تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۷  ، 
کد خبر : ۸۹۱۴۸

با دکتر سحابی در زندان


محمد بسته‌نگار: می‌گویند اگر می‌خواهی کسی را بشناسی و با روحیات و خلق و خوی او آشنا شوی، با او همسفر و همسفره شو؛ زندانیان و تبعیدی‌ها، این هر دو را با هم دارند تا یکدیگر را بشناسند.
در زندگی مشترک، هر چند کوتاه، خلقیات افراد کاملا مشخص می‌شود و همه خود را آنچنان که هستند، می‌نمایانند. حالا چرا من که سال‌ها با مرحوم دکتر یدا... سحابی همسفره و همسفر بودم، نتوانستم او را آنچنان که هست بشناسم. نمی‌دانم، شاید وارستگی، بزرگواری، تقوی و پرهیزکاری با عبادت و شب زنده‌داری او فراتر از آن بود که امثال من بتوانند همه ابعاد آن شخصیت ارزشمند را ببینند.
در تمام مدتی که با او همبند بودم، به یاد ندارم شب‌ها که با خالق خود آهسته و آرام، راز و نیاز می‌نمود و سحرگاه که مناجاتش با حضرت احدیت تمام می‌شد و به ادای فریضه می‌پرداخت حرکتی از او سر بزند که دوستان از خواب بیدار شوند. حتی هنگامی که برای ورزش و هواخوری به حیاط زندان می‌رفت، چون سایه‌ای قدم برمی‌داشت. من محکومیت خود را در زندانی گذراندم که به برکت وجود بزرگوارانی چون طالقانی، بازرگان و سحابی که چون شمع می‌درخشیدند، هر کس به آنجا می‌آمد، مدینه فاضله‌ای را پیش روی خود می‌دید، و آنچه فلاسفه در عالم تخیل به دنبال آن بودند در این جمع کوچک می‌یافت. ما همه چون هم زندگی می‌کردیم. دکتر نیز مانند دیگران، تمام کارهای شخصی خویش را خود انجام می‌داد. رختخوابش را جمع می‌کرد، و برای نظافت اطاق‌ها که هر روز نوبت یکی از افراد بود، او نیز به نظافت و جاروب کشی می‌پرداخت. روزی یکی از روحانیون بلند مرتبه که در آن زمان مدت کوتاهی در زندان بود به ایشان گفت: جناب آقای دکتر وقت شما بیش از اینها ارزش دارد که به کار جاروب کشی بپردازید. خوب است به یکی از زندانیان عادی (که معمولا برای کمک در کارهای عمومی از طرف مسوول زندان در اختیار زندانیان سیاسی گذاشته می‌شد و برای کار خود حقوق و دستمزدی می‌گرفت) مبلغی بدهید تا کار جاروب کشی را انجام بدهد. دکتر سحابی از این سخن به شدت ناراحت شد و گفت غیر ممکن است و هر کس باید کار خود را شخصا انجام دهد.
روزهایی که قرار بود صبح زود برای محاکمه با دوستان دیگر به دادگاه برویم (محاکمه دسته دوم اعضای نهضت آزادی ایران) دکتر سحابی با علاقه خاص شخصا صبحانه آماده می‌کرد و اصرار می‌نمود که صبحانه نخورده از زندان خارج نشویم و سپس دعای خیر بدرقه راهمان می‌نمود؛ در برخوردهایش هیچ گونه فرقی بین فرزند خود (مهندس عزت ا... سحابی) و دیگران نمی‌گذاشت. با آنکه در سطح بالای علمی قرار داشت از اینکه به زندانیان بی‌سواد و کم سواد، حتی الفبا بیاموزد و به آنها قرآن خواندن یاد بدهد ابایی نداشت، و این کار را به دیگری وانمی‌گذاشت.
هنگامی که دوستان دور هم جمع می‌شدند تا در مورد مسائل جاری زندان، یا برقراری مراسمی، و یا در موضوعاتی سیاسی تصمیم بگیرند، دکتر سحابی همچون دیگران تابع نظرات جمع بود و بیش از دیگران حقی برای خود قائل نبود.
در یکی از تصمیم گیری‌ها که به منظور پشتیبانی و حمایت از زندانیان سیاسی که در زندان دیگری بودند و مکان آنها نامناسب بود، منجر به اعتصاب غذا گردید، بدون جهت همگی دست به اعتصاب غذا زدند، دکتر نیز مانند همه در این تصمیم گیری شرکت کرد و دست به اعتصاب غذا زد. این اعتصاب غذا بهانه‌ای شد برای تبعید اکثر زندانیان سیاسی، به برازجان و دژ معروف آن که مجموعا 18 نفر و عبارت بودند از 1- دکتر یدا... سحابی 2- مهندس مهدی بازرگان 3- مهندس عزت ا... سحابی 4- دکتر عباس شیبانی 5- احمد علیبابایی 6- ابوالفضل حکیمی 7- محمد بسته نگار 8- مصطفی مفیدی 9- مجتبی مفیدی 10- مهدی حمسی 11- محمد مهدی جعفری12 - دکتر حسین عالی 13- مهدی شاملو 14- فرخ قالیچه چیان 15- منوچهر صفا 16- عاقلی زاده 17- ابوالقاسم وکیلی 18- سید محسن طاهری.
از تهران تا برازجان که تبعیدگاهمان بود، هر دو نفر زندانی با دستبند به هم چسبیده بودند دکتر سحابی هم با مهندس مهدی بازرگان، دو یار دیرینه که همواره در سنگر دین و دانش و سیاست در کنار هم جای داشتند، هم دستبند بودند. روحیه قوی و سرشار از ایمان و نشاط او و مهندس، به خصوص در گردنه‌های بین کازرون و برازجان، که عبور اتوبوس در آن زمان به سختی انجام می‌گرفت و زندانیان مجبور بودند از اتوبوس پیاده شده و مسافتی را پیاده طی نمایند و از وسط کوه‌ها به صورت میانبر سرازیر شوند. مایه دلگرمی و قوت قلب جوانان بود.
در دژ برازجان در آن آب و هوای گرم و شرجی، دکتر علاوه بر انجام کارهای فردی و اجتماعی، با کوشش فراوان باغچه کوچکی بوجود آورد که مایه انبساط خاطر زندانیان در آب و هوای گرم آن زمان گردید.
مهمترین اقدام دکتر سحابی در زندان تالیف کتاب «خلقت انسان» بود، هم پایه «تفسیر پرتوی از قرآن طالقانی» و «سیر تحول قرآن بازرگان» مساله‌ای که از دیرباز ذهن روشنفکران دینی را به خود مشغول کرده بود، موضوع خلقت انسان از لحاظ علمی و عدم تطبیق آن با ظواهر بعضی از احکام بود که آن را تضاد بین علم و دین تلقی می‌کردند.
شبی که قرار بود دکتر سحابی از زندان آزاد بشود مراسمی به افتخار استاد توسط دوستان بر پا گردیده بود. آیت ا... طالقانی ضمن تجلیل از ایشان فرمودند:
«من مدت زیادی را در قم و نجف گذرانده‌ام، افراد پارسا و شب زنده‌دار زیادی را دیده‌ام که از هر لحاظ نمونه بودند، ولی نمی‌توانم بگویم شخصی را همانند دکتر سحابی ندیده‌ام.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات