حسین علایی / رئیس سابق ستاد مشترک سپاه پاسداران
روز سوم خردادماه سالگرد حماسه آزادی و فتح خرمشهر، پس از بیش از یک سال و نیم اشغال آن به دست نظامیان بعثی صدام است. این روز بزرگ، خاطره بزرگ تاریخی است که به یک ذهنیت مستمر در حافظه تاریخی ملت ایران بدل شده است. فتح خرمشهر موجب هیجان عظیم و برانگیختگی احساسات و عواطف پاک در میان ملت ایران شد و دلهای همه ایرانیان و مسلمانان جهان را به یکدیگر نزدیک کرد و همدلی و وحدت عملی بین اقشار ملت را برانگیخت. فتح خرمشهر یکی از نتایج بزرگ عملیات بیتالمقدس بود، ولی تنها نتیجه آن نبود. در این نبرد که یکی از مهمترین و گستردهترین عملیاتها در دوران جنگ تحمیلی است، حدود 5 هزار و 400 کیلومتر مربع از خاک کشور که در جنوب استان خوزستان به اشغال صدامیان درآمده بود، آزاد شد. این وسعت، چندین برابر مساحت چند کشور همجوار ایران است که دشمن در آن با حداکثر توان نظامی خود؛ یعنی با شش لشکر شامل سه لشکر زرهی، یک لشکر مکانیزه و دو لشکر پیاده و ده تیپ مستقل پدافند میکرد و با استفاده از یک هزار و 400 دستگاه تانک، یک هزار و 200 دستگاه نفربر زرهی و بیش از 500 عراده توپخانه صحرایی و حدود 80 هزار نیروی نظامی، این منطقه را در کنترل خود داشت. وجود موانع طبیعی در اطراف منطقه تحت اشغال؛ یعنی رودخانه «کرخه نور» در شمال آن، رودخانه «کارون» در شرق و رودخانه «اروندرود» در جنوب و آبهای «هور الهویزه» در غرب منطقه اشغالی و نیز وجود دشتهای وسیع مناسب با مانور زرهی، که ستون فقرات ارتش صدام را تشکیل میداد. شرایط بسیار مناسبی را برای نیروهای اشغالگر پدید آورده بود که با حمایت گسترده نیروی هوایی و آتشهای وسیع پشتیبانی، میتوانست احساس کند که در قلعه خیبر نشسته و امکان نفوذ به جبهه وی وجود ندارد. اما چگونه این منطقه وسیع از دست نیروهای دشمن خارج شد؟ چه اتفاقی در بین نیروهای ایرانی افتاد که آنان توانستند، ظرف یک سال و اندی، همه سرزمینهای تحت اشغال دشمن را آزاد و عملیاتی به بزرگی عملیات بیتالمقدس را طراحی و اجرا کنند؟ آیا بر تسلیحات و تجهیزات آنان افزوده شد؟ آیا کشوری به آنان کمک نظامی کرد؟ آیا حامیان صدام، دست از حمایت وی برداشتند؟ آیا تحریم تسلیحاتی ایران شکسته شد؟ و آیا آمریکا، شوروی و اروپا، از حمایت گسترده تسلیحاتی و اطلاعاتی صدام دست کشیدند؟ پاسخ همه این پرسشها منفی است، ولی آنچه واقعیت دارد، این است که توان رزمی رزمندگان اسلام، گسترش عظیمی پیدا کرد. برای درک این موضوع باید به تحول فکری و فرهنگی که حضرت امام خمینی (ره) با بروز جنگ در بین مردم ایران ایجاد کردند اندیشید، که حاصل آن در فتح خرمشهر دیده میشود و به همین دلیل امام خمینی، فتح خرمشهر را «فتح ارزشها» نامید.
امام خمینی (ره) اقدامات اساسی زیر را برای برخورد با دشمن انجام داد و ذهن مردم ایران را در این زمینه متحول ساخت:
1. ترس از بروز جنگ و نگرانی از حمله نظامی، دشمن را با سخنان خود از دل مردم ایران بیرون راند.
2. دفاع را بر همه مردان و زنان به عنوان واجب کفایی اعلام نموده و میدان جنگ را در اختیار همه مردم ایران گذاشت و فرمود که «ان الذین یقاتلون بأنهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر»(سوره حج).
بدین ترتیب، توان رزمی ایران به یکباره افزایش یافت و مشارکت آحاد مردم در دفاع رخ داد.
3. به همه رزمندگان اعلام کرد که «شما میتوانید»، تنها «نصرت کنید خدا را، تا نصرت کند شما را» و خدا مجاهدان راهش را بر قاعدین برتری بخشید؛ «فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما».
4. او اعلام کرد که شما پیروزید، حتی اگر کشته شوید، زیرا به پیروزی عظیم شهادت میرسید «و ما بنا الا احدی الحسنین».
5. او از حضور همه استعدادها و همه اقشار مردم، بدون هیچ محدودیتی از نظر جسمی، سنی، تحصیلاتی، قومی و… در جبهههای جنگ استقبال کرد و راه ورود «نیروهای داوطلب» را که «بسیجی» خوانده میشدند، برای مقابله با دشمن به جبههها باز کرد، برای همین، نسل جدیدی از فداکاران و سرداران بزرگ، وارد عرصه دفاع شدند و کار طراحی نیروها و انجام عملیاتها را بر عهده گرفتند؛ سردارانی مانند شهیدان حسین خرازی، حسن باقری، مهدی باکری، صیاد شیرازی، منفرد نیاکی، احمد متوسلیان، احمد کاظمی، محمود شهبازی و صدها شهید گمنام بزرگ دیگر، در واقع، امام خمینی به خوبی نقطه آغاز حرکت برای ایستادن در مقابل دشمن را «شخصیت سازی فرهنگی جامعه» با انتقال آموزههای اسلام در این زمینه به عنوان سیر اساسی تحول در جبهههای نبرد تشخیص داده و دست به یک تحول عظیم فرهنگی در بین مردم زدند. ایشان از تحمیل جنگ از سوی دشمن، فرصتی برای آشنایی مردم با فرهنگ دفاعی اسلام ساختند و دیدگاههای زیبای اسلام را در این زمینه به طور مرتب برای آحاد مردم بیان داشتند. اقدام دیگری که ایشان انجام دادند، این بود که با بیان نکات نامبرده، تحولی را در فرهنگ خانوادههای ایرانی به وجود آوردند، به گونهای که آنان با فرستادن فرزندان خود به جبهههای جنگ، در جامعه شأن والایی یافتند و به اعزام فرزندانشان برای مقابله با دشمن افتخار میکردند. پدران و مادران، مشوقان فرزندان خویش برای حضور در جبهههای نبرد حق علیه باطل شدند و این یک تحول عظیم روحی و فرهنگی بود. امام خمینی به گونهای سخن میگفت و رفتار میکرد که جوانان ایرانی، عاشق محیط جبههها میشدند و کوچکترها از این که آنان را در جبههها نمیپذیرفتند. به دلیل کمی سن، گریه میکردند. علاوه بر اینها، رهبر کبیر انقلاب اسلامی، دست به یک «الگوسازی» موق زد. ایشان حسین فهمیده را که در زمان تلاش دشمن برای اشغال خرمشهر، دست به یک فداکاری بزرگ زد، الگوی همه جوانان و ایرانیان معرفی کرد و فرمود: «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است که نارنجک به خود میبندد و به مقابله با تانک دشمن میپردازد». ایشان با معرفی این الگوی ماندگار، عملا به مردم نشان داد که اسلام و جامعه اسلامی در عمل از چه شخصیتهایی استقبال میکند و به چه انسانهایی ارج مینهد.