جان کولی*
مترجم: آرمین منتظری
فاش شدن تعامل ریچارد نیکسون در قبال فعالیتهای هستهای نظامی اسرائیل بار دیگر اهمیت اعتماد در روابط بینالمللی را، در کانون توجه قرار داد. در کنار فاش شدن این روابط، سیاست دوگانه آمریکا در قبال دوستانش مانند اسرائیل و کشورهایی مانند ایران نیز، فاش شد.
تلاشهای غرب به رهبری آمریکا در بازداشتن ایران از فعالیتهای هستهای به اصطلاح نظامی- ادعایی که هیچ وقت اثبات نشد- نشان دهنده فقدان اعتماد دو طرفه دولت بوش و دولت اصولگرای ایران است. این مساله در رد نامه هجده صفحهای و بیسابقه محمود احمدینژاد، شکل ملموستری به خود گرفت. البته در هیچ کجای نامه احمدینژاد سخنی از مسائل هستهای به میان نیامده بود. و این خود نشان دهنده عدم اعتماد دولت ایران به آمریکا است، و بالعکس.
از دید مقامات آمریکایی نویسنده این نامه تلاش کرده است تا جریان بررسی پرونده ایران در شورای امنیت را دچار درنگ و تعویق کند. جریانی که در آن، آمریکا و متحدان سعی دارند تا براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل، ایران را وادار کنند تا غنیسازی را متوقف کند؛ در غیر این صورت با تحریم و حتی حمله نظامی مواجه خواهد شد.
این اقدام آمریکا در برخورد با ایران، در تضاد کامل با برخورد این کشور در مواجهه با فعالیتهای هستهای اسرائیل درسالهای دهه 60 تا 70 میلادی است. 30 سند از طبقهبندی خارج شدهای که منتشر شدهاند، جزئیات تعامل آمریکا با اسرائیل را بر سر فعالیتهای هستهای این کشور بازگو کردهاند. در این اسناد اعتماد میان پرزیدنت نیکسون و دولت نخست وزیر «گولدا میر» کاملا مشهود است. بلاتردید فشارهای پشت پرده بسیاری از حامیان اسرائیل در آمریکا، دولت این کشور را بر آن داشت تا حمایت کامل خود را از فعالیتهای نظامی هستهای اسرائیل اعلام کرده و هر دو طرف توافق کنند که به هیچ عنوان این توافقنامهها را در مجامع بینالمللی مطرح نکنند.
آرشیو امنیت ملی در دانشگاه «جورج واشنگتن» این اسناد را منتشر کرد. در این اسناد منابع مهمی مانند مقالهای به قلم «اونر کوهن» و «ویلیام بار» وجود دارد. این مقاله با نام «اسرائیل از آستانه دستیابی به توان هستهای میگذرد»، در بولتن دانشمندان هستهای آمریکا، در شماره می و ژوئن سال 2006 به چاپ رسیده است. (نسخه ویرایش شده ای از این مقاله در سیام آوریل در روزنامه واشنگتن پست به چاپ رسید).
تا سال 1968 و 1969، خاورمیانه دست به گریبان آشوبی بود که از جنگ اسرائیل با اعراب در سال 1967، آغاز شده بود. این اسناد نشان میدهند که تا آن زمان، آژانسهای اطلاعاتی آمریکا، میدانستند که اسرائیل تمام تجهیزات را برای ساخت بمب اتمی در اختیار دارد و تنها منتظر فرصتی مناسب است تا با بستن و سوار کردن نهایی و آزمایش آنها، به مقصود برسد.
