هاوارد لافرانچی
آنچه که قرار بود مذاکره "سریع" شورای امنیت سازمان ملل در خصوص تقویت مخالفتهای بینالمللی با برنامه هستهای ایران باشد، به مسیر تازهای افتاده است. همزمان با مخالفت چین و روسیه با بیانیه شورای امنیت، که احتمالاً درهای تحریم را به روی ایران خواهد گشود، احتمال میرود توافق بر سر واکنش منفی دیپلماتیک در برابر ایران به هفته یا هفتههای آتی موکول شود.
اما به نظر میرسد تأخیر در بررسی پرونده هستهای ایران در شورای امنیت، آمریکا را نگران نکرده است. آمریکا چهار سال تلاش کرد تا پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شود. اما اکنون طولانی شدن روند رسیدگی توسط جامعه بینالملل باعث نگرانی آمریکا نشده است. چرا؟
به گفته بسیاری از تحلیلگران، هرگونه اقدام جدی علیه ایران دستکم به سال آینده موکول خواهد شد. قبل از اینکه این موعد فرا برسد، آمریکا باید فراز و فرودهای دیپلماتیک مانند بازگشت موقت ایران به پای میز مذاکره و احتمالاً تماس مستقیم با ایران را انتظار داشته باشد.
جیمز دابینز مدیر مرکز سیاست دفاعی و امنیتی بینالملل در شهر آرلینگتون ایالت ویرجینای آمریکا میگوید: حدس من این است که امری مانند تحریمهای هوشمندانه، که اساساً به دشوارتر کردن زندگی برای رژیم ایران محدود خواهد شد، سه دوره دیپلماتیک در سازمان ملل طول بکشد. این به آن معناست که چشمانداز هر اقدامی مانند تحریمهای اقتصادی یا اقدام موجه نظامی بسیار دور است.
در این میان بحث بر سر آن است که ایران چقدر تا دستیابی به بمب اتم فاصله دارد؟
برخی از کارشناسان معتقدند ایران ظرف یک سال چرخه سوخت هستهای خود را کامل خواهد کرد، اما دست کم پنج سال تا دستیابی به سلاح قابل پرتاب فاصله خواهد داست. اما بر این بحث بینتیجه حکایت از موقعیت دشواری دارد که آمریکا در آن قرار گرفته است. عملاً هیچ کس در واشنگتن از اقدام نظامی علیه ایران به منظور تغییر رژیم این کشور حمایت نمیکند. حامیان سیاست نزدیکی به ایران نیز که خواهان تغییر رفتار و منش رژیم ایران میباشند، در شرف برکناری هستند.
برخی تحلیلگران معتقدند با توجه به رویکردهای افراطی، مانند اقدام نظامی آمریکا علیه ایران از یکسو و مذاکرات ایران و آمریکا از سوی دیگر، بهترین رویکرد آمریکا در قبال ایران میتواند رویکرد متعادل هویج و چماق باشد. در واقع این تحلیلگران معتقدند آمریکا در حال حاضر این سیاست را اتخاذ کرده است: شدیدتر شدن لحن دولت بوش در خصوص معرفی ایران به عنوان بزرگترین تهدید استراتژیک آمریکا و توافق آمریکا برای مذاکره با ایران درباره عراق نمود این سیاست است.
به نظر میرسد دولت بوش بر کارآمدی دیپلماسی حساب میکند و به این خاطر است که حمایت از گروههای مخالف داخل ایران و پخش برنامههای فارسی زبان را افزایش داده است. در عین حال کارشناسان معتقدند راه حل تلاشهای دیپلماتیک مانع از پیشروی ایران هستهای خواهد شد در دست آمریکا است، گرچه بعید به نظر میرسد واشنگتن تمایل داشته باشد آن را به کار بگیرد.
ری تکیه کارشناس مسائل ایران عضو شورای روابط خارجی آمریکا در واشنگتن میگوید: روابط ایران و آمریکا به ناچار به طرز چشمگیری تغییر خواهد کرد و ایران خواهان کاهش تنشهای استراتژیک خود خواهد بود.
مذاکره با ایران به منظور ارزیابی چشمانداز چانه زنی بزرگ، همانند مذاکرات شش جانبه آمریکا، روسیه، چین، و کره جنوبی با کره شمالی بر سر برنامه هستهای این کشور است. برخی تحلیلگران معتقدند انجام این مذاکره ضروری است و در عین حال یکی از پیشنهادات آنها مذاکره آلمان و اعضای دائم شورای امنیت با ایران است.
به گفته کارشناسان، مذاکرات پیشنهادی آمریکا و ایران درباره عراق میتواند محکی برای کارآمدی مذاکرات گستردهتر این دو کشور باشد. آقای جیمز دابینز میگوید: "اگر ایرانیان [در مورد مسأله عراق] نقش مفیدی بازی کنند، میتوان امیدوار بود که این موضوع به اعتماد بیشتر منجر شود و به مسأله هستهای نیز تسری یابد."
دابینز که در سال 2001 مذاکرات دولت بوش را با ایران درباره افغانستان رهبری کرد، میگوید: «ایرانیان در آن زمان مفید بودند و حالا باید تشویق شوند که بار دیگر مفید باشند.»
اعلام مذاکرات میان ایران و آمریکا فوریت بررسی پرونده هستهای ایران را در سازمان ملل از میان برده است. در عین حال نباید از نظر دور داشت که باید به این مذاکرات فرصت داد تا درهای جدیدی را به روی دو کشور بگشاید.