تحولات سیاسی کشور در سالهای اخیر و تغییر الگوی رفتار مردم، بستر متفاوتی را برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری ایجاد کرده است.
این تحول اگر چه نویدی برای برگزاری پرشور انتخابات آینده خبرگان رهبری نسبت به دورههای گذشته است، اما از سوی دیگر به دلیل تأثیرپذیری از تحولات سیاسی و تعامل جریانات سیاسی ممکن است به جابجایی گروههای مرجع و اثرگذار در جامعه منجر گردد.
شناخت ویژگیهای چهارمین انتخابات خبرگان رهبری و نحوه تعامل جریانهای سیاسی میتواند در تعیین راهبردهای آینده و حضور پر شور مردم در انتخابات مؤثر باشد.
ویژگیهای انتخابات خبرگان چهارم
1- تغییر در ترکیب نیروها و شخصیتهای شکل دهنده قوای سه گانه و شوراها نسبت به گذشته و حاکم شدن اصولگرایان ویژگیکاملاً متفاوتی را نسبت به زمان برگزاری انتخابات سوم خبرگان ایجاد کرده است. گردانندگان وزارت کشور در سال 1377 در کمال بیمیلی و سردی انتخابات خبرگان رهبری را برگزار و مهمترین دغدغه نظریه پردازان دولت اصلاحات بر حاکمیت دوگانه و عبور از نظام دینی استوار بود.
2- عبور نظام اسلامی از گردنههای دشوار افراطیگریها و هنجارشکنیهای سالهای اخیر تنها با هدایتهای با تدبیر رهبر معظم انقلاب امکان پذیر گردید، جایگاه نظام را چه در داخل و چه در بیرون ارتقاء داد و امید و اعتماد تودهها نسبت به نظام اسلامی را افزایش داد.
3-تهدیدات بیرونی و فشارهای بینالمللی، فضای کاملاً متفاوتی را نسبت به گذشته ایجاد کرده است، این فضا که نشان از همگرایی بیشتر قدرتها در تحمیل فشار بر علیه ایران دارد با تکیه بر حساسیتهای قومی و قدرتها در تحمیل فشار بر علیه ایران دارد با تکیه بر حساسیتهای قومی و مذهبی سعی دارد چالشهای درونی را افزایش و کشور را بیثبات جلوه دهد.
4- توفیقات کشور در عرصههای مختلف هستهای، صنعتی، ساخت تجهیزات نظامی و صنعتی از یک سو و ارائه تصویری قدرتمندانه از نظام اسلامی که قادر به دفاع از مرزها و دستاوردهای خویش است از سوی دیگر، ایجاد حس خودباروری و اعتماد در تودههای اجتماعی موثر است.
5- احتمال تغییر در بافت سنی نمایندگان مجلس خبرگان و رویکرد جوانگرایی از دیگر نشانههای انتخابات چهارم خبرگان رهبری است.
6- انتخابات خبرگان چهارم اولین آزمون اصلاح طلب بعد از پیاده شدن از قدرت و تلاش برای بازگشت به قدرت میباشد که به انسجام احتمالی آنها منجر خواهد گردید.
7- طرح شبهات منجمله لزوم خبرگان متخصص و غیرروحانی و همچنین برنامه ریزی برخی گروهها برای ورود زنان بر عرصه نامزدی خبرگان از دیگر ویژگیهای انتخابات خبرگان چهارم رهبری است.
مواضع اصلاح طلبان در آستانه انتخابات خبرگان چهارم
تبلیغات زود هنگام گروههای مرتبط با این جریان تعجب بسیاری از فعالان سیاسی را برانگیخته است. این تبلیغات پر حجم در ماههای اخیر حول چند موضوع متمرکز بود:
1- ایجاد انسجام در درون گروههای اصلاح طلب
2- نقد عملکرد شورای نگهبان در تأیید صلاحیت نامزدها
3- نقد عملکرد متفاوت از گذشته، جریان اصلاح طلبی
این عملکرد متفاوت از گذشته، تابعی از تحولات سیاسی کشور در سالهای اخیر و کارکرد مجلس خبرگان رهبری است که فعالان این طیف را به حضوری پر رنگ در عرصه انتخابات خبرگان وا میدارد.
سالهای اخیر و کارکرد مجلس خبرگان رهبری است که فعالان این طیف را با حضور پررنگ در عرصه انتخابات خبرگان وا میدارد.
الف- انگیزه شناسی در فعالیتهای زودرس اصلاح طلبان
1- شکست پی در پی در سه انتخابات گذشته اگر چه انتقاداتی را از سوی فعالان این طیف نسبت به عملکرد رقبای سیاسی و یا برخی از نهادهای نظام در پی داشت، اما با گذشت زمان و شفافتر شدن فضای سیاسی، عمده فعالان این طیف ریشه اصلی تحولات گذشته را افراطیگری برخی از گروههای پدر خوانده و عبور آنها از مرزهای نظام و تلاش در تغییر ماهیت نظام دانستند که به طور طبیعی عدم اقبال مردم را در پی داشت. اکنون با فروکش کردن التهابات کاذب سیاسی در کشور، اصرار بر بهانههای گذشته پذیرش نداشته و بدیهیترین اقدام، اعتراف به افراط گریهای گذشته و تلاش در اصلاح مسیر است. به نظر میآید بخشی از تلاشهای صورت گرفته معطوف بر این واقعیت باشد.
2-ایجاد انسجام در میان گروههای متعدد اصلاح طلب دلیل دیگری بر این اقدام است. بعد از انتخابات ریاست جمهوری که تکثر در نامزدهای آن طیف را در پی داشت و اختلافات تشدید شد، انشعاب در احزاب مطرح و پیدایی احزاب جدید و رشد انتقادات مطرح شده، موقعیت این طیف را به شدت تهدید کرده و کاهش پایگاه اجتماعی آنها را در پی داشت. تلاش در ایجاد انسجام تشکیلاتی و بازیابی انسجام گذشته انگیزه مناسب دیگری برای این تبلیغات است.
3- زمینه سازی برای انتخابات شوراها و انتخابات مجلس هشتم و کسب مجدد این پایگاههای سیاسی و اجتماعی انگیزه دیگری برای حضور در انتخابات خبرگان است. اگر چه خیلی از گروههای این طیف امیدی به انتخاب نامزدهایشان در مجلس خبرگان ندارند اما ارائه چهرهای متفاوت از افراطیگریهای گذشته نقطه امیدی برای انان برای جلب حمایت مردم و پیروزی در انتخابات بعدی است.
4- ریشه یابی تحولات گذشته جایگاه و نقش رهبری و مجلس خبرگان رهبری را آشکار کرده است. در طول 8 سال گذشته استراتژی طیفی از اصلاح طلبان بر حاکمیت دو گانه معطوف و ایجاد تقابل میان رهبری و رئیس جمهور بخش عمدهای از دلمشغولیهای آنان بود. انتشار نامههای متعدد مخفی و سرگشاده با هدف نقد رهبری و تضعیف جایگاه اثرگذار ولایت فقیه نظام اسلامی نتوانست آنان را در وصول به هدف موفق کند اگر چه این تحرکات به طور طبیعی سبب حاکم شدن فضایی کاذب و پرتنش در عرصه سیاسی کشور و کاهش روند تحقق اهداف نظام و به نوعی ناکارآمد جلوه کردن نظام اسلامی میباشد.
از سوی دیگر افراطیون تغییر روند فضای سیاسی کشور و اقبال مردم به تفکر اصولگرایی و گرایش نسل جوان به سمت ارزشهای دینی را محصول راهبردهای رهبری میدیدند و به همین دلیل در دوران پایانی حضور خود در قدرت هجمه به رهبری و نهادهای منتسب به ایشان را شدت بخشیدند.
با توجه به ارزیابیهای گذشته از منظر آنان داشتن حتی یک فراکسیون اقلیت در مجلس خبرگان میتواند بستری برای تأثیرگذاری بر جایگاه رهبری و نهادهای مرتبط باشد.
5- شکاف در وحدت اصولگرایان و پیشگیری از انسجام آنان (همانند انتخابات گذشته) و تکثر در نامزدها و فهرستهای آنان هم میتواند یکی دیگر از انگیزههای طیف رقیب باشد. اهمیت این امر در حدی است که حجم تبلیغات سلبی روی شخصیتهای طیف رقیب کمتر از تبلیغات ایجابی و انسجام درون تشکیلاتی اصلاح طلبان نیست.
