گروه بینالملل، امیرعلی جعفری: انتخابات 15 ژانویه و پیروزی حماس باعث تحقق پیشبینی عرفات شد و چریکهای این جنبش جای دیپلماتهای کهنهکار را گرفتند. اسطوره فلسطینیها گفته بود: اگر اسراییل حداقل حقوق تاریخی و اجتماعی مردم فلسطین را به رسمیت نشناسد، مردم سرخورده میشوند و آنگاه اسراییل مجبور است با حماس بر سر میز مذاکره بنشیند.
توضیح اینکه چه عواملی باعث پیروزی حماس در انتخابات شد شاید چندان کار دشواری نباشد. حماس مانند بدیل شیعه مذهبش در لبنان، تنها یک تشکیلات حزبی نیست بلکه جنبش مردمی است که با احداث بنیادهای خیریه و اعطای خدمات به تودههای مردم توانست بتدریج خود را به یکی از عمدهترین بازیگران صحنه سیاسی فلسطین تبدیل کند. در انتخابات اخیر نیز هر چقدر رقیب اصلی یعنی فتح بد عمل کرد، آنها با سازماندهی مناسب وارد عرصه شدند و توانستند نظر مساعد فلسطینیها را که از ناکارآمدی دولت فساد سیاسی رکود اقتصادی و عدم امنیت به تنگ آمده بودند جلب کرده و 76 کرسی از پارلمان 132 نفری را تصاحب کنند.
حماس اما در بدترین وقت ممکن به قدرت رسیده است. چرا که این گروه با مشکلات عدیده داخلی و خارجی روبرو است که از یکسو فلسطینیها و از سوی دیگر جامعه بینالمللی انتظار حل این معضلات را دارند. برخی از این مشکلات از دولت قبلی به ارث رسیده است که رای دهندگان توقع حل آنها را دارند، مسایلی از قبیل بیکاری، فساد اداری، بلاتکلیفی سیاسی و .. اما دشواریهای حماس در عرصه بین المللی بسیار بیش از عرصه داخلی است. به رسمیت نشناختن اسراییل شدیدترین فشارهای سیاسی را به حماس وارد میکند . علت وجودی و تاسیس حماس که در حقیقت شاخه فلسطینی جمعیت اخوان المسلمین است، آزاد ساختن سراسر خاک فلسطین است. مطابق اساسنامه حماس، فلسطین موقوفه اسلامی بوده و هیچ کس حق ندارد حتی از یک وجب خاک آن چشم پوشی کند. البته حماس با مطرح نکردن نابودی اسراییل در شعارهای انتخاباتی این موضع خود را تعدیل کرده است.
حماس دولتی را تشکیل میدهد که بر اساس توافقنامه اسلو بنا شده و در اصل تشکیلات خودگردان بر مبنای معاهده اسلو است . حماس اسراییل را به رسمیت نمیشناسد و به تبع آن عهدنامه اسلو را نیز قبول ندارد و دقیقا سختی کار از همین نقطه شروع میشود. آمریکا و اتحادیه اروپا که کمک های آنها اصلیترین منبع مالی خودگردانی فلسطین است این گروه را در لیست سازمانهای تروریستی قرار دادهاند و هر گونه تماس با دولت تحت رهبری حماس را ممنوع کردهاند. حتی فرانسه که به حامی سنتی فلسطینیها معروف است از حماس خواسته است اسراییل را به رسمیت بشناسد. به همین دلیل تامین نیازهای 5/3 میلیون فلسطینی ساکن نوار غزه و کرانه باختری برای رهبران حماس دغدغهیی مهم به شمار میرود. در این بین حماس میکوشد با برقراری تماس با کشورهای مختلف و اعزام هیاتهای نمایندگی، خود را به جامعه بینالمللی بشناساند و در جبههیی که توسط آمریکا و دیگر حامیان اسراییل برای منزوی ساختن حماس تشکیل شده خلل ایجاد کند. در همین راستا این جنبش رایزنیهایی را با کشورهایی نظیر روسیه، چین و هند آغاز کرده تا بر انزوایی که متحدین اسراییل برایش تدارک دیدهاند فایق آید.
مشکل دیگر اقدامهای یکجانبه طرف اسراییلی است که نخستوزیر احتمالی آن «ایهود اولمرت» اعلام کرده تا سال 2010 مرزهای نهایی اسراییل را تعیین خواهد کرد. در این میان تحلیلگران مهمترین چالش مجلس را غلبه بر ناامنیهای داخلی و مهار گروههای مسلح میدانند. این مساله در اولین روزهای آغاز به کار رسمی دولت تحت رهبری حماس با ترور «بوقوتا» از فرماندهان ارشد کمیتههای مردمی مقاومت به دست افراد ناشناس مشاهده شد. امری که باید به ظرافت به آن پرداخته شود تا هم امنیت برقرار شود و هم از بروز جنگ داخلی میان گروههای فلسطینی جلوگیری شود.
اما در همین مدت کوتاه حماس نشان داده است که نسبت به دیگر گروههای مقاومت در فلسطین از قابلیت بیشتری در انطباق با محیط برخوردار است. حضور یک زن و یک مسیحی در کابینه شاهد این مدعا است.
در اولین تماس حماس با جامعه بینالمللی نیز «محمد الزهار» وزیر امور خارجه در نامهیی به دبیر کل سازمان ملل متحد گفته است که دولتش خواستار زندگی همراه با استقلال و آرامش در کنار همسایگانش است.
البته حماس با آگاهی از ارزش سیاسی «عدم شناسایی اسراییل» میخواهد با گرفتن حداکثر امتیاز از این وزنه خود استفاده کند. به هر حال جامعه بینالملل باید به این جنبش فرصت بیشتری دهد تا مرحله گذار به واقعگرایی را به آرامی طی کند. همچنین حامیان اسراییل در غرب باید از فشار بیش از حد به حماس خودداری کنند چون این مساله ممکن است به ناامیدی فلسطینیها، رادیکالیزه شدن فضا و در نهایت به فروپاشی خودگردانی فلسطین بینجامد که در آن صورت دود آن به چشم طرف اسراییلی نیز خواهد رفت.