در آن زمان، «ملوین لیرد»، وزیر دفاع دولت نیکسون و دیگر مقامات رسمی آمریکا بر این اعتقاد بودند که برای حفظ ثبات خاورمیانه چارهای جز بازداشتن اسرائیل از دستیابی به سلاح هستهای ندارند. بر طبق این اسناد در آوریل سال 1969، هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی آمریکا رهبری گروه بازرسی را برعهده گرفت تا درباره اقدامات ممکن و گزینههای مورد نیاز به تحقق و بررسی بپردازد. تماسها با «آیزاک رابین» سفیر اسرائیل در آمریکا برای گفتوگو بر سر مسائل هستهای اسرائیل آغاز شد. «الیوت ریچاردسون» و «دیوید پکارد» وزیر امور خارجه و معاون وزیر دفاع آمریکا از «رابین» خواستند تا سه مساله را برای دولتآمریکا روشن کند: 1- منظور از اظهارات دولت اسرائیل که تاکنون بارها اعلام شده است، چیست؟ اسرائیلبارها اعلام کرده است: «اسرائیل نخستین کشور در خاورمیانه نخواهد بود که به تولید سلاح هستهای دست میزند.» 2-آیا اسرائیل پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) را امضا خواهدکرد؟ (رابین تا سال بعد از دادن پاسخ منفی به این سوال خودداری کرد) 3- موشکها و کلاهکهایی که اسرائیل بر روی آنها کار میکند، از چه نوع هستند؟
تا تاریخ 26 سپتامبر سال 1969 که ریچارد نیکسون با «گولدامیر» دیدار کرد، اسرائیل هیچ پاسخی به این سه سوال نداد. در تاریخ هفت اکتبر، رابین پاسخ داد که اسرائیل قصد ندارد به قدرتی هستهای تبدیل شود همچنین تا انتخابات نوامبر سال 1969 هیچ تصمیمی درباره پیوستن به پیمان NPT نخواهد گرفت، در مورد سوال سوم نیز پاسخ این بود: «تا سال 1972 دست به تولید موشکهایی با اهداف استراتژیک نخواهیم زد».
تا سال 1975 تحت توافقهای وزارت خارجه آمریکا با «جروسلوم»، این وزارتخانه از اطلاع دادن این مساله به گنگره، که آژانسهای اطلاعاتی آمریکا از مجهز بودن اسرائیل به بمب اتمی اطمینان دارند، خودداری کرد.
تا به امروز نیز علیرغم انتشار کتابهای «اونرکوهن» و مقالات «سیموئرهرش»، که در آنها به تفصیل از تواناییهای هستهای اسرائیل سخن گفته شده، دستگاه سانسور اسرائیل، شدید اما مانع پرداختن رسانههای اسرائیل به این مساله میشود. رسانهها تنها این اجازه را دارند تا از این مساله به نقل از «منابع خارجی»، سخن بگویند یا بنویسند.
تا اینکه سرانجام توافق آمریکا و اسرائیل و قدغن بودن بحث درباره زرادخانههای هستهای اسرائیل در دهه 1980 توسط «مردخای وانانو» یکی از تکنیسینهای هستهای اسرائیل، فاش شد. او این اسرار را در نشریه ساندی تایمز لندن فاش کرد. (البته وانانو با این کارش مجبور شد تا 18 سال رنج زندان را در زندانهای اسرائیل تحمل کند).
در حال حاضر فعالیتهای هستهای ایران منافع هستهای استراتژیک اسرائیل را در منطقه به چالش کشیده است. آگاهی ایران از این منافع، باعث میشود این کشور در برابر تلاشهای آمریکا برای ممانعت از فعالیتهای هستهای ایران، مقاومت بیشتری کند و حالت دفاعی به خود بگیرد. با این استدلال که فعالیتهای ایران قانونی است و تحت NPT انجام میشود.
چاره چیست؟ راه حل این است که تمام طرفین درگیر از آمریکا گرفته تا اسرائیل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی و خصوصاً ایران، در اعلام گزارشهای خود با شفافیت تمام عمل کنند. صحبت واقعگرایانه و صادقانه درباره امنیت بینالملل، اگرچه ممکن است به سرعت اعتمادسازی نکند، اما قدم بزرگی در راه کاهش تنشها میان آمریکا و ایران خواهد بود و دلیل خوبی برای رسیدن به صلح بینالمللی است.