مهران قاسمی
برنامه اورشلیم را میتوان نخستین «برنامه صهیونیسم» دانست که در آن تعریفی منسجم از صهیونیسم ارائه شده است، اما باید در نظر داشت که پیش از آن نیز طرحها و برنامههای متعددی در همین راستا تدوین شده بود. اولین گردهمایی صهیونیستها به سال 1897 برمیگردد. در این اجلاس که در سوئیس شکل گرفت، برنامههای رسمی صهیونیسم تدوین شد.
در این اجلاس اعلام شد که نخستین خواسته صهیونیستها، ایجاد مکانی برای یهودیان در فلسطین است، کشوری که از سوی کلیه کشورهای جهان به رسمیت شناخته شده و امنیت آن تضمین گردد.
برای تحقق این هدف، چندین راه پیشبینی شده بود، از جمله:
1- تشویق کشاورزان، کارگران، صنعتگران و... برای سکونت در فلسطین
2- هماهنگ سازی یهودیان در موسسات و سازمانهای محلی در کشورهای محل سکونت یهودیان با رعایت قوانین کشورهای مزبور
3- تقویت احساسات ملی یهودیان
4- تلاش برای کسب رضایت سایر کشورهای جهان جهت محقق شدن اهداف صهیونیسم.
سازمانهای صهیونیستی که در این دوران از شهرت بیشتری برخوردار بودند، شامل: سازمان صهیونیستیهای آمریکا هداساه، میزرایک و پاتول صهیون میشدند.
در دهه 1940 و پس از افشای جنایات نازیها و تلاشهای گسترده گروههای صهیونیستی برای انعکاس و آگراندیسمان وحشت و ترس یهودیان، سرانجام دولت ایالات متحده نیز با ایده تشکیل کشور یهودی موافقت کرد. با موافقت آمریکا عملا تلاشهای سازمانهای صهیونیستی در این کشور به نتیجه رسیده بود، اما این سازمانها غالبا با وضعیت دشواری روبرو شده بودند.
با تشکیل کشور یهودی، سازمانها و گروههایی صهیونیستی، در حقیقت تبدیل به احزابی شده بودند که اولویتهای آنان وابسته به ساختار سیاسی اسرائیل بود، احزابی که تنها به دلیل در دست داشتن فضایی بیشتر برای پیگیری اهداف دولت اسرائیل در میان جامعه یهودیان آمریکا، با پوششهای متفاوت ظاهر میشدند. در این دوران تنها سازمانی که توانست از این تحول اجباری دوری گزیند، سازمان «هداساه» بود که با توجه به پایگاه وسیع مردمی خود، موقعیت پیشین را حفظ کرد.
تغییر استراتژی
در سال 1951، بیست و سومین کنگره صهیونیستها برگزار شد و مسئولیتها و وظایف جنبش صهیونیسم تغییر یافت.
اهداف صهیونیسم مطابق آنچه که در این کنگره به تصویب رسید، عبارت بود از: تحکیم و تثبیت کشور اسرائیل و جمعآوری تمامی تبعیدیان بدون سرزمین و انتقال تمامی یهودیان به اسرائیل، مساله لزوم انتقال و مهاجرت تمامی یهودیان به اسرائیل از جمله مواردی بود که باعث بروز اختلافات بسیاری گردید. در نهایت برای حل این مشکل عبارت «یهودیان» به «یهودیان بدون سرزمین مشخص» تغییر یافت.
بازیگران جدید
با تشکیل دولت اسرائیل، بازیگران قدرتمند دیگری نیز وارد عرصه شده بودند. در مقابل سازمانهای صهیونیستی آمریکا که تنها «حمایت از اسرائیل» را جزو برنامه خود دانسته و موارد دیگر را به عنوان تعریف صهیونیسم قابل قبول نمیدانستند، سران اسرائیل با هر تعریفی که تشکیل «ارض موعود» بخشی از آن نبود، به شدت مخالفت میکردند.
بن گوریون، نخستوزیر اسرائیل در کنگره بیست و پنجم صهیونیستها در سال 1961، به صراحت اعلام میکند که «از زمان تشکیل کشور یهودیان یا همان ارض موعود و گشوده شدن دروازههای آن به سوی تمامی یهودیان، وظیفه هر مومن به دین یهود مهاجرت به این زمین است و گرنه مهمترین فریضه مذهبی خود را نقض کرده است.»