ب- استراتژی مشارکت مشروط
در کنار انگیزههای مطرح شده از منظر طیف اصلاح طلب، طرح استراتژی مشارکت مشروط با هدف کسب امتیاز از نهادهای نظام و البته ایجاد و حفظ انسجام در اصلاح طلبان هم از نکات قابل توجه است.
اگر چه در مورد شروط احتمالی نسبت به نهادهای نظام که ممکن است مطرح شود سخنی به میان نیامده است اما در زمینه مؤلفههای حداقلی برای حفظ انسجام در درون طیف اصلاح طلب نکات زیر مطرح شده است:
1- تدوین و تبیین استراتژی مشارکت مشروط در انتخابات و پیروی کلیت اصلاح طلبان از آن.
2- پذیرش ضعف و کاستیهای گذشته توسط تمامی جریانات اصلاح طلب و اجتناب از بزرگ نمایی و طرح آن در رسانهها و افکار عمومی.
3- اجتناب از بیرونی کردن ضعفها و کاستیهای اصلاح طلبان و درونی کردن مسأله آسیب شناسی حرکت اصلاحات و رفتار احزاب، گروهها و شخصیتها در گذشته و عبور از آن.
4- شناسایی و کشف اشتراک گروهها، احزاب و گروهها و شخصیتها در گذشته و عبور از آن
5- تمهید و برگزاری جلسات مشترک رهبران اصلاح طلبان و توافق بر سر اصول کلی حرکت جریان اصلاح طلب در آینده و در دو انتخابات آتی با تکیه بر خرد جمعی و پذیرش آن توسط همه گروهها و جلوگیری از تک روی، کندروی و تندروی در حرکتهای آتی.
6- تقسیم بندی نقاط مختلف کشور به تناسب میزان پایگاه سیاسی و اجتماعی و نفوذ احزاب و گروههای اصلاح طلب و سازماندهی ظرفیتها و توان نیروی انسانی به صورت منطقهای، استانی و توزیع داوطلبان در همین چارچوب.
ج-تحرکات عمده
تحرکات سیاسی گروههای اصلاح طلب در جریان انتخابات خبرگان حول محور دو گروه روحانی این طیف (مجمع روحانیون و مجمع محققین و مدرسین) و تشکل جدیدی از که ظاهراً در ارتباط با منتظری و با محوریت عبدالله نوری و کدیور تحت عنوان مجمع محققین و طلاب که در حال شکل گیری است دور میزند.
در مورد این تحرکات چند نکته قابل توجه وجود دارد:
1-کمیتهای از سوی این گروهها برای نامزدهای واجد شرایط در کل کشور تعیین شده که کار شناسایی را آغاز کرده است. با توجه به اینکه چهرههای مسنتر این طیف در دورههای گذشته حاضر به آزمون نشده و یا بعضاً به تأیید صلاحیت خود اطمینان ندارند تمرکز اصلی بر روی برخی چهرههای مقبول منطقهای و چهرههای جوانتر استوار خواهد بود. خصوصاً اینکه ممکن است از خانمهای واجد شرایط نیز برای جلب آراء استفاده کنند.
2- مهمترین معضل این طیف اختلاف درونی است که با گرم شدن بازار انتخابات روز به روز آشکارتر میشود.
اختلاف میان حزب اعتماد ملی به رهبری آقای کروبی و نوع تعامل این احزاب با حزب مشارکت و گروههای همسو با آنکه در پی تشکیل جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر هستند از محورهای آن است.
اگر چه دیدارهایی بین آقای کروبی و خاتمی و برخی دیگر از چهرهها صورت گرفته است اما به اعتقاد یکی از اعضاء مرکزیت حزب اعتماد ملی، به دلیل عملکرد گذشته اصلاح طلبان هرگز اجتماع میان آنها مفید و البته ممکن نیست.
حجت الاسلام محمد باقر ذاکری در گفت و گو با روزنامه اعتماد ملی (12/2/85) در این زمینه میگوید: «به نظر من طیفی از اصلاح طلبان که در انتخاباتهای گذشته به دنبال تحریم انتخابات بودهاند و روش انحصارطلبی را پیشه کرده بودند بحث اجماع را مطرح میکنند که نمیتوان به صداقت گفتهها و رفتار آنها اعتماد کرد.» آقای ذاکری با همین استدلال از انتشار لیست مستقل توسط حزب اعتماد ملی سخن میگوید.
