علی تتماج
کشورها همواره از ابزارهای گوناگون برای نفوذ و یا سیطره بر سایر کشورها استفاده مینمایند. در چند دهه اخیر قدرتهای بزرگ حربه فرهنگی در راس این اقدامات قرار دادهاند. با توجه به آنچه ذکر شد، امروز در عراق و سیر تحولات آن باید به مسئله سیاستهای فرهنگی اشغالگران توجه داشت. در حالی که مسائل نظامی و برقراری امنیت در راس سیاستهای اشغالگران میباشد، اما آنچه در پنهان مشهود است، سیاستهای فرهنگی آنها برای ایجاد تغییر در ساختار این کشور است. این اقدامات که با هدف دگرگون سازی بافت مذهبی و دینی عراق، بیتفاوت کردن افراد به حضور اشغالگران در کشور، گسترش فساد و بیبند و باری میان اقشار جامعه و... صورت میگیرد، از آن جهت اهمیت دارد که اشغالگران تلاش دارند تا با این اقدامات از عراق به عنوان الگویی برای کشورهای منطقه بهرهبرداری نمایند. با توجه به تحولات عراق مهمترین ابزارها و اقدامات اشغالگران در بعد فرهنگی را در چند محور میتوان ارزیابی کرد:
1) یکی از مهمترین ابزارهای فرهنگی بهرهگیری از امکانات رادیویی و ماهوارهای است. بر اساس گزارشات منتشره در طی سه سال گذشته آمریکاییها به کمک رژیم صهیونیستی به نصب چند شبکه ماهوارهای در عراق مبادرت ورزیدهاند. این ماهوارهها که با ایستگاههای رادیویی و ماهوارهای مستقر در ترکیه تقویت میشوند، ضمن تبلیغ کالاها و اخباری که بیانگر فرهنک غرب است، به امور دینزدایی، آزادیهای لجام گسیخته، ترویج فساد و بیبند و باری و... مبادرت میورزند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که بسیاری از شبکههای اسلامی از جمله العالم و المنار به بهانه مبارزه با تروریسم و فرهنگ افراطیگری تعطیل و یا محدود میگیرند.
2) نظام آموزشی هر کشور بخش اصلی فرهنگ سازی را تشکیل میدهد. بر همین پایه، اشغالگران عراق نیز با بر عهدهگیری نشر و توزیع کتابهای درسی که با تغییر در محتوای آنها همراه بوده است. بهرهگیری از معلمان غربی در مدارس، دگرگون سازی زیرساختهای آموزشی بویژه در دانشگاهها که به بهانه مقابله با فرهنگ افراطیگری صورت میگیرد، تلاش دارند تا سیطره فرهنگی خود را بر نظام آموزشی عراق گسترده کرده تا در بلندمدت از آن جهت نفوذ فرهنگ خود بهرهبرداری نمایند.
3) یکی دیگر از ابعاد سیاستهای فرهنگی غرب در عراق ایجاد بدگمانی به امور دینی و اسلامی میباشد. از هدفهای اصلی اعلام شده از سوی بوش در طول جنگ عراق مقابله با اسلام و جایگزینی دولت لائیک و سکولار به جای آن است (در مرحله بعدی اشاعه آن به کشورهای همسایه است.) با توجه به ماهیت دینی و اسلامی جامعه عراق این سیاست در چند بعد تدوین گردیده است. اولا معرفی دین به عنوان عامل ناآرامیها و عدم برقراری امنیت. (آنها آغاز درگیریهای شیعه و سنی را مورد تاکید قرار میدهند در حالی که در کنار آن دولت سکولار را تنها راه کار پیشگیری معرفی میکنند.)
ثانیا تخریب اماکن مذهبی و دینی و کماهمیت جلوه دادن آنها در افکار عمومی در حالی که در کنار این تخریبها به ساخت مراکزی با نماد فرهنگ غرب میپردازند. ثالثا مخالفت با قانون اساسی که محتوای آن را اسلام تشکیل میدهد و اصرار بر جایگزینی اصول غربی به جای آن.
4- بهرهگیری از مبلغان دینی و فرهنگی بخش دیگری از توطئههای فرهنگی اشغالگران در عراق است. بر اساس گزارشات منتشره آنها در سالهای اشغال عراق، تعداد کثیری مبلغ مسیحی و یهودی به این کشور اعزام کردهاند. (بویژه در مناطق کردنشین) که تبلیغ ضد اسلامی انجام میدهند. گزارشات نشان میدهد که آنها نه به تبلیغ دین خود بلکه به ترویج نظام سکولار و فرهنگ غرب مبادرت میورزند.
در نهایت با توجه به نکات مذکور به صراحت میتوان گفت که امروز خطر اصلی برای ملت عراق و همسایگان، سیاستهای فرهنگی اشغالگران است که به صورت پنهانی در حال رشد میباشد. آنها در لوای ناآرامیها و تلاش برای بازسازی عراق، به ترویج فرهنگ خود میپردازند. بر این اساس و با توجه به بازتاب این اقدامات برای منطقه، جا دارد تا دولتمردان عراق و همسایگان آن بویژه ایران، بخش مهمی از سیاستهای خود را برای همگرایی فرهنگی و مقابله با ترویج اهداف فرهنگی اشغالگران تدوین نمایند. چرا که روند کنونی در آیندهای نه چندان دور پیامدهای نامطلوب بسیاری بر منطقه خواهد داشت که نتیجه نهایی آن گسترش نفوذ غرب در جهان اسلام خواهد بود.