستند. استفاده از زبان مادری و خودداری با ازدواج با فرانسویان و تقویت نظام‌های آموزشی قومی و اتکا به یکدیگر سبب شده است تا این جوامع به رغم وجود تبعیض‌های بسیار در جامعه فرانسه همچنان زنده و پویا باقی بمانند.
مسلمانان مغربی تبار فرانسه به مذهب و دین خود جدای از مساله ملیت اهمیت می‌دهند و در چارچوب قوانین موجود فرانسه تا حد زیادی در حال فرانسوی شدن هستند. جالب توجه است که واکنش مسلمانان عرب تبار فرانسه در برابر مسائل جهان اسلام چون مساله فلسطین، جنگ‌ها و درگیری‌ها در مقایسه با حوادث سیاسی فرانسه و یا حتی کشور مبدا خود شدیدتر است.
مبلغان و وعاظ مسلمان که غالبا خارجی هستند و با سازمان‌های بین‌المللی اسلامی در ارتباطند، نخبگان که به فرانسه مهاجرت کرده‌اند و سعی دارند میان کشور مبدا خود و حکومت و جامعه فرانسه، نقش میانجی و واسطه را داشته باشند و در نهایت دولت فرانسه که در پی یافتن گروه‌ها و افرادی است که هنگام بحران‌های اجتماعی همچون بحران‌های شهری اخیر که در نتیجه اقدامات تبعیض‌آمیز دولت فرانسه نسبت به طبقات پایین جامعه شهری بود، بتواند با ایشان به عنوان نمایندگان مسلمانان مذاکره کند تا مانع ظهور اسلام سیاسی، زنده و پویا شود، را می‌توان 3 نیروی تاثیرگذار بر جامعه مسلمانان فرانسه دانست.
معمولاً هر گاه امکان مالی و اداری ساخت مسجد فراهم گردد، یک مسجد برای ترک‌ها، یکی برای پاکستانی‌ها و مسجدی هم برای عرب‌ها بنا می‌شود این مساله و مسائلی دیگر چون فقدان یک نهاد روحانی و معنوی سازمان یافته و یا رهبری بلا منازع که فتوای دینی‌اش در فرانسه در میان تمام گروه‌ها نافذ باشد، متاسفانه نشانگر وجود تفرقه و فقدان وحدت در میان مسلمانان فرانسه است.
مقام مسوولی که بتواند مدعی نمایندگی جامعه اسلامی مسلمانان فرانسه باشد وجود ندارد. مسجد اعظم مسلمانان فرانسه که تحت کنترل شیخ الجزایری است، قدرتی در سایر مراکز عبادی ندارد؛ و اتحادیه ملی مسلمانان فرانسه که تحت اداره فرانسویان مسلمان است، در صلاحیت شیخ الجزایری ابراز تردید می‌کند. مساجد شهری از طرف گروه‌های اسلامی با تشکل محلی اداره می‌شوند.
فرانسویان درج مذهب اشخاص در کارت شناسایی، مثلا در آلمان را موضوع تعجب آور و غیر لازم می‌دانند. تدریس اصول و فروع دین اسلام در مدارس و پرداخت دستمزد به امامان مذهبی از بودجه دولتی، علی رغم آنچه در بلژیک وجود دارد، در فرانسه مغایر با قانون شمرده می‌شود. حمایت از شورای تفکر اسلامی در فرانسه، به عنوان یک مجمع غیر مذهبی و دینی، بلندترین گامی است که این کشور برداشته است. این شورا تا حدی، نماینده مسلمانان فرانسه محسوب می‌‌شود و درباره مسائل مربوط به نیازهای خاص مسلمانان با مقامات این کشور وارد مذاکره می‌شود.
اکنون برخی از جامعه شناسان فرانسه، طرفدار ترکیب یا ادغام مهاجران در جامعه این کشور هستند. عده‌ای هم حفظ "فاصله اجتماعی!" را ترجیح می‌دهند. برخی پژوهش‌های جامعه شناسی بر این نظر اتفاق دارند که، کودکان مهاجری که در فرانسه به مدرسه رفته‌اند از نظر فرهنگی به جامعه این کشور پیوند خورده‌اند و قصد دارند در جامعه فرانسه ترکیب شوند. آمار ازدواج مردان الجزایری با زنان فرانسوی بین سال‌های 1965 تا 1982 به سه برابر افزایش یافته و پیوند مردان فرانسوی با زنان مغربی در همین دوره ده برابر شده است. سن ازدواج الجزایری‌ها از 1/19 سال به 9/23 سال افزایش یافته است. نسبت باروری در میان زنان الجزایری هنوز هم بالاتر از زنان فرانسوی است.
میزان بیکاری که خصوصاً در فرانسه بالا است، در بین جوانان الجزایری مقیم این کشور شدت بیشتری دارد. این جوانان بیش از دیگران به چشم می‌خورند، زیرا مددکاران اجتماعی و سیاست‌مداران و روزنامه‌نگاران و جامعه شناسان به طریق متفاوت، مدام درباره آنها به اظهار نظر و تفسیر می‌پردازند.
به سخن دیگر می‌توان گفت، رویه قبلی استحاله مسلمانان در جامعه فرانسه، جای خود را به ترکیب داده است. دولت فرانسه در مشی ترکیب می‌کوشد تا وسایل معیشت خارجیان را فراهم کند و مشارکت عمومی آنان را در حیات اجتماعی تشویق و به آنان تابعیت اعطا کنند تا مشارکت آنان را به رسمیت برساند.
اکثریت نخبگان مغربی‌ تبار ساکن فرانسه تابعیت فرانسوی دارند و آن را از طریق اعطای تابعیت، اعاده تابعیت و یا به دلیل حق تولد در خاک فرانسه به دست آورده‌اند؛ مشاغل شایسته‌ای دارند که خبر از موفقیت و پیشرفت آنان می‌دهد. این عده معمولاً مدارج تحصیلی احترام برانگیزی را طی کرد‌ه‌اند و در تمام شاخه‌های روشنفکری و اقتصادی حیات فرانسه حضور دارند. فعالیت خاص سیاسی‌شان، به ویژه در میان مهاجران جوان‌تر متولد فرانسه اندک است اما تا حدی در سیاست‌های محلی ایفای نقش می‌کنند. حضور مغربی‌ تبارهای ساکن فرانسه در 500 شورای منطقه‌ای شهرداری‌ها، گویای ورود آنان به عرصه سیاسی در سال‌های نسبتاً اخیر است. نامگذاری کودکان مغربی تبار به "لویی طارق" یا "لیزا فرح" هم حکایت از دلبستگی دو گانه آنان به کشور میزبان و مبداشان دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات