تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۷  ، 
کد خبر : ۸۹۱۶۹
گفت‌وگو با طراح خط لوله صلح

باید تاوان بزرگترین فرصت‌سوزی را بپردازیم

علی خردپیر مقدمه: پروژه هفت میلیارد دلاری خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و هند، با گذشت بیش از یک دهه از تداوم مذاکرات و چانه زنی‌های سران دولت‌های سه کشور، هنوز در حد یک پیشنهاد باقی است. اگر چه نیاز شدید شبه قاره هند و کشور پاکستان به سوخت کم آلایشی چون گاز طبیعی برای توسعه صنایع خود، بهانه مناسبی برای پیشنهاد این طرح از سوی ایران بود، اما در بحران فضای دیپلماتیک ایران، مقامات ایالات متحده به صراحت از مخالفت خود با احداث این خط لوله موسوم به «صلح» سخن گفته‌اند. وزارت نفت ایران اما همچنان اصرار دارد که این پروژه حتی فقط با توافق پاکستانی‌ها نهایی شود. در عین حال امتیازهای تلویحی آمریکا به پاکستان و هند در راستای همگام‌سازی بیش از پیش آنان با سیاست‌های این ابر قدرت سیاسی را نمی‌توان نادیده انگاشت. علی شمس اردکانی، طراح این پروژه بی سرانجام است. او البته دیرزمانی است که دیگر در مذاکره با طرف‌های هندی و پاکستانی حضور ندارد و به بخش خصوصی اقتصاد پیوسته است. شمس اردکانی، دکترای اقتصاد بین‌الملل و انرژی از ایلنوی آمریکا دارد و پس از انقلاب در سمت سفیر ایران به کویت رفت. چند سالی را نیز در سمت مشاور ارشد وزیر امور خارجه در دولت میرحسین موسوی گذارنده است. ریاست منطقه آزاد قشم، معاونت امور اقتصادی و بین‌الملل وزارت معادن و فلزات و دبیر کل اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران هم در کارنامه او ثبت است. امروز در حالی به گفت وگو با طراح خط لوله صلح نشسته‌ایم که او رئیس هیات مدیره یک شرکت خودروسازی است.

*از ایده اولیه طرح خط لوله انتقال گاز ایران به شبه قاره هند بگویید. توجیه شما مبنی بر ضرورت اجرای چنین پروژه‌ای چه بود؟
**می‌دانید که بحث اصلی علم اقتصاد، ساماندهی بهینه منابع و مصارف است. یکی از دستاوردهای مهم این علم، استفاده حداکثری از مزیت‌های نسبی یک بنگاه یا یک کشور است. آن زمان وقتی که به عنوان یک متخصص اقتصاد انرژی به معادله انرژی جهان نگاه می‌کردم، در می‌یافتم که وزارت نفت ایران هیچگونه نوآوری برای تحقق استفاده حداکثری از منابع را ندارد. در وزارت نفت، تنها برنامه‌هایی اجرا و پیگیری می‌شد که زمان کنسرسیوم و پیش از آن در شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز شده بود.
ذهنیت برخی از مسوولان این بود که اگر فلان مشاور خارجی، طرح را تایید کرده است، دیگر نقصی در آن نیست. باید اشاره کنم که من حتی پیش از انقلاب، یعنی زمانی که خدمت امام (ره) در پاریس بودم نیز بحث‌هایی را در خصوص اقتصاد انرژی ایران مطرح می‌کردم. برخی از آقایان که ذهنی تک متغییری داشتند، معتقد بودند که باید تولید نفت کشور را کاهش داد. من اما اصرار داشتم که باید تولید نفت را افزایش داده تا در مذاکرات فروش، قوی‌تر ظاهر شویم.
