تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۶  ، 
کد خبر : ۸۹۰۸۶

ابزارهای قدرت در عصر مدرنیسم


عباس حاتمی: بعد از فروپاشی نظام کمونیستی شوروی سابق، جهان با تحولات بس شگرفی مواجه شد. تا آن زمان مهمترین ابراز قدرت حکومت‌ها ارتش و نیروهای نظامی بود اما بعد از فروپاشی نظام کمونیستی ابزارهای قدرت دولت‌ها تغییر کرد. اگرچه ارتش‌های مدرن، امروزه نیز به عنوان یکی از عوامل بازدارنده محسوب می‌شوند اما به تنهایی کافی نیستند. ارتش‌های مدرن امروزی نیز تغییر استراتژی داده‌اند و بیشتر به نیروی انسانی ماهر و تجهیزات مدرن متکی هستند. با توجه به تغییرات گسترده جهانی در حوزه فرهنگ و تکنولوژی و دمکراتیزه شدن دولت‌ها، دیگر سرمایه‌گذاری در صنایع نظامی مورد انتظار ملت‌ها نیست و مردم کشورها سعی می‌کنند چهره‌های فرهنگی، علمی و سیاسی را در صدر کادر رهبری خود قرار دهند و معمولا در فرآیند انتخابات آزاد از انتخاب سنت‌گرایان خودداری می‌کنند. نظر به تغییر دیدگاه‌ها و گرایشات ملل مختلف جهان، ابراز قدرت حکومت‌ها نیز تغییر کرده است. بنابراین در یک جامعه دمکراتیک و مردم‌سالار ابزارهای قدرت یک حکومت عبارتند از:
1- جنبش‌ نرم‌افزاری:
امروزه مهمترین ابراز حکومت‌های مردمی است. جنبش نرم‌افزاری در یک کشور شامل انجمن‌های تخصصی، نهادهای علمی، مراکز پژوهشی، گروه‌های صنفی و ... است که حوزه‌ ارزش‌های جامعه را در برابر تهدیدهای خارجی و تهاجم فرهنگی و اجتماعی حفظ و پایه‌های حکومت را از نظر تئوری و مبنای نظری تقویت می‌کند.
2- رسانه‌ها:
رسانه‌ها در یک جامعه شامل شبکه‌های تلویزیونی، فرستنده‌های رادیویی و مطبوعات هستند که به افکار عمومی شکل می‌دهند. رسانه‌ها در یک جامعه دمکراتیک با همدیگر رقابت می‌کنند و با اطلاع رسانی دقیق و آگاه‌سازی جامعه، آن را در برابر تهدیدات خارجی بیمه می‌کنند برای اینکه اعتماد عمومی را جلب می‌کنند و جلوی جنگ روانی دشمن را می‌گیرند.
سرمایه‌های اجتماعی:
مثل اعتماد مردم به حاکمیت، اعتماد مردم به یکدیگر، اعتقادات مذهبی، ارزش‌های اجتماعی نظیر کمک به همنوعان، عرق ملی، دانش اجتماعی توده‌های مردم، باورهای مشترک در جامعه.
4- نهادهای مدنی غیردولتی:
مثل احزاب سیاسی، NGOها، تشکل‌های سیاسی و اجتماعی.
5- نیروهای نظامی:
نیروهای نظامی امروزه به عنوان یک نیروی بازدارنده محسوب می‌شود و دیگر در اولویت اول قرار ندارد. ادبیات نیروهای نظامی نیز مثل گذشته نیست. دیگر تعداد نیروهای نظامی و سربازان کم‌تجربه کارآیی ارتش را بالا نمی‌برند بلکه یک ارتش مدرن امروزی با نفرات کم و ثابت با تجهیزات الکترونیکی ارزشمند است. هر چقدر تعداد نفرات نیروهای نظامی بیشتر باشد در میادین نبرد تلفات آن بیشتر می‌شود.
6- ساختار حاکمیتی:
هر چقدر ساختار یک حکومت دمکراتیک‌تر باشد قدرت آن دولت در برابر تهدیدات خارجی افزایش می‌یابد. برای اینکه وقتی مردم تمام ارکان حکومت را با رای و میل خودشان انتخاب کنند مشارکت‌های مردم فراگیر می‌شود و مردم از حاکمان منتخب خود دفاع می‌کنند و با حکومت هم صدا می‌شوند. این وضعیت در کشورهای دمکراتیک به وضوح دیده می‌شود. کشورهایی مثل سوئیس، نروژ، سوئد، دانمارک و ... از نظر نیروهای نظامی ضعیف‌ترین کشور دنیا هستند ولی از نظر امنیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بهترین کشور دنیا محسوب می‌شوند. فاصله حاکمان با مردم در کشورهای فوق بسیار کم است و اعتماد متقابل بین مردم و دولت وجود دارد. دولت خود را قیم مردم نمی‌داند. مردم به راحتی با برگ رای دولتمردان را تغییر می‌دهند.
هیچ مدیر دولتی مادام العمر نیست، قانون برای همه است. هر فرد و گروهی جایگاه خاص اجتماعی و سیاسی خود را داراست. تقسیم ثروت عادلانه است. دولت وارد زندگی خصوصی مردم نمی‌شود، جریان آزاد اطلاعات وجود دارد. مردم به راحتی دولتمردان را امر و نهی می‌کنند و دولت نیز از طرف مردم و نخبگان حمایت می‌شود. علی رغم اینکه دولت‌های مذکور بودجه نظامی و امنیتی چندانی ندارند ولی از نظر امنیت داخلی و خارجی در بهترین وضعیت قرار دارند چون مردم را محور همه چیز می دانند و فرد فرد شهروندان در حریم امنیت اجتماعی و سیاسی خود را مسوول می‌دانند و آن را عملی می‌کنند.
دولت‌های فوق برای ارتقای دانش اجتماعی و سیاسی مردم هزینه می‌کنند و بخش خصوصی را در حوزه رسانه‌های همگانی تقویت می‌کنند تا مردم از روی ناآگاهی طعمه تفکرات متحجران و خرافه‌‌پرستان نشوند. در آن کشورها نقد آزاد است و آزادی بیان و اندیشه توسط دولت تضمین می‌شود.
فشار به مطبوعات و اندیشمندان برای محدود سازی جریان اطلاعات در درازمدت تهدید جدی برای امنیت اجتماعی و سیاسی کشور است. محدود شدن اطلاعات باعث رواج فساد اقتصادی و سیاسی شده و زمینه بروز رانت‌های دولتی را فراهم می‌کند. حکومتی که در آن ابزارهای کنترلی در اختیار نهادهای مردمی نباشد آن حکومت به سمت فساد سیاسی و اقتصادی پیش می‌رود که نتیجه آن نارضایتی عمومی و کاهش مشارکت همگانی است. با کاهش نقش مردم در ساختار سیاسی و اقتصادی حکومت‌ها وجهه مردمی خودشان را از دست می‌دهند و در بحران‌های کوچک به سمت زوال پیش می‌روند و قدرت‌ حکومت‌ها در صحنه‌های بین‌المللی نیز کاهش می‌یابد.
در مجموع در عصر مدرنیسم مشروعیت و اقتدار حکومت‌ها به رای و رضایتمندی مردم بستگی دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات