* درگیری اسرائیل و حزب الله پس از گذشت چند روز اکنون به نقطه بحرانی رسیده است. ارزیابی شما از این درگیری و ریشههای این بحرانها چیست؟
**بحرانی که اکنون در لبنان در جریان است، حادثهای منفرد و جدا از سایر حوادث منطقه نیست. به واقع آنچه که این روزها در این منطقه میگذرد با مسائل جاری در کل منطقه ارتباط مستقیم دارد. سیاستهای اسرائیل بخش مهمی از دلایل این بحران است چرا که سیاست اسرائیل ذاتا بحرانزاست و تاریخ دو دهه گذشته نشان میدهد اسرائیل مرتب با اقدامهای تجاوزکارانه و توسعهطلبانه منجر به ایجاد بحران در لبنان شده است. پیدایش مقاومت اسلامی در فلسطین نیز واکنشی به این سیاستهاست. اگر چه میان لبنان و اسرائیل صلحی ایجاد شده بود اما چند موضوع لاینحل همچنان میان طرفین باقی است؛ نخستین موضوع مسئله مزارع «شبعا» است که بخشی از خاک لبنان را تشکیل میدهد و از نظر اقتصادی و استراتژیک حائز اهمیت است و به رغم اصرار لبنان، اسرائیل هیچ گاه حاضر به عقبنشینی از این منطقه نشده است. مسئله دوم مربوط به اسیران لبنانی است که در اختیار رژیم اسرائیل هستند. به رغم آنکه دو سال پیش حزب الله در تبادل اسیران یک اسیر و دو جنازه سربازان اسرائیلی را به این رژیم تحویل داد اما اسرائیل در آخرین دقایق به تعهدات خود درباره تحویل اسیران لبنانی و فلسطینی عمل نکرد. حزب الله و مقاومت اسلامی هر دو مصر هستند که تمام اسیران آزاد شوند. مسئله سوم مربوط به منابع آبی است که توسط چند رود کوچک از لبنان وارد فلسطین میشود و اسرائیل معتقد است که لبنان حق برداشت از این آبها را ندارد؛ ادعایی که بر اساس قواعد و قراردادهای بینالمللی کاملا غیرقانونی است چرا که منشا و مبدا این رودخانه درون لبنان است و رژیم تلآویو دائم میکوشد که با تهدید مانع بهرهبرداری لبنان را از این منابع شود. اختلاف چهارم دو طرف نیز مربوط به این است که حق حاکمیت و استقلال لبنان از سوی رژیم اسرائیل به رسمیت شناخته نمیشود و این رژیم مرتبا با تجاوزات هوایی و زمینی حاکمیت لبنان را نقض میکند. شهروندان لبنانی شاهد هستند که چگونه هواپیماهای اسرائیل در آسمان این کشور پرواز میکنند. از سویی اقدام اسرائیل به ترور و بمبگذاری در کشور لبنان به قصد از بین بردن مخالفان خود یکی دیگر از ریشههای این بحران قلمداد میشود.
* اما اقدامهای مقابل رژیم اسرائیل در برابر عملیات حزب الله هیچ تناسبی ندارد. به نظر شما علت واکنش تند اسرائیلیها نسبت به حزب الله چیست؟
**واقعیت این است که حزب الله در لنبان به عنوان قدرت بازدارنده عمل میکند و هیچگاه جنگ طلب نبوده است. حضور نیروهای حزب الله در کشوری که از نظر توان نظامی ضعیفترین کشور عربی است، میتواند قدرت بازدارندهای در برابر تجاوزات رژیم اسرائیل محسوب شود. ما در ماههای اخیر شاهد بودیم که با وساطت آلمانیها و فعال شدن دو طرف، اسیران طرفین ردوبدل شدند اما اسرائیل از تعهدات خود خطور کرد. سید حسن نصرالله نیز صریحا اعلام کرد که اگر اسیران آزاد نشوند حزب الله سربازان اسرائیلی را به اسارت خواهد گرفت تا در مقابل آزادی ایشان اسیران لبنانی نیز آزاد شوند و پس از انجام دو علمیات ناموفق، حزب الله در یک عملیات بزرگ و بیسابقه توانست دو نفر از سربازان این رژیم را به اسارت درآورد. این عملیات در استانداردهای ارتشی مانند ارتش اسرائیل یک فاجعه محسوب میشود و اکنون شاهدیم که اسرائیل واکنشهای دیوانهواری در مقابل آن انجام میدهد. جامعه اسرائیل در برابر تلفات انسانی بسیار ضعیف و آسیبپذیر است . جامعه اسرائیل حاضر به فداکاری نیست و در کشوری که مدعی است قویترین ارتش منطقه را در اختیار دارد، ناتوانی در برابر این عملیات واکنشهای گوناگونی در پی خواهد داشت. اینگونه اتفاقات تنشهای مختلفی را در افکار عمومی اسرائیل به وجود میآورد و باعث ایجاد بحران در دولت اسرائیل میشود. اما این تجربه در سال 1996 نیز توسط شیمون پرز در عملیاتی که نام خوشههای خشم را به خود گرفت، تکرار شد و در نهایت نیز اسرائیل دریافت که در این جنگ پیروزی، با حزب الله خواهد بود.
