اصغر بابایی ساخمری
سایت «سکولاریسم برای ایران»، یک سلسله شبهاتی تحت عنوان «تناقضات علمی قرآن» مطرح کرده که با واقعیات قرآنی تطابق ندارد. در این مقال به چهار مورد از این شبهات جواب داده شد و آن این که: رسالت قرآن شریف، گیاهشناسی، زمینشناسی، کیهانشناسی و فیزیک و ژئوفیزیک نیست. رسالت قرآن، انسانسازی، هدایت و شفای انسانها است. با این مقدمه به بیان و پاسخ برخی از شبهات یاد شده میپردازیم.
1. در قرآن شریف آمده: خورشید در برکهای گل آلود غروب میکند. علوم جدید چگونه میتواند آن را اثبات کند؟ آیا به نظر نمیرسد علوم جدید در این راستا در ضلالت مبین است؟ در عرصۀ تحقیق و پژوهش، به تکلفگویی تن داد و نه، به تکلفگویی دست زد، در مورد علوم قرآن نیز مسئله چنین است. آن چه در مورد آیۀ مورد شبهه (کهف: 18/90-89)، قابل بیان است، این است که: این دو آیه، در صدد بیان زبان حال یک فرد است آن هم در یک فضای خاص، و قصه از این قرار است که: ذوالقرنین طی یک سفر، به نقطهای از ساحل دریای اژه، نزدیک شهر ازمیر رسید. در آن جا احساس کرد دریا، صورت چشمهای به خود گرفته است و آب نیز از گل و لای ساحل تیره رنگ به نظر میرسد. به طور طبیعی، در حوالی غروب نیز، اگر کسی در ساحل به تماشای خورشید بنشیند، احساس خواهد کرد که خورشید، چنان است که انگار دارد در آب غروب میکند. یعنی در آب به تماشای خورشید بنشیند، احساس میکند که خورشید دارد در آب غروب میکند. قرآن شریف از این حالت، به زبان حال «وجدها تغرب فی عین حمئة» تعبیر میکند. یعنی به علت کرویت زمین، هر کس هنگام غروب، در ساحل دریا به تماشای خورشید بنشیند، احساس خواهد کرد که خورشید آرام آرام، در سینۀ دریا فرود میآید. همان طوری که بیان شد، این دو آیه در صدد بیان طلوع و غروب واقعی خورشید نیستند. طلوع و غروب خورشید، بحث تخصصی کارشناسی خاص خود را طلب میکند که در جای دیگر باید دنبال شود. قرآن شریف در آیات دیگر به خورشید و حرکتهای آن سوگند یاد میکند و آن را از نشانههای الهی میداند. خورشید، ستارهای است که هر انسانی میتواند طلوع و غروب آن را هر روز شاهد باشد. انسانها تا قرنها فکر میکردند که خورشید به دور زمین میچرخد. هیات پیچیدۀ بطلیموس نیز بر همین اساس پایهگذاری شده بود که زمین مرکز جهان است. ولی عقیدۀ اخترشناسان (حتی کلپر، کوپرنیک و گالیله) بر آن بود که خورشید ثابت ایستاده است. اما در اعصار جدید روشن شد که خورشید دارای چندین حرکت است. حرکت وضعی، حرکت انتقالی و… که در این مقال مجال بحث آن نیست. آن چه به اختصار قابل بیان است این است که: اولاً این دو آیه، درصدد بیان طلوع و غروب واقعی خورشید نیستند، و نمیخواهد بگوید: واقعاًًٌٌٌٌٌٌٌٌ قرص خورشید، در برکهای گلآلود، غروب کرد و خورشید در باتلاقهای آن گیر کرد، تا به دنبال آن بحث شود که آیا علوم جدید میتواند آن را درک کند یا خیر؛ بلکه آیه در صدد بیان یک زبان حال، در یک فضا و زمان خاص است که صرفاً بیان یک احساس است که در یک زمان و حالت خاص به فرد خاص دست داده است. در ثانی باید گفت: علوم جدید و علوم تجربی، علومی گام به گام است و همیشه با آزمون و خطا سروکار دارد که در این صورت علوم بشری و علوم جدید، در برابر علوم قرآنی، همانند طفلی است که راه رفتن گام به گام را تمرین میکند و لذا اگر علوم جدید در این راستا، «در ضلالت مبین» نباشد، خیلی در توسعه نیست و خیلی نمیتواند در قضاوتها دست و دل بازی نماید. هر چند ممکن است با گذشت زمان، بر بخشی از بطون و لایههای قرآنی دست باید…؟
از این حیث با دقت در معانی آیات ذکر شده و با مرور بر معانی آیات قبل و بعد، مسئله بر همگان روشن خواهد بود کما این که خداوند شهرها و دلها را تسلیم ذوالقرنین گردانیده بود و به وی روشن دلی عطا نموده بود.
