سارا معصومی
گروه بینالمللی بحران در آخرین گزارش خود به بررسی راههای حل بحران هستهای تهران پرداخته و مینویسد: در شرایطی که روند مذاکرات دیپلماتیک به رهبری اتحادیه اروپا در متقاعد کردن ایران به رها کردن خواستههای خود در زمینه دستیابی به سوخت هستهای شکست خورده و شورای امنیت هم به نظر نمیرسد که در مورد اعمال تحریمی قدرتمند علیه ایران به صورت یکپارچه و هماهنگ عمل کند، استفاده از نیروی نظامی به صورت پیگیرانه هم تبدیل به گزینهای همزمان خطرناک و غیرموثر شده است.
در این گزارش با اشاره به مجموعه راههای آزموده شده آمده است: هنوز دو سناریوی محتمل وجود دارند که میتواند زیربنای مذاکرات را شکل بدهند.
گزینه نخست که به باور این گروه به مراتب برای جامعه جهانی جذابتر مینماید «غنیسازی صفر» است. در این گزینه ایران موافقت میکند تا از حق خود برای غنیسازی اورانیوم در ازای تضمین دریافت مقدار تضمین شدهای سوخت هستهای از منابع خارجی و همزمان سرمایهگذاری مشترک خارجی در مکانی چون روسیه است. تهران اما تاکنون علیرغم آنکه به صراحت این گزینه را رد نکرده اما اعلام کرده که آن را به عنوان راهحلی بلندمدت قبول نخواهد برداشت. اگر قرار است این گزینه محور مذاکرات قرار بگیرد آن گاه ایالات متحده باید امتیازات متعدد و متنوع دیگری را بر روی میز مذاکره قرار بدهد.
گزینه دوم، اما در شرایطی که گزینه نخست چندان محتمل نمینماید، «غنیسازی محدود به تاخیر افتاده» است. مطابق این طرح جامعه جهانی و به طور خاصه غرب اقرار خواهند کرد که ایران دارای «حق قانونی غنیسازی» است و میتواند این حق خود را در داخل مرزهایش اعمال کند. ایران اما در عوض این شناسایی، موافقت خواهد کرد تا فعالیتها و برنامههای خود برای غنیسازی را به مدت «چندسال» به تاخیر درآورده و در مورد سطح غنیسازی و دامنه آن به مذاکره پرداخته و در نهایت به رژیم بازرسی جدیتری تن دهد.
به باور این گروه در شرایطی که گزینه دوم ممکن است با مخالفت غرب و تهران روبرو شود، اما باید در نظر داشت که این روش تنها گزینه دیپلماتیک واقعی است اما دلیل اعتراضات غرب را میتوان در این موضوع دانست که تهران امکان دسترسی به چرخه کامل سوخت هستهای را داشته و بدین ترتیب خطر خروج ایران از NPT و دسترسی به تسلیحات کشتار جمعی همچنان وجود خواهد داشت. تهران نیز به نوبه خود از این گزینه ناراضی خواهد بود چرا که به صورت آشکار روند توسعه چرخه سوخت هستهای تهران را به تاخیر انداخته و محدود میکند. اما بدیهی است که در صورت ارائه هویج کافی (از سوی آمریکا به صورت خاص) (نشان دادن چماق و از سوی اتحادیه اروپا) و در نظر داشتن امتیازات متعاقبی که باید به ایران ارائه شود،این گزینه قابل تحقق است.
توصیههای درباره دو پیشنهاد
گروه بینالمللی بحران در ادامه توصیههای مشخص خود را در مورد هر یک از دو گزینه ذکر شده بدین شرح بیان میکند.
الفـ در مورد گزینه غنیسازی صفر
1- ایران، اتحادیه اروپا و روسیه با حمایت آمریکا بر پیشنهادی که به موجب آن ایران تمامی فعالیتهای غنیسازی خود را به حالت تعلیق درآورده و رژیم بازرسی گستردهای را میپذیرد. ایران در عوض تضمین بینالمللی دریافت سوخت را کسب کرده، به فنآوری هستهای پیشرفته دست یافته و تضمینهای امنیتی مورد حمایت آمریکا را دریافت میدارد. تحریمهای ایران نیز همزمان با آغاز عادیسازی روابط دیپلماتیک با کاخ سفید رفع خواهند شد.
2- ایالات متحده در قبال پذیرش این توافق از سوی ایران تضمینهای زیر را ارائه خواهد داد:
1- تضمین عدم تهدید یا استفاده از نیروی نظامی علیه ایران.
2- عدم مخالفت با واردات فناوری هستهای پیشرفته به ایران و محصولات دارای کاربردهای شهروندی
3- حمایتهای مالی و مزایای اقتصادی و حمایت از عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی
4- شناسایی نقش منطقهای ایران، مباحثه در مورد آینده سیاسی و بازسازی عراق.
3- ایالات متحده همچنین در صورت موافقت ایران برای همراهی در حل نگرانیهای واشنگتن تضمین میکند:
1-داراییها و اموال مسدود شده ایران در آمریکا را آزاد کرده
2- تحریمها علیه ایران را رفع کرده و
3- روابط عادی دیپلماتیک با ایران برقرار شود.