بدنبال این معضلات بود که سرانجام در بیست و هفتمین کنگره صهیونیستها در سال 1968، اهداف صهیونیسم معاصر یا همان «برنامه اورشلیم» عرضه گردید.
اهداف صهیونیسم معاصر
آنچه که در برنامه اورشلیم عرضه گردید دارای نکات برجسته زیر است.
1- جمع شدن یهودیان در وطن تاریخی آنها (ارض اسرائیل)
2- تجمع تمامی امکانات یهودیان در اسرائیل
3- تقویت کشور اسرائیل از تمامی راههای ممکن
4- حفظ هویت ملت یهود از طریق آموزشهای عبری و یهودی و مسایل ارزشی یهودیت
5- حمایت از حقوق یهودیان در هر نقطه از جهان
برنامه اورشلیم چارچوب و قالب ایدئولوژیکی را طراحی میکند که مطابق آن سازمانهای صهیونیستی، سازمانهای یهودی و پیروان مکتب «اسرائیلیسم» میتوانند در همزیستی کامل با یکدیگر به سر برند.
آژانس یهودیان برای اسرائیل
بخش آمریکایی آژانس یهودیان که به عنوان نمایندگی سازمان مرکزی آژانس در اورشلیم به ثبت رسیده بود، در اکتبر 1971 منحل شده و بخش آمریکایی سازمان جهانی صهیونیستها به عنوان نمایندگی خارج از کشور سازمان مرکزی در اورشلیم، تشکیلات خود را در سپتامبر 1971 به ثبت رساند. در این دوره آژانس یهودیان برای اسرائیل تحت عنوان سازمان و شرکتی غیرانتفاعی در نیویورک دریافتکننده تمامی وجوهی شد که سازمانهای مختلف در طول سال جمعآوری میکردند.
مجمع عمومی این آژانس 340 عضو دارد که 170 تن از آنان منتخب سازمان جهانی صهیونیستها و 170 تن از آنان منتخب یهودیان ساکن در مناطق مختلف هستند. 38 درصد از نمایندگان منتخب از سوی سازمان جهانی صهیونیستها، از طرف احزاب اسرائیل انتخاب میشوند. نسبت آنها کاملا متناسب وزن حضور هر حزب در مجلس اسرائیل است.
62 درصد باقی مانده نیز به نحوی با احزاب اسرائیل وابستگی دارند. از میان 170 تن منتخب مردم، 30 درصد توسط سازمان «تقاضای یهودیان متحد» و «سازمان اسرائیلیان متحد» انتخاب شده و 20 درصد از سوی بنیاد خیریه «کرن هی لود» منصوب میگردند. هیات مدیره آژانس نیز از 62 عضو تشکیل میشود که همان نسبت مجمع عمومی در آن رعایت میشود.
بخش آمریکایی - سازمان جهانی صهیونیستها
بخش آمریکایی سازمان جهانی صهیونیستها در سال 1971 از طرف هیات اجرایی سازمانهای اجرایی سازمان در اورشلیم شروع به فعالیت در آمریکا میکرد. اهداف اصلی این سازمان طبق اسناد ارائه شده به دولت ایالات متحده عبارت است از تشویق یهودیان به ترویج اهداف صهیونیسم، اتحاد یهودیان، مهاجرت به اسرائیل، نوسازی صنایع، تجارت، بازرگانی، فعالیتهای فرهنگی با زمینه یهودیت.
برنامههای رسمی سازمان را میتوان در بخشهای زیر گروهبندی نمود:
1- آموزش فرهنگ و زبان عبری، برنامههای خاص درباره اسرائیل، چاپ و انتشار کتاب فرهنگ و آموزش مذهبی
2- انستیتو تئودور هرزل: برنامههای آموزشی با اهداف سیاسی
3- موسسه مطبوعاتی هرزل: چاپ مطالب و کتب درباره صهیونیسم یهودیت و اسرائیل.
4- بنیاد خیریه هرزل: انتشار گاهنامههای مرتبط با مسائل جاری و عمومی یهودیان.
5- بخش جوانان: برنامههای آموزشی، کشف و جذب جوانان یهودی، اعزام جوانان به اسرائیل به صورت کوتاه مدت و یا بلند مدت.
سازمان صهیونیستهای آمریکا
این سازمان در سال 1987 همزمان با تشکیل نخستین کنگره صهیونیستهای کوچک به یک سازمان متمرکز تبدیل میشود. فعالیت این سازمان متمرکز بر حمایت از توسعه اقتصادی مسئولین بود.
