تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۸۸۷۸۲
بیست سال پس از چرنوبیل

اولین فاجعه


یوهانس فوس وینکل
مترجم: محمدعلى فیروزآبادى

در آن شب گرم بهارى، برخى از ساکنان شهر کوچک «پریپژات» بر روى بالکن خانه هایشان آمده بودند و با بى خیالى شاهد آن نمایش غیرمعمول یعنى آن رآکتور مشتعل در فاصله سه کیلومترى این شهر بودند. مسابقه فوتبالى که در نزدیکى آن ویرانه مشتعل جریان داشت، به پایان رسیده بود. بچه ها بازمى گشتند و مردها هرکدام با چند ماهى به قلاب هاى ماهیگیرى در راه خانه هاى خود بودند. آن بت اتحاد شوروى سابق همچون گلوله اى عظیم و گدازان در افق فرومى رفت، درست به مانند غروب خورشید در نورى رمانتیک. در آن زمان کسى تصور نمى کرد که این گوى آتشین مى تواند حکم یک نور روشنگر را داشته باشد. اما به هر شکل «چرنوبیل» مترادف آغاز پایان اتحاد جماهیر شوروى شد. تا 26 آوریل 1986، توسعه و تکمیل نیروى هسته اى به عنوان نشانه اى از قدرتمندى و توانمندى هاى اتحاد شوروى به شمار مى آمد. اما جرقه هاى انفجارى و مرگبار آن رآکتور ساقط شده، نورى روشنگرانه بر دروغ ها و اعمال غیرانسانى و فساد حاکم بر رژیم شوروى تاباند. فاجعه چرنوبیل به غم انگیزترین صورتى نشان داد که راه و روش سوسیالیستى چیزى جز تلاشى و نابودى در پى ندارد.
نیروهاى پیشرو و اصلاح طلب در راس رژیم کمونیستى، از مدت ها قبل از فاجعه چرنوبیل متوجه وجود بحران در سیستم اتحاد شوروى شده بودند و بدین ترتیب بود که در مارس 1985 مردى به نسبت جوان تر با وعده هایى طلایى را به عنوان صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر شوروى برگزیدند، مردى به نام «میخائیل گورباچف». ماموریت اصلى گورباچف این بود که اتحاد شوروى را از آن سکون مرگبار خارج کرده و حرکت و پویایى به سیستم تزریق کند. حزب کمونیست شوروى در بیست و هفتمین کنگره سراسرى خود در پایان فوریه 1986 برنامه اقتصادى گورباچف را که بر پایه شعار «شتاب» تنظیم شده بود، به تصویب رساند. بر پایه این برنامه اقتصادى قرار شد تا بنگاه هاى تولیدى و اقتصادى سوسیالیستى کار آمدتر شده و علاوه بر آن براى تامین انرژى لازم تا سال 2005 تعداد بیست و هفت رآکتور اتمى جدید احداث شود. برنامه پنج ساله اول گورباچف درست بر پایه سنتى بود که زمانى لنین پایه آن را گذاشت یعنى تولید انرژى مساوى است با قدرت هر چه بیشتر شوروى. در آن زمان چرنوبیل بهترین نیروگاه اتمى اتحاد جماهیر شوروى به شمار مى آمد. نیروگاه چرنوبیل در 31 دسامبر 1983 و کمى زودتر از موعد پیش بینى شده به بهره بردارى رسید. کارشناسان اتمى بسیارى از آزمایش هاى ایمنى را که قاعدتاً باید پیش از راه اندازى رسمى انجام شود، درست در خلال کار نیروگاه انجام مى دادند. گروه سازنده این نیروگاه، سه ماه پیش از آن فاجعه از سوى دولت شوروى به خاطر رکورد شکنى شان در راه اندازى نیروگاه، مورد تشویق قرار گرفتند. روزنامه دولتى «ایزوستیا» در آن زمان نوشت: «بار دیگر توانمندى ها و موفقیت هاى کارشناسان و دانشمندان شوروى بر همگان ثابت شد.»