2. در علوم جدید، از شهاب باران شدن آسمان سخن میگویند؛ قرآن شریف هم به شهابهایی آسمانی اشاره دارد که جهت حفاظت ازنعمتهای آسمانی و جلوگیری از استراق سمع، هم چون تیرهایی به سوی شیاطین پرتاب میشوند، آیا این خبر قرآنی، از نظر دانشمندان ستاره شناس قابل اثبات است؟ آن چه در این راستا، به اختصار قابل بیان است این است که: قرآن شریف، در آیات فراوان به آفرینش ستارگان، از جمله به شهاب سنگها اشاره دارد، حتی به ستارگان نیز سوگند یاد میکند. برخی از آیات که به شهاب مبین و یا شهاب سنگها، اشاره دارند، عبارتند از: «ما در قرآن برجهایی قرار دادیم؛ و آن را برای بینندگان آراستیم. و آن را از هر شیطان رانده شدهای حفظ کردیم؛ مگر آن کس که «استراق سمع میکند (و دزدانه گوش فرا دهد) که شهاب مبین او را تعقیب میکند (و میراند)». در جای دیگر آمده است.» ما آسمان نزدیک (پایین) را با ستارگان آراستیم، تا آن را از هر شیطان خبیثی حفظ کنیم. آنها نمیتوانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند، (و هرگاه چنین کنند) از هر سو مورد هدف قرار میگیرند. آنها به شدت به عقب رانده میشوند؛ و برای آنان مجازات دائم است. مگر آنها که در لحظهای کوتاه برای استراق سمع به آسمان نزدیک شوند که شهاب ثاقب آنها را تعقیب میکند.» هم چنین در سوره جن آمده است: «و این که، آسمان را جستجو کردیم و همه را پر از محافظان قوی و تیرهای شهاب یافتیم. و این که ما پیش از این به استراق سمع در آسمانها مینشینیم، اما اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابی را در کمین خود مییابد.» هم چنین آمده «ما آسمان پایین را با چراغهای فروزانی زینت بخشیدیم و آنها (شهابها) را تیرهایی برای شیطان قرار دادیم، و برای آنها عذاب آتش فروزان فراهم ساختیم.»
«سوگند به آسمان و کوبنده شب. و تو چه میدانی کوبنده شب چیست؟ همان ستاره درخشان و شکافنده تاریکیهاست.» با دقت در آیات فوق، به بخش عمده سؤال جواب داده میشود. آن چه در این مقال مجال بیان آن است، این است که به نظرات صاحب نظران و مفسران پرداخته شود. نظر صاحب نظران و مفسران بزرگ هم در این جهت گونهگون است.
1. برخی از مفسران، همانند صاحب تفسیر مجمع البیان، مساله استراق سمع جنیان و شیاطین و به دنبال آن نگهبانان و شهاب باران شدن آنها را امری حقیقی میدانند ولی میگویند: ادراک و اطلاع بیشتر آن را به آینده واگذار میکنیم و هم اکنون مساله چندان بر ما روشن نیست.
2. عدهای دیگر میگویند: آسمان، شیاطین، جنیان، شهاب سنگها و… همه امر واقعی و دست یافتنی است و این از ظاهر آیات به دست میآید.
