دیدارهایی که امروزه بصورت متقابل میان مسئولان ایرانی و عرب در حوزه خاورمیانه صورت میگیرد ، از جمله دیدار سعود الفیصل- وزیر خارجه عربستان- از ایران و گفتگوی علی لاریجانی با مسئولان مصری و الجزایر، از اهمیت جایگاه و مواضع سیاسی امروز ایران حکایت میکند. هر چند میتوان تصور کرد که گفتگوها و دیدارها عمدتاً بر محور پرونده هستهای ایران استوار است، اما پیداست کشورهای عربی مایلند تهران نقش افزونتری برای پر کردن خلاء سیاسی در خاورمیانه و ایجاد موازنه استراتژیک با سیاستهای خاورمیانهای آمریکا و رژیم صهیونیستی ایفا کند. میتوان گفت در حال حاضر دو موضع مجزا و جداگانهای درباره پرونده هستهای ایران در میان مجامع سیاسی عرب وجود دارد.
یک موضع این محافل بر محور ایجاد تردید درباره تکنولوژی نیروگاه هستهای بوشهر قرار دارد و به آلودگی محیط زیست بعنوان بهانهای برای طرح مخالفتهای خود استناد میکند. با این حال پیداست این عده از مجامع سیاسی، دست یافتن ایران به دانش هستهای را به عنوان اقدامی در جهت بهم خوردن موازنه سیاسی و نظامی که آنان در محاسبات خود طراحی کرده بودند، بحساب میآورند و لذا از آنجاییکه به طرح شفاف این موضوع علاقمند نیستند به بهانههایی نظیر روسی بودن تکنولوژی هستهای و احتمال وقوع سانحهای مانند سانحه نیروگاه چرونوبیل متوسل میشوند که در این خصوص، پاسخهای لازم از سوی طرف ایرانی ارائه شد. هر چند که گمان نمیرود این پاسخها، آنان را متقاعد کرده باشد.
موضع دیگر مجامع سیاسی عرب به حمایت از پرونده هستهای ایران و دستیابی آن به دانش هستهای مربوط میشود که عمر و موسی- دبیر کل اتحادیه عرب- از مدافعان این رویکرد است که هواداران زیادی میان مردم در همه کشورهای عرب دارد.
بنابراین رایزنیها و مشورتهای سیاسی با کشورهای عربی برای کسب حمایتهای این کشورها در مواجهه با افزون طلبیها و چالشهای سیاسی و نظامی غرب و اسراییل، از اهمیت راهبردی برخوردار است. بهر اندازهای که لاریجانی بعنوان مسئول نخست پرونده هستهای ایران به بسط و شرح پرونده هستهای و دلایل رویکرد ایران برای برخورداری از دانش هستهای برای مقامات کشورهای عربی بپردازد، میتوان اولاً حمایتها را منسجمتر کند و ثانیاً مخالفتهای پررنگ را رقیق کند و ثالثاً مخالفتهای کمرنگ را به موافقت مبدل نماید و اینها، البته تا آنجاییکه به جهان عرب مربوط میشود، دستاورد کمی نخواهند بود. خوشبختانه کشورهای عربی، عموماً دیدگاه مثبتی درباره دانش هستهای ایران دارند و بجز برخی از ابهاماتی که نویسندگان لیبرال و طرفداران آمریکا مطرح مینمایند و معمولاً هیچ گوش شنوایی پیدا نمیکنند، تودههای مردم حمایت هیجان انگیزی از دانش هسته ای ایران بعمل میآورند.