«هلیکوپترهایی که در سپیده دم بغداد چون اشباحی سرگردان غرش میکنند، آهستهتر از انواع خود در ویتنام به پرواز درآمدهاند. به جای بادهای بارانزای ویتنام اینجا باد با خود گرد و غبار میآورد. رودی که به صورت مارپیچ به سمت دریا جریان دارد، رودخانه دجله است نه «مکانگ» و در جنگ عراق دیگر صدای ناله گیتار جیمی هندریکس (1) به گوش نمیرسد. با گذشت نیم قرن سایه طولانی یک نبرد طولانی اکنون بر عراق گسترده شده است و همه چیز از شمار تلفات، تحولات و رویدادهای مهم، داستان انفجار مینها و شلیک اسلحههای کلاشینکف گرفته تا عملیاتهای جستجو، انهدام و اعتراضات بر ضد جنگ، دلیل وجودی آن را تحتالشعاع خود قرار داده است.»
به گزارش ایسنا خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی به بررسی تفاوتها و تشابهات میان جنگ آمریکا در عراق و ویتنام پرداخته و در این خصوص مینویسد: «استیو بودینگ حین ورود به محل کارش در یک آژانس امور بازسازی عراق تحت مدیریت نیروهای آمریکایی با شنیدن صدای شلیک خمپاره بیاختیار احساس آشنایی را لمس میکند. استیو 60 ساله، افسر پیاده نظام سابق ارتش آمریکا میگوید: خمپارهها! اینها مرا یاد گذشته میاندازند.
جک هالی، رییس ستاد لجستیکی ارتش آمریکا که در دوران جنگ ویتنام یک تفنگدار دریایی جوان بود، اظهار میدارد: عراقیها با مردم ویتنام شمالی قابل مقایسه نیستند. ویتنامیهای این منطقه سایه به سایه ما حرکت میکردند و ما را گیج و مستاصل کرده بودند.
برخلاف ویتنام که آمریکا با دشمنی ثابت قدم رو به رو بود، مقاومتها در برابر آمریکا در عراق فاقد برنامه سیاسی مشخص است. جنگ ویتنام از جنگ عراق به مراتب بزرگتر بود؛ 543 هزار سرباز آمریکایی در سال 1969 با صدها هزار مبارز ویتنامی وارد جنگ شدند، در حالی که در عراق 130 هزار نظامی آمریکایی مستقرند و شاید مجموعا 20 هزار شبه نظامی نیز در این جنگ حاضر باشند. سربازان آمریکایی جنگ ویتنام عمدتا مشمول خدمت در ارتش بودند اما امروز نیروهای آمریکای همگی داوطلبانه و حرفهای به عراق اعزام شدهاند.
حتی میزان تلفات ارتش آمریکا در جنگ ویتنام در قیاس با میزان تلفات در عراق بیشتر است. طی هشت سال جنگ در ویتنام به طور میانگین روزی 19 سرباز آمریکایی کشته میشدند حال آنکه این رقم در جنگ فعلی روی دو سرباز است اما به رغم همه تفاوتها این عملیات نظامی آمریکا که با هدف ترسیم آینده سیاسی سرزمینی دیگر در آن سوی مرزهای آمریکا در مواجهه با مقاومتها و سعی در واگذاری امور امنیتی به مقامات عراقی صورت پذیرفته است و میرود که از حمایتهای مردم آمریکا بیبهره شود با جنگ ویتنام شباهتهای بسیاری دارد. این وجوه تشابه به اندازه کافی مشهود بودهاند که کهنه سربازان بازنشستهای چون جک هالی را مجاب کند که با مرور خاطرات گذشتهشان به درسهایی که از جنگ ویتنام آموختند نگاهی بیندازند. در این میان محققان کار کشته هم به شباهتهای بارز میان گذشته و حال پی بردهاند.
اطلاعات نادرست، پیش درآمد وقوع هر دو جنگ بودند. آتش جنگ در ویتنام در سال 1964 به دنبال واقعه «خلیج تونکن» شعلهور شد. در آن مقطع زمانی به اشتباه گزارش شده بود که دو کشتی جنگی آمریکا مورد اصابت قرار گرفتند. از سوی دیگر وجود تسلیحات کشتار جمعی نیز بهانه شروع جنگ در عراق شد.
این گونه به نظر میرسد که نسخه بدل «تئوری دومینو» در عراق مصداق پیدا کرده است. رهبران آمریکا 42 سال پیش هشدار دادند چنانچه در جنگ ویتنام فاتح شوند، بساط سرنگونی سایر کشورهای آسیای جنوب شرقی را نیز یک به یک گسترانیدهاند، دولت بوش امروز جنگ عراق را مبدا فروپاشی دومینویی دانسته که مسیرش از کشورهای عربی میگذرد و به دموکراسی منتهی میشود.»
