تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۹  ، 
کد خبر : ۸۸۹۹۳

فرصت‌ها را دریابیم


الهه کولائی عضو هیات علمی دانشگاه
پس از ارسال نامه احمدی نژاد به جورج بوش بحث‌های بسیاری در مورد ابعاد گوناگون آن به وجود آمده است. از سال 1357 که انقلاب اسلامی ایران به سلطه همه جانبه آمریکا در ایران پایان داد، دو کشور فراز و نشیب بسیاری را در روابط دو جانبه تجربه کرده‌اند، ولی این نامه یکی از موارد بی‌نظیر در دیپلماسی آشکار برای دگرگون سازی روابط دو کشور بوده است. بیش از این در نخستین سال‌های پیروزی انقلاب اسلامی تماس اعضای بلند پایه دولت موقت با مقامات آمریکایی تکان‌های شدید سیاسی در ایران را به وجود آورده بود که با اشغال سفارت آمریکا در تهران روابط دو کشور را در مسیری دشوار قرار داد. هر چند دموکرات‌ها در دوران کلینتون تلاش بسیاری داشتند تا با کسب دستاوردهایی در بهبود رابطه با ایران ناکامی‌های خود را در پیروزی انقلاب اسلامی در دوران جیمی کارتر جبران کنند، ولی پاسخی از ایران دریافت نکردند و جمهوریخواهان پس از یازده سپتامبر در شرایط جدید جهانی رویارویی با ایران را در دستور کار خود قرار دادند.
اخیرا یکی از منتقدان نومحافظه کاران حاکم بر آمریکا که سیاست‌های ایدئولوژیک را بر روابط خارجی آن به ویژه در قبال ایران حاکم کرده‌اند، طی مقاله‌ای نامه رئیس جمهوری ایران را با تلاش‌های رهبران کشورهای مختلف جهان سوم در برابر تهدیدات ابرقدرت‌ها و به ویژه آمریکا مقایسه کرده است. ویلیام بلوم با اشاره به محتوا و پیام متفاوت نامه احمدی‌نژاد به نامه‌های وزیر امور خارجه گواتمالا در 1954 (1333)، رئیس‌جمهوری گینه بریتانیا در 1961 (1340) و رئیس‌جمهوری گرانادا در 1983 (1362) به روسای جمهور وقت آمریکا اشاره کرده که پیام صلح طلبی خود را انتقال داده بودند. ولی رهبران آمریکا به هیچ یک از این پیام‌ها توجه نکردند. در سال 1961 (1340) چه گوارا نیز از کندی رئیس جمهوری وقت در آمریکا خواسته بود با تغییراتی در رفتارهای خود در برابر کوبا از فشار بر این کشور بکاهد.
پیش از کودتای 2002 (1381) ونزوئلا نیز که طی آن هوگو چاوز برکنار شد، گروهی سعی کرده بودند با سفر به آمریکا از اقدامات آمریکا جلوگیری کنند. اقدامات چاوز نیز در پیشگیری از کودتا بی‌نتیجه ماند.
از نمونه دیگر اقدامات رهبران جهان سومی می‌توان در مقاله ویلیام بلوم به تلاش‌های هوشی مینه نیز اشاره کرد. او در سال‌های 46-1945 (25-1324) هشت نامه به ترومن رئیس جمهوری وقت آمریکا نوشت و از اقدامات فاجعه آفرین فرانسوی‌ها در هند و چین شکایت کرد.
او این اقدامات را باعث به خطر افتادن صلح و امنیت جهان خوانده بود. در کنفرانس صلح ورسای 1919 (1298) در پایان جنگ جهانی اول هم هوشی مینه از وزیر امور خارجه آمریکا خواسته بود از آزادی‌های مدنی در هند و چین که تحت اشغال نیروهای فرانسوی بود، حمایت کند که البته به درخواست‌های او نیز پاسخی داده نشد.