از جمله موتلفین این سازمان میتوان به حزب لیکود اشاره نمود. این سازمان خود را به عنوان تیغ برنده یهودیان آمریکا معرفی کرده است. این سازمان فعالیتهای کنگره، کاخ سفید، مجلس سنا و... را تحت نظر دارد. بولتنهای روزانه این سازمان که برای مسوولین رده بالای اسرائیلی فرستاده میشود، دارای اخبار و اطلاعات محرمانهای است که عموما پایه و اساس تصمیمگیریهای آنان را تشکیل میدهد.
سازمان زنان صهیونیست آمریکا
سازمان زنان صهیونیست آمریکا یا (هداساه) در سال 1912 تاسیس گردیده است. اهداف اولیه سازمان ترویج تعلیمات یهودی و صهیونیستی در آمریکا بود.
این سازمان در واشنگتن دارای نمایندهای در وزارت امور خارجه ایالات متحده است که به صورت مستمر در جلسات مطبوعاتی شرکت میکند. وظایف اصلی این سازمان را میتوان در دو گروه به صورت مجزا تفکیک نمود.
1- تبلیغات به نفع دولت اسرائیل بویژه در موقعیتهای ویژه.
2- جمع آوری کمکهای مالی از یهودیان ساکن ایالات متحده و صرف آن برای برنامههای تبلیغاتی دولت اسرائیل.
چارچوب کاری
عمده فعالیتهای این سازمان در زمینه مهندسی افکار عمومی به نفع دولت اسرائیل و جمعآوری کمکهای مالی برای این دولت میباشد. سازمانهای مذکور به صورت گستردهای به انجام تبلیغات منفی علیه اعراب میپردازند.
رئوس فعالیتهای تبلیغاتی این سازمانها را میتوان در موارد زیر دانست:
1- دفاع از تصمیمات دولت اسرائیل و تلاش برای توجیه آن در افکار عمومی
2- دعوت از شخصیتهای سیاسی و تلاش برای موجه جلوه دادن حکومت اسرائیل با استفاده از انعکاس این اخبار
3- دعوت مکرر از رهبران اسرائیلی برای بازدید از سازمانهای مختلف آمریکایی و مانور وسیع تبلیغاتی.
4- تلاش برای متحدسازی جامعه یهود ساکن ایالات متحده
5- انعکاس وسیع اخبار در مورد فعالیتهای خیریه سازمانهای صهیونیستی
فعالیتهای تخریبی این سازمان را نیز میتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
1- تاکید بر نقش کشورهای عرب در کنترل بهای نفت.
2- تاکید بر نقش حیاتی نفت در اقتصاد آمریکا
3- تاکید بر نقش دلارهای نفتی اعراب در حمایت از مبارزان فلسطینی.
4- ایجاد خصومت میان اعراب و آمریکا
5- ایجاد توهم توطئه بر علیه دولت آمریکا.
6- تروریست جلوه دادن مبارزان فلسطینی.
7- تاکید بر خطرات وجود گروههای مبارز فلسطینی بر صلح جهانی.
8- تاکید بر عدم تمایل اعراب به مذاکره و متجاوز و خشن جلوه دادن اعراب.
لابیهای صهیونیستی در آمریکا
بسیاری از عامه مردم بر این اعتقادند که آمریکا تحت سیطره کامل یهودیان قرار داد. هر چند این تعبیر، اغراق آمیز است اما حداقل میتواند تا حدی نشانگر قدرت افسانهای لابیهای صهیونیستی درون ایالات متحده باشد.
دولتهای ایالات متحده نیز با توجه به استراتژی کلی کشور که بر حمایت از اسرائیل استوار بوده است عملا دست لابیهای صهیونیستی را برای پیگیری خواستههای خود کاملا باز گذاشتهاند و عملا هیچ مخالفت جدی با گسترش نفوذ این گروهها در ساختار سیاست خود نشان ندادهاند.
از سوی دیگر احزاب ایالات متحده نیز به صورت مستقیم از مواهب حضور سازمانهای یهودی در ساختار قدرت این کشور برخوردار میشوند.
