تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۷  ، 
کد خبر : ۸۹۰۴۷
تاملی بر پیشینه حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD)

خطاهای حزبی که زمان را درک نکرد


مترجم: آزاده انصاری
حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD) در سال 1836 توسط «فردیناد لاساله» تاسیس شد.چند سال بعد پس از تاسیس «حزب سوسیال دموکرات کار» توسط افرادی چون اگوست بیل و ویلیام لبکنشت در سال 1869 این دو حزب در سال 1875 با هم ائتلاف کرده و «حزب سوسیال دموکرات کارگزاران» را تشکیل دادند.
دو حزب یادشده با هدف به دست گرفتن دولت، اما با اولویت دادن به اهداف اجتماعی در خلال سال‌های 1878 تا 1890 فعالیت خود را گسترش دادند، به نحوی که در سال 1912 حزب سوسیال دموکرات به عنوان قوی‌ترین جناح در عرصه سیاسی آلمان حضور داشت. این حزب از همان ابتدای تاسیس، ایجاد و رهبری یک جنبش اجتماعی را مدنظر داشت.
تشکیلات این حزب در ابتدای تاسیس از گروهی از کارگران آموزش دیده تشکیل شده بود که ساماندهی اوقات فراغت و انگیزه‌های اجتماعی مخاطبان حزب را در اولویت‌کاری خود قرار داده بودند. این اولویت گذاری را «سوسیال دموکراسی» می‌نامیدند. رهبران این حزب با اتکا به اعضای آموزش دیده خود توانستند تجربه ویژه‌ای از فعالیت سوسیال دموکرات‌ها را در اروپا عرضه کنند. اهداف محوری این حزب، توجه به اوضاع آینده جامعه از یکسو و زندگی روزمره مردم به عنوان تئوری اجتماعی عنوان شده است. بر این اساس، فعالیت‌این حزب نیز هدایت جنبش اجتماعی را مدنظر دارد و هم یک رفتار حزبی سیاسی را از خود نشان می‌دهد. اعضای حزب (SPD) جمهوری فدرال مدرن را به رسمیت شناخته و از طرفی از سال 1898 برای عضویت در ائتلاف بزرگ با حزب دموکرات مسیحی (CDU)، حزب سوسیال مسیحی (CDU)، ائتلاف اجتماعی و همچنین ائتلاف قرمز- سبزها تلاش کرده است. بعد از انتخابات نوامبر 1932 که موضع نازی‌ها کمی نسبت به قبل ضعیف‌تر شد، حزب سوسیال دموکرات از این فرصت استفاده کرده و به نحوی موضع‌گیری‌های خود را شکل داد که گویی تنها رقیب خود را حزب کمونیست آلمان می‌دانست. رهبران سوسیال دموکرات با این ذهنیت به تمام پیشنهادهای کمونیست‌ها پاسخ منفی می‌دادند. این وضع تا انتصاب هیتلر به عنوان صدراعظم آلمان در 30 ژانویه 1933 ادامه داشت. این در حالی بود که یکی از رهبران سوسیال دموکرات‌ها بعدها اعتراف کرد: «در سال 1933 بیش از هر زمان دیگر آلمانی‌هایی وجود داشتند که آماده مبارزه با فاشیسم برای دفاع از آزادی‌های مردمی بودند»
با این حال در 30 ژانویه سال 1933 که روز انتصاب هیتلر بود، آنان را به مقاومت دعوت نکردند. نازی‌ها در آن زمان سازمان‌های پرقدرت با اعضای پرشمار را در اختیار داشتند و دولت هم از طریق هیتلر در اختیار آنها قرار گرفته بود. از سوی دیگر شکافی که بعد از جنگ جهانی اول بین رفرمیست‌ها و انقلابیون به وجود آمده بود، با گذر زمان نه تنها کمتر نمی‌شد، بلکه هر روز عمق بیشتری می‌یافت.
