غلامعلی رشیدی
چهار عملیات ثامن الائمه، طریقالقدس، فتحالمبین و بیتالمقدس مقطع حساسی از دوران جنگ را به خود اختصاص دادهاند و عملیاتهای اصلی دوره سرنوشت ساز جنگ هستند. با مقایسه بین سالهای اول و دوم جنگ، به این نتیجه میرسیم که ما در سال اول، استراتژی ناموفقی داشتیم و با آن استراتژی شکست خوردیم، ولی در سال دوم، پیروزیهای درخشانی به دست آوردیم و علت اصلی آن، حضور جدی سپاه و بسیج در صحنه رزم بود. برای تجزیه و تحلیل این دوره و نتیجهگیری از کلیه فعالیتهای انجام شده در این مدت زمان و به منظور به دست آوردن مبانی نظری برای تکرار این موفقیتها، لازم است بحث خود را سه محور مجزا به شکل زیر ادامه میدهیم.
الف) زمینهها و عوامل شکلگیری این دوره
ب) ویژگیهای عملیاتی دوره مورد نظر
ج) نتایج کامل موفقیتهای کسب شده در این دوره
زمینهها و عوامل شکلگیری
این دو مساله عمدتا از شرایط حاکم بر کشور متاثر بود و میتوان آن را به نوعی نتیجه تناقض شرایط انقلابی حاکم بر ایران و تمایلات لیبرالها در عرصه سیاسی و نظامی کشور دانست. در این دوران، لیبرالها قصد داشتند با تسلط بر ساختار سیاسی نظامی کشور، حاکمیت خود را تثبیت نمایند، اما دیدگاههای آنان با شرایط انقلابی حاکم بر ایران، مطابقت نداشت و این موضوع سبب ایجاد دو مساله مورد نظر شد. این دو مساله شامل بن بست نظامی در جبههها و بیثباتی سیاسی در صحنه داخلی بود. شکست استراتژی نظامی عامل بن بست نظامی بود و بن بست نظامی میتوانست برای منافع ملی کشور، عواقب خطرناکی داشته باشد. به هر حال در شش ماهه اول جنگ یعنی تا 26 اسفند ماه سال 59، چهار عملیات بزرگ به فرماندهی بنیصدر طرحریزی شد که همه آنها شکست خورد.
پس از این تلاشهای ناکام، بنیصدر سه راه حل پیش روی خود داشت:
1)این سلسله عملیات را ادامه بدهد که توان و روحیه لازم این کار وجود نداشت.
2) تغییر رویه و بینش بدهد و حضور سپاه و بسیج را به طور قطعی در صحنه جنگ بپذیرد که این راهحل با توجه به تفکر بنیصدر و بافت حاکم بر ارتش امکانپذیر نبود.
3) با تشدید بحران داخلی به موفقیتهای سیاسی اتکا نماید و از این طریق هم شکست در جبهههای جنگ را پوشش دهد و هم قدرت خود را در داخل تثبیت نماید.
بنی صدر در مواجهه با این سه راه حل، به دلایل گوناگون راه سوم را انتخاب نمود و در مقابل امام و یاران حضرت امام (ره) صفآرایی کرد. با آغاز مرحله سیاسی تلاشهای بنیصدر، ارتش استراتژی آفندی را در صحنه جنگ رها کرد و به پدافند پرداخت. این نکته را یکی از برادران ارتشی در کتابش اینگونه آورده است:
«در فروردین ماه سال 60، ما به همه نیروها ابلاغ کردیم که شما استراتژی پدافندی را اتخاذ کنید و فقط در حد عملیات ایذایی وارد عمل بشوید.»
در این فاصله که ارتش در لاک دفاعی خود بود، سپاه عملیاتهای محدودی انجام داد که موفقیتهایی را به دنبال داشت. این موفقیتها شالوده و ماهیت پیروزیهای بعدی جنگ را شکل داد و موجب شد تا با به کارگیری اصول انقلابی حاکم براین عملیاتها، صحنه جنگ به نفع جمهوری اسلامی تغییر یابد. نکته قابل استنتاج از این تحولات این است که میبایست عامل موفیتهای بعدی جنگ را در این تغییرات جست وجو کرد. فرماندهان سپاه اخیرا درباره جنگ تحقیقاتی کردهاند و به ریشهیابی این موضوع پرداختهاند که به چه دلیل، برادران ارتش قصد داشتند چنین سرزمین وسیعی را با دو لشکر آزاد کنند؟ آنها برای این کار قطعا اصولی داشتهاند و از ضوابطی پیروی کردهاند. برای پاسخ به این پرسش، بادو تن از برادران مسن ارتش که در نظام سابق هم مسئولیتهایی داشتند، صحبت کرده و از آنها سوال کردیم که واقعا چه برداشتی از تهدیدات داشتهاند و در مقابل عراق و شوروی چگونه طرحریزی میکردهاند؟ این برادران مطالب جالب و مفصلی را در توضیحات خود بیان کردند که در زیر آمده است.
«ما در مقابل عراق سه طرح تهاجمی به نامهای ابومسلم 1، ابومسلم 2 و آریوبرزن داشتیم. طرح ابومسلم 1 از دالامپرداغ تا نوسود بوده است که قصد داشتیم با دو لشکر 64 و 28 حمله کنیم و تمام سرزمین شمال عراق را منهای موصل، تصرف نماییم. خطی که این سرزمین را در بر میگرفت، شامل اربیل، رواندوز، سلیمانیه، قلعه دیزه، کرکوک و حلبچه میشد.»
طرح ابومسلم 2 که از نوسود تا موسیان بود، برای تصرف مناطق بلدروز، برقوبه، خانقین، کوتالعماره و بغداد اجرا شد. برای این کار، دو لشکر 81 و 16 در نظر گرفته شده بود.
طرح سوم در منطقه جنوب طرحریزی شده بود و آریوبرزن نام داشت. بانیان این طرح، قصد داشتند از مهران حمله نموده و تا فاو بروند و تمام شهرهای العماره، بصره، ناصریه و دیوانیه تا کوت را تصرف نمایند. نکته بسیار جالب در این طرح، یگانهایی است که برای تصرف این منطقه وسیع در نظر گرفته شده بودند. لشکرهای 16 و 92 به همراهی یک تیپ از لشگر 64 و تیپ 84 خرم آباد، مامور تصرف و تامین این منطقه بودند.
بنابراین، مبنای طرحریزی عملیاتی ارتش در ابتدای جنگ طرحهای زمان شاه بوده است. همان برادران ارتشی که با آنها گفتوگو کردیم، اظهار کردند که ما اسناد را بررسی کردیم و با توجه به تجاربی که در جنگ به دست آوردیم، متوجه شدیم، فرماندهانی که این طرحها را نوشتهاند، اساسا تجربه عملی نداشتهاند و طرحهای آنها نیز شکل منطقی و کاربردی نداشته است. با به بنبست رسیدن ارتش در این سلسله عملیاتها، برادران سپاه به فکر چاره افتادند و ابتدا عملیاتهای محدود و سپس عملیاتهای بزرگ دوران آزادسازی را طرحریزی کردند. سلسله عملیات محدود از 26 اسفندماه سال 1359 شروع شد و حلقه اتصالی بین شش ماهه اول جنگ و سال دوم آن ایجاد کرد.
ویژگیهای عملیاتی دوره مورد نظر
در این دوره که سرزمینهای مهم اشغال شده جنوب آزاد شدند، چهار عملیات اساسی به نامهای ثامنالائمه، طریقالقدس، فتحالمبین و بیتالمقدس انجام شد. هر کدام از این عملیاتها دارای ویژگیهای خاصی است که در اینجا مورد ارزیابی قرار میگیرد. ویژگی برجسته عملیات ثامنالائمه هماهنگ بودن این عملیات است. در عملیات ثامنالائمه برای اولین بار یک عملیات هماهنگ در این سطح بین برادران ارتش، سپاه و بسیج انجام شد؛ نتیجه عمده و برجستهای که عاید ما شد، اعتماد به نفس بود. ویژگی عملیات فتحالمبین قدرت تصمیمگیری فرماندهان جنگ فراگیر مردمی بود. البته با بررسی عملیات بیتالمقدس، متوجه میشویم که این عملیات دو یا سه برابر بزرگتر از عملیات فتحالمبین بود، ولی انصافا، فتحالمبین بسیار وسیع بود. در آن شرایط و در آن دوران سخت، اراده فرماندهی کل سپاه بود که توانست تصمیم بگیرد و این عملیات را انجام دهد، در حالی که بسیاری از فرماندهان، تصمیم سردار رضایی را به آن شکل قبول نداشتند. نتیجه این عملیات برای ما شکستن دشمن در ذهن خودش بود. در بررسیهای انجام شده، ویژگی عملیات بیتالمقدس مانور و عبور از رودخانه شناخته شد. با بحث درباره این عملیات، پیبردیم که این ویژگی، حاصل خلاقیت فرماندهی است، زیرا این عامل است که سبب میشود با وجود راهکارهای دیگر، تدبیر فرماندهی سپاه، عبور از رودخانه را در نظر بگیرد و بر آن تاکید کند. البته این راهکارها، مورد توجه دشمن نیز بود و یک بار، ارتش عراق طبق آن عمل کرد و نتیجهای نگرفت. به همین دلیل، نحوه مانور عبور از رودخانه یک ابتکار عمل محسوب میشد که در حقیقت حاصل تفکر سردار رضایی بود. ایشان در مانور عملیات به نقطه ثقل دشمن توجه کردند و قلب منطقه را نشانه گرفتند. با این تدبیر، سه نقطه حساس دشمن را (نشوه، بصره و خرمشهر) به خطر انداختیم و حتی نیروهایی را که در دروازه اهواز بودند، با تهدید جدی روبرو کردیم. این منطقه، همان منطقهای است که در نزدیکی پاسگاه زید بود و ایستگاه حسینیه، قلب منطقه بیتالمقدس محسوب میشد. در واقع، اگر این تدبیر، مانور و عبور از رودخانه را از عملیات بیتالمقدس بگیریم، چیز دیگری نخواهد داشت و به طور قطع، موفق نخواهد شد. نتیجه بسیار برجسته در عملیات بیتالمقدس، سازمان و نقش تعیین کننده سپاه بود. در این عملیات، سازمان سپاه بیشتر از گذشته مطرح و تثبیت شد و همه باور کردند که سازمان سپاه آنقدر قدرتمند شده که قادر است در جبهه نقش آفرینی کند و بسیاری از این پیروزیها بدون حضور سپاه امکان پذیر نیست. مقام معظم رهبری روی این نکته تاکید دارند و میفرمایند: «ما خرمشهر را هم میتوانستیم سال اول جنگ آزاد کنیم، اینکه چرا نشد، دلیلش محاسبه غلط بود و عدم محاسبه.» و میفرمایند که: «من معتقدم حضور جدی سپاه و بسیج در صحنه رزم بود که ما را موفق کرد و توانستیم خرمشهر را آزاد بکنیم و اگر همین کار را در سال اول جنگ انجام میدادند هم خرمشهر آزاد میشد.»
نتایج کلی موفقیتهای به دست آمده در این دوره
عقیده من بر این است که چهار پیروزی گفته شده، این چهار نتیجه کلی را دارد: یکی در بعد نظامی است، زمانی که ما دوره را به این شکل تحلیل میکنیم، متوجه میشویم که یک استراتژی برتر، سبب فتح خرمشهر شد، همانگونه که آن چهار عملیات شش ماه اول جنگ نیز حاصل یک استراتژی شکست خورده بود. اگر با یک دید کلی، چهار عملیات را نگاه کنیم، میبینیم که پشت سر هم پیروز میشود و کل سرزمینهای اشغالی را در جنوب آزاد میکند و به فتح خرمشهر و آن پیروزی بزرگ، منجر میشود. این نشانه استراتژی برتر نظامی ما در جمهوری اسلامی است. نتایج امنیتی این دوران همچون نتایج نظامی برای کشور بسیار ارزشمند بود. پیش از این نیز گفته شد که ما در این دوران، با دو بحران عدم ثبات سیاسی در داخل و حضور کشور خارجی در بخشی از سرزمینهای کشورمان روبرو بودیم و با وجود این دو معضل، امکان نداشت کشوری مثل جمهوری اسلامی با داعیه استقلال و آزادی، شعار برقراری حکومت سر دهد، اما به یاری خدا، این بحران با فعالیت حزبا… و سپاه در داخل کشور و حضور آنها در جبههها به نحو مطلوبی حل شد و نظام به حیات خود ادامه داد. در پایان این دوره مشاهده میشود که هم دشمن را از خاک خود بیرون کردیم و هم امنیت را در داخل برقرار نمودیم. نتیجه سوم را هم در بعد سیاسی بررسی میکنیم.
ماهیت جنگ اساسا بعد از این دوره تغییر کرد و به قول سردار رضایی، حضرت امام(ره) جهت جنگ را به خود دشمن برگرداند. آمریکا و هم پیمانان عراق با بحرانی مواجه شدند که بزرگتر از بحرانی بود که در نتیجه پیروزی انقلاب، بر دشمن وارد شده بود، زیرا این بحران در درون کشور ایران بود، ولی بحران ناشی از پیروزی انقلاب در جنگ، سراسر منطقه را فرا گرفت. عکسالعمل اسراییل در منطقه پس از فتح خرمشهر به خوبی موید این نکته است.
چهارمین نتیجه کلی که از این دوره نصیب جمهوری اسلامی شد، تحول در ساختار نظامی کشو بود که بدون این موفقیتها قابل دستیابی نبود. پس از این دوره، نظام اسلامی ایران صاحب یک بازوی قدرتمند نظامی، به نام سپاه شد که موفق شده بود در بحرانیترین شرایط انقلاب، امنیت داخلی را برقرار کند و برتری نظامیاش به دشمن را ایجاد و تثبیت نماید. از این پس، سپاه در بیشتر اهداف انقلاب نقش تعیین کنندهای داشت و توانست انقلاب اسلامی را از اتکای به سازمانهای سنتی رها کند. تضمین استقلال کشور نیز با وجود چنین سازمانی امکانپذیر گردید.