گروه بینالملل، سیدعماد حسینی: دولت اسرائیل فرمان جنگ را صادر کرد: هدف سید حسن نصرالله، حمله همه جانبه ارتش به حزب الله، نسخه 2006 عملیات خوشههای خشم، «امروز نوبت به حمله فراگیر» رسیده است، پرتس: دیگر خبری از تهدید نیست وقت عمل است، جبهه سومی هم در راه است، هدف اصلی نصرالله است. آنچه در بالا آمد تیترهای مطبوعات اسرائیل است که پس از عملیات مبارزان حزب الله منتشر شد و منعکس کننده نظرات دولتمردان و تحلیلگران اسرائیلی است.
به بیانی دیگر اسرائیل به دنبال یک جنگ جنگی تمام عیار اما تدریجی و مرحلهای است، جنگی که مراحل اولیه آن تا ظهر دیروز (جمعه) فرودگاه بیروت را به تدریج تخریب کرد، روستاهای جنوبی لبنان را هدف قرار داده و دامنه این حملات تا قلب استحکامات حزب الله در حومه جنوبی لبنان هم کشیده شد. خبرگزاری ملی لبنان هم خبر از آغاز درگیری شدید بین مبارزان حزب الله و ارتش اسرائیل در منطقه کفر شوبا داد.
«عمار سعد» یکی از نمایندگان حزب الله در پارلمان لبنان نیز در گفتوگویی با یک شبکه ماهواره لبنانی خبر داد: حزب الله لبنان خود را برای همه احتمالات آماده کرده است و هیچ چیز رهبران این حزب را غافلگیر نخواهد کرد. سیدحسن نصرالله نیز در همان روز انجام عملیات اعلام کرد: ما مسائل غافلگیر کننده زیادی در اختیار داریم که هنوز هیچ کس از آنها خبری ندارد. در مقابل رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل نیز اعلام کرد آنچه را که اکنون در لبنان از بمباران و گلوله باران میبیند تنها اول ماجراست و جنگ به طور رسمی آغاز نشده است. این جنگ را حقیقتا باید جنگی قطرهای نام گذارد.
کانون تشنج و بحران به روایت حزب الله از سال 2003 آغاز شد، زمانی که اسرائیل حاضر شد با شرط حزب الله برای آزادی تمامی اسیران لبنانی موافقت کند اما دادگاه عالی (دیوانعالی) اسرائیل با یک رای تفاوت 11 رای در مقابل 12 رای با آزادی «سمیر القنطار» قدیمیترین اسیر فلسطینی در بند اسرائیل که در 18 سالگی در یک درگیری با نظامیان اسرائیل در داخل خاک فلسطین دستگیر و به اتهام کشتن چند اسرائیلی به حبس ابد محکوم شد با این کار مخالفت کرد. او اکنون بیش از دو دهه است که در زندانهای اسرائیلی به سر میبرد. حزب الله با وجود آنکه در آن شرایط حاضر به تبادل اسیران شد اما در همان لحظات اولی که اسیران لبنانی و عرب وارد بیروت شدند سید حسن نصرالله قول داد که سمیرالقنطار را ظرف چند ماه آزاد کند، اما اسرائیل به قول خود عمل نکرد و در مقابل اطلاعاتی که حزب الله در مورد ران آراد خلبان مفقود شدهاش در اختیار گرفت قنطار را آزاد نکرد و ماجرا از چند ماه به چند سال کشیده شد. از اوایل سال جاری میلادی که امروز نیمه هفتمین ماه آن را پشت سر میگذاریم، نصرالله بارها و بارها اعلام کرد که به طور حتم امسال، سال آزادی اسیران لبنانی است، و حتی در سالگرد آزادی جنوب لبنان اعلام کرد قول میدهم سال دیگر سخنران این مجلس سمیر القنطار باشد. گرچه تکرار این سخنان باعث تکرار اعلام وضعیت فوقالعاده در کشتزارهای شبعا برای چند روز شد اما اسرائیلیها تصور نمیکردند که این بار در منطقهای دیگر و در عمق 400 متری خاک فلسطین ضربهای را متحمل شوند. به گفته یکی از کارشناسان فلسطینی، تلاش چند باره حزب الله که در چند ماه گذشته در مناطق مختلف کشتزارهای شبعا روی داد، همه نگاهها را به این منطقه و مناطقی از جولان معطوف کرده بود. پیام چند روز پیش سید حسن نصرالله خطاب به گروههای فلسطینی که نظامی اسرائیلی را در غزه در اختیار دارند نیز گواهی بر آماده شدن اجرای این طرح بود.
