سرانجام آنچه را که بسیاری از تحلیلگران واقع بین منتظرش بودند بوقوع پیوست و کابینه رژیم صهیونیستی با آتش بس، خروج از جنوب تا خط آبی و سپردن این مناطق به ارتش لبنان و نیروهای بینالمللی و مذاکره برای آزادی اسیران دو طرف موافقت کرد. حاصل لجبازی، کوتهبینی و غرور بیجای رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکایی آن، صدها کشته، زخمی و ویرانیهای بسیاری بود که دنکیشوتهای صهیونیست بوجود آوردند.
سادهنگری است اگر آثار و تبعات این رویداد عظیم و منطقهای را در ظرف زمانی و مکانی محدودی ببینیم و به نتایج گسترده آن بیتفاوت باشیم. این آثار و تبعات عبارتند از:
1- تقریباً تمام ناظران و تحلیلگران خبری و سیاسی در پی مصاحبه وزیر خارجه رژیم صهیونیستی، یکصدا اعلام کردند که حزب الله پیروز قاطع این میدان نبرد سهمگین است. پیروزی حزب الله آنچنان کوبنده و قاطع بود که رسانهها و مقامهای رژیم صهیونیستی نیز به آن اعتراف کردند و وزیر خارجه این رژیم- به رغم رجز خوانیهای پیشین- آشکارا اعلام کرد که: "هیچ ارتشی قادر به خلع سلاح حزب الله نیست." این پیروزی بدون تردید آثار جدی در صحنه سیاسی و نظامی منطقه خواهد داشت که به آن پرداخته میشود.
2- حزب الله لبنان در نبرد 33 روزه اخیرکاری کرد که هیچ ارتش عربی در تاریخ منازعات خاورمیانه انجام نداده است. ارائه سطح نوینی از جنگهای نامتقارن و چریکی، تحمیل مکان و شیوه نبرد به دشمن، پرهیز از درگیری جبههای، انهدام نیروهای انسانی، ادوات و تجهیزات پیشرفته و حضور بموقع در تمامی مناطق درگیری از جمله ابتکارات و خلاقیتهایی است که نیروهای مقاومت اسلامی در انجام آن موفق بودند. این شیوه نبرد بدون تردید الگوی آتی مبارزه ارتش فقیران خواهد شد که به نیروهای هوایی و فناوری پیشرفته دسترسی ندارند. به عبارت دیگر، به رغم سلطه اندیشه آمریکایی فناوری پیشرفته در جنگ. بویژه پس از دو جنگ در عراق. بار دیگر نیروی انسانی معتقد، کمبود سلاحهای پیشرفته- بویژه در نبردهای زمینی- را جبران خواهد کرد و استراتژیهای نظامی بر روی تربیت کادرهای وفادار. بویژه در خاورمیانه – متمرکز خواهد شد.
3- در آغاز جنگ در لبنان، نگارنده مقالهای تحت عنوان "آغازی بر پایان حیات رژیم صهیونیستی" نوشت و در آن تأکید کرد که به دلیل تغییر موازنهها، این جنگ را میتوان آغاز پایان حیات رژیم صهیونیستی نامید. اکنون نیز ضمن تکرار آن تحلیل، بر این نکته با قاطعیت بیشتری میتوان تأکید کرد. بیشک پس از جنگ لبنان و پایان افسانه شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی، ما شاهد تغییرات جدی در استراتژیهای نظامی، سرعت گرفتن روند صلح خاورمیانه و حضور پررنگ آمریکا در معادلات سیاسی بین اعراب و اسرائیل به منظور ایجاد موازنه مطلوب واشنگتن در منطقه خواهیم بود. منطقیترین گزینه در صورت وقوع چنین امری، همراهی آمریکا با گرایشات مسلط در منطقه به منظور بهرهمندی از شرایط و موقعیتهای مطلوب خواهد بود. در چنین صورتی، ما شاهد چهره معتدلتر و متواضعانهتری از آمریکا در تعامل با کشورهای منطقه- بویژه کشورهایی که هژمونی آمریکا را به چالش کشیدهاند. خواهیم بود.
آیا آمریکا به ملزومات و واقعیات یک خاورمیانه جدید مبتنی بر عدالت و دوری از هژمونی طلبی تن خواهد داد؟ در این معادله جدید جایگاه رژیم صهیونیستی کجا خواهد بود؟
آینده به چنین پرسشهایی پاسخ خواهد داد. ولی در صورت سختتر شدن موضع آمریکا در حمایت از رژیم صهیونیستی و نادیده گرفتن واقعیتهای ژئوپولتیک، ژئواستراتژیک و جغرافیای انسانی منطقه، بیشک خاورمیانه وارد دور جدیدی از آشوب گسترده خواهد شد که بنظر نمیرسد آمریکا، اروپا و حتی رژیم اشغالگر قدس توان تحمل آن را داشته باشند. آمریکا باید بپذیرد که خاورمیانه جدید، منطقهای مبتنی بر روح جمعی ملتهاست. که با تکیه بر نقاط مشترک و پیوندهای دیرین با تکیه بر فرهنگ بومی شرایط جدیدی را برای خود تعریف میکنند. در چنین دورنمایی، تحمیل فرهنگ و شیوه زندگی خلاف عرف مردم، بدون تردید با مقاومت های جدی روبرو خواهد شد.
4- بدون آنکه بخواهیم به هویتهای قومی، ملی، دین و مذهبی متفاوت مردم منطقه تکیه کنیم، باید اذعان و اعتراف نماییم که حزب الله از سویی چهره دروغین مدعیان استقلال، تمامیت ارضی و هویت ملی اعراب را بر ملا ساخت و از سوی دیگر، بازگو کننده مظلومیت شیعه شد که مدعیان دفاع از اسلام، ناجوانمردانه آن را در پیش پای آمریکا و صهیونیسم ذبح کردند. از این غمانگیزتر آنکه، شیعیان اکنون در عراق، پاکستان و ... اکنون قربانی مظلوم توطئههایی هستند که اسلام خواهان دروغین آنها را تدارک میبینند. چه زیبا گفت رهبر صادق حزب الله خطاب به این کشورها و افراد که ما قلبها و شمشیرهایتان را نمیخواهیم. ... فقط ما را به خود واگذارید! و این، همان راز ماندگاری شیعه در طول تاریخ است. ... "مظلومیت پیروز"!
باید بپذیریم که مردم منطقه از هر قوم، نژاد،زبان، دین و مذهب، سرنوشت مشترک دارند و در یک قطار بسر میبرند.
ما بیش از آنکه نقاط افتراق داشته باشیم، وجوه مشترک داریم که از تاریخ ،فرهنگ و تصور ذهنی مشترک سرچشمه میگیرد. باید بدانیم که بیگانگان در حالی که برای خود در جستجوی وحدت هستند، برای چیره شدن بر ما، نسخه تفرقه و تفاخرهای دروغین میپیچند. در چنین وانفسایی، بدون تردید هر صدایی که ندای وحدت سردهد، دوست ملتهای منطقه و هر کسی که بر تفرقه اصرار ورزد، دشمن مردم منطقه است. حق و باطل و معیارها و مصادیق آن دیگر بخوبی نمایان شدهاند و حزب الله نمونه کامل و مصداق اعلای جریانی است که با شعار وحدت و دفاع از حق و پافشاری بر اعتقاد، عزت و شرف را برای مردمان مظلوم و محروم منطقه به ارمغان آورد. بیاییم بجای تفرقه، بر اشتراک و وحدت تکیه کنیم و به دردهای ملتهای منطقه که عدالت، آزادی، رفع تبعیض، رفع تحقیر و استقلال ملتهاست بپردازیم و از دستاوردهای درخشان پیروزی حماسی حزب الله برای تحکیم دوستیها استفاد کنیم.