3- حزب اعتماد ملی اگر چه از حضور مستقل در انتخابات خبرگان سخن به میان میآورد، اما به نظر میآید این موضع بیشتر در جهت کسب امتیاز از مجمعین و حتی اعمال نظر و اشراف بر تصمیمات آنها است.
4- گروههای همسو با این طیف نیز اگر چه به انتظار نتیجه مذاکرات گروههای محوری نشستهاند، اما تلاش دارند وزن سیاسی خود را در همراهی با آنان افزایش دهند. حزب مردم سالاری که به زعم خود محوریت جبهه تحکیم دموکراسی را دارد در نشست مشترک با حزب اعتماد ملی به آنان پیشنهاد تشکیل یک جبهه جدید و یا حداقل تشکیل کمیته مشترک انتخاباتی را میدهد که در انتخابات خبرگان و شوراها هماهنگ باشند.
5- حزب مشارکت نیز که متهم اصلی شکست اصلاح طلبان در انتخابات گذشته به دلیل مواضع و سیاستهای افراطی است، اگر چه نگاهش در تعاملات آینده به گروههای سکولار و در پی تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر است اما در این انتخابات ترجیح داده است که از لیست مجمعین حمایت کند. مصطفی درایتی عضو مرکزیت حزب مشارکت از حمایت این حزب از لیست انتخاباتی مجمعین در مجلس خبرگان رهبری خبر داد؛ اتفاقی که محمد علی ابطحی عضور مرکزیت مجمع روحانیون آن را طبیعی میداند، اما در عین حال احتمال ائتلاف تشکل متبوع خود با جبهه مشارکت ایران اسلامی و وارد شدن تعدادی از روحانیون نزدیک به حزب مشارکت به لیست انتخاباتی مجمع را مطرح مینماید. اما محمد علی ایازی عضو شورای مرکزی دیگر تشکل روحانی این طیف یعنی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم پا را از ابطحی هم فراتر میگذارد و شرط حضور تشکل متبوع خود در انتخابات خبرگان را تشکلهای غیرروحانی از جمله حزب مشارکت اعلام میکند.
6-حزب کارگزاران نیز که محوریت جبهه اعتدال و توسعه سابق را به عهده داشته و احزابی نظیر حزب اسلامی کار، خانه کارگر ... را همراه خود دارد، اگر چه بنا به اظهار آقای محمد هاشمی عضو مرکزیت خود (در تاریخ 19/2/85) هنوز درباره خبرگان بحث نکرده، اما مواضعی را که اعلام داشته معطوف به گلایه از اصلاح طلبان و پیشداوری در مورد صحت انتخابات خبرگان است.
به گزارش خبرگزاری ایسنا در مورخ 19/2/85 وی در مورد نحوه تعامل با گروههای اصلاح طلب گفت:
در خصوص برخورد اصلاح طلبان با آقای هاشمی اگر از انتخابات 78 شروع کنیم طبعاً برخورد درستی با ایشان نکردند. براساس چه تحلیلی و بر مبنای چه اندیشهای این کار را کردهاند، خودشان باید پاسخ دهند. اما آنچه که ما در گوشه و کنار جامعه با آن مواجه بودیم، برخورد اصلاح طلبان با آقای هاشمی برخورد مناسبی نبود که این ادامه داشته تا هم اکنون.
هدایت الله آقایی دیگر عضو شورای مرکزی این حزب نیز پیشنهاد قابل توجهی را به آقای هاشمی رفسنجانی ارائه داده که نشان دهنده بازی تکراری این حزب همانند انتخابات ریاست جمهوری برای ایجاد تردید و یا زیر سوال بردن صحت انتخابات از قبل است.
روزنامه شرق 31 اردیبهشت ماه به نقل از وی مینویسد:
«به هاشمی رفسنجانی پیشنهاد کردهایم که تا زمانی که فضای مناسب برای انتخابات آزاد فراهم نشده و جو تخریب از بین نرفته است در انتخابات مجلس خبرگان شرکت نکند.»