با این وجود همان آقایانی که اشاره کردم، کار خود را کردند و بعدها با مشقت فراوان، ایران توانست تولید نفت خود را به میزانی برساند که تا حدی با منابع کشور همخوانی داشته باشد. همچنین اکتشاف ذخایر گاز ایران نیز در دوران پیش از انقلاب کاملا اتفاقی بوده است، چون دنبال اکتشاف نفت بودند و نه گاز. در آن زمان برنامه جامع نداشتیم و نمی‌دانستیم که چگونه باید گازهای همراه نفت را مصرف کنیم. چه رسد به اینکه بخواهیم برای ذخایر مستقل گاز اهمیت قائل باشیم. متاسفانه هنوز هم برخی از گازهای همراه نفت به شبکه مصرف پیوند نشده است. به هر حال این منابع گازی در اختیار ما بود. بماند که ایران شاهنشاهی به دلیل فقدان سیاست‌گذاری مناسب برای استخراج و مصرف این منابع، در تعیین مرز آبی خلیج‌فارس هم چندان هوشمندانه عمل نکرد، اما مطالعات ما برای تولید از منابع گاز در پارس جنوبی و شمالی در اواسط دهه 1360 در گروه انرژی دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه آغاز شد و در زمان پیشنهاد احداث خط لوله صلح که توسط بنده صورت گرفت، موقعیت کشورهای همسایه از نظر نیاز به انرژی بررسی شد. اولین طرحی که به ذهنم رسید، ایجاد یک شبکه گاز در داخل کشور و با اتصال به مرزهای ایران بود که تمام میدان‌های گازی کشور را به یکدیگر متصل می‌کرد.
*این ایده را دقیقا چه زمانی به دولت پیشنهاد کردید؟
**اواخر کار دولت میرحسین موسوی بود. آن زمان در وزارت امور خارجه برنامه‌ای را برای اصلاح و تدوین سیاست‌های انرژی کشور در نظر داشتم و در واقع من در سمت مشاور ارشد وزیر خارجه در امور انرژی و منطقه‌ای و مطالعات انرژی در این وزارتخانه بودم.
*آیا در سال‌های پس از انقلاب در وزارت نفت هم مشغول بوده اید؟
**در زمان تشکیل دولت رجایی، مرحوم بهشتی پیشنهاد کرد به عنوان وزیر در وزارت نفت مشغول به کار شوم. من البته هرگز این پیشنهاد را نپذیرفتم، چرا که معتقد بودم به لحاظ سازمانی این وزارتخانه مشکلات عدیده‌ای دارد و دست تنها نمی‌شود کاری کرد. بعدها صحت این گفته من ثابت شد. البته این مانع از حضورم در جلسات اوپک و برنامه ریزی‌های بین‌المللی نفت تا سال‌های میانی دهه 60 نبود.
*پس از مطالعه درباره امکان ایجاد شبکه گاز در مرزهای ایران، کار به کجا انجامید؟
**این طرح به صورت مکتوب به میرحسین موسوی، نخست‌وزیر وقت پیشنهاد شد. این طرح همچنین امکان توسعه و آبادانی جنوب شرقی ایران را فراهم می‌ساخت و از سوی نخست‌وزیر هم مورد استقبال قرار گرفت. با بررسی‌های صورت گرفته مشخص شده بود که شبه قاره هند در دهه‌های آتی به شدت به منابع انرژی نیازمند خواهد بود. همچنین مطالعات نشان می داد که برای انتقال گاز طبیعی به مقصدهایی که در فاصله کمتر از سه هزار و 500 کیلومتر قرار دارند، احداث خط لوله بهترین شیوه است.
*پس در واقع طرح احداث خط لوله انتقال گاز ایران به هند، از دل طرح ایجاد شبکه گاز شکل گرفت؟
**بله، دقیقا. با بررسی نیازهای کشورهای همسایه ایران در شرق، مشخص شد که می‌توانیم از این شبکه گاز، خط لوله‌ای برای انتقال روزانه 150 میلیون متر مکعب گاز به پاکستان و سپس هند احداث کنیم. همچنین همان طور که اشاره کردم با این پروژه، به اقتصاد منطقه جنوب کنگان تا مرز پاکستان نیز کمک می‌شد.
*پیش از اینکه بیشتر به طرح خط لوله صلح بپردازم، از نقش و ضرورت طرح اولیه یعنی ایجاد شبکه گاز در مرزهای ایران بگویید.
