علیاکبر اعتمادی
در حالی که همچنان اشغالگران خود را فاتح جنگ میدانند و به رغم تمام تدابیر اتخاذ شده طی روزهای اخیر صدها تن در عراق کشته و یا زخمی شدهاند. پس از تشکیل دولت نوری المالکی و آغاز به کار پارلمان، همگان در انتظار برقراری ثبات و امنیت در عراق بودند. برخلاف تصورات، در این مدت همچنان شاهد گسترش عملیاتهای تروریستی میباشیم. این حملات در حالی صورت میگیرد که:
1) اشغالگران با برپایی عملیاتهای گسترده سرانجام توانستند ابومصعب الزرقاوی، رهبر القاعده عراق را از صفحه این کشور محو سازند. این اقدام که با تبلیغات بسیاری صورت گرفت، پیروزی بزرگی برای اشغالگران بویژه دولتمردان آمریکا قلمداد میشد.
2) با تشکیل دولت مالکی، سران عراق از جمله پارلمان خواستار تعیین جدول زمانی برای خروج اشغالگران از کشور گردیدهاند. در این چارچوب ائتلافهایی نیز ایجاد و مجلس نیز طرحهایی ارائه کرده است.
3) بازماندگان گروه القاعده به رهبری «مهاجر» تاکید کردهاند که در هر شرایطی رسالت زرقاوی را ادامه داده و انتقام آن را از اشغالگرا خواهند گرفت.
4) هر چند که آمریکاییها تلاش داشتند تا با از میان برداشتن جعفری و آوردن جانشینی به جای آن چنان وانمود سازد که از یک سو فرد تعیین شده از دستنشاندگان و حامیان آنها است و از سوی دیگر آمریکاییها بر تحولات سایر عراق، نظارت کامل دارند و در راه پیروزی گام برمیدارند، اما سیاستهای مالکی بویژه در زمینه همگرایی منطقهای از جمله با ایران و کشورهای عربی، درخواست وی برای واگذاری امور به نیروهای عراقی، اعتراض او به سیاستهای اشغالگران، این هدف آمریکا را با شکست مواجه ساخت. بگونهای که بار دیگر افکار عمومی دریافتند که دولت حاکم بر عراق، دستمایه واشنگتن نبوده و به صورت مستقل عمل میکند.
5) در طی هفتههای اخیر بسیاری از متحدان آمریکا از جمله ژاپن، کره جنوبی، رومانی، بلغارستان، اسلواکی خاک عراق را ترک کردهاند. این در حالی است که آمریکا از ائتلاف به عنوان ائتلاف ضد تروریسم یاد میکرد که اکنون شکست خورده است.
6) هر چند که آمریکاییها برای ساخت پایگاه دائم و استقرار کامل در عراق تلاش میکنند، افکار عمومی این کشور دیگر خواهان ماندن فرزندانشان در عراق نبوده و خروج هر چه سریعتر از این کشور را خواستار شدهاند.
7) در طی روزهای اخیر کشورهای منطقه از جمله اتحادیه عرب پذیرفتهاند که با اعزام نیرو پارلمان به عراق، بار دیگر در این کشور فعالیت نمایند که این امر تهدیدی برای منافع آمریکا میباشد.
8) در حالی که دولتمردان عراق خواستار واگذاری امور امنیتی بسیاری از شهرها به نیروهای امنیتی عراق میباشند، اشغالگران برآنند تا این نیروها را ناکارآمد و غیر قابل اعتماد نشان دهند.
9) هر چند که اشغالگران تمام ناآرامیهای عراق و تهاجمات را از نگاه گروههای القاعده میبینند اما حقیقت آن است که بسیاری از گروههای مردمی نیز خواستار پایان اشغال کشورمان میباشند. این مهم را در تظاهراتهای گسترده مردمی در سراسر عراق میتوان مشاهده کرد که در آن همگان خواستار خروج اشغالگران شدهاند.
10) یکی از نکات قابل تامل در تحولات عراق، همزمانی آن با جنایات رژیم اشغالگر قدس در سرزمینهای اشغالی فلسطین میباشد. در حالی که این ناآرامیها در عراق افزایش یافته در نقطه مقابل در سرزمینهای اشغالی نیز رژیم صهیونیستی مبادرت به تشدید جنایات نموده است. این امر قابل ذکر است که هر زمان افکار عمومی متوجه آمریکا و یا رژیم صهیونیستی گردیده، طرف مقابل با توسعه ناآرامیها، افکار عمومی را از متحد خود دور میسازد. بر این اساس و با توجه به آنچه ذکر شد، عوامل تاثیرگذار در ناآرامیهای اخیر عراق را در چند بعد میتوان بررسی کرد.
الف- نیروهای القاعده که به گفته خود برای گرفتن انتقام رهبران خود فعالیتهایشان را تشدید کردهاید. هر چند اگر این حقیقت که آنها، عامل ناآرامیها هستند پذیرفتی باشد، اما همچنان این ناآرامیها را باید شکست سنگین آمریکا در مبارزه با تروریسم دانست در حالی که آنها با مرگ زرقاوی با تبلیغات گسترده، خود را فاتح جنگ با تروریسم لقب دادند.
ثانیاً: نیروهای اشغالگر که با هدف، انحراف افکار عمومی از جنایات آنها در قبال مردم عراق نظیر رسوایی اخیر سرباز این کشور در قتل خانواده عراقی، ناکارآمد نشان دادن دولت مالکی و لزوم تغییر آن (البته با فردی مورد نظر آمریکا) دخالت مجدد آمریکا در تدوین سیاستهای عراق و قانون اساسی (بارها مقامات کاخ سفید و خلیلزاد، تاکید کردهاند که دولت توانایی تصمیمگیری ندارد و آنها باید مشاوران آن باشند) معرفی قانون اساسی به عنوان عامل ناآرامیهای عراق که باید به سبک غربی تغییر کند، تلاش غرب برای گسستن اتحاد عراق با همسایگان بویژه با ایران چنانکه در آخرین حمله تروریستی بیش از 10 تن از زائران ایرانی به شهادت رسیدند. توجیه حضور و حتی افزایش شمار نیروهای آمریکایی در عراق به بهانه عدم شکلگیری و آمادگی نیروهای امنیتی عراق که حداقل یکسال دیگر حضور اشغالگران را تضمین میکند.
در نهایت و بر اساس آنچه ذکر شد در تحولات کنونی عراق هر گروه و نیرویی (گروههای القاعده و نیروهای آمریکایی)، مسئول این ناآرامیها و جنایات باشد، این نکته قابل ذکر است که مسئولیت کامل این جنایات با اشغالگران میباشد. چرا که اولا بر اساس قوانین آنها مسئول تامین امنیت در عراق میباشند در حالی که تاکنون برای این مهم اقدامی نداشتهاند ثانیا ذکر این امر ضروری است که دلیل ایجاد گروههای تروریستی و اجرای چنین تحرکاتی، حضور اشغالگران در عراق میباشد ثالثا این تحرکات را نمیتوان صرفا از جانب گروههای خرابکار دانست بلکه بخشی از آن (بویژه حملات به نیروهای آمریکایی) اقدامی مردمی برای وادار ساختن اشغالگران از کشورشان میباشد. بر این اساس چنانکه روزی اشغالگران با نام برقراری امنیت و دموکراسی به عراق وارد گردیدند، آنها امروز باید با عنوان پایان دادن به ناآرامیها و احترام به خواست و نظر مردم این کشور، عراق را ترک تا بار دیگر ثبات در این کشور برقرار گردد.