محمدمهدی انصاری
گروه سیاسی
سال 1385 نیز همچون بسیاری از سالهای پس از انقلاب اسلامی، "سال انتخابات است" بر اساس طرح تجمیع انتخابات، انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و خبرگان رهبری همزمان در آبانماه برگزار خواهند شد. از همینک، در میان نحلهها و گروههای سیاسی انتخابات آتی به کانون مباحثات و محور رقابتها مبدل شده و هر دو جریان غالب سیاسی کشور در پی ساز و کارهایی برای اجماع و ائتلاف زیرمجموعههای خود هستند تا به نحوی اکثریت کرسیهای شوراهای سوم و مجلس خبرگان چهارم را از آن خود سازند. اما در این بین، وضعیت جریان اصولگرا حساس و بسیار تعیینکننده است.
جریان اصولگرا از سال 1381 در سه گام پیاپی، مدیریت شوراهای دوم، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را از آن خود ساخت و امروز با وجود تاکید و پایبندی تمامی طیفها و تشکلهای جریان عام اصولگرا به اصول و مبانی اصیل مورد اتفاق، تحرک جدی برای حرکت به سمت یک همگرایی بزرگ کمتر دیده میشود. واقعیت این است که یک "ائتلاف نانوشته" تمام راهکارهای اجماع را در این جریان، ناکارآمد ساخته و حفظ گردونه تعامل در لحظات حساس را دشوار و حتی غیرممکن نموده است. هر چند در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته با وجود چنین اوصافی، پیروز انتخابات اصولگراها بودند اما آیا این وضعیت و استمرار آن با مصالح دوراندیشانه جریان موصوف مطابقتی خواهد داشت؟ آیا با چنین شرایطی میتوان در مدت باقی مانده تا انتخابات "استراتژی انتخاباتی" موثر تدوین کرد و آیا سایر گروههای زیرمجموعه نسبت به آن تمکین خواهند داشت؟
با استمرار این وضعیت، ارائه لیستهای انتخاباتی مشخص و مورد اجماع به ویژه که دو انتخابات همزمان برگزار میشوند، مشکلتر خواهد شد.
یادآوری مسئولیت اجتماعی و دینی فعالان اصولگرا در قبال ایدهها و آرمانهای این جریان که در حقیقت همان اهداف و چشماندازهای اصیل امام و انقلاب اسلامی است، شاید مهمترین راهبرد در مهندسی و تنظیم رفتارهای درون جناحی باشد. اکنون که عرصه قدرت و شئون مدیریت جامعه به عنوان یک امانت و موهبت از سوی مردم به اصولگرایان واگذار شده شایسته نیست با برخی تکرویها، شخصیکردن اختلافات، خودراییها و رفتارهای ناظر بر تشکلگریزی موجب خدشهدار شدن شاهرگهای اعتماد عمومی به جریان اصولگرا شد. گاهی ملاحظه میشود افرادی در بیان دیدگاهها و مواضع خود از زبان کلیت جریان اصولگرا سخن میگویند و موجب دامنهدار شدن برخی اختلافنظرها میشوند که این با ماهیت اصولگرایی در تضاد است.
هشدار صریحی که باید به زیرمجموعهها و گروههای تابعه جریان اصولگرا داد این است که با تشتت و عمیق شدن اختلافها، موهبت قدرت از ایشان سلب میشود و در اولین مرحله، تلخکامی ناشی از واگذاری کرسیهای انتخاباتی در سال جاری نصیب آنها میگردد. بدیهی است هر گونه بیتدبیری و غفلت از روند مناسات سیاسی و تحرکات رقیب، عقبگرد از عرصه قدرت را در گامهای دوم و سوم یعنی انتخابات مجلس هشتم در سال 86 و انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال 88 رقم خواهد زد.