یدالله اسلامی
دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی
فاجعه خونبار جاده بم - کرمان نیاز به بازخوانی و بررسی جدی دارد.
به نظر میرسد که کاستیهای تحلیلی و اطلاعرسانی چنان است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. فهم درست موضوع در یافتن راه بهتر حل مشکل عنصر اصلی است. زمان و مکان بروز این حادثه و نوع رفتار خشونتباری که رخ نموده است همه و همه در یک تحلیل درست نقش مهم و قابل توجهی خواهند داشت. در کنار این بخش نوع برخورد مسئولین و شیوه اطلاعرسانی و میزان درستی اطلاعات داده شده جایگاه ویژهای را پیدا میکند. فاجعه در سی کیلومتری شهر بم و در مسیر کرمان رخ داده است.
بد نیست که بدانیم این نقطه که در محل جدا شدن جاده جیرفت از جاده کرمان - بم است در فاصله نزدیک و در حد فاصل دو پاسگاه معروف نیروی انتظامی ابارق و مرصاد قرار دارد. گزینش این نقطه نوعی جسارت و سهولت راهیابی این گروه به داخل کشور را نشان میدهد.
مفهوم این امر آن است که آدمکشان بدون هیچ مشکلی توانستهاند تا عمق خاک کشور نفوذ کنند. این نقطه را نمیتوان نقطه صفر مرزی قلمداد کرد. همزمانی بروز این فاجعه با نشست روسای پلیس کشورهای اسلامی در اصفهان را نیز نمیتوان کماهمیت دانست. پیامی پنهان این خشنونت آشکار را معنادارتر میسازد. ساعت انتخابی برای این فاجعه نیز روی دیگر سکه است. معنای این گزینش آن است که از ساعت هشت و نیم شب تا بامداد روز بعد و با امکان بهرهگیری از نور مهتاب، تروریستها فرصت رسانیدن خود به مرز و یا گذر از آن را داشتهاند. خبرهایی که از بم میرسد این اقدام وحشیانه را از ساعت هشت تا هشت و نیم شب و به مدت نیم ساعت ذکر میکند. فاصله زمانی بروز فاجعه و اطلاع یافتن مسوولین سیاسی، نظامی و امنیتی استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان و آغاز علمیات پیگیری هم در خور توجه است. گفته میشود یکی از بازماندههای حادثه بلافاصله با رسانیدن خود به پاسگاه نیروی انتظامی خبر فاجعه را رسانیده است. آنچه پس از این خبر اولیه انجام شده است دارای اهمیت اساسی است. روشن است که بالگردهای به کار گرفته شده نمیتوانستهاند در شب نقشی در شناسای، درگیری و گیرانداختن فاجعهآفرینان داشته باشند و این عملیات ویژه روز پس از حادثه بوده است. از اینرو اطلاعاتی که توسط مسوولین از جمله وزیر کشور در به دام انداختن و یا کشتن چند تن از اشرار داده شد نمیتواند با واقعیت همخوانی داشته باشد. همینطور است خبر فرار اشرار به کوههای کپوت کرمان. این نکته قابل توجه است که به دلیل مسیر کاروانهای قاچاق مواد مخدر و باراندازهای آنها در برخی مناطق احتمالا نیروهای عملیاتی به گروههای دیگری برخورد کرده که با آدمکشان جاده بم- کرمان ارتباطی نداشتهاند و پیوند دادن این دو با هم نیز نادرست است. بروز این حادثه با رفتار قاچاقچیان مواد مخدر در دو دهه گذشته نیز کاملا متفاوت بوده است. اقدامات آنها در گذشته در گروگانگیری و آنهم بیشتر از واسطهها به دلایل مالی و یا سرقت خودرو و درگیری با نیروهای نظامی و انتظامی خلاصه میشده است و کشتار افراد عادی به شکل کنونی در رفتار آنها دیده نشده است. با این نگاه گذرا روشن میشود که مسوولین استان کرمان و در کنار آن مقامات کشوری تحلیل درستی از رویدادها نداشته و نتوانستهاند به سرعت به درک و دریافت درست و راه حل مناسبی برسند. نوع خبرها و تحلیلها و شیوه اطلاعرسانی انجام شده هم این گمانهزنی را تقویت میکند. مروری بر خبرهایی که روز بعد از حادثه از سوی مقامت کشوری داده شده دلیل دیگری بر این مدعا است. نگاه نظامی- امنیتی نتوانستهاست در تأمین امنیت نقشی ایفا کند. گزینش استاندار نظامی در کرمان هم کاری از پیش نبرده است.
کسانی هم که این روزها با تحلیلهای سطحی راههای ساده و پیش پا افتاده و نظامی را پیشنهاد کردهاند درک درستی از موضوع نداشتهاند. پدیدههای اجتماعی و سیاسی راهحل ویژه خود را دارند و نمیتوان با شیوههای نظامی- امنیتی به حل همه مشکلات دست پیدا کرد. از حادثه تاسوکی تا کشتار مسافران بیگناه و بیخبر از همه جا در جاده بم- کرمان ما با پدیده کاملا تازهای روبهرو هستیم. این پدیده تازه شناخت بیشتر و بهره و تحلیل درستتر و اقدام مناسبتر را لازم دارد. اینکه تجربیات و اندوختههای بیست و چند ساله به کناری نهاده شود و با آزمون و خطا بازهم فرصت از دست برود راهکار درست و عاقلانهای نیست. بهرهگیری از دانش و تجربه همه کسانی که شناخت کافی از پدیدههایی از این دست دارند نخستین اقدامی است که به ذهن میرسد. پاسخگویی درست مسوولین تأمین امنیت در کشور هم گریزناپذیر است. وجود مرزهای طولانی و کویر گسترده هم توجیه مناسبی برای ناتوانیها در فراهم کردن امنیت را نمیتوان با شعار ایجاد کرد و به کمک آن پایدار ساخت.آنان که ناتوانند باید جای خود را به تواناترها بسپارند. این هم برای خود آنان مفید است هم به سود کشور و مردم است. توجیه ناتوانیها همچون همیشه کاری از پیش نخواهد برد. باز هم این پرسش برای همیشه بیپاسخ میماند که چرا برای یک بار هم شده کسانی که باید، با پذیرفتن مسوولیت در مواردی این چنین مهم استعفا را به عنوان رفتاری مدنی در کارنامه خود ثبت نمیکنند و با آسمان و ریسمان به هم بافتن سعی در توجیه رفتار خود دارند. امنیت مردم برتر از در قدرت ماندن این و آن است. ریشهیابی درست این پدیده راه را برای برگزیدن روشهای درست همواره خواهد کرد و گرنه ما با آسیبها و تهدیدها و خطرات باز هم بیشتر روبهرو خواهیم بود.