در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایالات متحده طبق گزارشات متعدد بیش از 47 درصد از کمکهای مالی اعطا شده به حزب دموکرات از سوی یهودیان مرفه آمریکایی صورت گرفته است. حزب جمهوریخواه نیز از این نعمات مالی بیبهره نمانده است و حدود 43 درصد از مجموع هزینههای انتخاباتی خود را از محل کمکهای مالی یهودیان آمریکایی کسب نموده است. این کمکها را باید به کمکهای عظیم دیگری که از سوی موسسات عظیم اقتصادی تحت کنترل یهودیان به احزاب اعطا میشود، اضافه نمود تا تاثیرگذاری مالی یهودیان آمریکایی سیاستگذاران این کشور معلوم گردد. وجود لابیهای قدرتمند سیاسی اسرائیل در ایالات متحده باعث گردیده است تا این سازمانها توجه چندانی به حضور نمایندگان خود در کنگره و یا سنای آمریکا نداشته و در عوض تمامی تلاشهای خود را معطوف به تاثیرگذاری بر افراد انتخاب شده نمایند.
در حقیقت لابیهای صهیونیست درون ایالات متحده همواره ترجیح میدهند تا از حضور در مقابل عامه مردم خودداری نموده و مقاصد سیاسی خود را از پس پرده دنبال نمایند.
کمیته امور عمومی اسرائیل آمریکا
این لابیهای صهیونیستی که از سال 1959 تشکیل گردیده است از جمله فعالترین لابیهای صهیونیستی داخل ایالات متحده است. اولویت نخست این کمیته که به «آیپک» موسوم است در دو دهه اول فعالیت، تنها افزایش کمکهای آمریکا به اسرائیل بود، از جمله نتایج فعالیتهای این کمیته میتوان به تبدیل کلیه وامهای اعطا شده به اسرائیل، به کمک بلاعوض اشاره نمود. در دهه 1980 خط مشیهای این کمیته به صورت زیر تعیین گردید:
1- افزایش کمکهای ایالات متحده به اسرائیل
2- افزایش همکاری استراتژیک میان اسرائیل و آمریکا
3- به رسمیت شناختن اورشلیم (بیت المقدس) به عنوان پایتخت اسرائیل از سوی آمریکا.
4- تامین منافع اقتصادی - سیاسی اسرائیل در آمریکا.
پس از مشخص شدن اولویتها، کمیته هر مورد را بررسی دقیق قرار داد، و سپس طرحی منسجم را تهیه و تدوین مینماید. پس از تهیه این طرح عملیات (لابینگ) برای طرح موضوع و دفاع از آن در کنگره آغاز میگردد.
از جمله مسائلی که همواره مورد تایید این کمیته قرار داشته است، توانایی فوقالعاده اسرائیل برای حفاظت از منافع آمریکا و همچنین مبارزه با تروریسم اعراب است.
در اواخر دهه 1980، در گزارشی که توسط این کمیته منتشر گردید، سرفصل فعالیتهای آن برای دهه آینده به صورت زیر ارائه شد:
- آمریکا نباید هیچ اسلحهای به دشمنان اسرائیل بفروشد.
- لابی اعراب در کنگره آمریکا باید شناسایی شده و با آنها به شدت مقابله شود.
- با رسانههای گروهی آمریکا روابط بسیار نزدیکتری ایجاد گردد و در موارد لازم از ارائه کمکهای مالی دریغ نشود.
- آمریکا باید سفارتخانه خود را به اورشلیم (بیت المقدس) انتقال دهد.
- آمریکا باید اورشلیم (بیت المقدس) را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت بشناسد.
- یهودیان میتوانند در هر نقطهای زندگی کنند. اشغال غزه و کرانه غربی نباید مانعی برای صلح تلقی شود.
- ایالات متحده در صورت اجماع کشورهای سازمان ملل در مورد اخراج اسرائیل از این سازمان، باید از این کشور به هر نحو ممکن دفاع کند.
- از طریق مطبوعات باید مسائل داخلی کشورهای عرب بویژه فسادهای مالی و اخلاقی سران آن بزرگنمایی شده و در مورد عدم وجود آزادی و... در این کشورها تبلیغات گستردهای به عمل آید. تخریب حیثیت رهبران عرب، مقبولیت و مشروعیت سیاسی آنان را برای مبارزه با اسرائیل از بین خواهد برد.
این کمیته برای پیگیری خواستههای خود از دو شبکه نیرومند سود میجوید. شبکه نخست نخبگان آمریکایی متمایل به اسرائیل است و شبکه دوم مجموع هواداران طرفدار اسرائیل.