با دخالت‌های «لوسکه»- وزیر دفاع سوسیال دموکرات- و نیروهای آن، سرکوب انقلاب و درهم شکستن تظاهرات کارگری، ممنوع کردن جبهه سرخ، حوادث اول ماه ماه 1929 در برلین و سپس حوادث 17 ژوییه 1932 در آلتون جایی برای مقاومت آنها باقی نگذاشته بود. البته حملات کمونیست‌ها به رهبران سوسیال دموکرات نیز به نوبه خود مناسبات میان دو حزب تخریب کرده بود. اگر کمونیست‌ها رهبران سوسیال دموکرات را «سوسیال فاشیسم» می‌نامیدند، از طرف دیگر « سوسیال دموکرات » هم مدعی نبودند که هیچ تفاوتی میان نازی‌ها و کمونیست‌ها وجود ندارد. انگیزه رفتار سوسیال دموکرات‌ها کاملا واضح بود؛ آنان نمی‌خواستند وجهه خود را برای شرکت در یک دولت ائتلافی به خطر بیندازند، در نتیجه با هرگونه اقدام جدی و متحد که ممکن بود راه را بر یک انقلاب بگشاید، مخالف بودند. سوسیال دموکرات‌ها قادر نبودند از اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور تحلیل دقیق ارائه دهند. این حزب، فاشیسم را یک انحراف روانی، ناشی از افراط‌های جوانان پرهیجان و در نتیجه پدیده‌ای موقت و حاشیه‌ای، ویژه جامعه‌ای عقب مانده دانست. زمانی که اوضاع آلمان روز‌به‌روز خراب‌تر می‌شد، حزب سوسیال دموکرات حاضر به کنار گذاشتن تخیلات خود نبود. با این تحلیل‌ها حزب سوسیال دموکرات فعالیت میلیون‌ها طرفدار خود را که منتظر نشانه‌ای برای آغاز مبارزه با فاشیسم بودند، مهار کرد.
پس از آن مقطع، حزب سوسیال دموکرات آلمان در بحران پایان‌ناپذیری قرار گرفت. به زعم این حزب به نظر می‌رسید مردم آلمان دیگر قادر نیستند تفاوت بین حزب سوسیال دموکرات را با دیگر احزاب تشخیص دهند و نمی‌توانتستند خصوصیات گذشته این حزب را که زمانی جزو طبقه کارگر آلمان محسوب می‌شد به چه عنوانی بیان کنند. رئیس قبلی این حزب «ماتیاس پلاتسک» بعد از پنج‌ماه به علت بیماری از رهبری این حزب کناره گرفت و جای خود را به «کورت بک» معاونش داد. «بک» شخصیتی بود که به شدت از سوی اقشار طبقه پایینی حزب سوسیال دموکرات آلمان حمایت شد. پیش از این نخست‌وزیری او در ایالت راین لند فالتس آلمان با اکثریت آرا تایید شده بود. از طرفی، او نمی‌خواست با قبول ریاست حزب سوسیال دموکرات، پست سابق خود را واگذار کند. نمایندگان حزب سوسیال دموکرات با اکثریت قاطع 95 درصد آرا «بک» را به عنوان رهبر جدید حزبشان برگزیدند. وی در یک سخنرانی در جمع خبرنگاران حزبش در کنگره آلمان گفت: «اطمینان می‌دهیم که به سوسیال دموکرات‌ها به عنوان مدافعان رای‌دهندگان عادی کشورمان نگریسته خواهد شد.»
وی در سخنرانی‌اش اظهار داشت: «ما می‌خواهیم خود را به جامعه‌ای عادلانه‌تر تبدیل کنیم، ما می‌توانیم به نیروی سرنوشت‌ساز در آلمان مبدل شویم، چرا که عقاید و ایده‌های ما درست است.»
به هر حال و با لحاظ همه تجربه‌های گذشته حزب سوسیال دموکرات آلمان در انتخابات پارلمانی پیش از موعد سال گذشته نتیجه انتخابات را با اختلاف اندکی به رقیب خود یعنی ائتلاف دموکرات مسیحی واگذار کرد. با انتخاب «آنگلا مرکل» به عنوان صدراعظم آلمان این امید وجود دارد که این ائتلاف در انتخابات سال 2009 نیز بتواند بار دیگر دولت را به دست گیرد، اما «بک» با در اختیار گرفتن کنترل حزب سوسیال دموکرات به یکی از رقبای جدی آنگلا مرکل محافظه‌کار آلمان در انتخابات سراسری سال 2009 تبدیل شده است.
اگرچه این حزب سوسیال دموکرات و اتحادیه دموکرات مسیحی به رهبری آنگلا مرکل در حقیقت شرکایی برابر در دولت ائتلافی بزرگ آلمان محسوب می‌شوند، اما سوسیال دموکرات به شدت در تلاشند که به موازات افزایش محبوبیت صدراعظم، وجهه خود را بیش از پیش اعتبار بخشند. با تمام این اوصاف، سوسیال دموکرات‌ها که در نظر سنجی‌ها نسبت به محافظه‌کاران از محبوبیت کمتری بخوردارند، امیدوارند که با روی کار آمدن احتمالی «بک» در کالبد حزبشان روح تازه‌ای دمیده شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات