*در آستانه انتخابات خبرگان و شوراها پیش بینی شما از تغییر فضای سیاسی جامعه چیست؟
** ببینید، عدهای از نیروهای سیاسی در کشور در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم شکست خوردند بیشتر در طیف اصلاح طلبانی بودند که در سال جدید دچار تغییر و تحول خواهند شد و البته در این راستا نیز عدهای از نیروهای سیاسی در سایه اتفاقات جدید شکل خواهند گرفت و بنابراین اکنون شاهد حرکت برخی از احزاب در زمینههای ملاقات با احزاب سیاسی معتبر هستیم که این حکایت از این دارد که گروههای سیاسی در جناحهای مختلف بخصوص اصلاح طلبان به دنبال جبران شکست هستند.
*چگونه اصلاح طلبان میتوانند از شکست احتمالی جلوگیری کنند؟
** به نظر من اگر گروههای اصلاح طلب بتوانند برای انتخابات شوراها به ائتلافهای موثری دست یابند بخشی از شکستها را جبران خواهند کرد.
*فکر میکنید بنابر همین استدلال احزاب به سمت ائتلافهای جدید پیش میروند؟
**بله، در شورای مرکزی احزاب و گروهها عزم جدی برای شکلگیری این ائتلافها وجود دارد که هدف از آن بررسی دلایل شکست برای سازماندهی جدیدی است.
* به نظر شما بیشتر چه طیفی از اصولگرایان به ائتلاف با اصلاح طلبان تمایل دارند؟
** گروههای میانه روی اصولگرا با میانه رویهای اصلاح طلب ارتباط برقرار میکنند ولی تصور ایجاد اتحاد بسیار زود است.
*پس به نوعی میتوان گفت که سال جدید سال پرتلاطمی برای احزاب است.
** بله، امسال شاهد فعالیتهای سیاسی زیادی خواهیم بود که البته انتخابات شوراها تجلی گاه آن است و از نظر من انتخابات خبرگان صحنه رویارویی احزاب نیست.
* از مجموع صحبتهای شما به نوعی میتوان به این نتیجه رسید که احزاب ما پس از یک دوره رکود به بلوغ سیاسی رسیدهاند؟
** حرف شما درست است و به نظر من هم حرکت احزاب و گروهها در شرایط فعلی حکایت از یک بلوغ سیاسی دارد که امیدوار کننده است، زیرا در عین رقابت نشانگر رفاقت نسل سومیها در عرصه سیاست است و این در حالی است که احزاب به اصل و اساس نظام و رهبری اعتقاد دارند ولی قرائتهای متفاوتی از قانون اساسی دارند.
*به نظر شما رویکردهای دولت نهم تا چه اندازه در ایجاد فضای جدید سیاسی موثر بوده است؟
**ببینید، دولت فعلی نماینده گروهی است که نه میتوان نام نسل سومی به آنها داد و نه میشود گفت که آنها جناحی هستند که ریشه در ابتدای انقلاب دارند، بلکه عدهای روشی را مطرح کردند که مورد اقبال چند گروه قرار گرفته است، یک گروهی که خود را اصولگرا مینامند و دیگر گروهی که عنوان میکنند به دنبال اصل عدالت هستند و اخیرا این گروهها تحرکات خاصی را آغاز کردهاند، بنابراین میتوان گفت اتفاقاتی که میافتد تا حدودی محصول رویکرد دولت جدید در سایه تحرکات این گروهها و البته به تبع آن وقایعی است که در داخل و خارج روی داده است که در این راستا میتوان گفت موضوع پرونده هستهای ایران سبب شده تا گروههای سیاسی پرنفوذ به این نقطه مشترک برسند که برای حفظ امنیت ملی باید به وحدت رسید.
* یعنی شما معتقدید که ممکن است جریان سومی از درون ائتلافهای دو جناح عمده کشور شکل گیرد؟
** البته چنین جریانی امسال شکل نمیگیرد و فقط کمی از تنشهای کاسته میشود و تنها احزاب دو جناح بر سر حفظ وحدت ملی به یک تفاهمنامه و نقاط مشترکی میرسند.
*پس به دنبال این اتفاقات اختلافات میان دو جناح عمده کشور کنار گذاشته میشود؟
**هر چند که زمانش فرا رسیده که احزاب و گروههای سیاسی اختلاف را کنار گذارند و با یکدیگر تعامل داشته باشند ولی فکر نمیکنیم که اختلافات را کنار گذارند و در صحنه داخلی رقابتها را حفظ میکنند.
* به نظر شما آسیب شناسی شکست اصلاحات تا چه اندازه امکان ائتلاف میان خود اصلاح طلبان را ممکن میسازد؟ آیا در عرصه پرتلاطم سیاسی میتوان امیدوار بود که اصلاح طلبان نیز اختلافات گذشته را کنار بگذارند و در یک اردوگاه کنار یکدیگر قرار گیرند؟
**میان اصلاح طلبان اختلافات جدی وجود ندارد و اگر انتقاداتی که بزرگان اصلاحات به روشهای گذشته دارند مورد توجه تمامی گروههای اصلاح طلب قرار گیرد آنها به نقطه مشترکی میرسند و البته اگر اصلاح طلبان آسیب شناسی دقیقی در این فرایند ارائه کنند به نقاط مشترکی با اصولگرایان نیز خواهند رسید.