مهران قاسمی
سیلویو برلوسکنی، غول رسانهای ایتالیا شاید بیش از هر سیاستمدار ایتالیایی دیگری نگران شمارش آرایی است که میتواند او را از اریکه امپراتوری به زیر کشیده و حتی در پس میلههای زندان قرار دهد.
امپراتور رسانهای ایتالیا، هرگز در درون مرزهای اروپا جدی گرفته نشده است. او معمولا هنگامی تیترهای نخست رسانههای جهان را به خود اختصاص میدهد که سخنی عجیب بر زبان آورده و یا با ظاهری غیر متعارف در انظار حاضر شده باشد.
ایتالیا سرزمین عجایب است و برلوسکنی شاید نمونهای از تبلور این عجایب در عالم سیاست محسوب شود. در آلمان شاید هیچ کس حتی برای لحظهای هم نتواند تصور کند که وزیری سخنرانی مفصلی در مورد مزیت کاشت موی مصنوعی انجام داده و یا صدراعظمی خود را «مسیح سیاست» بخواند. در ایتالیا اما به لطف حضور برلوسکنی این مورد و دهها مورد دیگر، از دعوت سیاستمداران و بازرگانان مجلس سرمایهگذاری در ایتالیا به خاطر منشهای زیبا گرفته تا وعده کنار گذاشتن رابطه جنسی تا پیروزی در انتخابات، تبدیل به امری عادی شده است.
مردم ایتالیا اکنون مدتهاست که به این امور علاقهای نشان نمیدهند. برلوسکنی علی رغم تمامی توان برای قرار دادن خود در مرکز توجهات، در عمل به وعدههایش و بهبود زندگی مردم ناموفق بوده است. او که بیش از هر سیاستمدار ایتالیایی- البته به استثنای موسولینی فاشیست- در قدرت بوده است، اکنون با 13 میلیارد دلار ثروت، ثروتمندترین سیاستمدار ایتالیا محسوب میشود.
افزایش قدرت برلوسکنی و حمایت پارلمان از وی عملا باعث شده است تا دادستانهای ایتالیایی که برای کشیدن وی به پای میز محاکمه لحظه شماری میکنند، در صدد یافتن فرصتی باشند که امپراتور رسانهای را در پیشگاه عدالت حاضر کنند. دادستانهای ایتالیایی از هماکنون شمارش معکوس خود را برای تحقق این رویا آغاز کردهاند. مردم ایتالیا در چنین شرایطی به وی لقب «برلوسکنی لغزان» را دادهاند.
قدرت برلوسکنی عملا در سبک رهبری او نهفته است. او خود را مدیر «مدیر عامل شرکت سهامی ایتالیا» میخواند. او در دوران حضور در پست نخستوزیری همواره درصدد افزایش قدرت خود بوده و حتی به تدریج تمامی بازار رسانههای تصویری ایتالیا در را تسخیر کرد. او اکنون صاحب شرکت تلویزیونی «مدیاست» است. اما همزمان سعی دارد تا در شبکه تلویزیونی دولتی ایتالیا «RAI» نیز دستاندازی کند. این امر باعث نفرت فزاینده کارکنان این شبکه شده است. برلوسکنی اکنون کنترل 90 درصد از رسانههای عمومی ایتالیا را در اختیار دارد. شاید به همین خاطر است که ایتالیاییها در بین دو نیمه فوتبال یا در میان سریالهای پرطرفدار باید دایما چهره او را تحمل کنند. او ترجیح می دهد خود را دوست نزدیک پوتین و بوش معرفی کرده و بر این نکته تاکید کند که زنان در مقابل او عنان اختیار از کف میدهند! چنین رویکردی است که باعث شده رسانههای اروپایی او را دیوانه شهرت بدانند.
برلوسکنی دیوانه جلب نظر است. به نوشته یک روزنامهنگار ایتالیایی، نخستوزیر ایتالیا میخواهد نفر اول باشد. او در مجلس عروسی ترجیح میدهد «داماد باشد و در مراسم تدفین«مرده»!
آزادی رسانهها اما در کشوری که نخست وزیر آن غول رسانهای است، واقعا شرمآور است. این کشور در سال گذشته به همراه مغولستان در رده 77 آزادی مطبوعات قرار گرفت. امبرتواکو، اندیشمند و نویسنده معروف که از منتقدین صریح برلوسکنی محسوب میشود او را متهم میکند که با شکل دادن به رژیمی متشکل از شبکههای تلویزیونی سعی دارد با عوام زده کرده رسانههای جمعی، ایتالیاییها را به باور آنچه که بر صحنه تلویزیون میبینند وادار کند. کاهش رشد اقتصادی ایتالیا از 5/1 درصد در سال 2004 به صفر در سال گذشته، عملا طومار دولت را در هم پیچیده است. شهروندان این کشور شاید ترجیح بدهند عنان اختیار خود را به شخصی دیگر واگذار کنند، مردی که به جای در کانون توجه قرار دادن خود، کشور و شهروندانش را هم بینصیب نگذارد.
پروفسوری با دستهای پاک
ایتالیاییهای او را «پروفسور» میخوانند و این لقب بیش از آنکه تعارفی سیاسی باشد، ناشی از دانش و آگاهی والای اوست. پرودی هر چند جذابیتهای ظاهری برلوسکنی عاری است. این روزها سختترین دوران حیات نخستوزیر راست گرای ایتالیا را رقم زده است. روزهایی که شاید در نهایت تکرار کابوس یک دهه پیش را رقم بزند. روزهایی که پرودی با غلبه بر امپراطور رسانههای تازه برجسته ایتالیا، در نهایت راهی کاخ نخستوزیری شد. مردم ایتالیا، در این میان شخصیت پرودی یا همان «پرفسور» را همواره مورد تمجید قرار دادهاند. هواداران او میگویند دانش و تخصص سیاستمدار کهنه کار میتواند ایتالیا را نجات دهد. رومانو اگرچه از جذابیتهای ظاهری و جنجالی برلوسکنی برخوردار نیست، اما دارای توانایی ارتباطی مناسبی است. او میتواند دوست خوب شهروندان باشد، دوستی که ترجیح میدهد در چشمان مخاطبان خود بنگرد تا اینکه به جیب آنها خیره شود.
آغاز سیاست
پرودی در پایان دهه 70 به عنوان سیاستمداری مستقل وارد عرصه شد. او در دولت گیولیو آندروتی به عنوان وزیر صنایع منصوب شد. تجارب و دانش اقتصادی پرودی باعث شد تا پرفسور جوان به سرعت تبدیل به «امید صنعت» ایتالیا شود. باسازی صنعتی ایتالیا حاصل تلاشهای پیگیر اوست.
اواسط دهه 90، با تشدید فعالیتهای سیاسی پرودی همراه بود، او باشکل دهی به ائتلاف زیتون (چپ میانه) موفق شد در انتخابات 1996 بر رقیب نامدار خود، برلوسکنی پیروز شده و برای اولین بار پس از پایان جنگ جهانی دوم، دولتی چپگرا با سیاستمداران چپ را بر سر کار بیاورد.
پرودی که در فاصله سالهای 96 تا 98 نخستوزیری را در اختیار داشت، ایتالیا را در صف نخست کشورهایی قرار داد که با گذر از سیاستهای اقتصادی دشوار در نهایت به جمع کشورهای عضو «یورو» وارد شدند. دست کشیدن کمونیستها از حمایت از پرودی در نهایت باعث شد تا دولت چپگرای وی عملا سقوط کند. ائتلاف چپ میانه اما در نهایت توانست با گذر از بحرانهای متعدد تا سال 2001 خود را در قدرت نگاه دارد. ابتدای هزاره سوم اما با شکست این ائتلاف در قبال ائتلاف راست گرای برلوسکنی، همراه بود.
انتظارات اروپایی
پرودی هر چند در داخل با کارشکنی کمونیستها قدرت را از دست داد، در سال 1999 پس از استعفای دسته جمعی اعضای کمیسیون اروپایی به دلیل فساد مالی، مدیریت سوء و در نهایت نابسامانی در سیاستگذاری، به عنوان ریاست کمیسیون اروپایی برگزیده شد. پروفسور ایتالیایی تا سال 2004 نیز همچنان در این پست مانده و انبوه اصلاحات اقتصادی خود را در درون ساختار اتحادیه اعمال کرد. هر چند باز هم میان آنچه که در میان جنگ و جدل کشورهای عمده در حال رشد اتحادیه اروپایی قابل تحقق بود با انتظارات پرودی فاصلهای بسیار مشاهده میشد.
استعفا
پرودی از سال 2002 به تدریج با نارضایتی دولتهای اروپایی روبرو شد. دولتمردان اروپایی خواستار استعفای او شده بودند. اظهارات صریح او نیز که گاه به حد انتقادهای تند و تیز و بیرحمانه میرسید، باعث شد تا انتقادات از وی تشدید شود. حملات وی به برخی کشورها که در نهایت حاضر به پذیرش قواعد بازی در اتحادیهای همگن و یکنواخت نشده بودند، این روند را تا آنجا پیش برد که پرفسور در نهایت استعفای خود را نوشته و ارائه کند.
اتحادیه اروپا در زمان پرودی با ورود 10 عضو کمونیست گسترش یافته و تمامی کشورها پیش نویس قانون اساسی اتحادیه اروپا را امضا کردند.
بازگشت به ایتالیا
پرودی انتخابات اخیر ترجیح داده است تا به جای پرداختن به ظواهر، در نهایت احترام به رقیب خود، ادعاهای خود را با آمار و ارقام مستند رد کرده و بر اعتماد مردمان ایتالیا بر صداقت و تواناییهای خود تکیه کند. او با بیان لحن چپگرای خود میگوید: در چند سال گذشته فقرا، فقیرتر شدهاند و ثروتمندان، ثروتمندتر، پروفسور اکنون وعده داده است که اقتصاد در حال سقوط کشور را بهبود بخشیده و اثر رکود و کسری بودجه را از چهره صنعت و تجارت بزداید.
پرودی که شهرت وی به عنوان سیاستمداری «جدی» به همراه انبوه جوایز دانشگاهی و علمی که از سرتاسر جهان به علت فعالیتهای آکادمیک خود خود در حوزههای سیاستهای صنعتی و اقتصادی دریافت کرده است، او را جلوتر از رقیب رسانهای خود قرار داده است، حداقل در قیاس با بلوسکنی میتواند بر این امر تاکید کند که تاکنون در هیچ رسوایی مالی، سیاسی و یا حتی شخصی پای وی در میان نبوده است. دستان پرفسور پاکتر از هر سیاستمدار دیگری است.