نحوه انجام عملیات
بسیاری از تحلیلگران نظامی اسرائیل و عرب از نحوه انجام این عملیات دچار شگفتی شدهاند به خصوص که با توجه به نحوه استحکامات ارتش اسرائیل در طول مرز با لبنان مسئلهای غیرقابل انجام است. هدف عملیات که یک پایگاه ارتش اسرائیل بود در 400 متری عمق خاک فلسطین اشغالی در منطقهای خارج از کشتزارهای شبعا قرار دارد.
اسرائیل دو دیوار از سیمهای خاردار مجهز به برق فشار قوی به ارتفاع 3 متری در طول این مرز قرار داده است و بین هر یک از این دو دیوار یک محوطه شنی قرار داردکه گشتیهای اسرائیلی به طور مستمر با عبور روی آن و صاف کردن آن هم نوع رد مشکوکی را سریعا مورد برررسی قرار میدهند.
به اعتقاد صاحبنظران با توجه اینکه هیچ قسمتی از این دیوار خاردار قطع نشده پس یا مبارزان با استفاده از نردبان موفق شدند از این استحکامات بگذرند که با توجه به گشتهای مستمر ارتش اسرائیل در این منطقه امکان انجام آن بسیار کم است، پس تنها احتمال باقیمانده حفر تونل در زیر این استحکامات است.
به اعتقاد برخی از صاحبنظران نظامی به احتمال فراوان مبارزان فلسطین طی پنج ماه گذشته موفق شدند این تونل را از داخل خاک لبنان تا نزدیکی این پایگاه نظامی حفر کرده و پس از آن نیز از طریق آن دو اسیر خود را منتقل کنند. هنوز هیچ نوع تفسیری از سوی حزب الله در این رابطه صادر نشده است. همچنین برخلاف ادعای اولیه رژیم اسرائیل، مطبوعات این رژیم اعلام کردند دو اسیر اسرائیلی یهودی بوده یکی 31 ساله از اهالی نهاریا و دیگری 26 ساله از شهرک کریات موتسکن است. پیش از این برخی از رسانهها ادعا کرده بودند که این دو دروزی (یکی از طوایف مسلمان) هستند. به هر شکل به زعم رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل ایهود گولد وازر از نهاریا و والداس الیگیف 26 ساله اکنون در اسارت حزب الله لبنان قرار دارند. به عقیده ناظران امروز اسرائیل در وضع بغرنجی قرار دارد و به جز برتری آتش هیچ چیز قابل توجهی را ارائه نداده است. سکوت اروپا در مقابل اسارت سربازان اسرائیلی از یک سو و درخواست رایس از تلآویو برای کاهش حجم حملات خود نشان میدهد واشنگتن نیز چندان مایل نیست این عملیات ابعاد وسیعتری به خود بگیرد.
به اعتقاد یکی از کارشناسان عرب در دو هفته گذشته اولمرت بارها و بارها به شانس بد خود به دلیل تصدی مقام نخست وزیری در بدترین شرایط لعنت و نفرین فرستاده بود. او که سالهای سال پشتسر شارون ژنرال جنگی اسرائیل و فردی که در تمامی جنگهای اسرائیل شرکت کرده بود پنهان بود امروز باید از یک سو در مقابل حملات دو جانبه فلسطینیان در جنوب و لبنانیها در شمال قرار گرفته و از سوی دیگر با معضل بزرگی به نام افکار عمومی اسرائیل و بیش از نیم میلیون اسرائیلی که چند روزی است روز و شب خود را در پناهگاه سپری میکنند و بسیاری از آنها از مناطق خود گریخته و به سوی پایتخت رهسپار شدهاند به چالش بپردازد.
