حامد
در حاشیه جنایات اسرائیل در لبنان و فلسطین
در میان سکوت جهانیان نسبت به کشتار بیرحمانه مردم مظلوم فلسطین توسط ارتش رژیم صهیونیستی و در حالی که رژیم اشغالگر قدس با اتکا به سلاحهای مدرن سرگرم نابودی زیر ساختهای سیاسی، اقتصادی و مدنی فلسطینیان است، حزب الله لبنان در نقش یک سازمان سیاسی- نظامی کاری کرد که در تاریخ ماندگار شد و برای همیشه مایه مباهات و سرافرازی مسلمانان هست و خواهد بود.
رژیم صهیونیستی که با حمایت آمریکا، دولت برآمده از رأی مردم فلسطین را در تنگنا قرار داده و با محاصره سرزمینهای اشغالی و قطع آب و برق به کشتار خاموش فلسطینیان مشغول است، هیچگاه باور نمیکرد که "کلوخ اندازان این رژیم در لبنان، سنگ دریافت کنند"! بنابراین با چنین ذهنیتی به تحریکات مرزی در جنوب لبنان دست زد، اما واکنش قاطع حزب الله بار دیگر به همگان نشان داد که اساساً رژیم اشغالگر قدس ماهیتی توسعه طلبانه و تجاوزکارانه دارد و در سایه حمایتهای آمریکا به هیچ یک از تعهدات و مقررات بینالمللی پایبند نیست. اقدام رژیم صهیونیستی در بمباران گسترده لبنان و کشتار دهها غیرنظامی، صحت نظر حماس و حزب الله را ثابت میکند که در برخورد با این رژیم، مقاومت قاطع مردم تنها شیوهای است که میتوان بکار بست. در چنین شرایطی منطقه نیز بار دیگر دستخوش بحران شد و میرود که دور جدیدی از ناامنی را تجربه کند. با چنین مقدمهای، فرضیات و احتمالات اقدام نظامی رژیم صهیونیستی در فلسطین و لبنان و واکنشهای احتمالی در برابر آن و آثار چنین کنش و واکنشی را میتوان بصورت زیر دستهبندی کرد.
1- رژیم صهیونیستی که از محاصره اقتصادی دولت "حماس" به اهداف خود برای به تسلیم کشاندن فلسطینیان نرسید، با کشتار خاموش رهبران و مبارزان فلسطینی سرانجام ماهیت و نیات حقیقی خود را نشان داد و در برابر اسارت یک سرباز خود بطور گسترده در غزه اقدام نظامی کرد. این امر به رژیم اشغالگر قدس امکان و مجال میدهد تا با از بین بردن زیرساختهای اقتصادی و مدنی فلسطینیان، به لحاظ سیاسی دولت حماس را ناکارآمد جلوه داده و هزینه چنین دولتی را که در فرآیندی کاملاً دموکراتیک و از طریق انتخابات روی کار آمده، برای مردم فلسطین آنقدر افزایش دهد تا محبوبیت حماس کاهش یابد. از سوی دیگر ، چنانچه دولت حماس بتواند با پایمردی و ایستادگی ضمن تأکید بر آرمانهای مردم فلسطین به کار خود ادامه دهد، پس از پایان احتمالی بحران آنقدر درگیر مشکلات اقتصادی و پرداختن به آثار خرابیهای ناشی از اقدامهای اسرائیل میشود که دیگر مجالی برای پیگیری مطالبات پیشین نداشته باشد.
2- اقدام شجاعانه حزب الله در به اسارت گرفتن دو تن و به هلاکت رساندن و زخمی کردن تعدادی از نظامیان رژیم صهیونیستی علاوه بر آنکه اقتدار سنتی ارتش رژیم اشغالگر قدس را مجدداً زیر سئوال برد، به تمامی اعراب و مسلمانان ثابت کرد که شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی افسانهای است که باید به فراموشی سپرد و میتوان به راحتی قدرت نظامی اسرائیل را به چالش کشاند و ضربهپذیری گسترده این رژیم را به نمایش گذاشت. اقدامات جنونآمیز اسرائیل در تخریب گسترده اماکن و کشتار غیرنظامیان لبنان را تنها میتوان تلاشی نافرجام از سوی رژیمی ناامید قلمداد کرد که در سودای اعاده اقتدار پیشین بسر میبرد! این در حالی است که باید دید آیا رژیم اشغالگر قدس میتواند در برابر مقابله به مثل حزب الله دوام بیاورد و با تعطیل زندگی عادی و روزانه، پذیرای سیل آوارگان و تعطیلی نهادهای مدنی و ... خود باشد؟
اقدام حزب الله در موشکباران عمق استراتژیک رژیم اشغالگر قدس در عین آنکه دولت مظلوم حماس را از حملات و محاصره یکطرفه رژیم صهیونیستی رهایی داد، باعث گسترده شدن جبهه نظامیان اسرائیل و آسیبپذیری بیشتر آنان شد. بیتردید این اقدام شجاعانه هرگز از یاد و خاطره اعراب و مسلمانان بیرون نخواهد رفت و این فداکاری بزرگ حزب الله درسی به یادماندنی در همبستگی سازمانها و کشورهای تحت ظلم به نمایش گذاشت و به همگان یادآور شد، همانگونه گه "کفر، ملت واحدی است، مسلمانان نیز چارهای جز اتحاد و همبستگی- بویژه در سختیها- ندارند. بازتاب اقدام شجاعانه حزب الله و فداکاری مردم لبنان در حمایت از مظلومیت فلسطینیان، دیر یا زود در جهان اسلام- بویژه اعراب- پاسخ خواهد یافت و بیتردید چنین اقدامی را باید آغازی بر پایان رژیم صهیونیستی قلمداد کرد که تاکنون اقتدار خود را بدون معارض میخواست و میدانست!
3- رویدادهای اخیر در فلسطین و لبنان به هر ناظر بیطرفی ثابت میکند که آمریکا برای اجرای طرح "خاورمیانه بزرگ" مشت بر سندان میکوبد.
نومحافظهکاران حاکم بر کاخ سفید میتوانند دلیل اصلی تندروی در خاورمیانه را در فلسطین، لبنان، عراق، سومالی، ایران و ... جستجو کنند. این تندرویها دقیقا بازتاب اعمال ظالمانه و سلطهجویانه رژیم صهیونیستی، آمریکا و متحدان آنان است که یکدیگر را همپوشانی کرده و چشم بر روی واقعیات منطقه بستهاند. براستی کیست که ظلمهای رژیم اشغالگر قدس را در کشتار و تخریب هر روزه در فلسطین و لبنان ببیند و متأثر نشود و نسبت به این رژیم و حامی اصلی آن- آمریکا- دچار خشم نگردد؟!
افراطیگری موجود در خاورمیانه که مستقیماً منافع رژیم صهیونیستی، آمریکا و متحدان آن را هدف گرفته، دقیقاً ناشی اعمال این اتحاد شوم است که کامیابی خود را در اشغال سرزمین دیگران، توطئه علیه ملتها، انکار حقوق مسلم آنها، کشتار مردم بیدفاع و تخریب زیر ساختهای اقتصادی آنان جستجو میکنند. بدیهی است که با چنین منطقی، آنکه باد بکارد، توفان درو خواهد کرد!"
چرا فقط فلسطینیان، مردم لبنان و دیگر اهداف رژیم اشغالگر قدس و آمریکا نیمه شب آماج گلوله و موشک و بمب قرار گیرند؟ بگذار این امر در "نهاریا" و "حیفا" و ... تکرار شود تا صهیونیستها نیز طعم تلخ کشتار و آوارگی را یکبار هم که شده بچشند!
سخن آخر آنکه، آمریکا باید بداند و حتماً میداند که مهمترین دلیل آشوب، ناامنی و افراطگری در خاورمیانه اقدامات جنونآمیز رژیم صهیونیستی است که به هیچ یک از قواعد بینالمللی توجه ندارد؛ هر چند که سردمداران آن تغییر در شرایط و اوضاع و احوال را دریافتهاند و به رغم دیدگاههای جزمی پیشین که آن را با مقدسات دین یهود نیز پیوند زده بودند، و به وجود "دو دولت" در سرزمینهای اشغالی فلسطین با هژمونی خود رضایت دادهاند تا شکست محتوم خویش را عقب بیاندازند و دقیقاً این همان، آغاز پایان حیات رژیمی است که در سایه حمایتهای بدون منطق آمریکا، اشغال، مرگ و سیاهی را برای مردم منطقه به ارمغان آورده است!"
والسلام