دکتر صفر یوسفی
مشروطه ایرانی که به شکل طفلی ناقص و علیل متولد شد بر اثر بیماریهایی که بدانها دچار شد، سرانجام رها و فراموش گردید و به مرگی تدریجی گرفتار شد. بحران مشروطیت ایرانی بی ارتباط با ماهیت و نحوه شکل گیری و پیروزی آن نبود. با این همه عواملی که سبب بحران در مشروطه ناقص و ناتمام ایرانی شد، به نحو زیر قابل بررسی است:
1- نفوذ عناصر استبدادی و ضدمشروطیت در نظام مشروطه و تبرئه و بخشش و عفو طرفداران استبداد و محمدعلیشاه و کسانی که مخالفان اصلی انقلاب مشروطیت بودند، مثل عبدالمجید میرزا عین الدوله صدراعظم خشونت طلب و مستبد مظفرالدین شاه که خشونتهایش نقش مهمی در شروع و تداوم انقلاب داشت و حتی بعدها وی به صدارت و وزارت در دولت مشروطه رسید. کلنل لیاخوف روسی که مجلس اول شورای ملی را به توپ بسته بود بعد از فتح تهران شمشیر را از کمر خود باز کرده و تسلیم شد و سردار اسعد بختیاری (علیقلی خان) شمشیر را به کمر او بسته و گفت المامور معذور. علاءالدوله حاکم تهران که بازرگانان قند را به چوب بسته و عامل شروع حرکت انقلاب بود و حتی محمدعلیشاه از ترس مشروطه خواهان و انقلابیون به او سمت و منصبی نداده بود به حکمرانی فارس رسید.
مسعود میرزا ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه برادر مظفرالدین شاه و عموی محمدعلیشاه حاکم جبار اصفهان با دادن صدهزار تومان اعانه کمک به دولت مشروطه و فاتحان تهران بخشیده شد. از همه مهمتر محمدعلیشاه مستبد و ضدمشروطه که بخشیده و تبعید شد و صد هزار تومان مقرری (حقوق) برای او تعیین شد.
2- ماهیت فاتحان تهران و گرایشهایی که به دولتهای روسیه و انگلیس و یا جناح استبداد داشتند. حتی برخی از آنها همدلیهایی به محمد علیشاه در جریان حمله او برای باز پس گرفتن سلطنت از خود نشان دادند مثل محمدولی خان تنکابنی سپهدار اعظم که از صدارت کنار گذاشته شد و صمصام السلطنه بختیاری جای او را گرفت.
3- نفاق و شقاق و اختلاف در میان فاتحان تهران از جمله سردار اسعد بختیاری و محمدولی خان تنکابنی سپهدار اعظم و پیروم خان ارمنی و ستارخان و باقرخان.
4- کنار گذاشته شدن و سرکوبی نیروهای اصیل و مردمی و انقلابیون واقعی و حتی سرکوب و خلع سلاح ستارخان و باقرخان در ماجرای معروف به پارک اتابک که منجر به گلوله خوردن و زخمی شدن ستارخان شد.
5- تلاشهای محمد علیشاه و ایادی و عوامل او از جمله برادرانش سالارالدوله و شعاع السلطنه در حمله و تخریب انقلاب به کمک دولت مستبد روسیه تزاری.
6- اختلاف میان علمای مشروطه خواه نجف (علمای ثلاثه آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و حاج حسین حاج خلیل تهرانی) و علمای مشروطه خواه تهران و شهرستانها با علمای مشروطه خواه و مخالف مشروطه مثل شیخ فضلالله نوری و دیگران و حتی علمای مخالفی مثل سیدکاظم یزدی در نجف.
7- اشتباه فاتحان تهران در دستگیری و اعدام شیخ فضل الله نوری به عنوان مجتهد مسلم که تاثیرات منفی بسیار زیادی بر جای گذاشت چون اولین بار بود که یک مجتهد و مرجع تقلید را اعدام میکردند. در حالی که بسیاری از مستبدان و طرفداران حکومت مطلقه و ضد انقلاب و مشروطه را بخشیده بودند.
8- دخالتها و اعمال نفوذ روسیه و انگلستان در امور مجلس و دولت و حمایت از عناصر وابسته به خود در جهت تضعیف مشروطیت و انعقاد قرارداد 1907 تقسیم ایران بین دو کشور، اشغال ایران در جنگ جهانی اول به وسیله آنها و قرار و تقسیم نهایی ایران به وسیله آن دو کشور در 1915.
9- درگیریهای حزبی و ستیزهها و منازعات و مشاجرات کلامی آنها در مجلس و ایجاد جو وحشت و ارعاب و خشونت و ترور میان دو حزب عمده و معروف دموکراتها (عامیون) و اعتدالیون که سرانجام به برخوردها درگیریهای فیزیکی و حذف انجامید که سید عبدالله بهبهانی از طرفداران حزب اعتدال به وسیله چهار تن از مجاهدان طرفدارحزب عامیون یا دموکراتها از جمله رجب سرایی ترور شد و در مقابل نیز طرفداران حزب اعتدالی به عنوان انتقام دو تن از اعضای دموکراتها (عامیون) به نامهای علی محمدخان تربیت و شیخ عبدالرزاق را کشتند. بدین ترتیب افراطیگری و زیاده رویها از بلایای همیشگی جامعه ایرانی در دورههای آنارشیگری و هرج و مرج و فقدان حاکمیت استبدادی بوده است.
10- قدرت طلبی در میان احزاب و گروههاو نیز نیروهای دولتی و حکومتی که سبب نابسامانی اوضاع سیاسی شد.
11- ضعف ساختاری مالی و اوضاع پریشان اقتصادی.
12- ناتوانی کابینههای مشروطه و سقوط زودهنگام آنها.
13- ترجیح منافع گروهی و طبقاتی حزبی بر منافع ملی و جمعی.
14- ناامنی اجتماعی و ناتوانی نیروهای نظامی در ایجاد نظم و امنیت و آرامش در کشور.
15- تاثیرات ناگوار جنگ جهانی اول (1914-18) و اشغال ایران و دخالتهای بیگانگان متفق روسیه و انگلستان و متحد عثمانی و آلمان.
16- بیکفایتی سیستم حکومتی قاجار و احمدشاه.
17- سرگردانی وحیرانی سیاسی بر اثر وجود مطبوعات و احزاب متعدد و گوناگون.
18- شتاب آلود بودن و احزاب متعدد و گوناگون.
19- شتاب آلود بودن افکار و اقدامات و اینکه سعی شد به رغم مشکلات تئوریک و ساختاری نظام مشروطه در ایران ره صد ساله یک شبه پیموده شود به خصوص به وسیله برخی مطبوعات و شاعران و احزاب.
20- نارضایتی و دلسردی مردم از انقلاب مشروطیت و اینکه انقلاب نتوانسته بود آرزوها را و انتظارات و خواستههای آنان را برآورده سازد. و مهمترین عامل، آنارشیگری و هرج و مرج سیاسی بود که به وسیله احزاب و گروهها و مطبوعات و جناحهای سیاسی مجلس به آن دامن زده میشد و سرانجام از دل این هرج و مرج و نابسامانی و ناامنی و آشوبگری و آنارشیگری رضاخان به عنوان منجی جامعه از بحران بیرون آمد و مشروطه به استبداد رضاخانی تبدیل شد.