حامد
در حالی که جنگ میان ارتش رژیم صهیونیستی و مبارزان حزبالله وارد هشتمین روز خود شده است، ابعاد جنایات رژیم اشغالگر قدس و وسعت آتشباری این رژیم از وجود طراحی و آمادگی قبل آن برای واردن کردن خاورمیانه به دور جدیدی از خشونت حکایت دارد. در حقیقت از هنگام فرار مفتضحانه نیروهای رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان، این رژیم درصدد بود که با زمینهسازی و طراحی مجدد، ضمن انهدام قدرت آتش حزبالله، اقتدار سابق را اعاده کرده و با پاکساری جنوب لبنان یک منبع خطر دائمی را از محیط امنیتی خود دور کند. این در حالی است که رژیم صهیونیستی با خوشحالی نظارهگر تصویب قطعنامه 1559 نیز بود که هدف اصلی آن قطع نفوذ و جایگاه سوریه در لبنان و تبدیل حزبالله از یک سازمان سیاسی- نظامی و فرهنگی- اجتماعی به یک نهاد صرفاً سیاسی بود.
طراحیهای رژیم صهیونیستی و حامی اصلی آن یعنی آمریکا در ابتدای کار با مانعی جدی روبرو شد و آن، قدرت آتش گسترده حزبالله و توان مقابله به مثل آن بود. رزمندگان حزبالله علیرغم برتری بیچون و چرای هوایی رژیم صهیونیستی که فعالانه به تخریب گسترده زیرساختهای لبنان مشغول بوده و هستند، با مدیریت عالی نظامی و قدرت انتخاب اهداف، اقداماتی را در دفاع لبنان انجام داد که در تاریخ به یاد خواهد ماند. این در حالی است که هر چه زمان میگذرد، اوضاع به زیان رژیم صهیونیستی تحول مییابد؛ چه، ساختار ارتش رژیم صهیونیستی بر مدل آمریکایی استوار است که مبتنی بر قدرت تخریبی و بیرقیب هوایی و جنگهای کوتاه و سریع میباشد. این امر در سلسله جنگهای اعراب و رژیم اشغالگر قدس نیز مشاهده شده است، اما در حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، هژمونی نظامی این رژیم بطور جدی به چالش کشیده شد. این نکته از سویی در توان مقابله به مثل حزبالله مشاهده شد که با موشک باران شهرها و شهرکهای شمال فلسطین اشغالی موجی از آوارگان را روی دست رژیم اشغالگر قدس گذاشت و از سوی دیگر در حمله به ناوچه رژیم صهیونیستی و قدرت دفع تهاجم زمینی ارتش صهیونیستی خود را نمایاند.
به این ترتیب، رژیم صهیونیستی چنانچه در لبنان درگیر جنگی فرسایشی و درازمدت شود، سرنوشتی را برای خود رغم زده است که پیشتر، از آن فرار کرده است و آن، فرو رفتن در باتلاق لبنان و وارد شدن در مهلکهای است که ظرفیت کاهش توان و اقتدار آن را دارد.
از سوی دیگر، طولانی و فرسایشی شدن جنگ در لبنان قطعاً باعث تحریک احساسات عمومی اعراب و مسلمانان به نفع حزبالله و مردم لبنان علیه رژیم صهیونیستی و حامیان آن خواهد شد؛ امری که به نظر نمیرسد مورد رضایت این رژیم و متحدان آن باشد.
به مباحث پیشین باز میگردیم! گفتیم که طولانی شدن جنگ به زیان رژیم صهیونیستی تمام خواهد شد. چه، ادامه جنایات این رژیم در لبنان میتواند به بسیج افکار عمومی جهان علیه اقدامات آن بیانجامد. رژیم صهیونیستی با ابداع تئوری "دفاع از خود بازدارنده" که برخلاف نظریه "دفاع مشروع" (موضوع فصل هفتم منشور ملل متحد) مطرح شده است، تلاش دارد اقدامهای تهاجمی خود را تحت عنوان پیشدستی در دفاع ! مطرح کند- به عبارت دیگر، در تئوری "دفاع از خود بازدارنده" کشور مهاجم تلاش میکند به صرف احساس خطر اقدام به تهاجم و نابودی منبع خطر کند و کشتار هر روزه فلسطینیان و مردم غیر نظامیان لبنان در این چارچوب تحلیل میشود! اکنون این تئوری، رژیم اشغالگر قدس را در دامی گرفتار کرده که اولین نتیجه آن، تردید در مورد اقتدار نظامی اسرائیل و هژمونی آن در منطقه است. این در حالی است که حزبالله با مدیریت و کنترل بحران، جنگی نامتقارن را در بر دشمن صهیونیستی تحمیل کرده و با ابتکار عمل بینظیر، زمان، مکان، چگونگی حمله و دفاع و سطح برخوردار را به رژیم صهیونیستی تحمیل میکند. این خلاقیت در کنار قدرت تبلیغاتی کمنظیر، فضای رسانهای مناسبی را در اختیار حزب الله قرار داده و از مظلوم نمایی رژیم صهیونیستی بطور جدی جلوگیری کرده است. اکنون موج آوارگان در فلسطین اشغالی، تجربه جدیدی را برای دولت "اولمرت" پدید آورده و از کار افتادن سیر عادی امور، تعطیل کارخانهها و مدارس در فلسطین اشغالی، فضایی جنگی را به رژیم اشغالگر قدس تحمیل کرده است. این امر برای رژیمی که به درآمدهای ناشی از توریسم و مهاجرت یهودیان متکی است ضربهای جدی بشمار میرود و بیتردید ما پس از این شاهد مهاجرت معکوس از فلسطین اشغالی به نقاط مبدأ، رکود توریسم و ضربه به اقتصاد رژیم صهیونیستی خواهیم بود. به این ترتیب، باید گفت؛ با توجه به آسیبپذیری رژیم صهیونیستی، از این پس ما شاهد فرسایشی شدن جنگی خواهیم بود. که در آن یکطرف هیچ چیز برای از دست دادن ندارد و طرف دیگر (صهیونیستها) زیانهایی جدی را از آن متحمل خواهند شد. تجربه تاریخی به ما میآموزد که با طولانی شدن جنگ و ناتوانی رژیم صهیونیستی در نیل به اهداف خود، بیتردید زمزمههای آتش بس با هدف دور کردن حزبالله از نقاط مرزی و سپس خلع سلاح آن آغاز خواهد شد. اما این جنبش مردمی که در اعماق قلب مردم مسلمان لبنان و تودههای منطقه حضور دارد، پیشتر از این نشان داده که بخوبی با ترفندهای دشمن صهیونیستی آشناست و بیشک فلسطینیان در غزه و ساحل غربی رود اردن و تمامی مسلمانان حماسه فداکار و ایثار فرزندان حزبالله را در گشودن جبهه جدید ضدصهیونیستی و کاستن از فشار بر روی فلسطینیان و دولت منتخب آنان فراموش نخواهند کرد. تودههای عرب و مسلمان در روزهای اخیر قهرمانهایی از حزبالله در نبرد با دشمن جنایتکار مشاهده کردند که پیشتر کمتر شاهد بودهاند و این همان نطقه آغاز بر پایان حیات رژیمی است که تاکنون عادت به شکست نداشته و اکنون ناچار است واقعیت پیروزی فرزندان مسلمان لبنان و فلسطین را بپذیرد؛ حتی اگر در کشتار بیگناهان هیچ حریم و مرزی را رعایت نکند.
والسلام