معاون پژوهشی سابق وزارت علوم با ابراز تاسف از عدم تحقق سهم پیشبینی شده بخش پژوهش در برنامه چهارم، این امر را ناشی از بیاعتقادی برخی مسئولان به اهمیت پژوهش و عدم پایبندی به اهداف ترسیم شده در برنامه توسعه عنوان کرد و اظهار داشت: اگر به صراحت اعلام شود که در سالهای باقیمانده برنامه چهارم، بودجه پژوهش مرتبا کاهش خواهد یافت، باید برای چنین برخورد صادقانهیی تشکر کرد؛ زیرا کاهش بودجه تحقیقاتی و اعلام رسمی آن به مراتب مثبتتر از وضعیت موجود است که هر سال از افزایش بودجهها خبر میدهند ولی در عمل این اتفاق نمیافتد.
دکتر رضا منصوری که در حال حاضر به عنوان استاد مدعو در دانشگاه «مکگیل» در مونترال کانادا بسر میبرد در گفتوگو با ایسنا خاطرنشان کرد: دکتر زاهدی، وزیر علوم، در جلسه معارفه خود در سخنانی بر اهمیت فراوان بودجه پژوهش تاکید کرد و گفت با رییسجمهور هم صحبت میکند تا بودجه پژوهش به بالای یک درصد برسد، لذا عدم تحقق این امر علامت این است که همان مشکلات همیشگی با سازمان مدیریت مانع از افزایش اعتبارات پژوهشی شده است.
در مجموعه بدنه برنامهریزی اعتقاد به پژوهش وجود ندارد و به همین دلیل با وجود تغییر چندین دولت و با اینکه این بار هم وزارت علوم و شخص وزیر با افزایش اعتبارات این بخش بسیار موافق بودند، این امر محقق نشد که نشان میدهد موانع بسیار بزرگی در بدنه برنامهریزی برای عدم افزایش بودجههای پژوهشی وجود دارد که این مساله با سند چشمانداز بیست ساله کشور که اهداف مهمی در زمینه علم و فناوری در آن پیشبینی شده است، تناقض دارد.
وی خاطرنشان کرد: این مساله قطعا برای کشور مشکلاتی را ایجاد میکند. یک مشکل رشد نکردن بودجههای تحقیقاتی است و دیگر افت و خیز بودجه است که مانع از برنامهریزی علمی در این حوزه شده و پروژهها را مرتبا متوقف میکند و انرژی بسیار زیادی را از بدنه تحقیقاتی کشور میگیرد که این امر بسیار خطرناک و مضر است.
دکتر منصوری در پاسخ به این استدلال برخی مخالفان افزایش بودجه پژوهشی که اتلاف و بیاثر بودن اعتبارات تخصیص یافته به این بخش را مطرح میکنند، اظهار داشت: این استدلال همیشه مطرح بوده ولی آیا بودجهیی که به سایر بخشها داده میشود هدر نمیرود و تنها در تحقیقات است که بودجه به هدر میرود؟ مطمئنا مثالهای بسیار فراوانی از بودجههای هنگفتی که به هدر رفته است، در خود سازمان برنامه وجود دارد؛ اگر چه احتمالا در تحقیقات هم بخشی از بودجه هدر میرود ولی فقط در تحقیقات نیست که بودجه را هدر میدهیم.
از طرف دیگر همچنان که در تمام بیست سال گذشته همواره گفتهام، در تحقیقات باید به یک حد آستانهیی برسیم که تا وقتی به آن نرسیدهایم مقدار زیادی از سرمایهگذاری اولیه برای نطفهبندی دستگاههای تحقیقاتی کشور و زیرساختها صرف میشود که ممکن است به نظر برسد بخشی از بودجه هدر میرود ولی در واقع لازمه رشد یک نطفه تحقیقاتی در کشور است. اگر میبینیم که وضعیت تحقیقات ایران در مقایسه با کشورهای اسلامی در حال رشد است به دلیل همین رشد نسبی تحقیقات در بیست سال اخیر است که هر چند کم ولی به هر حال وجود داشته و عامل دیگر مدیریت همین بودجه کم تحقیقاتی و از خود گذشتگی محققان کشور است که این مجموعه به رشدی که الان دیده میشود، منجر شده است ولی این میزان پیشرفت با توجه به اهداف چشمانداز بیست ساله کشور کافی نیست.
رییس انجمن فیزیک ایران تصریح کرد: به عقیده من این استدلال که بودجه پژوهشی به هدر میرود، استدلال کسانی است که به تحقیقات اعتقاد ندارند و هنوز همانند زمان قاجار تصور میکنند که با ایجاد کارخانه و نصب سختافزار میتوان یک کشور را رشد داد و هنوز هم به اهمیت فکر و نرمافزار واقف نشدهاند.
رفع این مشکل مستلزم یک بازنگری کلی در اعتقادات ذهنی برنامهریزان کشور در تمام سطوح علیالخصوص در سطوح پایین کارشناسان برنامهریزی کشور است.
وی در پاسخ به این سوال که با توجه به تاکیدات مستمر مسوولان بر اهمیت پژوهش و حمایت از آن، مساله عدم اعتقاد نظام برنامهریزی کشور به پژوهش تا چه حد جدی است، اظهار داشت: با اینکه همه از تحقیقات و اهمیت آن صحبت میکنند، این مقوله هنوز در حد شعار باقی مانده و تبدیل به عمل نشده که نمونه آن همین کاهش بودجه تحقیقاتی در سال 85 است.
معاون پژوهشی سابق وزیر علوم خاطر نشان کرد: من به تفصیل درباره آنچه که در سال 84 اتفاق افتاد در رسانهها گفتهام. زمانی شخص آقای خاتمی و وزیر علوم و دیگران بشدت بابت کاهش بودجه پژوهشی از سازمان مدیریت عصبانی شدند. هم اکنون و در دولت جدید نیز با اینکه خود وزیر علوم در ابتدای وزارتشان گفتند که بودجه پژوهشی را افزایش می دهیم ولی موفق به این امر نشدند که این هیچ چیز را نشان نمیدهد جز اینکه اعتقاد به پژوهش در بدنه برنامهریزی وجود ندارد و حرفهایی که زده میشود درحد شعار است، نه عمل.
دکتر منصوری درباره علت بیاعتقادی برخی مسئولان به پژوهش، اظهار داشت: مساله بسیار پیچیده است. اگر این مساله ساده بود تمام حدود 150 کشور عقب مانده یا در حال توسعه دنیا بودجه تحقیقاتی خود را افزایش میدادند. این امر در واقع نشان دهنده گذار از توسعه نیافتگی به توسعه و تفکر توسعه در کشورهای عقب مانده یا در حال توسعه است و اگر این مساله ساده بود طی همین چهار برنامه پنجساله توسعه این اتفاق میافتاد.
وی افزود: بحث افزایش بودجه تحقیقاتی از ابتدا همواره مطرح بوده است. ما در اولین برنامه پنجساله شروع کردیم سهم این بخش را از 2/0 درصد GDP به 6/0 درصد GDP برسانیم. الان بعد از چهار برنامه به 45/0 درصد GDP رسیدهایم یعنی رشد بسیار اندکی داشتهایم. هر بار گفتهایم میخواهیم سهم پژوهش را به 1، 5/1 و 5/2 درصد GDP برسانیم ولی دایما پایین رفتهایم؛ بنابراین کار بسیار سخت و پیچیدهیی است که عزم جدی ملی ودولت را میطلبد که برنامه مصوب مجلس را اجرا کرده و سعی کنند کسانی را که مانع اجرای آن هستند متقاعد کنند که این امر به نفع شخص کارشناس، مدیران و توسعه کشور است و در واقع پیشرفت کشور در گرو این افزایش بودجه است.
استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف در ادامه درباره استدلال دیگر مخالفان افزایش بودجه پژوهشی مبنی بر اولویت داشتن سایر بخشها، خاطر نشان کرد: اولویت هم در مقولههای اصلی برنامهریزی و هم درجزییات مطرح است. باید ببینیم تحقیقات در کل برای کشور ما اولویت دارد یا نه و اگر اولویت دارد به چه معناست؛ هیچ کس ادعا نکرده که ما دفعتا 10 درصد درآمد ناخالص ملی کشور را صرف تحقیقات کشور کنیم. چنین چیزی نه ممکن است و نه لزومی دارد. بحث این است که سهم اعتبارات پژوهشی را طی دورانی معقول به 2 درصد GDP برسانیم.