اما چرنوبیل از همان آغاز راه اندازى دچار مشکلاتى در طراحى و ساختمان و همین طور دچار مشکلات تکنیکى بود. جالب آنکه وزارت برق و انرژى شوروى هم ارائه هرگونه اخبار منفى در مورد پیامدهاى منفى این گونه نیروگاه ها بر انسان و محیط زیست را ممنوع اعلام کرده بود. و مصیبت بارتر اینکه کارکنان نیروگاه چرنوبیل هم از کمترین آگاهى و اطلاعات در مورد حوادث کوچکى که در نیروگاه هایى از نوع چرنوبیل اتفاق افتاده بود، محروم بودند. هیچ گونه بحث آزاد و علنى هم در مورد مکان استاندارد براى ساخت نیروگاه اتمى و اقدامات امنیتى براى چنین نیروگاهى وجود نداشت. تنها بحثى که در این موارد جریان داشت به سال هاى دهه هفتاد برمى گشت یعنى زمانى که دو گروه از دانشمندان اتمى شوروى آن هم نه به دلایل علمى و امنیتى بلکه بیشتر از روى تعلقات جناحى و منطقه اى در محافل داخلى و غیر علنى به این موضوع مى پرداختند. یک گروه از این دانشمندان عقیده داشتند که این نیروگاه هاى اتمى هیچ خطرى ندارد و طرح ساخت آنها را براى بخش اروپایى نشین روسیه مى ریختند و گروه مقابل عقیده داشتند که براى جلوگیرى از هرگونه خطر احتمالى، این نیروگاه ها باید در منطقه تقریباً خالى از سکنه سیبرى احداث شود. این بحث و جدل ها بالاخره در سال 1980 پایان گرفت یعنى زمانى که رهبرى شوروى دستور ساخت سریع نیروگاه هاى اتمى آن هم درست در نزدیکى مناطق پرجمعیت را صادر کرد.
پس از فاجعه چرنوبیل هم دولتمردان شوروى از هیچ تلاشى براى جلوگیرى از نشر اخبار دقیق در این مورد فروگذار نکردند. اما پس از آنکه ایستگاه هاى هواشناسى کشور سوئد وجود ذرات رادیواکتیو در شرق این کشور را ثبت کردند، دولت شوروى نیز در 29 آوریل همان سال لازم دید تا خبرى کوتاه و هشت سطرى در مورد «حادثه در نیروگاه چرنوبیل» را منتشر کند. جالب آنکه این نیروگاه تا پیش از آن فاجعه نیروگاه «لنین» نام داشت اما پس از آن این نام حذف شد. تلویزیون شوروى هم در شب 29 آوریل به عنوان ششمین خبر پس از اخبار کشت بهاره کشاورزى و آخرین مد کت و مانتو، خبرى کوتاه تحت عنوان «نشت مختصر مواد رادیواکتیو» منتشر کرد.
اما هنگامى که دولت شوروى دیگر نتوانست ابعاد این فاجعه را مخفى کند، سیل گزارش ها از «منطقه جنگى» به «فرماندهى مادر» سرازیر شد، گزارش هایى که همگى حاوى خبرهایى از تلاش بى وقفه کمونیست هاى حزبى و کمیته منطقه اى حزب کمونیست بود. کاملاً مشخص بود که به اصطلاح آن مه اتمى حاصل از سوختن رآکتور چرنوبیل چیزى نیست که قابل پنهان کردن باشد اما آنچه در هیچ یک از این گزارش هاى دولتى به آن اشاره اى نمى شد همان علت حادثه و مسئولیت آن بود. این گزارش هاى دولتى چنان تنظیم شده بود که گویى اشخاصى براى مقابله با یک فاجعه طبیعى شب و روز مشغول فعالیت هستند!
جالب آنجا است که تنها دو ماه پیش از فاجعه چرنوبیل، میخائیل گورباچف در کنگره سراسرى حزب کمونیست بر این نکته تاکید کرد که کمونیست ها تحت هر شرایطى باید به اطلاعات واقعى و صحیح دسترسى داشته باشند. اما این وعده ها زمانى پوچ از آب درآمد که تازه 19 روز پس از فاجعه، گورباچف سکوتش را در مورد آن شکست و در یک برنامه تلویزیونى اطلاعاتى گزینش شده و خلاصه شده در مورد کیفیت حادثه و قربانیان آن ارائه داد. رهبر وقت شوروى سابق در آن برنامه تلویزیونى تا توانست شعار داد و رسانه هاى غربى را به انتشار اخبار خصمانه و تحریک آمیز بر علیه شوروى متهم کرد. گورباچف تازه سه سال پس از آن فاجعه از چرنوبیل دیدن کرد. این دیدار به شدت وجهه رهبر شوروى سابق را خدشه دار کرد زیرا همه بر این عقیده بودند که گورباچف نه تنها هیچ اظهار تاسفى نکرد بلکه کاملاً معلوم بود که نمى تواند ابعاد این فاجعه را حتى پس از سه سال درک کند.
با این حال گورباچف با نقایص سیستم حاکم بر شوروى کاملاً آشنا بود. او در اوایل جولاى 1986 و در یک سخنرانى غیر علنى گفته بود: «یک دیوانه سنگى به چاه مى اندازد و هزار عاقل در بیرون آوردن آن سنگ عاجز مى مانند. آنچه در حال حاضر در سرزمین ما بیش از هر چیز به چشم مى آید، تملق و چاپلوسى، اقتصاد عقب مانده، بى مسئولیتى و آزار و اذیت دگراندیشان است.» گورباچف در اقدامات بعدى اش و بیشتر براى سرپوش نهادن بر مخاطره آمیز بودن فعالیت هاى اتمى شوروى، از انحصار در علوم و فعالیت هاى علمى و تولیدى به عنوان عامل اصلى این مخاطرات یاد کرد.
فاجعه چرنوبیل زلزله اى بود که پایه هاى مستحکم قدرت مطلقه سردمداران حزب کمونیست شوروى را به لرزه درآورد و اعتماد و اطمینان به آنها را زیر سئوال برد. در آن زمان سیل نان و چاى خشک و دیگر مواد غذایى بود که به سوى اوکراین سرازیر مى شد تا شاید بتوان ثابت کرد که محصولات شوروى عارى از خطر است. اما هرچه بود ناکارآمدى سیستم کمونیستى ثابت شد. اداره نیروگاه چرنوبیل در اختیار وزارتخانه ها و نهادهاى مختلفى بود که هر کدام وظایف تعریف شده اى را در آنجا بر عهده داشتند و بروز آن فاجعه نشان داد که تا چه اندازه سیستم حاکم بر شوروى سابق در اداره آن ابر قدرت ناتوان و ناکارآمد است.
معمولاً بزرگ ترین ویژگى مزیت سیستم متمرکز دولتى را وضعیت خوب بهداشت و درمان عنوان مى کنند. اما تاسف بار اینکه پس از بروز آن فاجعه نزدیک به پنجاه هزار نفر سکنه شهر «پریپژات» 36 ساعت تمام در معرض تشعشعات رادیواکتیو قرار داشتند و تازه بعد از آن بود که عملیات تخلیه آغاز شد. در شهر «کى یف» با وجود وزش بادهاى رادیواکتیو از سوى چرنوبیل، مقامات دولتى دستور صادر کردند که به هیچ عنوان نباید مراسم رژه روز کارگر (اول ماه مه) را لغو کرد و در همان حال چرنوبیل در آتش بى مسئولیتى و جاه طلبى سردمداران شوروى گرفتار بود. عده اى داوطلب بدون آنکه از پوشش لباس هاى امنیتى برخوردار باشند، تکه هاى گرافیت را از بام نیروگاه به پائین انتقال مى دادند. اما هیچ کس بیش از یک دقیقه طاقت ماندن بر بالاى آن پشت بام را نداشت. اکثر این داوطلبان هم کمترین اطلاع و آگاهى در مورد خطرات این تشعشعات نداشتند. یکى از دانشمندان اتمى شوروى سابق به نام «ولادیمیر چرنوشنکو» بعدها در این مورد گفت: «در چرنوبیل همه مى خواستند با وسائل قرن دهم به جنگ فاجعه قرن بیستم بروند.»
135هزار نفر از ساکنان مناطق مصیبت زده، بدون کمترین امکانات و برنامه ریزى کوچ داده شدند و تازه پس از چند هفته نامه هاى برخى از آنان به دست اقوامشان در مسکو رسید. این وضعیت براى مردم سالخورده روسیه یادآور دوران جنگ جهانى بود. در آن زمان و در شوروى هنوز کسى از پیامدهاى مخاطره آمیز تشعشعات اتمى بر انسان خبر نداشت. سانسور و پنهان کارى دولت هم موجب شد تا بازار شایعات داغ شود. در شهر کى یف مردم از سر تا پاى خود را با لباس هاى کهنه و قدیمى مى پوشاندند و دستکش به دست مى کردند تا به این صورت مثلاً در مقابل تشعشعات رادیواکتیو از خود محافظت کنند. در اختیار داشتن دستگاه هاى اندازه گیرى تشعشعات نیز از سوى دولت ممنوع اعلام شد.
فاجعه چرنوبیل نشان داد که آنچه سیستم شوروى بدان نیاز دارد شفافیت و امکان بحث و نقد آزاد است. سیاست اعلام شده توسط گورباچف یعنى «گلاسنوست» یا همان شفافیت اجتماعى، طرحى منطقى بود که البته به ناچار شکست خورد. زیرا تجربه نشان مى دهد که تلاش در جهت برقرارى گردش آزاد اطلاعات و اخبار و همزمان کانالیزه کردن آن نتیجه اى جز شکست ندارد. در سال هاى پس از آن و در خلال دوران گلاسنوست، افشاى ناکارآمدى و دروغ پردازى هاى دولت شوروى در مورد چرنوبیل باعث شد تا آن بهشت خیالى سوسیالیستى به سراشیبى سقوط بیفتد.
از طرفى، گلاسنوست موجب تقویت نیروهایى شد که گورباچف هرگز آن را جدى نگرفته بود یعنى جنبش هاى اجتماعى. این جنبش ها در آغاز کار لبه تیز انتقادات خود را متوجه مسئله آلودگى هسته اى محیط زیست کردند و چیزى نگذشت که کل سیستم سیاسى شوروى سابق را زیر سئوال برده و حتى در مواردى نداى استقلال طلبى نیز سر دادند. فاجعه چرنوبیل باعث شد تا مشکلاتى در امور روزمره مردم شوروى بروز کند، مشکلاتى که براى سالخوردگان مسکو به مثابه و یادآور قحطى سال هاى دهه سى بود. اولین زمزمه هاى تاسیس یک جنبش دموکراتیک اوکراینى هم در همین دوران پس از فاجعه چرنوبیل و در جریان یک کنگره زیست محیطى در سال 1988 به گوش مردم جهان رسید. نفوذ هفتاد درصد از تشعشعات رادیواکتیو به جمهورى روسیه سفید موجب بیدارى مردم رخوت زده این جمهورى شد. یکى از فیزیکدانان معروف روسیه سفید به نام «الکساندر شوشکیویچ» به ناگاه در کسوت یکى از مخالفان سلاح هاى اتمى پا به میدان سیاست گذاشت و به مقام ریاست پارلمان رسید و همو بود که در این مقام به همراه رئیس جمهور وقت روسیه (یلتسین) و رئیس جمهور اوکراین در سال 1991 اعلام استقلال کرد. پیامدهاى اقتصادى چرنوبیل نیز یکى از عوامل مهم فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى به شمار مى آید. هزینه دفع زباله هاى اتمى شوروى مسئله اى بود که هرگز به طور شفاف محاسبه نشده بود. علاوه بر آن برنامه هاى اصلاحى گورباچف نیز بین سال هاى 1986 تا 1988 طبق برآوردها هزینه اى بالغ بر سى میلیارد مارک آلمان بر مردم شوروى تحمیل کرد و در سال 1988 این دولت با سیصد میلیارد مارک کسرى بودجه روبه رو شد و اینچنین بود که آن سیاست هاى اصلاح طلبانه رفته رفته تبدیل به فاجعه اى اقتصادى گشت و وضعیت چنان بحرانى شد که دولت قادر به تامین نیازهاى اولیه مردم هم نبود.
در همان سالى که فاجعه چرنوبیل به وقوع پیوست وضعیت کشاورزى شوروى دچار عمیق ترین بحران تاریخ خود شد و قیمت مواد غذایى چهار برابر افزایش پیدا کرد. تعطیلى چرنوبیل و دیگر نیروگاه هاى هسته اى شوروى به دلیل مسائل امنیتى وضعیت تامین نیروى برق را مختل کرد و این مسئله رشد اقتصادى این کشور در سال 1987 را به صفر رساند. سیاست هاى اقتصادى به شدت متمرکز دولت نیز نتوانست صرفه جویى و ذخیره نیروى برق را ممکن سازد زیرا مردم با این سیاست ها همراهى نمى کردند. البته دولت شوروى در همان حال نیز حداقل روى کاغذ نسبت به ادامه برنامه هاى اتمى خود تاکید مى ورزید. اعتراضات مردمى برعلیه این برنامه هاى اتمى و وضعیت صنایع اتمى در برخى جمهورى هاى شوروى سابق به نحوى آشکار بالا گرفت و در نهایت کلیت نظام سوسیالیستى را ساقط کرد. در همان روزهاى اولیه فاجعه، این شعار در سراسر کشور به گوش مى رسید: «قدرت دوستى میان خلق هاى جماهیر شوروى از قدرت اتم به مراتب بالاتر است»، شعارى که شاید هرگز واقعیت بیرونى پیدا نکرد!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات