آمریکا میداند که منافع نفتی داخلی، رشد چندانی نخواهد داشت و از منابع انرژی غیرنفتی چشمگیری نیز برخوردار نیست به همین دلیل نفت وارداتی از خارج کلید امنیت ملی آمریکا محسوب میشود و امنیت انرژی اساسیترین مولفه امنیت ملی و پیش شرطی برای ادامه رشد اقتصادی ایالات متحده است و اکنون نفت آفریقا از جایگاه ویژهای برای سرمایهگذاری آمریکایی و اروپایی برخوردار است که در این حین رقیبانی از آسیا نیز حضور خود را مطرح کردهاند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از تلویزیون فرانسه، تحلیلگران سیاسی بر این باورند که آمریکا طبق بررسیهای بعمل آمده قاره آفریقا را به عنوان مناسبترین گزینه برای بهرهبرداری اقتصادی، سیاسی از منافع نفتی انتخاب کرده است، زیرا کارشناسان نفت آمریکایی پی بردهاند که بسیاری از مناطق این قاره هنوز مورد اکتشاف قرار نگرفته است و بررسیهای اکتشافی حاکی از وجود منابع بزرگ نفتی در این مناطق است زیرا کشوری مانند لیبی که رتبه اول قاره آفریقا را در خصوص منابع نفتی به خود اختصاص داده است در حال حاضر 40 میلیارد بشکه ذخیره نفتی دارد که فقط اختصاص به 25 درصد از خاک لیبی دارد که مورد اکتشاف قرار گرفته است.
به گزارش تلویزیون فرانسه کارشناسان اضافه کردند: تاکنون اسمی از کشور مغرب در لیست کشورهای دارای نفت برده نشده است و این در حالی است که سرمایهگذاران و شرکتهای نفتی آمریکایی مشغول اکتشاف در این منطقه بوده و شرکت نفتی آمریکایی ونکو ادعا میکند که کشور مغرب از قاره آفریقا فقط 2/3 میلیارد بشکه نفت ذخیره را در اختیار دارد و این آمار چشمگیر باعث شده تا ارزش نفت این قاره را در نظر آمریکا و کشورهای فراصنعتی و صنعتی رقیب این کشور مانند چین و کشورهای اروپایی افزایش دهد و از طرف دیگر آزمایشات انجام گرفته بر نفت این قاره به اثبات رسانده است که نفت آفریقا بسیار مرغوبتر از نفت کشورهای آسیایی است زیرا درصد سولفور بسیار کمی دارد و در بسیاری از مناطق نفتخیز این قاره فقط در حدود 1/0 درصد است و این موضوع تصفیه نفت و تبدیلش به سایر مشتقات نفتی را آسانتر و کمهزینهتر میکند و با توجه به اینکه در بسیاری از کشورهای آفریقایی هنوز بحث ملی شدن نفت مطرح نشده است چپاول این منابع و تسلط بر مالکیت اراضی و منافع نفتی این قاره را برای آمریکا امکانپذیر ساخته است زیرا آمریکا میداند، در صورت سرمایهگذاری در این قاره منفعت ناشی از این منابع بیشتر نصیب شرکتهای نفتی آمریکایی خواهد شد زیرا این شرکتهای خارجی سرمایه و فناوری لازم برای استخراج نفت را دارند.
به گزارش تلویزیون فرانسه: بیش از 50 درصد کشورهای صاحب نفت آفریقایی که در پایین صحرای بزرگ آفریقا زندگی میکنند، کشورهایی مانند گینه استوایی، چاد، کامرون، جمهوری آنگولا، گابن، جمهوری کنگو، نیجریه، با درآمدی معادل روزانه نزدیک به یک دلار زندگی میکنند که نشان دهنده فقر بیش از حد این کشورها است و کشورهای تولید نفت با فقر و ورشکستگی اقتصادی مواجه هستند و فقر این کشورها باعث قاچاق نفت توسط گروههای تبهکاری شده است که حتی با گروگانگیری نیروهای شرکتهای نفتی خارجی همراه بوده است.
تلویزیون فرانسه گزارش داد: تنها 13 کشور از کل 53 کشور قاره آفریقا به عنوان کشورهای دارنده این منبع سوختی است که از میان این 13 کشور تنها 6 کشور: گینه استوایی، لیبی، مصر، جمهوری آنگولا، نیجریه و جمهوری کنگو به عنوان تولید کنندگان اصلی نفت قاره آفریقا محسوب میشوند.
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که صادرات نفت برای قاره آفریقا هم میتواند چالشی باشد و هم فرصتی برای رشد اقتصادی این کشورهای باشد و با افزایش قیمت نفت تعدادی از کشورهای آفریقایی با افزایش درآمد مواجه خواهند شد که میتواند به نفع مردم فقیر این کشورهای باشد و از طرفی به دلیل نداشتن فنآوری این حرفه توسط مردم بومی آفریقا این کالا توسط سرمایهداران خارجی به تاراج برده شده است که در مقابل آن سود ناچیزی عاید کشورهای فقیر میشود.
طبق بررسیهای انجام گرفته تحلیلگران گفتهاند در حال حاضر 15 درصد نفت مورد نیاز ایالات متحده از طریق واردات کشورهای آفریقایی تامین میشود، به عبارت دیگر آمریکا روزانه بیش از سه میلیون بشکه نفت را از طریق آفریقا تامین میکند و این امر به ضرر کشورهای آفریقایی است زیرا طبق سالهای گذشته این انتظار میرود که منابع طبیعی و معدنی این کشورها توسط آمریکا به یغما برود و بدون شک سیاستمداران آفریقایی باید از فرصت پیشرو استفاده کنند و قراردادهایمان را به نفع مردم تنظیم کنند و حتی با آموزش تخصصی و فنآوری پالایش نفت به بومیان این کشورها در صدد ملی کردن این صنعت در کشورهای آفریقایی باشند. به گزارش تلویزیون فرانسه: تحولات اخیر این قاره ناشی از تغییراتی در اتحادیه آفریقا است که با شکلگیری کمیته نفت کشورهای صادر کننده نفت آفریقا ایجاد شده است و میتواند نشان دهنده درک صحیح آفریقا از شرایط کنونی که در آن قرار گرفته باشد و با توجه به دیپلماسی کشورهای رقیب ایالات متحده که در پی ایجاد روابط سیاسی اقتصادی با کشورهای این قاره برآمدهاند میتواند فرصتهای طلایی برای کشورهای این قاره فراهم کند، در صورتیکه با تدبیر سیاستمداران این قاره و به نفع مردم باشد.