روش دیگری نیز که در طی سالیان گذشته نتایج بسیار مثبتی در پی داشته است و آن نفوذ در ساختار کنگره از طریق اشغال پستهای غیرحساس اما تاثیرگذار بوده است. کمیته در راستای اهداف خود به پرورش و تربیت دستیاران حقوقی بسیار ورزیده برای نمایندگان کنگره اقدام میکند. این افراد که برای جلوگیری از بروز هر نوع حساسیت از میان دانشجویان نخبه رشتههای حقوق دانشگاههای ایالات متحده انتخاب میگردند، با هزینه کمیته دورههای ویژهای را میگذارنند و پس از کسب مهارتهای ویژه به نمایندگان کنگره معرفی میشوند. کمیته در موارد متعدد حتی با پرداختهای کلان سعی در جلب همکاری دستیاران برخی از شخصیتهای سیاسی معروف دارد.
ارتباط کمیته با کاخ سفید نیز به دو طریق صورت میگیرد:
1- از طریق مقامات صاحب نفوذ و تحت اختیار کمیته.
2- از طریق یهودیان برجسته عضو احزاب آمریکا.
کمیتههای فعالیت سیاسی
از اواخر دهه 1970 کمکهای مالی افراد به کاندیداهای سیاسی به مبلغ یک هزار دلار محدود شد. به دنبال این محدودیت، کمیتههای فعالیت سیاسی شکل گرفت. این کمیتهها میتوانستند به ازای هر عضو خود 5000 دلار به هر کاندیدا کمک کنند. به این ترتیب با توجه به وسعت و تعداد کثیر اعضای این کمیتهها، عملا قدرت مانور بالای یهودیان در مورد مسائل مالی حفظ شد.
در اوایل دهه 1980، تعداد این کمیتهها در ایالات متحده به 3300 کمیته رسید. از جمله کمیتهای بسیار تاثیرگذار در این زمینه میتوان به کمیته ملی فعالیتهای سیاسی (تاسیس 1982) آمریکاییان خواهان دولت بهتر، دوستداران شهروندان بهتر، طرفداران کنگره بهتر، شهروندان علاقمند به امور سیاسی، کمیته شهروندان لسآنجلس، کمیته دوستداران دموکراسی، کمیته حفاظت از میراثها، کمیته جوانان، کمیته سانفرانسیسکو برای دولت بهتر و... اشاره کرد.
تنوع زمینه فعالیت و نامهای انتخاب شده برای این کمیتههای سیاسی حیرتانگیز است. این کمیتهها که تنها برای حصول اطمینان از تداوم کمک مالی دولت اسرائیل به نمایندگان کنگره آمریکا تشکیل شدهاند، از هر نام و عنوانی برای پنهان نمودن اهداف اصلی خود استفاده میکنند.
انستیتو یهودیان برای امنیت ملی
این انستیتو که از دیگر لابیهای قوی صهیونیستی است به صورت ویژهای به مسائل مرتبط با امینت ملی اسرائیل متمرکز شده است. موضوعات مورد توجه این انستیتو که در اواخر دهه 1970، توسط چند تحلیلگر برجسته مسائل نظامی آمریکاییالاصل، طرفدار اسرائیل تاسیس شده است، عبارتند از:
1- حصول از اطمینان اعتماد واشنگتن به اسرائیل به عنوان متحد استراتژیک و عدم اعتماد کاخ سفید به اعراب
2- حصول از اطمینان از انتقال هر نوع فشار اعمال شده به اسرائیل به کاخ سفید
3- مراقبت و نظارت کامل بر تمام همکاریهای نظامی ایالات متحده با کشورهای مختلف
4- هماهنگسازی سیاستهای نظامی ایالات متحده با سیاستهای دولت اسرائیل
این انستیتو عموما برای پیگیری اهداف خود به ایجاد ارتباط میان تحلیلگران نظامی اسرائیل و آمریکایی میپردازد. همچنین این انستیتو با تمامی موسسات مطالعاتی سیاسی آمریکا به همکاری پرداخته و تحلیلها و گزارشات خود را در مورد مسائل مختلف در اختیار آنان قرار میدهد. لابی این انستیتو باعث گردیده است تا بسیاری از تحلیلگران نظامی آمریکا به سمت اسرائیل تمایل پیدا کنند. نظرات این افراد که عموما در مورد مسائل مختلف نظامی مورد توجه سیاستمداران برجسته آمریکایی نیز قرار میگیرد باعث شده تا اسرائیل عملا انعقاد قراردادهای نظامی ایالات متحده را در کنترل خود داشته باشد. در مواردی نیز که نظرات اسرائیل لحاظ نمیشود مانند فروش هواپیماهای آواکس به عربستان در قبال آن امتیازات بسیاری برای اسرائیل کسب شود.