حمیدرضا شکوهی: دیدار اعضای شورای مرکزی حزب مردمسالاری با سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور پیشین در شرایطی برگزار شد که از خداحافظی خاتمی با حاکمیت 10 ماه سپری میشود. طی این مدت نه تنها خاتمی از حضور در دفتر کار قبلی خود محروم شده، بلکه گفته میشود حتی عذر او و خانوادهاش را از خانهای که در اختیار داشت خواستهاند تا شخصیتی بینالمللی که منادی گفتوگوی تمدنها در جهان است و نام ایرانیان را در دنیا پرآوازه کرده و هنوز هم با وجود خروج از حاکمیت، از کشورهای مختلف جهان دعوتنامههایی برایش میفرستند تا در محافل علمی، فرهنگی و سیاسی سخنرانی کند یا حداقل حضور داشته باشد، بیش از گذشته مظلوم واقع شود و لقب «سید مظلوم» بیش از گذشته برازنده او باشد.
در این موضوع تردیدی نیست که آنچه در 8 سال اصلاحات گذشت موجب خروج اصلاحطلبان از حاکمیت شد. از انتخابات دوم شوراها که محافظهکاران جایگزین اصلاح طلبان شدند، تاکنون که اصلاحطلبان از کلیه مناصب انتخابی حاکمیت خارج شدهاند و آن را به محافظهکارانی که تمایل دارند خود را اصولگرا بنامند سپردهاند، همواره ضعفهای اصلاحطلبان از یک سو و کارشکنیهای محافظهکاران از سوی دیگر موجب به نتیجه رسیدن دومینوی محافظهکاران شد. حال ایجاد دومینویی دوباره در انتخابات آتی شوراها و این بار از سوی اصلاحطلبان آرمانی است که چندان دور از دسترس نیست. اما شرط این موفقیت، درس گرفتن از گذشته و تلاش برای عدم تکرار اشتباهات است.
گستردگی طیف اصلاحات که افرادی با دیدگاههای متنوع، متفاوت و گاه حتی متضاد در آن عضویت دارند آمکان اجماع کامل را از اصلاحطلبان در انتخابات مختلف سلب کرد و در حقیقت آنچه موجب ناکامی اصلاحطلبان و آغاز دومینوی محافظهکاران از انتخابات شوراهای دوم شد، عدم دستیابی به اجماع بود. زمانی چهره کاریزماتیک خاتمی میتوانست اصلاحطلبان را حول یک محور گرد هم آورد اما با گذشت زمان، اختلافات هویدا شد و غرور افزایش یافت تا پیوند نامیمون غرور و أختلاف، حتی خاتمی را هم از ایجاد اجماع بین اصلاحطلبان ناتوان سازد. اوج این پیوند نامیمون هم انتخابات 27 خرداد 1384 بود که تعدد کاندیداهای اصلاحطلبان و پافشاری گروههای مختلف اصلاحطلبان بر مواضع خود، سرانجام در انتخابات سوم تیر، کاندیدایی دیگر را در صدر قرار داد و کشور را به مسیر تازهای رهنمون ساخت.
از آن زمان 10 ماه گذشته است و به نظر میرسد اکنون دومینوی محافظهکاران به انتها رسیده و اصلاحطلبان با حاکمیت خداحافظی کردهاند و آن را یکجا به گروهی دیگر واگذار کردهاند و لذا آنها بیش از گذشته قدر اجماع و اتحاد را میدانند.
یافتن دلایل و عوامل اشتباهات ناگوار گذشته در وهله نخست و پشیمانی از عدم اجماع و اتحاد در وهله دوم، گویا موجب شده اصلاحطلبان با جدیدت بیشتری به آینده سیاسی کشور بیندیشند. بنابراین میتوان اینگونه نظر داد که فضای سیاسی امروز کشور برای اجماع اصلاحطلبان حول محوری واحد، آمادهتر از چهار سال پیش است. این آمادگی نه فقط گروههای مختلف اصلاحطلب، بلکه شخص سید محمد خاتمی را هم در بر میگیرد.
اگر بخواهیم مهمترین فایده دیدار دیروز اعضای شورای مرکزی حزب مردم سالاری با سید محمد خاتمی را بر شماریم، دیدن تصویر تازهای از خاتمی است. خاتمی را دیروز با آن چه که طی 8 سال ریاست جمهوری او در ذهن داشتم متفاوت دیدم. خاتمی شجاعتر و بیپرواتر سخن میگفت و هر چند نسبت به وضعیت فعلی کشور نگران بود اما با امیدواری و البته قاطعیت بیشتری نظر میداد و راهکاری ارائه میکرد.
شاید این چهره جدید خاتمی حاصل دور ماندن او از متن حاکمیت باشد.
اگر دور بودن از حاکمیت برای اصلاحطلبان هم چنین فایدهای در برداشته باشد میتوان گفت بخش اعظم مشکلات اصلاحطلبان حل شده است. خاتمی با چهرهای که دیروز از او دیدیم میتواند محور جدید اصلاحطلبان باشد تا در شرایط جدید جامعه، اجماعی دیگر بین اصلاحطلبان پدید بیاورد. پیش از این، دو تردید در اذهان عمومی ایجاد شده بود. یکی اینکه آیا خاتمی «میتواند» باز هم بین اصلاحطلبان اجماع ایجاد کند و دوم اینکه آیا او «میخواهد» این کار را انجام دهد؟ اما اکنون، حداقل برای من، پاسخ پرسش اول روشن شده است. خاتمی با چهره جدیدی که دیروز از او دیدم میتواند بار دیگر اجماعی میان اصلاحطلبان ایجاد کند و آنها را به حاکمیت بازگرداند. اما پاسخ پرسش دوم را هنوز نمیدانم. آیا خاتمی «میخواهد» محور اجماع اصلاحطلبان باشد؟ خاتمی اگر مطمئن باشد که این توانایی را دارد قطعا به میدان میآید و اطمینان دارم که همه اصلاحطلبان هم از ورود مجدد او به عرصه سیاسی کشور برای ایجاد اجماع بین اصلاحطلبان حمایت میکنند. خاتمی میتواند دومینوی محافظهکاران را به نفع اصلاحطلبان تغییر دهد و نقطه آغاز این تغییر هم میتوانست انتخابات آتی شوراها باشد. اگر خاتمی محور واحد اصلاحطلبان باشد و با همان شجاعتی که دیروز از او دیدیم سخن گوید، اصلاحطلبان نه تنها میتوانند به اجماع برسند بلکه در مقابل هر مانع بیرونی هم ایستادگی کنند. فقط اگر خاتمی بخواهد.