آرش پاکاندیش / عضو شاخه جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی
هیچگاه از بت ساختن شخصیتها ابراز رضایت نکردهام و نمیکنم و هیچ وقت کسی را بیهوده نستودم. من دانشجویم، دانشجویی که میخواهد آرمانی زندگی کند نه رویایی.
آرمان و رویا را متضاد میدانم به این دلیل که اعتقاد دارم آرمان همان واقعیتی است که تنها دستیابی به آن دشوار است و بدون رنج، هدف همیشه دست نیافتنی خواهد بود.
بر آن شدن که چند سطری بر اوراق دلم بنگارم. این سخن از اعماق وجود دانشجویی فعال سیاسی از تبار نسل سوم به دیدگان ملت ایران عرضه میشود. سخن از صداقت دلیر مردی است از جنس پیر جماران که توانست روح تازهای به بدن نیمه جان اصلاحات بدهد. اصلاحاتی که برخی مانند عزرائیل هر از گاهی قبض روح آن اعلام میکردند و مدام مردم اصلاحات را میسرودند.
دهه سوم انقلاب اسلامی ایران را تحولات چشمگیری در حال رقم زدن است. رشد و نمو جریانات پویا و نوگرا از یک سو و بازپروری جریانهای تحجرگرا از سویی دیگر جامعه را دچار چالشهای جدی چه در داخل کشور و چه در عرصه بینالمللی کرده است.
روزگاری به شهروندانی که برای تفکران و اندیشهها و عقایدشان و نیز برای فعالیت سیاسی و اجتماعیشان بدون رعایت قواعد بازی از سوی نان به نرخ روز خورها و بر موج سوارشدگان قالبهای ناصوابی پی ریزی گردید و قدرت اراده و اختیارشان را به صفر رساند و اینگونه القا شد که جبراً فکر کنند و قهراً بیندیشند.
گام نهادن به سوی شفافت و عملگرایی با تکیه بر اصول مسلم- جمهوری اسلامی- (نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش) مهمترین اولویت اصلاحات و اصلاح طلبی است.
ما امروز مواجهیم با یک سلسله تغییر ریل سیاسی و تغییر جاده با چرخشهای سیاسی و اجتماعی که خود متاثر از نداشتن یک منشور مدون اعتقادی است.
امروزه آسیبشناسی اصلاحات از مهمترین رویکردهای جریان اصلاح طلب عملگرا میباشد و نفوذ به لایههای مختلف اجتماعی و جلوگیری از ریزش نیروها و فراهم آوردن مختصات لازم به منظور فعالیتی مطمئن و به دور از هوچی گری جز با تکیه زدن بر باورهای اصیل برگرفته از خط امام (ره) مسیر نخواهد بود.
دغدغه فکری کنونی جوانان و دانشجویان مسلمان نوگرا که همواره خواستار اعتلا و سربلندی کشور و تحقق شعارهای اولیه انقلاب بودهاند.
این است که در دوم خرداد 76 اصلاحاتی که با مشی مدون شدهای و با مطالعه سیر تاریخی و به حسب لزوم نیاز جامعه مطرح گردید و هدف غاییاش بازگشت به آرمانهای اولیه انقلاب یعنی تحقق حس استقلالطلبی و آزادیخواهی بود دستخوش چه آفات و ناهنجاریهایی گردید که در سالهای اخیر برخی از تئوریزهکنندگان و مسببان این آفات سخن از مرگ آن را به زبان آوردند.
تعصب و جزماندیشی همانطور که یکی از ریشههای استبداد و دیکتاتوری است، همانطور هم موجب انسداد عقل و اندیشه و جمود فکری و تحجر نیز میباشد. تعصب هم برای شخص متعصب مضر است و هم برای دیگران هلاک کننده و استبداد آور. شخصی که به شکل جزمی و بسته میاندیشد به خود جرات خدشه وارد کردن و نقد و تحلیل نمیدهد و در نتیجه هیچگاه به عیوب و افکار و عقاید خود پی نبرده و پیشرفت و نوآوری و خلاقیتی نخواهد داشت.
از این رو با توصیهای برادرانه از سر مهر نخبگان اصلاحات و به ویژه جوانان و دانشجویان مسلمان نوگرا را در سال جدید دعوت به آسیب شناسی اصلاحات نموده و اولویت برنامههای سیاسی خویش را معطوف به این امر هم نماییم و از نقد علمی نهراسیم.
در این وادی با مروری بر اخلاق سیاسی و هوشمندی و تجربه کاری روشن نخبگان و عالمان سیاسی انقلاب کمتر شخصیتی را میتوان یافت که در عین شفافیت در رفتار سیاسی با رعایت اصول پایبند به مشی اصلاح طلب عملگرا باشد.
پس از نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با تمام فراز و نشیبها و بیمهریهای رقابتی که در دل نهفته دارد و در شرایطی که مرز میان دوست و دشمن را فضایی مه آلود گرفته بود مهدی کروبی با تکیه بر مواضع اصلاح طلبانه خویش در عین وفاداری به آرمان های امام راه حل (ره) در پی تاسیس حزب اعتماد ملی نهاد و مجهز ساختن آن به ابزارهای لازم منظور ارتباطی منطقی و فراگیر با لایههای مختلف جامعه را در دستور کار خویش مجموعهاش قرار داد.
امروز اعتماد ملی شفافتر از همیشه و هوشیارتر از هر وقتی دیگر آمده است تا مرزبندی خود را با دوست و دشمن روشنتر و پویاتر از دیروز به چشمان خواب و بیدار بنمایاند.
این فرصت را که تجربه نوینی از تحزب گرایی سالم و به رسمیت شناختن حقوق اساسی همه ایرانیان متعهد به آیین و ملک خویش است را به فال نیک گرفته و خطاب به شیخ همیشه استوار اصلاحات میگوییم که دست در دستانت فشرده و همانند ایام پر فتنه رقابت به یاریات آمدهایم و هم اینک با کوله باری از تجربه «اعتماد ملی» را میسرائیم.