اینک نامه رئیس جمهوری ایران را می‌توان در شمار این نوع نامه‌نگاری‌ها ارزیابی کرد. این نامه با توجه به اخبار شایعات مربوط به برنامه‌های آمریکا برای اقدام نظامی علیه ایران تلاشی است برای دگرگون کردن روابط دو کشور که پس از انقلاب اسلامی تیره و تار شده است. این نامه با هدف تاثیرگذاری بر سیاست‌های آمریکا در قبال ایران به رشته تحریر درآمده، ولی مساله اساسی این است که این نوع اقدامات چقدر بر سیاست‌های آمریکا تاثیر گذار بوده است.
بی‌تردید مقاله ویلیام بلوم که بخش‌هایی از آن نقل شد، در یک برآورد کلی ایران را در کنار کشورهایی که هدف سیاست‌های خصمانه آمریکا قرار گرفته‌اند، قلمداد کرده است. ولی واقعیت این است که ایران از ظرفیت‌های بی‌نظیر برخوردار است که کمتر در کشورهای دیگر جهان می‌توان یافت. قرار گرفتن ایران در منطقه‌ای حساس از جهان، در میان دو حوزه مهم انرژی، ظرفیت‌های عظیم اقتصادی و طبیعی و نیروی انسانی خلاق و بسیار باهوش به کشور اعتبار ویژه‌ای بخشیده است. این اعتبار سبب شده تا اروپایی‌ها در سال‌های اخیر تلاش‌های گسترده و پیگیری را دنبال کنند، تا در همان حال که پیوندهای استراتژیک خود را با آمریکا حفظ می‌کنند، از مزایای گوناگون ارتباط با ایران محروم نشوند. اروپایی‌ها کوشیده‌اند با ارائه مشوق‌های خود، ایران را متقاعد سازند تا از برنامه هسته‌ای خود در بخش غنی سازی دست بردارد. در حالی که بررسی‌های گوناگون نشان می‌دهد ایران برنامه هسته‌ای خود را جهت رفع نیازهای داخلی در بخش انرژی توسعه داده است. ولی برخی رفتارهای نادرست سبب شده تا بهره‌برداری وسیعی علیه برنامه هسته‌ای ایران انجام پذیرد.
در بیان غیر عقلانی بودن اقدام نظامی علیه ایران می‌توان به مجموعه‌ای وسیع از اظهار نظرها و هشدارهای مقامات آمریکایی و اروپایی اشاره کرد که در ماه‌های اخیر از افزایش بی‌سابقه‌ای برخوردار شده است. بوش رئیس جمهوری نومحافظه کار آمریکا در آخرین استراتژی امنیت ملی آمریکا، ایران را بزرگ‌ترین چالش امنیتی خود خوانده و این تصویر برای تندروهای خطرناک حاکم بر این کشور فرصتی بی‌نظیر فراهم آورد: تا تسویه حساب با یکی از مردمی ترین انقلاب‌های جهان را هدف قرار دهند. به نظر می‌رسد اگر مقامات آمریکا تشدید فشارهای گوناگون بر ایران را هدف قرار داده باشند (که داده‌اند) این نامه در این مسیر دگرگونی ایجاد نخواهد کرد. بی‌تردید ایران، ثبات و امنیت آن تمام منطقه استراتژیک خاورمیانه و خلیج فارس را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر دغدغه‌ای برای گسترش دموکراسی و پیشرفت و رفاه برای مردم ایران وجود دارد، نه از طریق تشدید فشارهای همه جانبه، تحریم و اقدام نظامی، بلکه از طریق توسعه روابط همه جانبه و رفع تحریم و محدودیت‌ها و افزایش حمایت عمومی مردم حاصل می‌شود. البته اهمیت کم نظیر ایران فرصتی گرانبها را فراهم آورده که باید از آن به خوبی بهره گرفت. ابراز دیپلماسی و استفاده از کادرهای مجرب در این زمینه برای دفاع از منافع مشروع مردم ایران نباید مورد غفلت قرار گیرد. ولی باید به خاطر داشت که فرمایش امیر المومنین علی علیه السلام فرصت‌ها چون ابر در گذر هستند، فرصت‌ها را دریابید...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات