سیدمصطفی فرقانی
تحولات علمی دانشمندان ایرانی در تکمیل چرخه سوخت انرژی هستهای نه تنها خشم مقامات غربی و دشمنان رویاروی جهان اسلام و نظام اسلامی ایران را برانگیخته است و آنان را به اتخاذ و انتشار مواضع خصمانه علیه کشورمان وادار نموده است بلکه بسیاری از معادلات سیاسی غیر مرتبط با جهان اسلام و نظام اسلامی ایران را نیز در سطح جهان بر هم زده است!
این رویداد شگفت علمی در کشوری به وقوع میپیوندند که بیش از 25 سال است در تحریم اقتصادی و سیاسی و نظامی و علمی ایالات متحده آمریکا و برخی از همپیمانانش قرار دارد، تحریمی که تنها بعد اقتصادی آن در سالهای نخست پیروزی انقلاب میلیاردها دلار زیان به ما وارد ساخت و بسیاری از صنایع و موسسات اقتصادی ما را که بر پایه مشارکت و تامین و پشتیبانی موسسات خارجی بنا نهاده شده بودند به تعطیلی و رکود کشاند، تحریمی که در بخش نظامی غالب جنگافزارهای دفاعی ما را که از موسسات غربی تهیه شده بودند در کوران جنگ با بیگانه از کارآیی ساقط نمود و علیرغم حمایت همهجانبه از دشمن در حال نبرد با ما و ارسال تجهیزات مدرن و سری و فوق سری به جبهه دشمن برای شکست دادن ما حتی فروش سیم خاردار برای حفاظتهای مقدماتی مرزهایمان را در برگرفت!
تحریمی که در بعد سیاسی آن با ایجاد دشمنی و نفاق در جبهه کشورهای دوست و یا بیطرف، آنان را به مواضع خصمانه علیه ما ترغیب نمود تا جایی که برای شکست ما با کاهش مصنوعی بهای نفت در اوایل دهه شصت و رساندن بهای هر بشکه نفت به مرز تقریبی هزینه تولید آن سعی در شکست ما نمودند اما همه این ترفندها و توطئهها و دشمنیها علیه نظام اسلامی و مردم مسلمان ایران به فضل الهی و همت بالای مردان و زنان و جوانان این سرزمین و مسئولان دلسوز و انقلابی و رهبری بیدار و ژرف اندیش آن به شکست انجامید. نه قطع درآمدهای ارزی، نه تحریم نظامی و نه تحریم اقتصادی و تجاری و نه بایکوت سیاسی هیچکدام نتوانستند در عزم و اراده مردمان این سرزمین برای پاسداری از نظام اسلامی و هویت ایرانی خللی وارد سازند.
این رویداد شگفت علمی و غلبه بر پیچیدهترین تکنولوژی جهان علم در کشوری به وقوع میپیوندد که تمامی این فراز و نشیبهای سیاسی و اقتصادی و علمی و نظامی و فرهنگی را پشت سر گذاشته است و امروزه تاج استقلال واقعی را بر تارک رفیعترین قلههای افتخار خود مینشاند. بدیهی است چنین رویدادی نه تنها در عرصه معادلات مرتبط با این جامعه و این کشور بلکه در سایر معادلات بینالمللی تاثیرگذاری مینماید.
در این راستا بسیاری از جوامعی که همانند ما درگیریهای سیاسی و یا نظامی با ایالات متحده آمریکا، از گذشتههای دور و نزدیک داشتهاند و در طی دوران اجبارا و یا براساس سیاستهای غلط زمامداران خود ناگزیر از همراهی با آمریکا شدهاند به ضربه سهمگین ناشی از مواجهه با واقعیت دچار بحران شدهاند و با نگاه تردید به معادلات تحمیلی ناشی از این همراهی انگشت حیرت به دهان بردهاند و برخی دیگر نیز همانند ژاپن رفلکس آگاهی از این خواب غفلت را با اعلام مواضع خصمانه بر علیه ایران (مسبب این بیداری) از خود بروز دادهاند!
ژاپن سالیان طولانی (بیش از نیم قرن) با تبعیت از سیاستهای ایالات متحده، تن به دوستی با دشمنی داد که مردم سرزمینش را با بمب اتم قتل عام کرد! ژاپن با بیش از نیم قرن تجربه زندگی زیر سرنیزه و چکمههای دشمن غروب درهم شکسته مردم خود را با پیشرفتهای مقطعی در عرصه اقتصاد توجیه کرد. آنهم اقتصادی که کنترل واردات و صادراتش در گذرگاههای آبی داخلی و آبهای آزاد بینالمللی در اختیار دشمن بود و مهمترین عنصر حیاتی صنایع و موسسات اقتصادیاش یعنی نفت با تحرکات سیاسی و نظامی همین دشمن در خصوص بهای آن نوسانات اقتصادی غیر ارادی را به او تحمیل کرده است.
پس از نیم قرن تلاش بیوقفه، امروزه ژاپن حرفی برای گفتن حتی در عرصه اقتصاد ندارد! چرا که اژدهای خفته شرق در تمام دورانی که او مشغول همراهی و همدلی با آمریکا و روزمرگی و دلخوشی به دستاوردهای اقتصادی مقطعیاش بود در حال آمادگی برای استقلال واقعی در تمام عرصههای سیاسی و اقتصادی و نظامی و علمی بود. امروزه ژاپن به عینه میبیند آنچه در طی سالیان گذشته بدست آورده ماهی بوده است نه تور ماهیگیری. امروزه ژاپن با هیچ مسکنی جز فریاد نمیتواند خود را آرام کند! اما ژاپن اگر توانمندی و استقلال واقعی چین را در سرزمینی به وسعت 9 میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر یک میلیارد نفر میتوانست در مقایسه با خود توجیه کند، در برابر استقلال ایران و خودکفایی در تمام عرصههای علمی، اقتصادی و نظامیاش هیچ توجیهی جز فریاد، آرامش نمیکند!
امروزه ژاپن چوب همراهی و همدلی با ایالات متحده را با ورشکستگی صنایع و موسسات اقتصادیاش در اثر افزایش بهای نفت و نیز تعطیلی بازارهای اقتصادیاش در خاورمیانه میخورد و تنها با این جمله وزیر مشاور کابینهاش میتواند بگوید که: «اگر این درست باشد که ایران در غنی سازی موفق شده، همانطور که اکنون اعلام شده است، بسیار تاسف بار است!» براستی این تاسف برای چه؟ آن چیست؟!
آیا رشته علمی یک کشور تاسف انگیز است یا ترس از تهدید هستهای کشوری که در طی سه قرن گذشته هیچگونه تجاوز و یا تهدیدی را علیه هیچ کشوری، حتی کوچکترین کشورهای همسایه خود نداشته است و در عین حال بارها مورد تجاوز و تهدید قرار گرفته است؟!
در حالیکه کشور ژاپن یکی از سه کشور متجاوز و محور جنگ جهانی دوم میباشد که غالب کشورهای جهان علیه او متحد شده بودند آیا این اجازه را دارد که علیه استقلال و توانمندی علمی یک کشور و ملت صلح طلب آنهم با کارنامهای درخشان در طی 300 سال اخیر اظهار تاسف کند؟!