**این شبکه گاز را به شبکه سراسری گاز کشور نیز تزریق و قابل دسترس می ساخت و می‌توانستیم به هر کشوری که نیازمند گاز ایران بود، گاز فروخته و یا از هر کشوری در منطقه که خواهان فروش گاز مازاد خود بود، با استفاده از چنین شبکه‌ای آن گاز را خریداری کنیم و به همه کشورهایی که نیازمند خرید گاز بودند و در رأس آنها هند، پاکستان، ترکیه و کویت گاز بفروشیم. حتی در این طرح در نظر داشتیم که گاز مازاد قطر نیز خریداری شده و از طریق خاک ایران به هند منتقل شود. یعنی ضریب امنیتی ایران جهشی عظیم می‌کرد و هر کس گاز اضافی داشت، وصل می‌شد و هر کس هم تقاضای گاز داشت، به ما وصل می‌شد.
*سرنوشت این طرح چه شد؟
**امروز در عمل این شبکه (لوپ گازی) تا حد زیادی در کشور وجود دارد. برای مثال می‌توانیم گاز ترکمنستان را خریده و از سویی دیگر گاز طبیعی خود را به ترکیه صادر کنیم، اما متاسفانه این تبادل، به دلیل فقدان یک دیپلماسی فعال انرژی در رابطه با همسایگان و بویژه قطر به انجام نرسید. شاید دخالت‌های آمریکا هم بی تاثیر نبود.
*بازگردیم به طرح خط لوله صلح استقبال دولت و مجلس از این طرح چگونه بود؟
**در آن وقت، هاشمی رفسنجانی، ریاست مجلس را عهده‌دار بود. نسخه‌ای از این طرح به ایشان ارائه شد و در مجموع مجلس هم در کنار دولت از طرح ابراز رضایت کرد.
*آیا مسائل دیپلماتیک ایران در منطقه نیز برای این طرح حایز اهمیت بود؟
**بله. به اعتقاد من، با فعالیت اقتصادی، بخشی از امنیت ملی در منطقه جنوب شرقی کشور نیز ارتقا می‌یافت.
*گروه پیگیرنده و برنامه‌ریز را چه اشخاصی تشکیل می دادند؟

**این گروه را مهندس علی رسولی محلاتی، دکتر سهراب شهابی و بنده تشکیل می‌دادیم. رسولی و شهابی از کارشناسان گروه تحقیقات انرژی وزارت امور خارجه بودند که با من در این طرح همکاری داشتند.
*در چشم‌انداز این طرح، چه تاریخی برای عملیاتی شدن آن در نظر آمده بود؟
**فکر می‌کنم آن موقع برای شروع کار 1995 و برای به ظرفیت کامل رسیدن خط سال 2015 میلادی را در برنامه داشتیم. یعنی هدفمان آن بود که در این سال به ظرفیت صادرات روزانه 150 میلیون متر مکعب گاز طبیعی به پاکستان و هند برسیم.
*آیا این تاریخ عملیاتی شدن طرح برای پروژه شبکه گاز هم صدق می‌کرد؟
**بله. هر دو پروژه را در یک مجموعه بررسی و برنامه‌ریزی کرده بودیم.
*از مرحله پیشنهاد ایران به هند و پاکستان بگویید.
**با موافقت هاشمی رفسنجانی قرار شد که درباره این خط لوله با دولت‌های هند و پاکستان مذاکره شود. در ابتدا، ضیاء‌الحق و راجیو گاندی، روسای دو کشور از طرح ایران بسیار استقبال کردند و پس از چندین جلسه مذاکره، این طرح در دستور کار دولت‌های سه کشور قرار گرفت.
*نخستین بار چه کسی یا کدام دولت این خط لوله گاز که در حد یک طرح بوده و هست را به نام «صلح» خواند؟
**پس از مذاکره با دولت‌های هند و پاکستان، من در کنفرانس انرژی اسکپ در بانکوک و نیز در نخستین اجلاس موسسه انرژی آسیا در دهلی به سال 1989 میلادی، این طرح را در دو مقاله ارائه کردم. در واقع نامگذاری این خط لوله مربوط به همان مقاله‌ها است که در وقت خود بسیار مورد توجه مطبوعات برون مرزی قرار گرفت. در آن مقاله‌ها نوشتم که نام این خط لوله، صلح و ثروت آفرینی (Pipeline for Peace andProsperity) است. از آن پس بود که این طرح با عنوان خط لوله صلح یا P.P.P مشهور شد. در همان مقاله‌ها در توضیح این نامگذاری اشاره کرده بودم به شبکه آب مشترک میان هند و پاکستان که در طول چهار جنگ صورت گرفته میان این دو دولت، هرگز به آن تعرضی نشد. بنابراین خط لوله گازی که قرار بود نیاز انرژی این کشورها را پاسخ دهد، می‌توانست در امان بماند و شاید هم عاملی برای کاهش تنش‌ها می‌شد.
*آیا در داخل کشور مخالفتی متوجه این پروژه بود؟
**بله. اتفاقا عده‌ای که به تعبیر رئیس‌جمهوری شاید همان مافیای نفتی باشند، از همان اول زدن ساز مخالف را آغاز کردند. مخالفان این پروژه همان سیاست‌بازان و دلالانی بودند که در کشور هنوز هم وجود دارند. فکر می‌کنم دلیل اصلی مخالفتشان این بود که نفعی را به جیب نمی‌زدند. همچنین برخی اساسا به دلیل فقدان آگاهی لازم از آنان تبعیت می‌کردند و براساس فرمایش حضرت سیدالشهداء «الناس اعداء ماجهلوا» مردمان با آنچه از آن آگاهی ندارند، دشمنی می‌ورزند.
*با توجه به موافقت مقامات ارشد نظام، این مخالفان با کدام قدرت توانستند نتیجه را به تاخیر بیندازند؟ چنانچه شاهدیم هنوز هم طرح خط لوله صلح در حد مذاکرات باقی است.
**این مخالفت‌ها از سوی آنانی مطرح می‌شد که سیاست مستقل انرژی را برای کشور برنمی‌تابیدند.
*در وزارت نفت بودند؟
**بله، در وزارت نفت هم بودند. ما قبل از انجام این همه سفر که تاکنون به بهانه انجام این پروژه صورت گرفته است، تمام مشخصات فنی و برآوردهای مالی را محاسبه کرده بودیم، اما آنان با ارائه گزارش‌های متعدد به هاشمی رفسنجانی در مجلس، تمام تلاش خود را کردند که این پروژه به سرانجام نرسد. چنانچه اشاره کردید، اکنون در سال 2006 میلادی هنوز در همان حد و حدود اوایل دهه 90 میلادی هستیم و هیچ قراردادی در کار نیست.
*در آن وقت، سرانجام مذاکرات صورت گرفته با طرف های خارجی چه شد؟
**متاسفانه کار در داخل کشور جدی گرفته نشد و پیگیری‌ها مداوم نبود. در آن مقطع زمانی، تحریم سرمایه‌گذاری نفت و گاز ایران از سوی آمریکا در کار نبود و می‌شد در طی دو سال مذاکرات را به نتیجه نهایی رساند و اعتبارات مالی بین‌المللی و ضرورت‌های فنی تجاری برای اجرای طرح را گرد آورد. درست در همین زمان که در ورطه فرصت‌سوزی عظیم گرفتار آمدیم، فعالیت قطر در میدان گازی مشترک پارس جنوبی آغاز شد، در حالی که ایران هم می‌توانست از اعتبارات ارزان بین المللی استفاده کند، ولی بحث‌ها در داخل کشور روی حاشیه‌ها متمرکز بود و اصل فدا شد.
*این مقوله‌های حاشیه‌ای چه بودند؟
**مواردی مثل سردرگمی برای تشکیل شرکت این پروژه و یا اینکه سهم هر کشور در اجرا به چه میزان باید باشد، اما اینها همه راهکارهای مناسب خود را داشت و به راحتی می‌شد به نتایج مطلوب رسید. در آن زمان ما نسبت به هند و پاکستان، بیشترین امکانات اجرایی را داشتیم و به نظر من برخی با پیش کشیدن موضوعات حاشیه ای به منافع اقتصادی ایران جفا کردند.
*البته هنوز هم مذاکرات سه کشور در جریان است، اما واقعیت آن است که شرایط فرق کرده و چشم‌انداز خوبی پیش رو نیست. با نگاهی به گذشته، تعبیر شما از آنچه بر این طرح گذشته است، چیست؟
**بر این اعتقاد هستم که بزرگترین فرصت‌سوزی در خصوص جذب سرمایه‌ برای توسعه میدان پارس جنوبی و به طور کلی برای توسعه صنایع نفت، گاز و پتروشیمی بر اثر جدی نگرفتن طرح احداث خط لوله صلح در ایران اتفاق افتاده است.
*در زمانی که بیشتر در جریان عملکرد وزارت نفت بودید، آیا نمونه دیگری که از نظر شما خلاف منافع اقتصادی کشور بوده باشد را به یاد دارید؟
**اوایل کار دولت هاشمی رفسنجانی بود که قطری‌ها، بحث خرید آب از ایران را پیش کشیدند. این در حالی بود که ایران با توجه به طرح شبکه گاز، باید روی مساله تبادل گاز با این شیخ‌نشین تمرکز می‌کرد، اما عده‌ای بدون توجه به زیرکی قطری‌ها، پیشنهاد آنان را جدی گرفتند. با این حساب وزارت نیرو پیگیر این بازی شد. در واقع قطری‌ها در حال آماده ساختن خود برای برداشت از میدان گازی مشترک بودند و با پیشنهاد احداث خط لوله انتقال آب ایران، توانستند که رقیب را از کار اصلی خود غافل کنند. جالب است که نه تنها ایران غافل ماند، بلکه احداث خط لوله آب نیز به سرانجام نرسید. این هم مثال دیگری از عملکرد و تصمیم‌گیری‌های نامطلوب افراد غیر متخصص است. نتیجه آن شد که متوسط نرخ بازپرداخت سرمایه جذب شده در قطر 6 درصد و در ایران 19 درصد است. من فکر می‌کنم که چنین خیانتی در طول تاریخ ایران به منافع ملی ما نشده است. مرحوم مصدق در یادآوری تمدید قرارداد دارسی که در سال 1933 میلادی به دستور رضاخان امتیاز نفت جنوب را 30 سال اضافه کردند، گفت: «مادر دهر سترون است که با یک امضا 660 میلیون پوند به کشورش ضرر برساند.» ولی ما دیدیم که مادر دهر سترون نبود و مافیای نفت کاری کرد که قطری‌ها بتوانند در بهره‌برداری از میدان مشترک گاز، لااقل 10 سال از ایران جلوتر باشند و تا به حال حدود 35 میلیارد دلار بیش از ما سود حاصل از استخراج گاز داشته باشند.
*به جز برنامه خرید مازاد گاز قطر برای انتقال به هند، ظاهرا گاز پارس جنوبی را برای این خط لوله در نظر داشتید. امروز البته عنوان می‌شود که در صورت اجرایی شدن این طرح از گاز پارس شمالی استفاده خواهد شد. پرسشم این است که چقدر مطمئن بودید که توسعه پارس جنوبی همگام با احداث این خط لوله پیش رود؟
**اتفاقا نکته اصلی بحث من همین است. آقایانی که آن زمان پول مملکت را در نار و کنگان خرج می‌کردند، بایست که به یاد توسعه پارس جنوبی بودند. بایستی از همه دنیا، سرمایه لازم را جذب کرده و خرج پارس جنوبی می‌کردیم. بهترین بهانه هم مقوله انتقال گاز به هند بود. روزانه ظرفیت برداشت یک میلیارد متر مکعب گاز از سهم ایران در این میدان وجود دارد.یعنی چیزی در حدود کل گاز مصرفی کانادا و آمریکا. فراموش نکنیم که این میدان از آنجایی که از نظر مایعات گازی بسیار غنی است، این امکان را داشتیم که به راحتی سرمایه‌گذاران خارجی را جذب کنیم، اما چه شد که از شیخ قطر عقب افتادیم، این ننگ را با که باید باز گوییم؟ باید گفت که عده‌ای کوته فکر و اسیر مافیای نفت باعث عقب ماندگی کشور در بهره‌برداری از میدان مشترک شدند.