* برخی منابع از احتمال حمله اسرائیل به سوریه خبر میدهد، در حالی که مقامهای اسرائیل هم ایران و سوریه را متهم به دخالت در این درگیریهای میکنند. شما احتمال این حمله را چه اندازه قوی میدانید؟
** احتمال حمله اسرائیل به سوریه بسیار کم است. اکنون اسرائیل در دو جبهه درگیر است و به نظر میآید توان درگیری در جبههای جدید را ندارد. از سوی دیگر باید گفت ادعاهای این رژیم مبنی بر دخالت ایران و سوریه نیز دیگر خریداری ندارد و نمیتواند بهانه مناسبی برای این حرکات محسوب شود. لبنان و سوریه در زمانی که ارتش حزب الله در سوریه حضور داشت، اسرائیل هرگونه عملیات حزب الله را به حمایت سوریه معطوف میکرد. در واقع باید گفت امروز اسرائیل با یک بحران سیاسی مواجه شده است و نمیداند تقصیر را به گردن چه کسی بیندازد و چه کسی را مسئول این مشکلات بداند. چنین ادعاهایی بیشتر برای مهار بحرانهای سیاسی درونی این رژیم مصرف دارند.
*به نظر شما ایران تا چه میزان میتواند در بازگشت آرامش به منطقه و مهار این بحران ایفای نقش کند؟
**نقش ایران در تحولات منطقه غیرقابل انکار است و همانطور که درعراق و افغانستان ثابت شد آمریکاییها نمیتوانند بدون همکاری با ایران ثبات و آرامش در منطقه مستقر کنند. اما در حال اسرائیل با متهم کردن ایران آن را به رسمیت نمیشناسد ولی به نظر من ایران میتواند در مسائلی مانند تبادل دو اسیر اسرائیلی در مقابل اسیران لبنانی و نیز حل بحران از طریق راهحلهای سیاسی نقش سازندهای ایفا کند. در واقع اسرائیل میخواهد با تحت فشار گذاشتن لبنان، حزب الله را از حمایت مردمی محروم کرده و از طریق فشار افکار عمومی این جنبش مجبور به آزادسازی اسیران شود.
* به هر حال در اثر درگیریای اخیر عدهای از غیرنظامیان کشته و مجروح میشوند پس وظیفه سازمانهای بینالمللی در این میان چیست؟
** متاسفانه تاریخ نشان میدهد که کارنامه سازمانهای بینالمللی در حل بحرانهای لبنان چندان درخشان نیست و هیچگاه نتوانستهاند نقش سازندهای را در این منطقهایفا کنند. هم اکنون نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در جنوب لبنان مستقر هستند و موظف شدهاند که متجاوز را معرفی کنند اما رژیم اسرائیل بدون توجه به این مسائل و معاهدات بینالمللی، آشکار اقدام به تجاوز میکند و سازمان ملل نیز تحت فشار کشورهایی چون آمریکا که حاضر به برخورد منصفانه نیستند، نتوانسته است انتظارات افکار عمومی را برآورده سازد.
* به نظر شما نقش دیگر کشورها برای مثال کشورهای اروپایی در این میان چیست و فکر میکنید چشم انداز این درگیریها به کجا ختم خواهد شد؟
** همه چیز به اسرائیل بستگی دارد. در واقع اروپا و هر واسطه دیگری که بخواهد برای حل ماجرا به مسئله وارد شود باید از سوی اسرائیل به رسمیت شناخته شده و این رژیم با آن همکاری کند. قبلا دیدهایم که اگر اسراییل به دنبال حل بحران باشد حاضر است با وساطت آلمانیها و یا دیگر کشورهای اروپایی ماجرا را تمام کند اما اسرائیل در چند مورد گذشته به درخواست فرانسویان و دیگران که میکوشند این رژیم را پای میز مذاکره بنشانند پاسخ مثبت نداد. ولی به نظر من در نهایت همانند عملیات خوشههای خشم که شباهت بسیاری با اقدامهای اخیر اسرائیلیها دارد، خواهند فهمید که روش نظامی راهحل ماجرا نیست و میپذیرند که این بحران را از طرق سیاسی حل کنند. اسرائیل به زودی متوجه میشود که هزینههای عملیات نظامی بیشتر از ضرباتی است که به طرف مقابل وارد میکند. و خواهد کوشید که با یاری آمریکاییها راهحل میانهای را برای پایان دادن به این ماجرا پیدا کند.