گروه بینالملل - در خلال روزهای اخیر شاهد موج گسترده اظهارنظرهای مقامات کشورهای مختلف خارجی در خصوص ضرورت حل و فصل مسالمت آمیز موضوع برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران هستیم. شاه بیت این اظهارات که به طور صریحی با موضع مقامات جمهوری اسلامی ایران انطباق شگفتانگیزی دارد، تاکید بر توسل به ابزار دیپلماسی و گفتمان سیاسی است. در این بین هر گونه اظهارنظر مبنی بر توسل به فشار سیاسی و زور با نکوهش سیاسی و رسانهای گسترده حتی در غرب مواجه شده است. حتی آمریکاییها از بحث و جدل جدی در مورد توسل به ابزار قرون وسطایی و زور طفره میروند.
در این بین تنها طنین گوشخراش برخی از محافل نومحافظهکار و تندرو آمریکایی و رژیم صهیونیستی مثل دونالد رامسفلد و جان بولتن که بر طبل زورگویی میکوبند، آزاردهنده است. بیان چنین اظهاراتی که راه حل را تنها در ضرورت توسل به ابزار تحریم اقتصادی و اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران جستجو میکنند، تنها از زبان برخی تندروهای مشهور در دولت آمریکا مثل بولتن و رامسفلد و البته مقامات آشوبگر و جنگ طلب رژیم صهیونیستی جای هیچ تعجبی ندارد. اما بیان اظهارات نسنجیده خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که بر ضرورت اعمال تحریمهای چند مرحلهای اقتصادی و سیاسی علیه کشورمان تاکید کرده است، بسیار عجیب و قریب مینماید. بیان چنین اظهاراتی نشانگر ناکامی و عدم توانایی شخص خاویر سولانا در ایفای نقشی به مثابه وزیر خارجه اتحادیه اروپایی است که موظف به پیگیری سیاستهای خرد و کلان این اتحادیه در برخورد با مسایل منطقهای و جهانی با محوریت دیپلماسی است. این گونه اظهارات هیچ گونه تناسبی با محور اصلی موتور محرکه سیاست خارجی اتحادیه اروپا یعنی دیپلماسی و گفتگو ندارد. شناخت بطن این گفتههای متناقض و متضاد را باید در شخصیت خاویر سولانا جستجو کرد.
اطمینان سولانا از مادامالعمر بودن پست خود در کمیسیون اروپایی و عدم نظارت و پاسخگویی نسبت به عملکردش در مقابل کمیسیون اروپایی باعث شده تا سولانا این جایگاه را به پست تشریفاتی مبدل نماید و بیشتر به دستیابی و کارپردازی کاندولیزا رایس یا مشورت جان بولتن سازمان ملل بپردازد. آقای سولانا که نتوانسته از عهده نقش مهم خود در دستگاه دیپلماسی اتحادیه اروپا بر آید، برای سرپوش گذاردن بر ناکامیهای خود در ایفای نقشی فعال و سازنده در بحرانهای مهم منطقه و جهان به ویژه در قضایای مربوط به تحولات اخیر عراق، افغانستان و فلسطین و ارائه ابتکار و ایدهای جدید و قابل توجه برای استیفای حق مسلم جمهوری اسلامی در برخورداری از فناوری صلحآمیز هستهای به تکرار طوطیوار طرحها و ایدههای آمریکایی و اسراییلی روی آورده و بر شیپور آمریکاییها و اسراییلیها میدمد. رایزنیها و ملاقاتهای خصوصی اخیر خاویر سولانا با مقامات آمریکایی و اسراییلی نشانگر آن است که طیف نومحافظهکار دولت آمریکا با طراحی لابی صهیونیستی شکار اروپایی را در دام انداختهاند و از خاویر سولانا به عنوان بازویی برای عملیاتی کردن دیدگاههای جنگطلبانه و بحرانزای خود سود میبرند. گفتار و رفتار سولانا نشانگر آن است که او هیچ اعتقادی به ایفای نقش مستقل و مبتکر در هدایت دستگاه دیپلماسی ندارد و قادر نیست از توانمندی این مجموعه برای ایفای نقش کارساز و فعال در جهت حفظ و صلح و ثبات جهانی بهرهبرداری نماید. زمان آن رسیده است که کمیسیون اروپایی ضمن هوشیاری نسبت به تهدید از هم پاشیدن شالوده سیاست خارجی اتحادیه اروپایی، ضمن استیضاح و بازبینی عملکرد مسئول سیاست خارجی خود، سولانای خسته را بازنشسته نماید. شایسته نیست مسئولان اتحادیه اروپا که همواره محور حرکت دیپلماسی خود را گفتمان سیاسی مبتنی بر احترام متقابل و منافع مشترک بین این اتحادیه و ایران قرار دادهاند، با توسل به ادبیات مذموم و طرد شده پنتاگونی و در حد دستیاری دونالد رامسفلد ظهور یابند و منافع مجموعه کشورهای اروپایی را قربانی بلندپروازیها و باج خواهیهای دستگاه جنگ افروز پنتاگون نمایند.