*این پرسش را پیش از این از شما پرسیدم، اما تاکید شما بر وجود مافیای نفت سبب می‌شود که این بار روشن‌تر بپرسم که این مافیا، چه کسانی هستند که حتی با عوض شدن دولت‌ها، به ظن شما همچنان در قدرت باقی هستند؟
**من هم حیران‌ام. رئیس جمهوری نیز از مافیای نفت یاد کردند، اما نمی‌دانم چرا نمی‌گویند که آنان چه کسانی هستند. به هر حال من یقین دارم که این مافیا وجود دارد. برای نمونه به صراحت می‌گویم که صدور گاز ایران به صورت ال.ان.جی یک خیانت است. برخی امروز به جای توسعه صنعت گاز در کشور و رساندن گاز با سرعت به پروژه‌های فولاد، آلومینیوم، شیشه، سیمان، پتروشیمی و هزاران پروژه گازبر و اشتغال‌آفرین دیگر تامین گاز صادراتی دیگر به هند، پاکستان و ترکیه در کنار پرکردن دنیا از محصولات صنایع انرژی بر ایران به دنبال صادرات ال.ان.جی افتاده‌اند. تولید ال.ان.جی، نه ارزش افزوده‌ای برای ما دارد و نه باعث ایجاد اشتغال در کشور می‌شود و نه ضریب امنیت ملی را می‌افزاید. صادرات LNG در شأن شیخ ابوظبی و شیخ قطر است که ملتی هفتاد میلیونی برای اشتغال ندارند.
*گفتید که زمانی فرصت‌های اقتصادی بسیاری برای انجام پروژه خط لوله صلح با کمترین هزینه مهیا بود. به نظر شما امروز روش ایده‌ال برای این منظور چیست؟
**همواره اعتقاد داشته‌ام که ما به عنوان فروشنده گاز طبیعی، باید کمترین هزینه‌ها را متقبل شویم. چاره در تشکیل یک کنسرسیوم بین‌المللی منطقه‌ای و انجام پروژه به روش‌هایی شبیه B.O.T است، چون برای یک کنسرسیوم منطقه‌ای تامین سرمایه به صورت IPO وجود دارد.
اخیرا بر اساس یک قرارداد خرید روزانه 15-5 میلیون متر مکعب گاز از ایران یک شرکت اماراتی 125 دلار سرمایه جمع‌آوری کرد که 222 دلار برای پذیره اعلام شده‌اش بود!!
*آیا فرصتی برای دخالت مجدد شما در مذاکرات وجود دارد؟
**من در دولت، هیچ سمتی ندارم. به طور طبیعی چون این پروژه را طراحی کرده‌ام و در مذاکرات اولیه آن حضور داشته‌ام، پیگیر سرنوشت آن هستم و امیدوارم که به نتیجه رسد. اگر هم مسوولان کمک فکری بخواهند، دریغ نخواهم کرد.
*با نگاهی به شرایط دیپلماسی کشور و قوت گرفتن احتمال تحریم‌های سیاسی و اقتصادی علیه ایران و همچنین اعتقاد شما مبنی بر وجود سیستم مافیایی، چه سرانجامی را برای این طرح متصور هستید؟
**اتفاقا مافیایی‌ها از آب گل‌آلود بهتر ماهی می‌گیرند، چون مدعی‌اند که حالا فقط ما می‌توانیم رابطه ایجاد کنیم و کارها را به انجام رسانیم، ولی با وجود تمام این مسائل، فرصتی را از دست داده‌ایم، اما به آخر دنیا نرسیده‌ایم.
*چقدر به پایایداری هند در قبال فشارها و یا حتی امتیازهای ایالات متحده امیدوارید؟ ضمن آنکه کابینه هند، احداث پروژه گاز ترکمنستان به این کشور را تصویب کرده است؟
**اجازه همه دنیا در دست آمریکا نیست، اما به هر حال آمریکایی‌ها بزرگترین وزنه اقتصادی و سیاسی دنیا هستند و ما نیز در قبال فرصت‌سوزی خود باید تاوان پس بدهیم. من روی این فرصت‌سوزی تاکید دارم و باردیگر برای اینکه روشن کنم که می‌توانستیم برای پارس جنوبی و خط لوله صلح به سهولت جذب سرمایه‌ خارجی کنیم، از وزارت معادن و فلزات در دولت اول هاشمی رفسنجانی یاد می‌کنم. این وزارتخانه با وجودی که از وزارتخانه‌های راکد از نظر اقتصادی بود، توانست در آن زمان 11 میلیارد دلار اعتبار جذب کند.
مطمئن باشید که در صنعت نفت و گاز می‌توانستیم تا 40 میلیارد دلار سرمایه جذب کنیم و لازم نبود با نرخ 19 درصد روی دلار در قراردادهای بیع متقابل. بنابر این ملت ایران نباید هرگز آن مانع‌تراشان را که نگذاشتند خط لوله صلح به موقع عملیاتی بشود، ببخشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات