چاپ کاریکاتوری در روزنامه ایران که موجب ناخرسندی و اعتراض هموطنان آذریزبان شد نه از منظر حرفهای قابل دفاع است نه از منظر احترام به قومیتهایی که در کنار یکدیگر در این سرزمین پهناور و گرانقدر زندگی میکنند. مردمانی که به رغم برخورداری از زبان، گویش، دین، مذهب و آداب و سنن متفاوت قرنهای متمادی است که همزیستی مسالمت آمیزی دارند و «ایران» و عشق به این نام عزیز و پرگهر قدر مشترکشان بوده است. از این بابت ضمن آن که جا دارد از دستاندرکاران روزنامه ایران به دلیل این کج سلیقگی گلایه نموده و چاپ این کاریکاتور را مطرود شماریم اما با تمام احترامی که برای احساسات پاک هموطنان آذری قائلیم، پذیرش این نکته که چنین خطایی از سر عمد و با نیت قبلی و آگاهانه صورت گرفته باشد برایمان دیرباور و دور از ذهن است. از آنجا که دستی بر آتش داریم چاپ کاریکاتور مناقشهانگیز را خطایی سهوی می دانیم که گاه در جریان کار پرشتاب و پراسترس روزنامهنگاری متحمل است. با این وصف از آنجا که یکی از اصلیترین وظایف و رسالت روزنامهنگاری احترام به قومیتها و حفاظت و حراست از یکپارچگی ایران است، خطای مذکور را مستوجب عقوبت اما عقوبتی متناسب با خطای صورت گرفته میدانیم.
تردیدی نداریم که هموطنان آذری زبانمان با پیشینه روشن و دیرپایی که در عرصه فرهنگ و علم و ادب به ویژه درحوزه مطبوعات و آزادیخواهی دارند، هرگز به محاق توقیف رفتن یک جریده را در ردیف مطالباتشان قرار نخواهند داد. خواست بحق هموطنان آذری زبان و تمام ایرانیان حفظ شأن و احترام تمام قومیتها به طور اخص و حفظ و حراست از کیان ایران عزیز به طور عام است. با چنین رویکردی به خود اجازه میدهیم به هموطنان آذری توصیه کنیم که اعتراض و خواستهای معقول خود را در چارچوبی منطقی و به دور از هیجانات و از مجاری قانونی دنبال نمایند و اجازه ندهند بروز احساسات پاک و بی آلایش آنها مجالی شود برای سوءاستفاده کسانی که چشم طمع به تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران دوختهاند. در این میان جا دارد مقام های دولتی هم به این پرسش پاسخ دهند که چرا از نخستین روزهای شروع اعتراضها قادر به ارزیابی و تحلیل ابعاد ماجرا و ارائه تدابیر لازم برای کاهش دامنه بحران نبودند. آیا این امکان وجود نداشت که در همان روزهای آغازین پاسخی در خور به احساسات مردم داده شود تا این اعتراضها فروکش کرده و ابعاد گستردهای نیابد؟