او امروز نه کریزمای شارون را برای اعلام آتش بس و امضای توافقنامه تبادل اسیران دارد و نه از تجربه نظامی چندانی برای اداره چنین اوضاعی برخوردار است. این شرایط زمانی بغرنجتر میشود که بدانیم عمیر پرتس رهبر حزب کار و وزیر جنگ کنونی اسرائیل نیز خود با درجه ستوانی از ارتش خارج شده است.
یک سرلشکر مصری در این رابطه به یک شبکه عربی گفت: در واقع میتوان گفت که اکنون یک ستوان، یک جنگ بزرگ را هدایت میکند که به طور حتم در آن ناکام خواهد بود.
در اینجا البته نباید غافل شد که ژنرالهای اسرائیلی اکنون هدایت این جنگ را در دست خود دارند و گرچه حزب الله هنوز دست خود را برای اسرائیل رو نکرده است اما در ایجاد جو رعب و وحشت حداقل در میان گردشگران خارجی و تا راندن آنها از لبنان موفق بوده است.
نحوه عملکرد و چگونگی انجام عملیات این گمان را تقویت میکند که اسرائیل دو منطقه را به عنوان محل احتمالی نگهداری دو سرباز خود مشخص کرده است؛ یکی مناطقی در جنوب لبنان و دومی در حومه جنوبی بیروت که هر دوی آنها از پایگاههای اصلی حزبالله محسوب میشوند.
از این رو باید با هدف قرار دادن تمامی پلها عملا تردد و عبور و مرور را از جنوب لبنان به سوی سوریه متوقف کرد و ناوچههای جنگی ارتش اسرائیل به سوی هر جنبندهای که در این جاده حرکت کند آتش میگشاید. به تعبیر دیگر اسرائیل با این اقدام و با تخریب جاده بینالمللی بیروت ـ دمشق سعی دارد اجازه انتقال احتمالی این دو سرباز به خارج از لبنان و دقیقا به سوریه را ندهد.
اولمرت و پرتس انگیزههای زیادی برای اثبات کارایی خود دارند و سعی میکنند با کشتارهای هرچه بیشتر اما تدریجی و قدم به قدم سعی در رسیدن به اهداف خود دارند.
اما آیا واقعا بازگشت سالم دو اسیر اسرائیلی برای اولمرت مهم است؟
ابراهیم الامین یکی از روزنامهنگاران لبنانی در گفتوگویی با شبکههای مختلف تلویزیونی به نقل از منابع خود خبر داد که یکی از این دو سرباز از نزدیکان یکی از مهمترین شخصیتهای اسرائیلی است. وی به منابع خود اشاره نکرد، اما تاکید کرد علت واکنش شدید اسرائیل به این اقدام به همین دلیل بود یعنی اگر فرد دیگری دستگیر میشد ممکن بود که اسرائیل به این شکل دیوانهوار وارد عمل نشود. پس یکی از دلایل این واکنش گسترده ارتش اسرائیل، مجبور کردن حزبالله به تحویل این سرباز پیش از بازجویی از وی و یا استفاده تبلیغاتی از اوست. دومین هدف ارتش اسرائیل بازگرداندن حیثیت بر باد رفته خویش است. امروز اولمرت و اسرائیل باید پاسخ دهند چگونه ظرف سه هفته سه سرباز ارتش اسرائیل در درگیری با چند نفر از شبهنظامیان به اسارت در آمده و چند برابر آنها کشته میشوند. چرا ارتشی که در خط مقدم یک جبهه متشنج قرار دارد باید اینگونه منفعل باشد که چند نفر بتوانند تا عمق 400 متری مرز بروند تعدادی نظامی را بکشند تعدادی دیگری را به اسارت درآورند اما ارتش تنها یک ساعت بعد از آن مطلع شود. همچنین نباید فراموش کرد که اسرائیل از این طریق و تکرار وسیعتر سناریو عملیات شمشیر جلعاد که در غزه در حال انجام است سعی میکند نشان دهد که به هیچ عنوان دیگر حاضر نیست بر سر نظامیان خود وارد عمل شود. در اینجا لازم به ذکر است که توجه رسانههای جهان به جنوب لبنان باعث شده است تا جنایات