این دوره لااقل در برنامه پنج ساله چهارم که در حال اجرا است پنج سال پیشبینی شده است که شخصا حتی در برنامه سوم با این امر مخالف بودم؛ چون میدانستم غیر عملی است و هیچگاه برنامهریزان کشور نگفتند مثلا 15 تا بیست سال وقت میگذاریم که رقم فعلی را به آن درصد مطلوب برسانیم.
وی افزود: ما همیشه از اهمیت پژوهشی صحبت میکنیم ولی چرا نمیگوییم وقتی اولویت نداشتن تحقیقات را مطرح میکنیم به این معنا است که میخواهیم سهم آن را کاهش دهیم، ثابت نگه داریم یا خیلی کم افزایش دهیم؟
معاون پژوهشی سابق وزیر علوم ابراز عقیده کرد: این مسائل، ریز برنامهریزی کشور است که هیچ گاه رعایت نمیکنیم. ما در هر برنامه پنج ساله، رشد بودجه پژوهش را پیشبینی و تصویب کردهایم ولی هیچ وقت آن را کاملا اجرا نکردهایم و گویا کسی هم نمیخواهد بگوید ما نمیخواهیم برنامه مصوب را در بخش پژوهش اجرا کنیم. بنابراین بهتر است از اول بگویندکه بیمارستانها و برنامه های عمرانی اولویت دارند و ما قصد داریم مثلا در 10 سال آینده به هیچ وجه بودجه پژوهشی را افزایش ندهیم و بعد از آن افزایش بودجه را آغاز کنیم. اینها مسائل بسیار ساده برنامهریزی است و اینکه ما بد برنامهریزی میکنیم یا برنامههای مصوب خود را اجرا نمیکنیم نشان دهنده این است که اساسا به برنامهریزی اعتقاد نداریم.
دکتر منصوری اظهار داشت: در حال حاضر حدود دو سال از بحثهای مربوط به برنامه چهارم گذشته است، آیا ما در این مدت آن قدر عاقلتر شدهایم که 2 درصد سهم مصوب بخش پژوهش را بخواهیم به نیم درصد برسانیم؟ آیا برنامهریزان ما در این مدت این قدر خردگرا شده و متوجه آمار جدید شدهاند یا آن موقع اطلاع نداشتهاند که طرحهای عمرانی و بیمارستانی مهمتر از پژوهش هستند؟
عضو فرهنگستان علوم جهان سوم اضافه کرد: از مدیران سیاسی کشور انتظار میرود که تکلیف دانشگاهیان و پژوهشگران در تمام دستگاههای اجرایی کشور را روشن کنند و مطمئنا آنها با همین بودجه اندک هم خواهند ساخت ولی اینکه وانمود شود که بودجه افزایش پیدا خواهد کرد، نمایی در ذهن افراد متبلور شود و بعد همه به هدر برود، بخاطر این شعارهای نامحقق، بخش عمدهیی از انرژی متفکران و پژوهشگران کشور به هدر میرود.
دکتر منصوری در ادامه درباره تصویری که از پیشرفت فزاینده علمی کشور در سالهای اخیر ترسیم شده است و به نظر می رسد کاهش اعتبارات پژوهشی نمود چندان ملموسی برای جامعه و مسوولان ندارد، گفت: این هم جزیی از تفکر شعاری در کشور است؛ کافی است با پژوهشگران در سطوح و دستگاه های مختلف صحبت کنیم، خواهید دید که همه چقدر در فشارند. یک مثال ساده رصد خانه ملی و مکان یابی آن است که با چه زجر و مشقتها و چه دقت علمی این کار آغاز شد و با چه دشواری یک گروه بیست نفره آموزش دیدند و سال گذشته در چهار نقطه کشور در سرمای بسیار سخت در ارتفاعات سه هزار متری در مناطقی که حیوانات وحشی وجود دارند، بدون حفاظت با چه مشقت و با پول کم اندازهگیری علمی کردند. با این حال، نرسیدن بودجه در سال 84 که بخشی از همین کاهش بودجهها بود، این طرح را بعد از هفت سال برنامهریزی و نتایج بسیار متوقف کرد.
وی خاطرنشان کرد: در شش ماه گذشته گروهی که کار میکردند، مشکلات فراوانی داشتند و سعی کردند مسوولان را به ادامه این کار متقاعد کنند، ولی نشد. این یکی از مثالهای کوچکی است که بودجه دو سال گذشته آن برای تجهیز چهار مکان در ارتفاعات و ساخت تجهیزات گروه بیست نفره آن شاید به 100 میلیون تومان هم نمیرسید و مطمئن هستم بسیاری پروژههای دیگر در دانشگاهها، دستگاههای اجرایی و وزارتخانههای مختلف و حتی در علوم انسانی به دلیل مشکل بودجه متوقف شده یا صدمه دیده است.
معاون پژوهشی سابق وزیر علوم تصریح کرد: ما نمیتوانیم یکی دو موضوع را در سطح جامعه پخش کنیم به این عنوان که رشد علمی کشور را نشان می دهد ولی مجموعه زیادی از پروژههای مهم و منفرد را تحت فشار قرار دهیم و حتی اگر هم قرار است این کار انجام شود دولت رسما اعلام کند که سیاست ما این است که مثلا در 10 سال آینده فقط روی یکی دو موضوع متمرکز شویم و موضوعات دیگر را نپرورانیم.
چرا پروژهیی مثل رصدخانه ملی تصویب و برای آن بودجه مشخص شده، ولی بودجه را جاری نمیکنند؟
دکتر منصوری در ادامه درباره تاخیر در تشکیل شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری که اولین جلسه آن ر اسفند ماه 83 برگزار شد و دومین جلسه آن پس از 13 ماه همچنان تشکیل نشده است، اظهار داشت: یادم هست در اولین جلسه شورای عالی، علوم، تحقیقات و فناوری که در حضور رییس جمهور وقت حجتالاسلام خاتمی – برگزار شد، آقای خاتمی گفتند که این شورا آن قدر اهمیت دارد که جلسات آن را ماهانه خواهیم کرد ولی من از رییس جمهور خواهش کردم که لطفا ترتیب جلسات شورا را فصلی یک بار بگذارید که لااقل سه بار در سال برگزار شود. ایشان اصرار کردند که خیر! باید ماهانه برگزار شود.
الان یک سال و چند هفته از آن تاریخ گذشته و هنوز دومین جلسه آن تشکیل نشده و حتی کمیسیون دایمی آن هم که اولین جلسه آن در دولت سابق تشکیل شد، در دولت جدید تنها یک بار تشکیل شده که این امر هم مثل وضعیت بودجه تحقیقات بیانگر این است که مساله تحقیقات و برنامهریزی برای آن اولویت ندارد یا تصور میشود که این کاری است که دارد انجام میشود ولی این یک بام و دو هوا بودن که تحقیقات خوب است ولی پول دادن به آن، شرکت در جلسات آن و برنامهریزی برای آن بد است، بیمعناست و نتیجهی جز هدر دادن منابع و ثروتهای موجود فکری و انسانی کشور ندارد.
معاون پژوهشی سابق وزیر علوم در پاسخ به سوالی درباره میزان انطباق اولویتهای علمی پژوهشی تعیین شده کشور که فناوری نانو، زیست فناوری و IT است، با نیازها مصالح توسعه کشور اظهار داشت: در مورد هر اولویت گذاری میتوان حرف و حدیث مطرح کرد ولی همین که دولت چند زمینه را به عنوان اولویت اعلام کرده علیالاصول چیز مثبتی است؛ بنابراین جای آن نیست که در مورد چرایی این اولویت گذاریها بحث کنیم و آنچه برای هر کشور مهمتر است، پایبندی بر اولویتها و برنامهریزی صحیح برای آنها است و این جزو فلسفه سیاستگذاری علمی- لااقل برای کشورهایی مثل ایران –است که اگر چند زمینه را به عنوان اولویت تعیین کرده و برای آن برنامهریزی صحیح کنیم، زمینهها و بخشهای دیگر هم خود به خود رشد میکنند؛ بنابراین باید تمام هم و غم خود را بر این بگذاریم که دولت پای حرف خود بایستد و برای این سه زمینه که اولویت داده شده برنامهریزی جدی کند. این امر در نهایت به نفع کشور خواهد بود حتی اگر منتقد زمینههای اولویتدار باشیم.
دکتر منصوری در عین حال به عدم تحقق اعتبارات پیشبینی شده در این زمینههای اولویت دار اشاره کرد و گفت: مثلا در سال اول اعتباری بالغ بر بیست میلیارد تومان برای نانو فناوری تعیین شده بود که در عمل حدود یک میلیارد تومان به آن اختصاص یافت- و البته بعد ارقامی به آن اضافه شد که اطلاع ندارم- این بسیار بد است و جزو همان بیبرنامگی برنامه ریزان کشور ماست که خود سازمان مدیریت پیشنویس آنها را برای دولت و مجلس تهیه میکند و بعد خود اجرا نمیکند و این خیلی خطرناک است. به همین دلیل است که میگویم مهم نیست که دولت چه اولویتی تعیین کرده، بلکه مهم اجرای آن است که همین اجرای اولویتها درسهای بزرگی را به ما میآموزد و ما را برای گامهای بلندتر در جهت توسعه اقتصادی، علمی و… آماده میکند.
دکتر منصوری درباره راهکارهای رفع بیاعتقادی برخی مسوولان و برنامهریزان کشور به اهمیت راهبردی بخش تحقیقات گفت: این کاری دراز مدت است و در این شرایط آنچه که از دست پژوهشگران بر میآید و باید انجام بدهند این است که فرض کنند اساسا قرار است بودجهها در 10 سال آینده هر سال مقداری کاهش پیدا کند یا میزان مطلق آن ثابت باشد –که در نهایت مساوی با کاهش است- و طوری برنامهریزی علمی کنند که بتوانند با این ارقام کم کنار بیایند و خدمت علمی به کشور کنند. این تا حدی ممکن است و دست تکتک پژوهشگران و بخشهای مستقل از دولت مثل انجمنهای علمی یا گروههای علمی است که در حد دانشکده و گروه با هم کار میکنند.
معاون پژوهشی سابق وزیر علوم، افزود: توصیه من به همکاران این است که باید در این جهت پیش رویم. بخش عمدهیی از کار هم برعهده دولت است که باید نشان دهد عزم راسخی دارد یا نه و هر کس که از دستش برمیآید باید مستقیما در هر جلسه و در رسانهها از دولت بخواهد که تصمیمش را اعلام کند که از پژوهش چه میخواهد. آیا قرار است بودجه سال به سال کاهش یابد و دولت جدید هم میخواهد روند دولتهای قبلی را در کاهش مستمر بودجههای پژوهشی ادامه دهد؟
وی درباره نقش رسانهها در شرایط فعلی نیز گفت: رسانهها با توجه به اثرگذاری که دارند نقش بسیار مهمی در این زمینه بر عهده دارند. آنها باید ببینند در این شرایط با مجموعه محققان کشور هم صدا هستند یا نه؟ مساله تنها بودجه پژوهش نیست. رسانهها باید بحث برنامهریزی و این سوال اساسی را مطرح کنند که روند عدم اجرای برنامهها که در چند دهه اخیر داشتیم باید تا کی ادامه پیدا کند و لااقل با مصاحبههای خیلی جدی و مشخص با مدیران سطوح مختلف سازمان مدیریت نظرات این سازمان را هم منعکس کنند که چرا پیش نویس برنامهیی را که به دولت میدهند و معمولا با تغییرات اندکی تصویب میشود یک چیز است و آنچه خودشان اجرا میکنند چیز دیگری است؛ انعکاس این قبیل مباحث در رسانهها امر بسیار مهم و سازندهیی است.