مسیح علینژاد
تصویر اول:
سید محمد خاتمی رئیس جمهور دولت اصلاحات در روزهای پایانی عمر دولتش، در دفاع از حریم خصوصی ملت ایران که سالها مورد نقض قرار گرفته بود بیآنکه جز تأسف راهکار قانونیای برای آن اندیشیده شود، لایحهای را به مجلس هفتم آورد تا به کمک اصولگرایان این مجلس بر سر در حریم خصوصی و شخصی افراد حصار قانونی نهد.
تصویر دوم:
یک روز پیش از آنکه لایحه حریم خصوصی بدون هیچ استدلالی از سوی دولت احمدینژاد پس گرفته شود، اصولگرایان مجلس هفتم میهمان رئیس جمهوری هستند که از تشکیل دولت خود به عنوان رنسانس یاد میکند و آنان را نوید میدهد که امدادهای غیبی، دولت نهم را تا 7 الی 8 سال آینده یاری میکند. احمدی نژاد انقلاب سال 57 را موج اول میداند و موج دوم را از آن دولت خویش میداند که شدیدتر از موج اول نیز بوده است. تصویر اول تداعیگر روزهایی است که احکام اسلامی مورد استناد آنانی قرار میگرفت که خود را برای ورود به حریمهای شخصی افراد و طرح پرسشهای تلخ و کذابی پیرامون ارتباطات خصوصی آنان محق میدانستند. روزهایی که هنوز از خاطر بسیاری از ایرانیان نرفته است که دست کم هر ایرانی حداقل یک بار در معرض بایدها نبایدها، گزینشها و پرسشها و یا حتی نظارهگر ورود آنانی که البته تردیدی در اسلام خواهی آنان نیست به منزل شخصی خود بودهاند.
روزهایی که همه این کجرویها و کج سلیقگیها در اعمال سختگیریهای اجتماعی مسوولان وقت کشوری را بر آن داشت تا از حضرت امام خمینی بخواهند که خط پایان این روند ناصحیح را اندیشه کند.
تصویر اول تداعیگر سال 1361 آنگاه که فرمان هشت مادهای امام برای ریاست قوه قضاییه درصدد بودتا هیچ کس بدون حکم قاضی خود را محق به ورود منزل و حریم شخصی افراد نداند و این بار سید محمد خاتمی کمر همت میبندد تا به کمک مجلسیان در ادامه روندی که از سال 1361 آغاز شده اما هر دلیل، هدف در نیمه راه مغفول مانده است لایحه حریم خصوصی را به مجلس تقدیم کند.
در تصویر دوم اما محمود احمدی نژاد در کسوت رئیس دولت نهم خطری را شاید در کمین حریم خصوصی افراد نمیبیند که علاوه بر پس گرفتن لایحه حریم خصوصی ترجیح میدهد از گامهای برداشته شده دولت گذشته و یا به عبارتی دولتهای گذشته به عقب برگردد و در این مسیر علاوه بر معلق گذاشتن تصمیمات دولتهای گذشته- باز پس گیری لایحه توسعه محدوده مناطق آزاد تجاری و عدم تغییر ساعت رسمی کشور- موج ایجاد شده توسط دولت خویش را با موج ایجاد شده توسط حضرت امام خمینی مقایسه کند.
او ملت را تشنه یک حکومت اسلامی میخواند و خود را بنیانگذار رنسانسی که به این تشنگی ملت پاسخ گفته است. در تصویر اول و دوم اهداف انقلاب سال 57 و خواست قلبی مردم در ایجاد فضای امن همراه با استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی به ذهن متبادر میشود که هر دو رئیس جمهوری به شیوه خویش از آن بهره جستهاند.
سید محمد خاتمی اصلاح طلب برآمده از انقلاب است و میداند باید برای تحقق و تسریع مطالبات به زمین مانده مردم همان اهداف گذشته را که وعده داده شده بود اینکه در یک پروسه اصلاحی به منصه ظهور برساند و در این راستا ضرورت انقلابی رفتار کردن را در مواجهه با موج نارضایتی و دلخوریهای پیش آمده افکار عمومی از برخی رفتارهای مسوولان نمیپسندد بلکه تحقق مطالبات مردم را در اجرای صحیح قانون اساسی پی میگیرد از این رو برای ادامه روند انقلابی سالهای گذشته اصطلاحات و واژگان آرام را انتخاب میکند.
این در حالی است که محمود احمدی نژاد واژگان و شیوههایی را به خدمت میگیرد که به تعبیر حتی برخی از اصولگرایان و هواداران خود او نیز تداعیگر روزهای انقلاب است با این تفاوت که او انقلاب را برای تجدید نظر در روشهای اصلاح طلبانه سالهای گذشته برمیگزیند و در تعبیر همراهان خود نیز به عنوان انقلابی برآمده از اصلاحات لقب میگیرد. چنانچه با اکثریت تصمیمات دولت گذشته با شیوهای کاملا اقتدار گرایانه به مخالفت میایستد و موج حمایت بخشی از افکار عمومی ناراضی از روند اصلاح طلبی را نیز با خود همراه میسازد. بر این اساس نمیتواند چشم بر همراهی توده مردمی که از واژگان انقلابی و اقتدارگرایانه وی در مواجهه با اسرائیل و یا حتی کم کاری مدیران کابینه خود بر زیان جاری میسازد ببندد و مشعوف نشود و در میان نمایندگان نیز دولت خویش را با موج انقلابی که امام ایجاد کرده است مقایسه نکند.
حال صرفنظر از آنکه آیا اصلاح طلب برآمده از انقلاب یا انقلابی برآمده از اصلاحات را میتوان به عنوان پسوند دو رئیس جمهور پیشین و فعلی پذیرفت، این نکته قابل تامل است که آیا دولت فعلی راه جلب رضایت عمومی را در بازپسگیری گامهای دولت پیشین تلقی کرده است یا توسعه و پیشرفت همه جانبه کشور در گرو ملغی کردن تصمیمات گذشته و از سرگیری پروسههای جدید است؟ و یا شائبه سیاسی بودن این رفتارها و تصمیمات که به نوعی انقلاب در تصمیمات دولت اصلاح طلب گذشته بوده است را بیش از همه در ذهن متبادر میسازد. چرا که اگر چنین باشد این بار رئیس جمهور جدید نمیتواند همان مردی باشد که به تعبیر خود او در سفرهای استانیاش مردم از هوش میروند و جانفشانی میکنند زیرا مردم دیگر توان و تحمل تصمیمات دلآزار سیاسی را ندارند. چنانچه در استقبال بخشهایی از مردمی که احمدینژاد را برگزیدهاند تردیدی نیست اما آیا دولت برنامهای برای از دست ندادن و دل آزرده نساختن همین مردمی که به پاس شعارهای غیرسیاسی و معیشتی احمدی نژاد در سفرهای استانی به استقبال وی میآیند دارد؟