مطبوعات آمریکایی، به ویژه مطبوعات شیکاگو، اخبار بسیار نگرانکنندهای منتشر میکنند.
در 13 ژانویه 2006 شیکاگو مارون، روزنامه دانشجویان دانشگاه شیکاگو در مقالهای به قلم حسن علی، خبرداد که وراث حادثه بمبگذاری انتحاری سال 1997 در اسرائیل، که گویا توسط حماس انجام شد، به دادگاههای آمریکا شکایت کرده و تقاضای دریافت غرامت از ایران کردهاند. آنها مدعیاند که ایران حامی این بمبگذاری بوده است. شاکیان تقاضا کردهاند که در ازای بخشی از غرامت فوق الواح گلی دوران هخامنشی، که در موزه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو نگهداری میشود، به آنان داده شود.
در 13 مارس 2006 روزنامه شیکاگو تریبون، در مقالهای به قلم ران گراسمن، خبر داد که یک وکیل دعاوی اهل رودآیلند به نام دیوید استراچمن علیه دانشگاه شیکاگو شکایت کرده و خواستار دریافت گنجینه آثار باستانی ایران به عنوان غرامت بازماندگان حادثه تروریستی فوق شده است. استراچمن علیه دانشگاه هاروارد، دانشگاه میشیگان، موزه فیلد (شیکاگو)، انستیتوی هنردیترویت، و موزه هنرهای زیبای بوستن نیز شکایت کرده است. در این مؤسسات آثار باستانی امانتی متعلق به ایران نگهداری میشود.
این شاکیان اسرائیلی قبلاً در یک دادگاه آمریکایی ایران را به پرداخت 71 میلیون دلار غرامت محکوم کرده بودند و اکنون برای دریافت غرامت خود بر گنجینه آثار باستانی ایران دست نهادهاند.
در 27 ژوئن 2006 روزنامه شیکاگو تریبون، در مقالهای به قلم اندریو هرمن، خبر داد که موزه فیلد Field Museum در پاسخ به دادگاه به کلی منکر مالکیت ایران به الواح هخامنشی شده و مدعی است که «ما این اشیا را به طور علنی خریداری کردهایم.»
و سرانجام، در 28 ژوئن 2006 روزنامه شیکاگو تریبون، در مقالهای به قلم ران گراسمن، اعلام کرد که قاضی دادگاه مربوطه لایحه وکیل دانشگاه شیکاگو را رد کرده است. این خبر به شدت نگران کننده است.
مجموعهای که مورد طمع اسرائیلیها، و در واقع دولت اسرائیل، قرار گرفته، بخشی از کشفیات منحصر به فرد دوران رضاشاه در تخت جمشید است که با همدستی ذکاءالملک فروغی، نخست وزیر وقت، و دلالی پسرش، محسن فروغی، از طریق پروفسور پوپ و زنش، دکتر فیلیس آکرمن، به آمریکا انتقال یافت. این ماجرا را دکتر محمدقلی مجد، مورخ نوآور و پرکار ایرانی مقیم واشنگتن، در سال 2003 در کتابش، غارت بزرگ آثار باستانی ایران توسط آمریکا 1941- 1925، براساس اسناد از طبقهبندی خارج شده دولت آمریکا فاش کرد. من در همان زمان در وبگاه شخصیام کتاب فوق را معرفی کردم. انتشار کتاب دکتر مجد مقامات دانشگاه شیکاگو را به وحشت انداخت. آنان نگران بودند که ایران اسناد مربوطه متعلق به دوره رضاشاه را یافته و بر اساس آن نسبت به بازگردانیدن دهها هزار لوح گلی دوران هخامنشی اقدام کند. در پی این وحشت، دانشگاه شیکاگو سیصد لوح گلی را به سازمان میراث فرهنگی ایران پس داد. مقامات مسئول ایرانی، که نه کتاب دکتر مجد را خوانده و نه از علل پس پرده بازگردانیدن بخش ناچیزی از الواح دوره هخامنشی مطلع بودند، اقدام فوق را به حساب نیکاندیشی مقامات دانشگاه شیکاگو گذاشتند و سپاسگزار نیز شدند. مسئولان ایرانی چنان پرت و بیگانه با ماجرا بودند که روزنامه گاردین نوشت: دانشمندان آمریکایی با استرداد الواح باستانی ایران را فریفته خود کردند.» در همان زمان من در یادداشتی عملکرد سازمان میراث فرهنگی را نقدکردم. تراژدی اینجاست که به رغم اهمیت کتاب دکتر مجد و اسناد مندرج در آن اثر فوق تاکنون در ایران انتشار نیافته است.
متأسفانه، در طول سه سال اخیر نه تنها هیچ اقدامی از سوی ایران برای بازگردانیدن آثار باستانی امانی در موزه شیکاگو صورت نگرفت بلکه در یک اقدام وحشتناک بخشی از گنجینه موجود در ایران نیز به بهانه نمایش در لندن به خارج انتقال یافت.
کانونهای صهیونیستی، به دلیل قراردادها و اسناد معتبری که به سود ایران در دست است، دیگر حفظ گنجینه به سرقت رفته از تخت جمشید را در موزههای آمریکایی نمیخواهند و تلاش میکنند از طریق شکایت فوق آن را به اسرائیل انتقال دهند.
ضروری است که دولت ایران هر چه سریعتر به اقدامات لازم برای بازپسگیری گنجینه دوره هخامنشی از موزه شیکاگو و سایر موزههای آمریکا، پیش از این که آثار به اسرائیل منتقل شوند، اقدام کند و علیه موزههایی که مدعی خرید و مالکیت این اشیا هستند، به اتهام معامله غیرقانونی و قاچاق آثار باستانی، اقامه دعوی کند.
تعداد الواحی که در تخت جمشید کشف شد بیش از 30 هزار قطعه گزارش شده است. ولی دانشگاه شیکاگو مدعی است که تنها دو هزار قطعه را در اختیار دارد.