پرویز صدیقی
هر روز در جامعه با ناهنجاریهایی مواجه هستیم که هر کدام دل انسان متعهد را دردمند نمود و آن را وادار به تفکر، کنکاش و ریشهیابی میکند، از جمله این ناهنجاریها فحشا و فساد است.
آنچه مسلم و غیرقابل انکار است اینکه شکلگیری جامعه سالم منوط به مجموعهای از عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و باورهای دینی و ... است و هرگاه کاستی در یکی از بخشهای فوق ایجاد شود، ناهنجاریها به اشکال پیچیدهدر میان مردم پدید آمده و آنها را اسیر خود میکند.
فحشا و فساد به صور گوناگون در جوامع، به خصوص در جامعه ما نتیجه فقر اقتصادی- فرهنگی و اجتماعی و ... است که نه تنها سبب سقوط ارزشهای فردی است، بلکه ناتوانی فرد و جامعه را نیز در حل معضلات نشان میدهد.
هرچند در حال حاضر و حتی در طول تاریخ گرایش برخی از زنان به فحشا از ناشایستترین اعمال محسوب میشود و عوامل متعدد درونی و بیرونی در این پدیده دخالت داشته و جامعه اسلامی ما را دچار چالش جدی نموده است، لذا باید عمیقا مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد که چرا پس از گذشت27 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز موفق به حل چنین مشکل خانمان برانداز در جامعه نشدهایم، در ضمن پدیده بدحجابی یا بیحجابی را نیز به زنان و دختران خیابانی که مروجین فحشا محسوب میشوند باید افزود، البته شروع فصل گرما مزید بر علت گردیده و بهانه خوبی برای ارتکاب چنین جرایمی محسوب میشود. دست اندرکاران باید به شکل منطقی و حساب شده مبارزه با معضل اجتماعی یاد شده را سرلوحه کار خود قرار داده تا ارزشهای اخلاقی بیش از این در سراشیبی سقوط قرار نگیرد.
اگرچه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تبلیغات مذهبی و شعار اسلامی محدود و توام با خفقان بوده، اما در مقابل تشویق مردم به ویژه جوانان به سوی تقلید از غرب و الگوبرداری از زنان و مردان فاسدی که مورد مدح و ستایش رسانههای جمعی بودند و گرایش به تظاهر و رقابت در تهیه لباس و ظواهر مادی که تحت حمایت شدید سرمایهداران و ثروتطلبان با ترفندهای مختلف و تحریک مردم به خرید و ترویج مصرفگرایی صورت میگرفت و زمینه نیز برای ارتکاب اعمال ناشایست مهیا بود.
هر چند انقلاب اسلامی در مراحل آغازین با ضربات سنگین خود طومار تمام دسیسهها را در هم پیچید، اما به مرور زمان و پس از گذشت 27 سال از پیروزی انقلاب شاهد فقر و ناهنجاریها و گسترش آن در جامعه اسلامی به ویژه در بین زنان هستیم و ریشهیابی چنین معضلات بغرنج و پیچیده اجتماعی نیاز به بررسی عمیق و کالبد شکافانه دارد و فقیر و غنی، بالا شهری و پایین شهری و ... نمیشناسد و ممکن است در بین اقشار مختلف مشاهده شود.
مسلم آنکه، زیبنده حکومت اسلامی نیست که قیود اخلاقی و ارزشهای معنوی در جامعه تحت تاثیر فقر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی برچیده شود و بنیانهای خانواده و اجتماع را متلاشی کند و حرمت حیثیت افراد و جامعه را مورد هجوم قرارداده و بیبندوباری ترویج شود.
به نظر میرسد متولیان امر تلاش و برنامهای نداشته یا آنچنان نبوده که در مقابل حرکت ویرانگر و فزاینده فساد و فحشا توان مقابله داشته باشد و یا به صورت مقطعی به مثابه سایر مسایل مطرح و شکل جدی به خود نمیگیرد و یا مثل علل غربی، زندگی ماشینی ما را از جنبههای اخلاقی دور و مبتلا به مصیبت و گرفتارهای اجتماعی از قبیل فحشا، فساد و افسردگی روانی و به طور کلی دوری از ارزشهای معنوی ساخته است و یا به علت بیتوجهی و بیبرنامگی مسوولین و سازمانهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اداری، جامعه را در منجلاب فحشا غرق مینماید، هر چند بخشی از مشکلات ریشه در خارج از مرز داشته و تحت تاثیر تبلیغات ماهوارهها، اینترنت و ... است، اما اگر موشکافانه به جامعه نگاه کنیم چنین استنباط میشود که زمینهساز اصلی پدیدههای شوم اجتماعی مسایلی چون فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، تضاد طبقاتی- مدگرایی و رواج باورهای غلط و به طور کلی دوری از ارزشهای دینی است.
لذا به نظر میرسد تصمیمگیرندگان و صاحب منصبان باید با باور اینکه فساد و فحشا جامعه اسلامی را دچار چالش نموده، به برنامهریزی و مقابله با آن پرداخته و ریشههای این ناهنجاری اجتماعی را با اقدامات منطقی و پایدار که نمونههای آن در ذیل ذکر میگردد، بسوزانند.
1) بازنگر سیستم اقتصادی و اصلاح وضعیت معیشتی جامعه و به ویژه قشر آسیبپذیر و از بین بردن فاصله طبقاتی که باورهای اجتماعی را عوض میکند (ثروت اندوزی به هر قیمتی تبدیل به یک باور اجتماعی میشود)
2) برخورد جدی با عوامل و مروجین فساد و فحشا در هر مقام و منصبی که باشد و نباید اجازه داد عدهای به جهت نزدیکی به مراکز قدرت و تصمیمگیری یا با برخورداری از ثروت از موقعیت خود سوء استفاده کند.
3) ترویج فرهنگ حجاب در وزارتخانهها و سازمانها و ادارات دولتی و خصوصی (به طور مثال دادن هزینههای خاص برای زنان محجبه، انتخاب کارمند نمونه زن از بین محجبهها و فرستادن آنها به مراکز مذهبی و تفریحی و انتصاب آنها در پستهای مهمی و شایسته و ...)
البته در برخی موارد سازمانها و شرکتها و ... عکس این قضیه مشاهده میشود و شان و مقام زن را در حد کالای مصرفی و تبلیغی پایین آورده شده که توهین بزرگ به جامعه زنان محسوب میشود. حتی در برخی برنامههای رسانه ملی و برخی جراید به شکل ناخواسته و خواسته به این معضل اجتماعی دامن زده میشود.
4) تقویت بنیانهای خانواده و توجه و تبلیغ ارزشهای والای انسانی و ایمانی و جلوگیری از تزلزل و انحطاط خانوادهها در مقابل بحرانهای فکری، معرفتی، اقتصادی و اجتماعی که اتفاق میافتد.