نبىالله ابراهیمى
منطقه عارى از سلاح هسته اى؛ این جمله اى است که بارها خاورمیانه را به آن دعوت مى کنند. ولى کمى آن طرف تر یعنى شرق مدیترانه، اسرائیل بیش از دویست کلاهک هسته اى در اختیار دارد، پس آیا این جمله خنده آور نیست؟ منطقه خاورمیانه امروزه به مثابه نوعى ژئوپولتیک پست مدرن و متصل کننده تمامى نقاط استراتژیک دنیا، تحت حاکمیت کلاهک هاى اتمى تل آویو است و این رژیم توازن استراتژیک و نظامى این منطقه را به چالش کشیده است. امنیت هر کشورى در خاورمیانه بر پرتگاه نوعى پارامتر ضد امنیتى قرار دارد، هزینه هاى بالاى نظامى در کشورهاى منطقه مزبور، در ادامه توسعه اقتصادى را به دلیل هزینه هاى بازدارندگى در قبال اسرائیل عقب نگه داشته است. تهران سعى دارد تا آینده بازیگرى خود را حفظ کرده و درصدد تبدیل به یک قدرت منطقه اى باشد که شرایط توازن نامتقارن در منطقه نوعى تناقض را ایجاد کرده است.
جنوب آسیا
این منطقه همواره با دو کشور اتمى هند و پاکستان مورد توجه بازیگران نظام بین الملل است. سفر اخیر بوش و قرارداد نظامى _ اتمى مشترک دوجانبه دهلى و واشینگتن، این روزها پاکستانى ها را به شدت نگران ساخته و آنها معتقدند قدرت منطقه اى پاکستان به وسیله اقدام آمریکا رو به استحاله رفته است. در این جا این فرضیه مطرح است که اسلام آباد در آینده احتمالاً براى جبران کاهش توازن نظامى خویش به سوى پکن و مسکو گرایش پیدا خواهد کرد، که این همکارى مى تواند پیامدهاى ضدامنیتى را براى ایران به همراه داشته باشد و این منطقه به بازى بزرگ آمریکا، روسیه و چین تبدیل شود. هند و پاکستان اتمى همراه با تحولات مبهم آینده در این منطقه، مى تواند نشانگر تهدید امنیتى براى ایران باشد، که این امر باید ایران را به سوى عوامل امنیت ساز از جمله افزایش قدرت دفاعى خویش متوجه کند.
خزر زیر چتر اتمى
دریاى مازندران نیز در شمال خود شاهد قدرت بزرگ اتمى روس است. در جنوب این حوزه آبى یعنى ایران، از شرق و غرب و این بار از سمت شمال با قدرت هاى اتمى مواجه است. اهمیت این منطقه در شکل دادن به فرآیندهاى سیاسى منطقه قفقاز و آسیاى مرکزى و ژئواکونومیک مهم آن، باعث شده که این قسمت از جهان به شدت بین المللى شود. در این جا این فرضیه مطرح است که روسیه و چین براى بسط نفوذ خویش در این منطقه مایل نیستند قدرت سومى مانند ایران بتواند در حوزه استراتژیک آسیاى مرکزى و خزر نفوذ داشته باشد. بنابراین با رهیافتى چند بعدى شاهد هستیم که کشورى با تاریخ و فرهنگ کهن و استعداد و توانایى بومى خویش در بین این مثلث اتمى قرار داشته و حتى اجازه فعالیت هاى علمى به آن داده نمى شود. در این جا به بحث حقوق بین الملل و حق ایران خواهیم پرداخت. حقوق بین الملل نوین بعد از جنگ عراق در 2003 اکنون مرحله اى تاریک را مى گذراند تا مسائل بین کشورها در نظام بین الملل، ماهیتى سیاسى داشته باشند، مسئله حقوق بین الملل محلى از اعراب نخواهد داشت. ما امروزه شاهد آن هستیم که کشورها مسائل خاص خود که جزء اهداف عالیه منافع ملى است را با دیپلماسى حل وفصل مى کنند نه حقوق بین الملل. در مورد ایران نیز آژانس بین المللى انرژى هسته اى و رژیم NPT ناکارآمدى خویش را ثابت کرد. دستگاه سیاست خارجى نیز با رهیافت دیپلماسى قضایا را دنبال کرد ولى در این شرایط به نظر مى رسد مسئله به شدت پیچیده و سیاسى شده است. NPT به عنوان یک رژیم بین المللى طبق ماده چهارم خود حق تمامى کشورها در استفاده صلح آمیز از انرژى هسته اى را به رسمیت مى شناسد ولى اینک این رهیافت رژیمى به پرتگاه سقوط نزدیک شده و ماهیت خود را از دست داده است. اصولاً رژیم ها در ایجاد همکارى بین دولت ها و به عنوان کسب یک ابزار و مکانیسم چرخه همکارى را میان دولت ها چرب مى کنند و عامل عدم اطمینان و نامعلومى که در نظام بین الملل وجود دارد را کاهش مى دهند. ولى بحران هسته اى ایران نشان داد که دیگر رژیم NPT و آژانس بین المللى انرژى هسته اى از اهداف اصلى خود دور شده اند و در تاروپود اهداف صرف سیاسى زندانى شده است. و اینجا از دیدگا ه مکتب ساختارگرایان مشخص شد که رژیم هاى امنیت مانند NPT وابسته به قدرت ها هستند. در پایان با توجه به موقعیت امنیتى ایران که در ژئواتمیک (جغرافیاى اتمى) قرار گرفته، بى تردید هرگونه کاهش قدرت ایران یک نقطه عطف براى کاهش ضریب امنیتى خواهد بود که این پارامتر خود مى تواند آسیب پذیرى داخلى و تهدیدات خارجى را افزایش داده و پیشرفت کشور را با خطر جدى مواجه سازد.