بـ در رابطه با غنیسازی اورانیوم به صورت تاخیری و محدود این گروه پیشنهادات زیر را مطرح کرد.
4- اتحادیه اروپا آمادگی خود برای شناسایی حق ایران در دستیابی به سوخت هستهای تحت ماده 4 معاهده عدم تکثیر را اعلام میکند. این امر در صورت تعلیق تمامی فعالیتهای غنیسازی، از سرگیری اجرای پروتکل الحاقی و اعمال مرحله به مرحله غنیسازی در مقیاس محدود بر اساس برنامه مورد توافق جامعه جهانی قابل اجراست.
5- ایران، اتحادیه اروپا با حمایت ایالات متحده، روسیه، چین بر طرح غنیسازی تاخیری محدود در سه مرحله با رعایت عناصر زیر توافق خواهند کرد.
الف) فاز اول (2 تا سه سال)
- آژانس به تمامی بازرسیهای خود برای اطمینان از اجرای پادمانها و پروتکل الحاقی و صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ادامه میدهد.
- ایران تمامی فعالیتهای غنیسازی در خاک خود را معلق کرده، تولید و آزمایش تمامی سانتریفوژها را معلق کرده و آنها را تحت مهر و موم آژانس قرار میدهد. پروتکل الحاقی را تایید کرده و ساخت تاسیسات آب سنگین و جداسازی پلوتونیوم را متوقف میکند.
- اتحادیه اروپا حق ایران برای غنیسازی اورانیوم را به رسمیت شناخته، مشارکت در مورد مسایل تجاری غیرنظامی را آغاز کرده و توافقهای تجارت و مشارکت را منعقد میکند. سرمایهگذاری در بخش گاز طبیعی ایران را تشویق میکند و به شرکتهای اروپایی اجازه مشارکت در ساخت و تجهیز تاسیسات تولید برق هستهای ایران را میدهد.
ب) فاز دوم (3 تا 4 سال)
- آژانس تا زمان اطمینان از عدم وجود مواد اعلام نشده و یا فعالیتهای غیرمشخص به بازرسی ادامه میدهد.
- ایران فعالیتهای غنیسازی محدود به شدت تحت نظارت را در خاک خود و با استفاده از چند سانتریفوژ نسل نخست با غنای حداکثری 5 درصد که برای تحقیق و توسعه کافی است – آغاز میکند- اورانیوم غنیشده در داخل و یا خارج کشور انبار شده و بلافاصله به میلههای سوختی تبدیل میشود. تمامی سانتریفوژهای غیرفعال مهر و موم میشوند.
- اتحادیه اروپا مشارکتهای اقتصادی خود با ایران را گسترش میدهد.
ج) فاز 3 (مدت نامحدود)
- آژانس بازرسیهای خود را به سطوح پادمانی و پروتکل الحاقی تقلیل داده و روابط بین طرفین عادی میشود.
- تاسیسات تهیه سوخت (چرخه سوخت) در مقیاس صنعتی برای غنیسازی اورانیوم، با مشارکت چندجانبه احداث و راهاندازی میشوند.
- ایران به صورت نامحدود و بازفرآوری سوخت(جداسازی شیمیایی پلوتونیوم) و ساخت تاسیسات آب سنگین را کنار میگذارد.
6- ایالات متحده در صورت توافق ایران با این پیشنهادات و اجرای آن، امتیازات ذکر شده در بخشهای 2 و 3 را به ایران اعطا میکند. این امر به صورت مرحلهای و همزمان با ملی هر بخش صورت میگیرد.
7- روسیه در صورت موافقت ایران با این پیشنهاد موارد زیر را تضمین میکند.
- از بازگشت تمامی سوخت ارائه شده از سوی روسیه برای مصرف در نیروگاه بوشهر اطمینان حاصل میکند.
- در طول فاز نخست، تمامی مواد هستهای مراکز تبدیل اصفهان انبار میشوند.
- در طول فاز دوم، اورانیوم با غنای پایین به دست آمده از تاسیسات سانتریفوژی پایلوت را انبار کرده و یا تبدیل به میلههای سوخت میکند.
8- اتحادیه اروپا، روسیه و چین موافقت میکنند که در صورت رد یا عدم اجرای این پیشنهاد از سوی ایران از اقدامات شورای امنیت و رژیمهای تحریمی متناظر حمایت کنند.
- ممنوعیت فروش یا انتقال فناوری هستهای و موشکی (به صورت عام)، فناوری با کاربرد دو گانه و تسلیحات متعارف.
- توقف انعقاد توافقات جدید تجاری،ممنوعیت سرمایهگذاری جدید در بخشهای نفت،صنعت و صنایع ساختاری ایران.
- محدودیت واردات از ایران اعم از محصولات نفتی تصفیه شده و یا محصولات غیرنفتی و گازی.
- اعمال محدودیتهای دسترسی هوایی و دریایی برای ایران جهت ممانعت از ورود مواد و فناوری هستهای و یا دارای کاربرد دوگانه.