مصاحبه با آیتا…ها سخت است، در هر لحظهای باید مراقب باشی که مردی رو به روی توست با دنیایی از مطالعات گسترده و شاگردانی انبوه که همیشه در درسشان با استاد به مباحثه میپردازند اما جسارت آن به خود نمیدهند که استاد را به سوال گیرند، نکته سنجی کنند و با سماجت بپرسند که استاد، شما که امروز اینگونه میگویید. چرا دیروز آنگونه عمل کردید؛ درس بر خلاف روزنامهنگاران که مصاحبههایشان به غلط یا درست حتی گاهی اوقات به بازجویی تعبیر میشود به همین دلیل هم هست هنگامی که در یکی از کوچههای فرعی خیابان حسینآباد اصفهان و بعد از گذر از یکی ، دو در و دیوار تو در تو جلوی روی آیت ا… طاهری امام جمعه مشهور اما سابق اصفهان ظاهر میشویم همین را میگوییم که حضرتآیت ا… مصاحبه با شما راحت نیست و نمیدانیم که اجازه داریم هر آنچه دوست داریم بپرسیم؟
جواب آیتا… اما سادهتر از آن است که از ابتدا میپنداشتیم، به ما میگوید تصور کنید که جلوی طلبهای نشستهاید همتراز خودتان و هر آنچه دوست دارید بپرسید. آیتا… البته ادامه هم میدهد که این سوال و جوابها را به عنوان گفت و گویی دوستانه بدانید و مصاحبه را برای آمادگی بیشتر به زمان دیگری موکول کنید. حضور آیتا… در جبههها را پیش از این بارها و بارها از زبان افراد مختلف شنیده بودیم و این بار میخواستیم از زبان خودش بشنویم تا برایمان روایتگری کند که کرد. فرازی از عملیات کربلای چهار را شرح داد و به فاو رسید که چگونه فرماندهان لشکرها عکسهای دیدهبانانشان را از آمادگی و آرایش جنگی دشمن عراقی در حرکت سپاهیان ایرانی به سوی بصره نشان آیتا… دادند مردی که نماز جمعه اصفهان را پیش از انقلاب و با اجازه از امام در سال 50 آغاز کرده بود به بیان شیرینترین خاطره از نمازهای جمعهاش هم میپردازد و میگوید هنگامی که در صبح یک روز جمعه خبر شهادت فرزندش را میشنود با شور و حالی فراوان شیرینترین خطبه نماز را میخواند. آیتا… امروز در تخت ساده و بیآلایشی که در جلوی آن انبوه دارو به چشم میخورد روزگار میگذارند، پاکت سیگاری هم در کنار این همه دارو قرار دارد که وقتی به او میگوییم در میان تمام داروهای درمانی، سیگار را برای چه میخواهید میخندد تا یادی کند از مرحوم شریعتی و بگوید یادش به خیر که او هم سیگار میکشید و حرف میزد. در عین حال گلایهای هم از محافظان پاسدارش میکند که در محافظت از جان او، آیتا… را حتی برای رفتن به منزل خواهر و دخترش هم آزاد نمیگذارند.