اسرائیل در جنوب فلسطین در نوار غزه به فراموشی سپرده شود و اسرائیل با راحتی بیشتری به دنبال جلعاد شلیط بگردد. به هر شکل گرچه اسارت دو سرباز ضربه بزرگی بر پیکره اسرائیل وارد کرد، اما نباید غافل شد که اسرائیل خود به دنبال یک بحران بزرگ بود تا از مخمصهای که در غزه گرفتار آن است و ظرف بیش از یک هفته نتوانست یک سرباز را در یک منطقه به مساحت چند کیلومتر مربع بیاید خارج کند. این حملات همچنین میتواند با توجه به حجم بالای تلفاتی که در پی دارد انتقادات مردمی و عربی را علیه عملکرد حزبالله بالا برده و با فشار از بیرون سعی کند از طریق برخی از احزاب و جریانهای مخالف حزبالله عملا این حزب مبارز را به سوی اضمحلال پیش ببرد. اما در مقابل حزبالله نیز چندان بیگدار به آب نزده است: حزبالله با دیدی دقیق بهترین فرصت را برای انجام این عملیات انتخاب کرد. طی هفتههای گذشته ارتش اسرائیل بشدت در نوار غزه گرفتار شده بود در حالی که نظامیان اسرائیلی حاضر در شمال فلسطین خود را در گرمای تابستان در این مناطق ییلاقی در تعطیلات مییافتند. حزبالله به خوبی میداند که اسرائیل قادر به حمله گسترده و همهجانبه به لبنان نیست زیرا:
1- آمریکا اکنون با بحرانهای بزرگی همچون ایران، عراق و کره شمالی روبهروست و قادر نیست به طور صددرصد از همپیمان استراتژیکش حمایت کند.
2- توان حزبالله در سال 2006 با توان حزبالله در 10 سال قبل و پیشتر از آن تفاوت بسیار زیادی پیدا کرده و به خودی خود میتواند توانی با کارایی بالاتر از ارتش لبنان ارائه دهد.
3- حمله به لبنان به هر شکل باعث واکنش اعراف به این اقدام خواهد شد و عرصه را بر اسرائیل و آمریکا در منطقه تنگتر خواهد کرد.
4- ورود ارتش اسرائیل به خاک لبنان عملا اجرای قطعنامه 1559 را برای خلع سلاح مقاومت کان لم یکن خواهد کرد چون از آن پس یک ارتش تجاوزگر در خاک لبنان حضور خواهد داشت و به خودی خود میتواند فلسفه حضور مقاومت را تفسیر کند.
اما به راستی تاکنون حزبالله چه دستاوردهایی را کسب کرده است، آیا واقعا آزادی چهار اسیر لبنانی در بند اسرائیل و در راس آنها سمیر القنطار ارزش کشته شدن حدود یکصد لبنانی و زخمی شدن چند صد نفر دیگر را سوای خسارات مادی دارد؟
به اعتقاد برخی از کارشناسان حزبالله که چند ماه پیش حاضر شد با رقیبان سیاسی و حتی دشمنان سیاسی داخلی خود پشت یک مرز بنشیند از چند هفته پیش دریافت که دیر یا زود باید با بنبست این مذاکرات مواجه شود، انتقادات و ناسزاهایی که ولید جنبلاط مستقیما به سیدحسن نصرالله داد و نیز برنامه یکی از شبکههای تلویزیونی که سیدحسن نصرالله را به تمسخر گرفته بود نشان میداد که طرحهایی برای کوچک کردن ساختار مقاومت در چشم مردم لبنان در حال انجام است. از این رو عملیاتی به بزرگی آنچه که انجام گرفت و با توجه به جنبه ملی آن توانست تمامی این تلاشها را با شکست مواجه کرده و طرحهای یادشده را در کمترین زمان کنار بزند.
حمله همهجانبه اسرائیل به لبنان باعث شد که تا ولید جنبلاط رسیدگی حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنا بر آن شود تا با صدور بیانیهای ضد من انتقاد از عملکرد حزبالله اما در عین حال خواهان همبستگی تمامی جربان های لبنان برای مقابله با این هجوم شود.
برخی از کارشناسان بر این باورند که عملیات حزبالله لبنان توانست به مثابه چتری امن برای فلسطینیان محاصره شده در غزه باشد، امروز فلسطینیان دیگر خود را تنها نخواهند یافت و به احتمال فراوان اسرائیل باید در مورد «جلعاد شلیط» اسیر خود در غزه نیز دست به دامان واسطه آلمانی شود که دیر یا زود برای مذاکره با حزبالله عازم بیروت خواهد شد. اگر نظریه توطئه را بپذیریم این عملیات میتواند جنبه منطقهای هم داشته باشد. مخالفان حزبالله لبنان ادعا میکنند حزبالله با این اقدام خود موفق شد اول موعد دادگاه رسیدگیکننده به ترور رفیق حریری را تا اطلاع ثانوی به تاخیر بیندازد و از سوی دیگر به عنوان اهرم فشاری ایرانی بر آمریکا از طریق اسرائیل باشد. در نتیجه باید گفت حزبالله که چند ماهی بود به دلیل فشارهای سیاسی داخلی به تدریج رو به انزوا میرفت بار دیگر به صدر فعالیتهای سیاسی لبنان بازگشت و توان خود را در برهم زدن برگههای بازی در صورت تمایل به رخ دیگر رقبا کشید. با توجه به دادههای موجود باید گفت که ما در مقابل یک جنگ بزرگ و تمام عیار هستیم، گرچه اسرائیل نخواهد توانست همچون سالهای اولیه دهه 80 از قرن گذشته تانکهای خود را تا داخل بیروت ببرد اما به طور حتم در کوتاهمدت جنگ پرتلفاتی را بین حزبالله و اسرائیل شاهد خواهیم بود. به اعتقاد کارشناسان نظامی، ارتش اسرائیل پس از گذشت شش سال از جنگ فرسایشی خود با انتفاضه الاقصی قادر نیست وارد جنگ فرسایشی دیگری با حزبالله لبنان شود. از این رو تلاش دارد به هر شکل ممکن با وسعت دادن تدریجی و پلکانی این حملات در کوتاهترین زمان، خود را از این کابوس راحت کند. امروز (شنبه) چهارمین روز این عملیات را پشت سر میگذاریم، عملیاتی که حزبالله آن را نقطه آغازین یک فعالیت گسترده میداند. عمار سعد عضو فراکسیون وفای به مقاومت در پارلمان لبنان و عضو برجسته حزبالله معتقد است در این بازی هر کس که زودتر بخندد، به معنای آن نیست که تا آخر خواهند خندید بلکه به احتمال زیاد گریههای سختی در انتظار اوست. امروز حزبالله تکیه بسیار زیادی بر بیش از 13 هزار خمپاره میانبرد خود دارد، گلولههایی که به شکل مجموعههای چند دهتایی برای اولین بار بر مناطقی از شمال فلسطین اشغالی که تاکنون مناطقی آرام محسوب میشدند سقوط میکنند. ارتش اسرائیل هم خبر میدهد امکان دارد حزبالله حتی اهدافی در شهر خضیره در نزدیکی تلآویو را هم مورد هدف قرار دهد. سیدحسن نصرالله قول داده است در صورت گسترش دامنه جنگ همه را غافلگیر کند، همانطور که پیش از این قول داده بود سرباز اسرائیلی را به اسارت در آورد، این غافلگیری از چه نوع خواهد بود؟
به هر شکل در این مچاندازی بین اولمرت و نصرالله این بار اسرائیل به دنبال راس هرم قدرت در حزبالله است، فردی که خود اعلام کرد شخصا بر این عملیات نظارت کرده و خود پرونده آزادی اسیران لبنانی را در اختیار گرفته است.
در پایان باید گفت: امروز جنوب لبنان شاهد کشتی سومی از نوعی خاص بین اولمرت و سیدحسن نصرالله است، اولمرت به دنبال ترور حسن نصرالله است، اما در صورت ناتوانی باید به دنبال جای دیگری به غیر از دفتر نخستوزیری اسرائیل باشد.
همه در انتظار رخدادهای جدید لبنان هستند اما در چارچوب جنگ قطرهای و پلکانی لحظات برخلاف حوادث و جهنم گلولهای که در بیروت و جنوب لبنان در حال وقوع است به سختی و کندی خواهد گذشت.