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس افزوده است: «متخصصان و کارشناسان در کالج جنگ ارتش آمریکا از شباهتها میان این دو جنگ میگویند: آندرو تریل و کونراد کرین از کارشناسان این کالج اظهار داشتهاند: از دو منظر مشخص میتوان به تشابهات میان جنگ عراق و ویتنام نگریست؛ یکی تلاشها برای ساختن یک کشور در بطن فرهنگی بیگانه که آمریکا با آن هیچ آشنایی ندارد و دومی اقدامات در جهت حفظ حمایتهای داخلی از جنگی طولانی بر ضد دشمنی که از ارتش نامنظمی برخوردار است.
همچون ویتنام میزان حمایتها از جنگ در عراق به موازات بالا رفتن تلفات کاهش یافته است. جان موئلر، استاد علوم سیاسی دانشگاه دولتی اوهایو به عنوان کارشناس جنگ و سنجش افکار عمومی معتقد است که حمایتها در قیاس با جنگهای آمریکا در کره و ویتنام به طرز چشمگیری کاهش یافته است.
نظرسنجی مشترک شبکه ای.بی.سی و روزنامه واشنگتن پست که اوایل ماه مه منتشر شد نشان میدهد که با گذشت سه سال از شروع جنگ 59 درصد آمریکاییها تهاجم کشورشان را به عراق اشتباه میدانند. این در حالی است که پس از شش سال جنگ در ویتنام بود که نهایتا 61 درصد مردم آمریکا در سال 1971 درگیری کشورشان را اشتباه توصیف کردند. موئلر میافزاید: اگر تاریخ را ملاک قرار دهیم به این نتیجه میرسیم که دولت بوش به سختی قادر خواهند بود تا این روند را معکوس کند.
جورج بوش در مورد جنگ عراق بیان داشته که سربازان کشورش در حال ایجاد کشوری کاملا عراقی هستند و به مجرد آن که نیروهای امنیتی عراق روی پای خود بایستند نیروهای ائتلاف از این کشور خارج میشوند.
ریچارد نیکسون، رئیس جمهور اسبق آمریکا نیز گفته بود: همچنان که نیروهای جنوب ویتنام قدرت لازم را به دست آورند، شمار سربازان آمریکایی که از این کشور خارج میشوند بیشتر خواهد شد. او هم در سال 1969 به ایجاد کشوری کاملا ویتنامی وعده داده بود. چهار سال پس از این اظهارات روند خروج سربازان آمریکایی از ویتنام تکمیل شد و دو سال بعد در سال 1975 نیروهای کمونیست پیروزمندانه به «سایگون» یورش بردند. بسیاری از ناظران سیاسی خوشبین میگویند چنانچه دولت جدید عراق و ارتش این کشور که هر روز بر شمارشان افزوده میشود موفق به تسکین اوضاع شوند آنگاه این کشور جنگزده شاهد نقطه عطفی در تاریخ خود خواهد بود.
اما استفن بیدل، یک کارشناس امور امنیت ملی در شورای روابط خارجی آمریکا اذعان داشته که نباید به ایجاد کشوری تماما عراقی به عنوان درسی فراگرفته شده از دوران جنگ ویتنام نگریست.
وی در نشریه «فارن افرز» نوشته است: در جنگهای داخلی این مساله حکم نفت برای شعلههای آتش را دارد.
در چنین شرایطی عراق صحنه وخیمترین کشمکشهای فرقهای شده است به طوری که سنیهای عرب به ارتش کشورشان به صورت ارتش تحت سیطره نیروهای کرد و شیعه مینگرند و نوع استقرار اعضای آن باعث تشدید خصومت میان فرقههای مختلف شده است.
بیدل راه حل خود را این گونه مطرح میکند: به موازات اقدامات جناحهای مختلف عراقی در امر حصول توافق قانونی، پایدار و متعادل، قدرتمندانه نیروهای آمریکایی را در این کشور باقی نگهدارید.»
در انتهای این گزارش آمده است: «به هر تقدیر آمریکا بیش از پیش در مخمصهای نظیر آنچه در ویتنام به چشم دید، گرفتار میشود.
برخی مفسران سیاسی میگویند آمریکا نه راه ماندن دارد نه راه بازگشت.
بروس اولیور که به عنوان یک تفنگدار دریایی 20ساله سه سال در ویتنام خدمت کرد، امروز در 58 سالگی خود پس از یکسال حضور در جنگ عراق به خانهاش در ایالت جورجیا بازگشته و میگوید: جنگ عراق مثل جنگ ویتنام نیست.
اولیور با مرور خاطرات گذشتهاش میگوید: وقتی از جنگ به خانه باز میگشتیم از ما میپرسیدند چند نفر را کشتی؟ با شما به عنوان یک شهروند درجه دو رفتار میشد؛ ما قاتلان کودکان، معتادان و ... بودیم.
وی میافزاید: اگر اوضاع در عراق به همین منوال ادامه یابد، اگر اخبار منفی همچنان منتشر شود، وقتی همه راههای دیگر بسته شده باشند، دیگر نمیتوان جلوی سربازان راگرفت. ... درست مثل ویتنام.»