3. جمعی دیگر، از جمله علامه طباطبایی در المیزان و طنطاوی در تفسیر الجواهر، تعبیرات آیات فوق را تشبیه و کنایه دانسته و آن را از باب بیان سمبولیک گرفته و آن را با بیانی گوناگون بیان داشتهاند. به عنوان مثال، آسمان را عالم ملکوت گرفته و بیشتر آن را به امور معنوی حمل کردهاند. به هر تقدیر، هر چند به طور صریح و روشن نمیتوان وارد قضاوت شد: چون علم بشری محدود و جهان هستی و موجودات در آن، اعم از مریی و نامریی، نامحدود، تا جایی که در روایات متعدد وارد شده که: «الف عالم» یعنی هزاران عالم در جهان هستی وجود دارد و در تعبیرات قرآنی و روایی به هفت آسمان و هفت زمین نیز اشاره شده است. به نظر میرسد، در راستای آیات فوق، نزدیکترین و بهترین راه و روش، آن است که ما به صراحت و متن آیات تمسک بجوییم و در عین حال پرونده آن را برکشف، بر آیندگان باز بگذاریم. صراحت متن قرآن شریف این است که:
1. مراد از آسمان، آسمان ظاهر است.
2. مراد از شهاب، شهاب سنگهای مادی و واقعی است که به سوی شیاطین و جنیان پرتاب و مشتعل میشوند.
3. شیاطین و جنیان موجودات ذی شعور و واقعی هستند که وجود خارجی دارند، هر چند نامریی و پنهان هستند.
4. استراق سمع از ناحیه شیاطین و جنیان یک امر واقعی و کار هر روزۀ آنهاست.
5. محافظان و نگهبانان آسمانی، همانند فرشتگان هم، موجودات ذی شعور و مجرد هستند و صراحت قرآن و روایات گواه این نکته است.
در روایات وارد شده که: ابلیس تا آسمان هفتم پیش میرفت. وقتی حضرت عیسی متولد شد، سه طبقه آسمان به روی ابلیس ملعون بسته شد و با تولد رسول اسلام، تمام آسمان هفت گانه به روی او بسته شد و به وسیله ستارهها تیرباران شد. بنابراین هیچ امر غیر واقعی و غیر حقیقی، زمان گونه و خیالی و اسطورهای در قرآن شریف وارد نشده است، تمام امور قرآنی، چه مربی و چه غیر مربی و چه معنوی و چه مادی، واقعی، حقیقی است و وجود خارجی دارد. پس در واقعی بودن و حقیقی بودن این نکات قرآنی شکی نیست. اما در این که بشریت امروز هم میتواند به همه علوم قرآنی دست یابد یا خیر؟ بحثی دیگر. تازه اگر بشر با عقل و علم اندک خود، نتواند بر یک موجود نامریی و آسمانی دست یابد، دلیل بر عدم وجود و نبود نیست. چون طبق قاعده عقلی و فلسفی، «عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود» و همه چیز را باید در «بقعه امکان» قرار داد. به گفته مولانا: دیده حسی زبون آفتابدیدة ربانی جو و بیاب به عنوان مثال حضرت سلیمان زبان حیوانات را میخواند و باد و جنیان را در تسخیر خود داشت. دیگران هم میتوانند جنیان را تسخیر کنند و اگر نمیتوانند بحث دیگری است. آن چه به طور خلاصه قابل بیان است این است که:
1- هم شهاب سنگهایی آسمانی که مورد نظر دانشمندان ستارهشناس است دست یافتنی و واقعی است.
2- هم شهاب سنگهای مورد نظر قرآن، چون علوم قرآنی هم قابل حدس است و هم قابل حس و قابل باور. اما چه کسانی میتوانند به آن دست یابند و چه زمانی میتوان بر آن دست یافت، و یا این که با چه راهکاری میتوان آن را کشف کرد؟ باید به گذشت زمان و اهل فن واگذار کرد، کما این که بسیاری از علوم قرآنی و علوم بشری با گذشت زمان رشد پیدا کردهاند. بلی این بحث پروندهاش هم چنان باز است و لایهها و بطون قرآن، سر جای خود محفوظ، چون علوم بشری هم چون پول خرد است و تجارت با آن مشکل باید منتظر زمانی شد که علم بشری بتواند به درک آن نایل آید.
3- کیهانشناسی چگونه میتواند به ستونهای نامریی آسمان دست یابد و از حفاظت آن به زمینیان خبر دهد؟
همانطوری که بیان شد، علوم بشری، همانند کیهان شناسی، در برابر علوم قرآنی ، همانند پول خردی هستند که تجارت با آن یا ناممکن و یا بسیار سخت است. «ذلک مبلغهم من العلم» کیهان شناسی بیشتر با حس و حدس ، سر و کار دارد. دسترسی بر امور نامریی، هم چون ستونهای نامریی آسمان ، برای کیهان شناسی یا ناممکن است و یا بسیار سخت است. قرآن شریف میفرماید: آسمان هم چون خیمهای بر زمین سایه افکنده و مانند سقفی بنا شده است و این بخش از آسمان را آسمانی که محل ریزش باران است فرق دارد.
آسمان اول محل نظام کیهانی و اختران ثابت و سیاری است که در مدارهای ریاضی، نه طبیعی ، سیر میکنند؛ ولی آسمان دوم همان جو متراکم بالای زمین است که جایگاه ابرهاست.
در مورد زمین هم باید گفت : قرارگاه بودن زمین. به معنای فراش و بستر ملایم برای زندگی است. و این به معنای مقابل حرکت نیست، کما این که فراش و مهار بودن آن با کرویت آن منافات ندارد هم چنین کرویت زمین که مطلب حسی و تجربی است با روش عقلی محض قابل نفی یا اثبات نیست. حرکت زمین نیز همانند کرویت آن که مطلبی حسی است، باید با روشتجربی نفی یا اثبات شود نه از راه عقل محض، زیرا برهان عقلی در امور جزیی خارجی راه ندارد…
در مورد محفوظ بودن سقف آسمان. نیز نظرات گوناگون است. علامه طباطبایی میفرماید: یعنی آسمان از شیاطین و دست برد آنها محفوظ است. کما این که در جای دیگر آمده است «و به راستی، مادر آسمان کاخهایی (کاخها و ساختمانهای بلند آسمانی) قرار دادیم و آنها را برای تماشاگران (زمین و آسمان ) آراستیم. و (هم) آنها را از هر شیطان رانده شدهای محفوظ داشتیم.
هم چنین در مورد این که آیا مرداد از آسمان و زمین ، کل عالم مادی است یا خیر؟ و این که مراد از آسمان و زمین، موجود مادی است یا شامل مجردات هم میشود یا خیر؟ اختلاف نظر وجود دارد و در مورد آسمان مادی و معنوی، هر دو بحثهایی خاصی مطرح شده است که در این مقال، مجال بیان آن نیست. به هر تقدیر، حفظ به معنای ابقاء و نگهداشتن از نابودی است. حفظ نظام کیهانی، به معنای نگه داشت آسمان و اجرام علوی از ریزش و سقوط و در نتیجه، هلاک اهل زمین و نابودی زمین. همچنین، ستارگان در آسمان نگهبانان الهی هستند و در طرد شیطان نقش دارند، اما چه نقشی دارند برای ما چندان روشن نیست. برخی گفتهاند: مراد از آسمان، جو زمین است و این جو به گونهای ساخته شده است که مانع ریزش سنگهای آسمانی به زمین میگردد. به گونهای که از نظر علمی اثبات شده است که همواره زمین از سوی آسمان سنگ باران میشود، اما این سنگ چون به جو میرسند (به علت سرعت و اصطکاک) به گاز تبدیل میشوند. لذا جو زمین محفوظ نامیده شده است. ولی به نظر میرسد منظور از آسمان در این آیه، دست کم این جو نیست. آسمان سقفی است که بر این جهان محسوس کشیده شده است و این جو یا محفوظ از نابودی است و یا محفوظ از سقوط و ریزش . به هر حال، محفوظ بودن آسمان و آسمانیان، و محفوظ ماندن زمینیان از اجرام آسمانی، یک امر بسیار مهمی است. اگر یکی از ستارگان به زمین بیفتد. چه اتفاقی میافتد؟ اگر زمینیان احتمال بدهند، روزی یک از ستارگان به زمین فرو خواهد افتاد، چه خواهند کرد؟ اگر یک روز، نظم کیهانی به هم بریزد، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ و اگر … حال، انسانها، بدون هیچ اتفاقی دارند زیر سقف آسمان زندگی میکنند. زیر یک سقف بسیار مطمئن و محفوظ سقف بسیار مستحکم، اما با ستونهای بسیار ظریف و نامریی. انسانها هنوز ریزبین نشدهاند. هنوز دنبال دیدنیها و حیات میچرخند، از این جهت باور کردن یک امر نامریی برای آنها سخت است. به هر صورت بشریت دارد زیر یک سقف محفوظ زندگی میکند، و نام این سقف را هر چه میخواهید بگذارید. اگر میخواهید بگویید: آسمان جل، باز هم مانعی ندارد. سقف منزل را هم. آسمان آن میگویند و مانعی ندارد که به هر سقفی، آسمان گفته شود و شما زمین را منزل و آسمان را سقف محفوظ آن بدان.
4- قرآن شریف از زلزله قیامت سخن به میان آورده است. طوری که سقف آسمان به واسطة لرزش سنگین آن فرو میریزد و پدیدههای هولناکی رخ میدهد… آیا علم زلزله نگاری و ژئوفیزیک میتواند بر این گونه از علوم قرآنی دست یابد و یا در مورد آن پیشگویی نماید؟ به عنوان مثال آیا میتواند «ریشتر» زلزلة قیامت را پیشبینی و اندازه گیری نماید؟ آن چه در این راستا قابل بیان است این است که: هم زلزلة قیامت، هم چون قیامت یک امر حتمی و واقعی است و هم رخدادهای در آن، یک امر حتمی و یقینی است . قرآن شریف میفرماید: «هنگامی که زمین به لرزش ویژه (خداوندی) لرزانیده شود. یعنی زلزله میآید، چه زلزلهای. هم زلزله میآید و هم خیلی سهمگین و سنگین است. اما در این که: چه زمانی زلزلة قیامت به وقوع میپیوند و از چه کم و کیفی برخوردار است و آیا مراکز زلزله نگاری و ژئو فیزیک، میتوانند از آن سخن به میان آورند و یا در مورد آن ،گمانهزنیها و پیشگوییهایی داشته باشند و یا در مورد «ریشتر» آن اندازهگیری و حسد و گمانی داشته باشند؛ سخن گفتن بسیار سخت است و تا به حال هیچ فردی و یا مؤسسهای از آن خبر ندادهاند. وقتی مراکز زلزله نگاری و ژئوفیزیکی در مورد زلزلة این جهان، حرفی برای گفتن ندارند، چگونه میتوانند از زلزله قیامت خبر بدهند؟ وقتی زلزله هفت «ریشتری» در بخشی از پاکستان. صد هزار قربانی گرفت، فرو ریختن سقف آسمان، با زلزلةقیامت یک امر طبیعی و عادی است. بلی با ریاضی و علوم تجربی ، نمیتوان بر آن دست یافت. باید منتظر ماند تا زمان آن فرا رسد و خود گذشت زمان، آن را بیان خواهد کرد هر چند باور داشتن آن آساناست و قرآن شریف وقوع آن را یک امر حتمی و لاریب فیه میداند. آنچه به طور خلاصه قابل بیان است این است که:
1-قرآن شریف، کتاب انسانسازی، هدایت و شفا است نه کیهانشناسی و زمینشناسی و …
2- بین علوم قرآنی و آیات الهی تناقض وجود ندارد.
3- علوم بشری هم بین آیات الهی نه تناقض میبینید و نه تناقض علمی مییابد.
4- علوم بشری در برابر علوم قرآنی، هم چون پول خرد است و تجارت کردن با آن مشکل است.
5- وقتی علوم بشری نتواند به طور حسی بر علوم نامریی و یا مریی دست یابد پروندة بحث را باز میگذارد و آن را در بقعة امکان قرار میدهد و نیافتن خود را دلیل بر نبودن نمییابد و از این جهت خود را از تکلف گویی و یا تن دادن به تکلف نجات میدهد.